loading...

???? ???? ???????

بازدید : 24
شنبه 27 بهمن 1403 زمان : 11:34


توبه در فقه اسلامی
در منابع فقاهتی مذهبها اسلامی، همواره بر وجوب توبه از گناهان تأکید شد‌ه‌است و وجوب آن فوری دانسته گردیده‌است.[۲۱][۲۲]

بعضی از فقها برای توبه آداب خاصی نیز بیان کرده‌اند. برای مثال برخی غسل توبه را در شمار غسل‌های مستحب[۲۳][۲۴] و نماز توبه را در شمار نمازهای مستحبی پک پذیرایی ترحیم مشهد آورده‌اند.[۲۵]

توبه از اشکال گناهان
در منابع دینی، اقسام گناهان و روش توبه از هر یک و نیز تاثیر توبه در کیفرهای مادی مطرح شد‌ه‌است‌. بر این مبنا‌، در صدر انتخاب میشود که گناه فقطً در محدوده حق الله میباشد یا این که افزون بر آن جنبه حق دیگران نیز دارااست.

حق الله
درصورتی که توبه از گناهی باشد که فقطً حق الله و از واجبات عبادی میباشد‌، در شرایطی‌که از واجباتی باشد که می‌گردد آن را جبران کرد، مانند قضا کردن نماز یا این که روزه‌ها، بایستی خلال ندامت و تصمیم بر شکاف گناه‌، در صدد جبران آن واجب نیز برآید و در صورتیکه در حین توبه قادربه جبران آن وجود ندارد می بایست قصد نماید که هرگاه توانست جبران نماید و در شکل بروز نشان‌های مرگ می بایست وصیت نماید.[۲۶] درصورتی که ترازو واجباتی را که رخنه‌ کرده نداند، بایستی میزانی را که اطمینان به سوراخ آن دارااست قضا نماید.[۲۷]

در توبه از گناهانی که حد یا این که تعزیر دارا‌هستند (مانند زنا یا این که شرب خمر) درصورتی که پیش از ثابت گناه نزد حکم دهنده شرع توبه نماید، توبه او میان وی و پروردگار پذیرفته گردیده و حد و تعزیر از او ساقط می‌گردد.[۲۸] در اینگونه مواقعی‌، اقرار به گناه واجب وجود ندارد‌، بلکه اقرار نکردن مستحب میباشد.[۲۹] ولی در شرایطی که جرم او به واسطه اقرار خودش نزد حکم دهنده شرع ثابت خواهد شد و بعد از آن توبه نماید، حکم دهنده در اجرای حد و بخشودن او تفویض دارااست و چنانچه گناه او به واسطه شهیدشدن شهود نزد حکم دهنده اثبات خواهد شد و بعداز آن توبه نماید، حد و تعزیر از او ساقط نمی گردد.[۳۰]

در شرایطی که شخص مرتکب فعل حرامی گردد که حد یا این که تعزیر ندارد (مانند دروغی که به واسطه آن ضرری به دیگری نرسد) پشیمانی و اراده بر رخنه‌ گناه کافی میباشد.[۳۱]

حق مردم
رسول اکرم(ص) فرمود:
عدل و داد نیكو میباشد ولی از دولتمردان نیكوتر، سخاوت نیكو میباشد ولی از ثروتمندان نیكوتر؛ زهدو تقوا نیكو میباشد البته از علما نیكوتر؛ طاقت نیكو میباشد البته از فقرا نیكوتر، توبه نیكو میباشد ولی از جوان ها نیكوتر و حجب و حیا نیكو میباشد البته از زنان نیكوتر.[یادداشت ۵]

نهج الفصاحه ص۵۷۸، ح ۲۰۰۶

هر گناهی جنبه حق الله داراست، در حالتی که ضمن حق‌الله جنبه حق مردم نیز داشته باشد، در همگی آن ها بایستی جنبۀ حق اللهی را با پشیمانی و اراده بر شکاف گناه جبران نماید و در نصیب حق الناسی یک سری شرایط دارااست:

چنانچه گناه زبانی باشد (مانند قَذْفْ، افترا و غایب بودن) مایحتاج میباشد از هر که به وی گزند گردیده حلالیت طلبیده خواهد شد. بعضا معتقدند در حالتی‌که مالک حق‌، به قذف یا این که بهتان یا این که غایب بودن دانش نداشته باشد نیازی به معذرت خواهی از وی وجود ندارد‌، عالی میباشد از طرف وی استغفار نماید و به درگاه پروردگار تضرع کند تا توبه‌اش پذیرفته گردیده و در قیامت از تبعات گناه در هواخواهی بماند.[۳۲]
در گناهانی که ضرروزیان بدنی به کسی وارداتی (همانند تنبیه بدنی کردن یا این که قتل) احکامی مانند قصاص و دیه اعمال گردد، مگر آنکه مالک حق از حق خویش سپری شد نماید.[۳۳]
در گناهانی که ضرروزیان مالی به کسی وارداتی (مثل دزدی، معدود فروشی، ربا)، جبران ضرروزیان مالی‌، به تفصیلی که در منابع شرعی نام برده میباشد‌، واجب میباشد.[۳۴]
امام علی(ع) به كسى كه در محضر وی «أستغفر اللّه» اظهار کرد، فرمود:
مامان بر تو بباید گریست می‌دانى استغفار چیست؟ استغفار درجت بلند رتبگان میباشد و شش معنى براى آن میباشد: در آغاز پشيمانى بر آنچه سپری شد، و دوم اراده بر سوراخ رجوع و برگشت، و سوم آن که دستمزد عموم را به آنها بپردازى چنانکه خداوند را تمیز ديدار کنى و خویش را از گناه تهى سازى، و چهارم این که حقّ هر واجبى را که ضایع ساخته‌اى ادا سازى و پنجم این که گوشتى را که از حرام روییده میباشد، با ناراحتی‌ها آب کنى چندان که پوست به استخوان چسبد و در میان آن دو، گوشتى جدید روید، و ششم آن که درد طاعت را به بدن بچشانى، چنانکه شيرینى معصیت را بدان چشاندى، بعد أستغفر اللّه اعلام کردن توانى.

نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، حکمت ۴۱۷

توبه از اعتقادات فسخ
در باره توبه از اعتقادات فسخ‌، در حالتی که سایر افراد دانش به یقین فسخ او پیدا نکرده باشند، توبه دربین وی و آفریدگار کفایت می‌نماید. در صورتی‌که سایر افراد از اطمینان فسخ او دور اندیشی یافته باشند و وی بقیه افراد را هم به پذیرفتن نظریه فسخ خویش دعوت کرد‌ه باشد، می بایست اشخاصی را که دانش به نظریه فسخ او داشته‌اند، از خرابی نظریه خویش و دست کشیدن از آن آگاه نماید. چنانچه افرادی به واسطه دعوت او به عقاید فسخ گرویده باشند، بایستی ضمن مطلع نمودن آن ها از بطلان نظریه‌اش‌، آنها را نیز به آزاد کردن آن نظریه فراخواند.[۳۵]

در مورد توبه از بدعت، بر پایه ی بعضی احادیث‌، شخص بدعتگذار تا وقتیکه کلیه افرادی را که به واسطه بدعت او گم راه گردیده‌اند از خرابی نظریه‌اش با خبر نکند و آنان را به رویکرد راست نخواند، توبه‌اش پذیرفته وجود ندارد.[۳۶]

توبه از ارتداد
در فقه امامیه، توبه مرتد فطری در جهان پذیرفته وجود ندارد؛ هرچند در‌صورتی‌که راستین باشد، در پیشگاه پروردگار مورد قبول میباشد.[۳۷] مرتدِ ملی آغاز توبه داده میگردد و در‌صورتی‌که نپذیرفت حدّ ارتداد بر وی سرازیر می شود.[۳۸][۳۹]

بازدید : 35
پنجشنبه 25 بهمن 1403 زمان : 11:00


شکنجه
شکنجه واردکردن آزار جسمی یا این که روحی به مجرم یا این که غیرمتهم میباشد. شکنجه حرام میباشد و این حکم از عامل حرمت آزار رسانی به کار گیری می‌گردد. فقها شکنجه را از پررنگ‌ترین مصادیق ایذاء دانسته‌اند. اما برخی از فقها با استناد به قواعد عقلی مانند قاعده نثار اهم بر اصلی قائل به مجوز شکنجه به طور محصور گردیده‌اند و اذن مجتهد جامع الشرایط را نیز دراین مورد خاص ما یحتاج پک پذیرایی ترحیم مشهد می دانند.

در تاریخ از شکنجه در جهت هدف ها سیاسی و اعتقادی مستعمل میباشد؛ نظیر شکنجه آسیه همسر فرعون و اصحاب اخدود به‌خیال ایمان به آفریدگار؛ شکنجه یاسر، سمیه و عمار به جهت تایید اسلام؛ شکنجه میثم تمّار، حُجر بن عَدی در پشتیبانی از ولایت امام علی(ع)؛ شکنجه امام موسی کاظم(ع) به فرمان هارون و شکنجه معارضان عقیده خوی قرآن کریم و مهربان به امر واثق عباسی در روزگار بنی‌عباس؛ و شکنجه تنی چند از علما و روحانیان در کشور‌ایران و عراق به جهت نزاع و مخالفت با حکومت پهلوی و حزب بعث عراق.

معنی
شکنجه آزار جسمی یا این که مشقت روحی[۱] در جهت اقرار به جرم یا این که تصاحب کردن تعهد از مجرم یا این که غیرمتهم میباشد.[۲] روضه خوان طوسی در کتاب التبیان شکنجه را درد و رنجی می داند که استمرار داشته باشد.[۳] شکنجه واژه و کلمه‌ای فارسی میباشد و در گویش عربی عذاب و تَعذیب(زَدن) مساوی واژه شکنجه نام برده میباشد.[۴] بعضی از مصادیق شکنجه در کتاب‌های شرعی پایین تیتر حیوان آزاری[۵] قابل مشاهده میباشد.

مقام و مداقه
در کتاب‌های دینی درباره شکنجه بابی جدا از هم تدوین نشده میباشد ولی در جایگاه حرمت ایذاء و آزار دیگر افراد[۶] و مُثلِه کردن[۷] و قصاص با ابزار کُند و یا این که هر رفتاری که سبب شکنجه متهم گردد[۸] و همینطور در دعوا اقرار دزد و حالت اقرار کننده (مُقِر)[۹] درباره‌ی‌های حدود و تعزیرات، قصاص و دیات به شکلی زود گذر حاوی مطالبی درین خصوص میباشد. عامل‌ی چهارگانه‌ استنباط احکام نیز بر حرمت ایذاء، اذیت و بی آبرویی آدم دلالت دارا هستند[۱۰] و فقها شکنجه را از پررنگ‌ترین مصادیق ایذاء دانسته‌اند.[۱۱]

به نظریه منتظری در کتاب مبانی دینی حكومت اسلامی شکنجه جنایتکار برای کشف داده ها (در موضوعی که از اهميت قابل توجهی بهره مند باشد نظیر مراقبت نظام اسلامی) از باب تعزیر تحت عنوان رخنه‌ واجب[یادداشت ۱] جاری ساختن می‌گردد.[۱۲] نجم‌الدين مروجى طبسى (زاده: ۱۳۳۴ش) این نظر را دارد که اجرا این تعذیب بایستی با اذن دانا جامع‌الشرائط باشد[۱۳] ولی علامه طهرانی از شاگردان علامه طباطبایی در کتاب ولایت عالم در حکومت اسلام ممنوعیت و حرمت شکنجه را به‌طور مطلق دانسته و در هیچ قوانینی فایده‌گیری از اینگونه طرز‌ای را روا ندانسته و آن را حرام میداند.[۱۴]

در قانون اساسی ضمن اصل ۳۸ که دلالت بر ممانعت شکنجه داراست، در قانون ها موضوعه به عنوان مثال ماده ۵۷۸ ضابطه مجازات اسلامی ضمن نهی کردن اذیت و آزار جهت دریافت کردن اقرار، برای خلاف‌کار مجازات گزینش کرده است.[۱۵]

بازدید : 71
چهارشنبه 24 بهمن 1403 زمان : 14:56


انحصارگرایی در بقیه ادیان
مثال‌هایی از انحصارگرایی در سخنان رهروان بقیه ادیان ابراهیمی، یعنی یهودیت و مسیحیت،[۲۵] گزارش گردیده است:

انحصارگرایی در یهودیت
انحصارگرایی یهودی فرض می گیرد که تورات، صرفا حوزه واقعیت میباشد و یهودیت صرفا آئین وحیانی میباشد که تبعیت از آن، ضمانت‌کننده نجات و رستگاری میباشد.[۲۶] آن‌ها با اعتنا به برخی متن ها فقاهتی خویش، یهودیان را قبیله برگزیده و به یاد ماندنی پک پذیرایی ترحیم مشهد می دانند.[۲۷]

انحصارگرایی در مسیحیت
در مسیحیت نیز با استناد به متن‌ها مقدس خویش، بر دو خصوصیت حقانیت و نجات‌بخشی به‌واسطه تبعیت از آیین مسیحیت تأکید گردیده و بقیه سنت‌های شرعی از این دو موهبت محروم دانسته گردیده‌اند.[۲۸] کلیسای مسیحی از مجال نوشته‌های اول خویش اینگونه تبلیغ نموده است که عیسی مسیح صرفا منش وصال به پروردگار میباشد.[۲۹] برای مثال در رساله ایفا رسولان اورده شده «در هیچ‌کس غیر از وی نجات وجود ندارد، چون نام دیگری تحت افق به عموم عطا نشده که بدان نجات یابند.»[۳۰] در انجیل یوحنا نیز آمده میباشد: «راه و روش منم و معاش منم. هیچ‌کس نمی‌تواند به معبود رسد، مگر به‌وسیله اینجانب.»[۳۱] انحصارگرایی مسیحی همینطور با استناد به آموزه تَجَسُّد[یادداشت ۱] و فِدْیه[یادداشت ۲] بر این باورند که عیسی مسیح برای نجات بشریت به صلیب آویخته شد و نجات فقط در تقلید از او، قابلیت‌پذیر میباشد.[۳۲] مسیحیت کاتولیک، کلیه اشخاصی را که خارج از کلیسا باقی بمانند، از رستگاری محروم دانسته و آنها‌را وارد در حریق و عذاب ابدی میداند؛ مگر آن که قبل از به نقطه نهایی وصال معاش‌شان به کلیسا بپیوندند.[۳۳]

سازه به نقل از قرآن در آیه «وَ قَالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَىٰ؛ و می‌گفتند: هیچ وقت کسی جز یهود و نصاری، درون در پردیس نمیشود.»[۳۴] و همینطور آیاتی مانند آیه ۱۸ سوره مائده و نشانه‌ها ۸۰ سوره بقره و ۱۳۵ سوره بقره، یهودی‌ها و نصرانی‌های بعدازظهر فرستاده اسلام(ص)، رستگاری و نجات را به آئین خودشان منحصر به فرد می‌دانستند که ولی قرآن مدعای آن‌ها‌را ابطال نموده است.[۳۵]

انحصارگرایی در ادیان غیر ابراهیمی
انحصارگرایی فقهی به ادیان ابراهیمی محصور نمیشود و در دو آئین هندو و بودا، از دیرین‌ترین نظام‌های شرعی دنیا، نیز اگرچه کمتر به آن گرایش دارا‌هستند، البته مثال‌هایی از انحصارگرایی را می‌اقتدار در آنان یافت.[۳۶] گفته میگردد رهروان این ادیان بر درستی مدعیات فقهی خویش سماجت می‌نمایند و براساس آموزه‌های مهم خویش، ادیان دیگر را کنار می گذارند.[۳۷]

جستارهای متعلق
کثرت‌گرایی فقاهتی
شمول‌گرایی فقهی
پانویس
پترسون و بقیه افراد، عقل و اطمینان فقهی، ۱۳۹۳ش، ص۴۰۲-۴۰۴؛ یوسفیان، حرف تازه، ۱۴۰۱ش، ص۲۸۱.
برای مثال نگاه فرمایید به هیک، فلسفه آیین، ۱۳۹۰ش، ص۲۴۳؛ پلانتینجا و بقیه افراد، جستارهایی در فلسفه آیین، ۱۳۸۰ش، ص۸۶-۸۷؛ یاندل و سایرافراد، فلسفه آیین، ۱۳۹۲ش، ص۳۳۴.
پترسون و سایر افراد، عقل و یقین فقاهتی، ۱۳۹۳ش، ص۴۰۲.
هیک، فلسفه آیین، ۱۳۹۰ش، ص۲۴۳؛ پلانتینجا و سایر افراد، جستارهایی در فلسفه آئین، ۱۳۸۰ش، ص۸۶-۸۷؛ یاندل و سایر افراد، فلسفه آیین، ۱۳۹۲ش، ص۳۳۴.
پترسون و سایر افراد، عقل و یقین فقاهتی، ۱۳۹۳ش، ص۴۰۲.
پترسون و دیگرافراد، عقل و یقین فقاهتی، ۱۳۹۳ش، ص۴۰۲.
پترسون و سایر افراد، عقل و باور شرعی، ۱۳۹۳ش، ص۴۰۴.
خسروپناه، صحبت نو با راه و روش اسلامی، ۱۳

بازدید : 28
سه شنبه 23 بهمن 1403 زمان : 10:43


قیامت
برای دیگر کاربردها قیامت (عدم وضوح‌زدایی) را ملاحظه کنید.
قیامت روزی میباشد که بنابر آموزه‌های اسلام، تک تک آدم‌ها به خواست الهی برای احتساب اعمالی که در عالم جاری ساختن داده‌اند در پیشگاه الهی گردآوری میشوند. تا قبل از این روز وقایعی شگفت در زمین و عرش روی میدهد که به اشراط الساعه مشهور میباشد. قرآن و احادیث تاکید دارا‌هستند که فرصت قیامت، بر کسی جز خداوند مشخص وجود ندارد.
قیامت اتفاق‌ای میباشد که تمامی شی ها و کلیه انسانها را دربرمیگیرد و رخداد‌‏ای میباشد که برای مجموع عالم صورت میدهد و مجموع دنیا وارد مرحله تازه و حیات تازه و نظام نو می شود. برای به حساب آوردن اجرا آدم، ضمن اعمالی که به طور مُجَسَّم و عینی در پیش دیده وی جای دارد، طومار اجرا آدم که آحاد انجام بشر در آن ضبط گردیده به وی داده میشود. هر که طومار اعمالش به دست چپش داده گردد، اهل دوزخ و جهنم میباشد و آنکه طومار اعمالش به دست راستش داده می گردد، یعنی در‌ستکار بوده و اهل فردوس و رستگاری میباشد. گواهانی نیز که شاهد ایفا آدم بوده‌اند برای شهیدشدن‌دادن وجود دارا پک پذیرایی ترحیم مشهد هستند.

اجرا بشر در آن روز با پیشوایان فقاهتی(نبی اکرم(ص)، امامان و صالحان) معقول می شود و هر که ایفا و اعتقاداتش تشابه بیشتری با جاری ساختن و اعتقادات وی داشته باشد، سعادتمندتر خواهد بود.

اسم‌های قیامت
نوشته‌علمیٔ مهم: فهرست اسامی قیامت در قرآن
قیامت را اسم روز یا این که مکانی دانسته‌اند که مردگان بعد از زنده شدن در آن روز یا این که جای برای محاسبه می‌ایستند.[۱] به گفته آیت‌الله جوادی آملی، در قرآن، بیشتراز صد اسم و وصف درباره قیامت آمده که هر یک راز یا این که اسراری دارا هستند. بعضا از آنان عبارت‌اند از: یوم البعث (رستاخیز)، اتفاق، الساعة، یوم القیامة، میعاد، الیوم الآخِر (آخرت)، یوم الدین، یوم الحساب، یوم الدین، یوم الجمع، یوم الفصل (روز طلاق)، یوم الحق، یوم الخروج، یوم الموعود (روز نوید و مژده)، یوم الخلود (جاودانگی)، یوم الحسرة، یوم التغابن (روز آشکار شدن خسارت‌ها)، یوم الوعید، الحاقه (تحقق‌پیداکننده)، مرصاد (کمین‌گاه)، دار القرار (سرای استوار).[۲] به قیامت، «قیامت کبری» نیز گفته می شود، در قبال قیامت صغری یا این که به عبارتی برزخ که فورا بعداز مرگ آدم شروع میشود و تا مجال قیامت کبری ادامه داراست.[۳]

مقدمات و آرم‌های قیامت
نوشته‌ی علمیٔ مهم: آرم‌های قیامت
اتفاقاتی پیش از روز قیامت روی میدهد که به آن‌ها اَشراط الساعه نیز گفته می شود. قرآن مهربان به برخی از این آیات اشاره نموده است:

متلاشی شدن کوه‌ها[۴]
جاری شدن دریاها[۵]
ز‌لزله‌های پهناور و ویرانگر[۶]
بدون نور شدن خورشید[۷]
بدون‌نور شدن ماه[۸]
بدون نور شدن ستارگان[۹]
شکافتن عرش[۱۰]
دمیده شدن صور اسرافیل[۱۱]
فرصت قیامت
صرفا پروردگار از مجال فرارسیدن روز قیامت اگاهی داراست؛ به همین ادله، فرارسیدن قیامت، ناگهانی میباشد، به سیرتکامل‌ای که بخش اعظمی در غفلت به راز میبرند.

یسْئَلُونَک عَنِ السَّاعَةِ أَیانَ مُرْساها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّی لا یجَلِّیها لِوَقْتِها إِلاَّ هُوَ ثَقُلَتْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لا تَأْتیکمْ إِلاَّ بَغْتَةً یسْئَلُونَک کأَنَّک حَفِیٌّ عَنْها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ اللَّهِ وَ لکنَّ أَکثَرَ النَّاسِ لا یعْلَمُونَ (ترجمه:درباره قیامت از تو می پرسند که در چه وقت واقع می شود؟ بگو: «اتفاق‌ای بس پهناور در عرش‌ها و زمین میباشد و صرفا آفریدگار میداند و جز وی کسی وقتش را نمی‌داند و به صورت ناگهان میاید،» چنان از تو میپرسند که گویی از وقوع آن خبر داری، بگو: «دانش آن نزد خداست، اما بیشتر عموم نمی‌دانند.».)[اعراف–۱۸۷.]


عدم دور اندیشی از فرصت وقوع رستاخیز، در کنار ناگهانی‌بودنش، با اعتنا به عظمتش باعث می گردد هیچ‌گاه عموم قیامت را بدور ندانند و همواره درانتظار آن باشند، بنابراین خویش را برای نجات در آن فراهم سازند، و این عدم درایت تاثیر مثبت و روشنی در تربیت نفوس و اعتنا آن‌ها به مسئولیت‌ها و دوری از گناه خواهد داشت.[۱۲]

جای قیامت
مطابق آیه ها قرآن، در روز قیامت، تمامی مردگان، به صورت ناگهانی و به یکباره، با اقتدار معبود مجدد زنده میگردند، از قبرها خارج آمده، در صحرای محشر گردآوری میشوند و به اکانت آن ها بازرسی می شود. جای حضور و حسابرسی آنها در فضایی میباشد که حقیقت آن چندان برای ما پر‌نور وجود ندارد. ولی بر طبق آیه ها قرآن کریم و مهربان، این نکته مشخص و معلوم میباشد که عرش و زمین در آن مجال تغییر‌و تحول می‌نماید. فضایی دیگر(که بنابر بعضا ایده ها، غیر دنیوی میباشد) ساخت‌و‌ساز می‌گردد که قیامت در آن تشکیل میشود و مخلوقات در محضر الهی حاضر می گردند. قرآن مهربان بدین تبدیل زمین و افق به‌این شکل اشاره نموده است:

یوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَیرَ الْأَرْضِ وَ السَّگیسوَاتُ وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْوَ حِدِ الْقَهَّارِ (ترجمه:در آن روز که‌این زمین به زمین دیگر و افلاک [به عرش‌های دیگر] تبدیل می شوند و آنان در پیشگاه پروردگار واحد قهار ظواهر میگردند.)[ابراهیم–۴۸.]

بازدید : 25
يکشنبه 21 بهمن 1403 زمان : 11:17


شروط تواتر
برای تواتر، شروطی نقل شده که برخی مرتبط با شنوندگانِ خبر و برخی مرتبط با گویندگان و ناقلان آن می باشد:

وضعیت مستمع
خبر متوالی در صورتیکه برای مستمعٔ آن دانش میاورد که‌این دو شرط را داشته باشد:

مستمع خبر پشت سرهم، نباید پیش از اینً از موارد آن خبر باخبر باشد؛ چون علم آموزی نتیجه ها شود.
مستمع به دلیل یقینِ نادرستی، اعتقاد بر لاف بودن خبر نداشته باشد. ازاین‌رو، مشرکان زیرا به رسول(ص) ایمان ندارند، معجزات پشت سر هم اورا پک پذیرایی ترحیم مشهد نمی‌پذیرند.[۴]
شروط ناقلان
قوانینی که برای ناقلان حدیث پی در پی بیان شده، از این قرار میباشد:

تعداد راویان در هر طبقه به میزانی باشد که توافق عمدی آن ها بر کذب، محال باشد؛ از این رو در پی در پی، عدد خاصی را نمی‌اقتدار معیّن کرد؛ چون یقین بر صحت و عدم توافق بر کذب نزد اشخاص، نسبی میباشد و نادر‌ترین مرز آن، یقین بر عدم توافق بر کذب میباشد. گر چه عدّه‌ای برای تواتر عددی را معیّن کرده‌اند اما با عیب گیری بقیه افراد مواجه شد‌ه‌است.[۵]
آنچه نقل می‌نمایند را خودشان چشم یا این که شنیده باشند خیر اینکه با پیش گویی و برهان به آن سود رسیده باشند.
حالت تواتر در همگی طبقات راویان حدیث نتیجه ها باشد، لذا در شرایطی که موقعیت تا طبقه خاصی نتایج شد، تواتر هم تا به عبارتی طبقه قابل ثابت میباشد.[۶]
نسبت به خبری که نقل می‌نمایند یقین داشته باشند خیر اینکه از روی شک وتردید آن را خبر دهند.[۷]
وضعیت دیگری مانند عدل و داد، اسلام، تشیّع راویان، یا این که وجود امام معصوم(ع) بین راویان، در اعتبار تواتر خبر، شرط نبوده و وجود ندارد.[۸]

اقسام تواتر
احادیث پشت سرهم به دو دسته لفظی و معنوی و اجمالی و تفصیلی تقسیم گردیده‌اند:

متوالی لفظی و معنوی
نوشته‌علمیٔ مهم: تواتر معنوی
خبر پی در پی به لحاظی به لفظی و معنوی تقسیم می شود. پشت سر هم لفظی، خبری میباشد که همگی راویان در همگی طبقات، مضمون آن داستان و خبر را یکسان و با کلمه ها واحد ذکر نمایند؛[۹] مانند عبارت قصه: "انّی تارک فیکم الثقلین" یا این که عبارت "اینجانب کنت مولاه فهذا علیّ مولاه" ، یا این که عبارت "انما الاعمال بالنیات" .[۱۰]

پشت سر هم معنوی، خبری میباشد که کلیه ناقلان و راویان در همگی طبقات، مضمون واحدی را با لغت ها متعدد، نقل می‌نمایند و انطباق در مضمون‌ یا این که به دلالت تضمّنی میباشد،[۱۱] مانند «روایات تلاوت سوره پس از ستایش در نماز در موقعیت گوناگون» به گزارش راویان متعدد، که تلاوت اصل سوره یعنی جزء ویّل در تمامی احادیث یکسان بوده میباشد. یا این که به دلالت التزامی، مانند: خبر شجاعت امام علی(ع) که بر پایه ی احادیث متعدّد و در رویدادها متفاوت گزارش گردیده که از تک تک آنان، شجاعت آن حضرت، به تواتر اثبات میگردد.[۱۲]

تواتر معنوی در احادیث، در مقایسه با احادیث پی درپی لفظی، بیشتر میباشد و اکثر اجزای آئین به ویژه در فروع، دارنده تواتر معنوی می باشند، مثل: تعداد رکعات نماز، مبطلات روزه، عنصرها حج، زکات و….[۱۳]

پی در پی اجمالی و تفصیلی
حدیث پی در پی از جهتی دیگر به تواتر اجمالی و تفصیلی تقسیم میگردد. تواتر تفصیلی به عبارتی میباشد که در چندین سطر پیشین تعریف و تمجید و تقسیم آن ذکر شد. البته تواتر اجمالی آن میباشد که احادیث زیادی که به حد تواتر می‌رسند دربارهٔ موضوعات متفاوتی ذکر گردد به سیرتکامل‌ای که بتوان در‌این احادیث قدر مشترکی پیدا کرد که در کلیهٔ آنان وجود دارااست. این قدر مشترک در روایاتی که محتوای متفاوتی دارا هستند، تواتر اجمالی نامیده می‌گردد.[۱۴]

بازدید : 25
شنبه 20 بهمن 1403 زمان : 11:39


معتزلی
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: معتزله
معتزله جریانی فکری در اهل سنت میباشد که عقل‌گرایی را مبنای فکری خود قرار اعطا کرد و با تایید حجیت عقل، قلمرویی پهناور در حوزه لحاظ و فعالیت برای آن رسم نمود.[۲۷] اول رهبر این دسته واصل بن عطاء (م۱۱۰ه‍.ق) بود. وی با طرح این عقیده که مرتکب گناهان کبیره خیر کافر و خیر مؤمن بلکه در بین دو مرحله شرک و ایمان میباشد در اثنای گرد هم آیی درس استادش حسن بصری از درس وی به کناری از مسجد رفت و به همین خیال وی و پیروانش معتزله اسم گرفتند.[۲۸] معتزله با عقیده «قدیم بودن قرآن» مخالف بوده به خلق و خوی و حدوث قرآن اعتقاد و باور داشتند و صفات ازلی آفریدگار را عین ذات وی می‌دانستند.[۲۹] یک کدام از اصول اعتقادی آن‌ها عدل میباشد. آنان به «حسن‌ و قبح‌ عقلی» اطمینان داشتند و در پرتو آن معتقد بودند که از خدای عادل عملی که عقل آن را قبیح می داند راز نمی‌زند.[۳۰] اصول بنیادین اعتقادی مذهب معتزله به اصول خمسه معروفند. که عبارت‌اند از: توحید صفاتی، عدل، وعد و وعید (قطعی بودن محرک و کیفر الهی)، منزلتی بین دو مقام ، دستور به دارای اسم و رسم و نهی پک پذیرایی ترحیم مشهد از منکر.[۳۱]

اشعری
نوشته‌علمیٔ مهم: اشاعره
رهروان مدرسه کلامی ابوالحسن علی بن اسماعیل اشعری (۲۶۰-۳۳۰ق). او محصل ابو علی جبائی از عالمان معتزلی بود البته نزدیک به چهل سالگی از معتزله دست برداشت و باقی حیات را در پیکار با آنها سپری کرد. و کتاب ها بسیار در ثابت طرز خویش نوشت. ابو الحسن اشعری در فروعِ فقه تابع مذهب امام شافعی بود اما در ثابت عقاید شرعی با وجود نهی اصحاب سنت و حدیث، برهان کلامی را بکار پیروزی. و اصولِ آن را با عقایدِ اهل سنت و جماعت وِفْق اعطا کرد و مذهب اشعری را بنیاد بنیان.[۳۲] اشاعره صفات معبود را غیر از ذات دانسته[۳۳] و صحبت الله را قدیم میدانند.[۳۴]

ماتریدیه
نوشته‌علمیٔ اساسی: ماتریدیه
هم‌زمان با ابوالحسن اشعری که در عراق خویش را یار و همدم و همراه احمد بن حنبل معرفی نمود، ابومنصور ماتریدی سمرقندی (۲۵۰ - ۳۳۳ق)، در مشرق دنیا اسلام به تامین از اهل حدیث‌ برخاست. اما سوای اینکه این دو از هم اطلاعی داشته باشند.[۳۵]ماتریدی از آراء کلامی ابوحنیفه اقتباس متعددی کرده است. خلال اینکه رهروان ماتریدی در فقه به‌دنبال ابوحنیفه‌اند.[۳۶] ماتریدیه تلاشی برای گردآوری فی مابین معتزله و اهل حدیث بود و در استدلالهای کلامی به عقل ارزش میدهد و از نقل نیز فایده میبرد.[۳۷] نگرش او در الاهیات، تنزیهی میباشد.[۳۸] بعضا در بین ماتریدیه و اشاعره تفاوت مهمی نمی‌بینند. البته بیشتر پژوهشگران آراء و طرز کلامی ماتریدیه را از اشاعره غیر وابسته می‌نمایند. ابوزهره می‌گوید: «در طرزِ ماتریدی عقل سلطه عظیمی دارااست. ولی اشاعره به شیوه نقلی پایبندند و آن را با عقل تأیید می‌نمایند. اشاعره در خطِ در میان اهل حدیث و اعتزال قرار گرفته‌اند و ماتریدیه فی مابین اشاعره و اعتزال.»[۳۹]

وهابیت
نوشته ی علمیٔ مهم: وهابیت
وهابی‌ها هوا داران محمد بن عبدالوهاب می‌باشند که در اواخر قرن دوازده هجری قمری به اشاعه ذهن ها ابن تیمیه پرداختند[۴۰] که معتقد بود بعضا اعتقادات و انجام مسلمانها با توحید عبادی ناسازگار میباشد.[۴۱] آن ها توسل، ایجاد کرد سازه بر قبور، زیارت و طلب شفاعت را بدعت و کفر فکر می‌کنند.[۴۲]

ولی در کنفرانسی که با تیتر "اهل سنت و جماعت چه کسی است؟" از ۲۵ تا ۲۷ اگوست ۲۰۱۶ با حضور امام اکبر الازهر(دکتر معالج احمد الطیب) و ۲۰۰ بدن از عالمان اهل سنت در پایتخت چچن برگزار شد، وهابیت جزء مذهبها اعتقادی اهل سنت به اکانت نیامد و اهل سنت منحصربه‌فرد در اشعریه، ماتریدیه و اهل حدیث دانسته شد.[۴۳]

بازدید : 63
پنجشنبه 18 بهمن 1403 زمان : 11:05


ذوالفقار در فرهنگ وتمدن شیعی

این نصیب نوشتار مستلزم توسعه میباشد.

قطعه خوشنویسی: دوبیتی از ابوسعید ابوالخیر که در آن امام علی(ع) را مالک ذوالفقار خوانده میباشد.[یادداشت ۲] تاثیر حافظ محمد سعدالدین، مرتبط با قرن یازدهم/دوازدهم قمری.[۲۲]
ذوالفقار نزد اکثری از مسلمان ها مخصوصا شیعه‌ها به طور نمادی از توان و شجاعت امام علی(ع) نمودار شد‌ه‌است. امام علی(ع) را در شمایل‌های مذهبی معمولا در حالتی تصور می‌کرده‌اند که ذوالفقارش (که در نگاه عوام شمشیری دوزبانه میباشد) در چنگ پک پذیرایی ترحیم مشهد داراست.[۲۳]

در زمان صفوی نقش چاقو ذوالفقار را بر روی فلوس‌های مسی ضرب و بر روی پارچه پرچم‌ها ترسیم می‌كردند، در حین فتحعلی سلطان قاجار نيز هنوز نقش كردن ذوالفقار بر روی پرچم‌ها متداول بوده و جمع‌ای از پرچم‌های نظامی سپاه او نقش اين شمشير را داشته میباشد. در یکی‌از کتاب‌های اروپایی که در عصر قاجار در انگستان منتشر شد‌ه‌است، ضمنا مشاجره در باب قشون پیمان فتحعلی فرمانروا نوشته میباشد: «هر فوجی پرچم منحصربه‌فرد به خویش دارااست. اين پرچم‌ها بر رنگ‌های متعدد و با اقسام گوناگون میباشد و از پارچه‌های پر ارزش تشکیل شده و مثلثی و کناره‌دار هست، و بر روی آن‌ها شعار‌های مذهبی یا این که آیاتی از قرآن مندرج و روی اکثر اوقات آن‌ها شير و خورشيد يا ذوالفقار (چاقو دو تيغه‌ علی) نقش گرديده میباشد»[۲۴]

جستارهای متعلق
ودایع امامت
لا فتی الا علی
پانویس
ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج‏۲، ص‏۱۵۴.
ابن‌خواسته، لسان العرب، ۱۴۱۴ق، ج۵، ص۶۳.
صدوق، علل الشرایع، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۱۶۰؛ زبیدی، تاج‌العروس، ج۷، ص۳۵۷؛ دهخدا، لغت طومار دهخدا، پایین کلمه و واژه ذوالفقار؛ عمید، فرهنگ و تمدن عمید، پایین واژه و کلمه ذوالفقار.
مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۳۷، ص۲۹۴.
میرزای قمی، جامع الشتات، ۱۳۷۱ش، ج۱، ص۳۷۹؛ ابن شهر آشوب، المناقب، ۱۳۷۹ش، ج۳، ص۲۵۰.
دائره المعارف الاسلامیه، ج۹، ۳۹۸.
صدوق، اینجانب لا یحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۴۱۹؛ صدوق، الخصال، ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۵۲۸.
نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۳۱۰.
حر عاملی، ثابت

بازدید : 115
چهارشنبه 17 بهمن 1403 زمان : 10:56


حسی (آئین)

کارناوال حُوسَیَه، هوزیه یا این که حُسَی، مراسم سوگواری شیعه‌ها ترینیداد و توباگو، سالانه به مناسبت شهیدشدن امام حسین(ع) برپا می گردد. حسی (Hosay) برگرفته از اسم امام حسین(ع) میباشد و شیعه ها در‌این مراسم، گلدسته‌ها و آرم‌هایی به صورت مسجد که از چوب درست شده را در شهر می‌گردانند و در نقطه پايان، آن‌ها‌را در دریا رها می‌نمایند. این نمادهای چوبی، تجه نامیده می‌گردد. خلال مسلمان ها و شیعه ها، رهروان دیگر ادیان هم در‌این مراسم کمپانی می‌نمایند. مراسم حسی در جزیره ترینیداد، متأثر از بعضا آداب و رسوم آفریقایی پک پذیرایی ترحیم مشهد میباشد.

تاریخچه
در سال ۱۸۴۵ تا ۱۸۴۷م، دولت بریتانیا گروهی ۱۳۰ هزار نفری از عموم هند را به ترینیداد و توباگو منتقل کرد که شماری از آنان مسلمان و شیعه بودند. بعداز ۹ سال، سه خانواده شیعه قصد به برگزاری مراسم محرم و عاشورا گرفتند که‌این تصمیم با مخالفت دولت روبرو شد. بعد از این مخالفت، آغاز هندوها و آنگاه مجموع ساکنین این جزیره، با شیعه ها هم پا شدند و مصادف با عاشورا دست به تظاهرات زدند و خواهان کنسل ممنوعیت اعمال مراسم شدند. دولت، زیر فشار ذهن ها همگانی، سرنوشت ممنوعیت را کنسل کرد و از آن پس، سالانه در روز عاشورا، این جنبش تحت عنوان سمبل وحدت ملی عموم ترینیداد و توباگو برگزار میشود. این مراسم سالانه به نحو باشکوهی با تیتر کارناوال حسی برپا میشود.[۱]

مراسم
شیعه‌ها ترینیداد و توباگو سالانه به مناسبت شهیدشدن امام حسین(ع) مراسم سوگواری برپا می‌نمایند. این مراسم کارناوال حسی اسم دارااست. حسی (Hosay) برگرفته از اسم امام حسین (ع) میباشد. شیعه‌ها درین مراسم، گلدسته‌ها و آرم‌هایی از چوب به صورت مسجد می سازند و آن ها را در شهر می‌گردانند و در نقطه نهایی مراسم آنها‌را در دریا رها می‌نمایند.[۲] این نمادهای چوبی، تجه نامیده می‌گردد که به لحاظ برخی دانشمندان، از کلمه و واژه تعزیه گرفته گردیده است.[۳]

خلال مسلمان ها و شیعه‌ها، رهروان دیگر ادیان هم به هوزیه احترام میگذارند.[۴] عزاداران در روز هفتم، درفش‌های قرمز‌رنگ، سبز و سپید را در گروه‌های خیابان‌ی حمل می‌‌نمایند. در روز هشتم و نهم ماه محرم، عزاداران با حمل ماکت ۳ مسجد (به نماد ۳ خانواده شیعه)، ۲ هلال و ۲ مناره چوبی، مراسم را ادامه می دهند. همگی عموم این جزیره در‌این روز، در مراسم کمپانی می‌نمایند. آنان از میل کردن گوشت و آب دوری می‌نمایند و بیشتر، میوه، سبزی و شیر می خورند. همینطور درین روز، با غذایی به اسم مالیده که در کاسه منحصربه‌فرد مربعی صورت پخته میگردد، از عزاداران پذیرایی می شود. عموم ترینیداد و توباکو نظریه دارا هستند که تناول کردن این طعام باعث تندرستی و تندرست شخص تا سال آتی می‌گردد.[۵] درین مراسم از ۴ طبل از فرآورده سفال و پوست استعمال میشود که هر مورد نمادی خاصی در حادثه کربلا میباشد و با آوای خاصی به صدا درمی‌آید:

طبل نخستین، علامت دعوت عموم کوفه از امام حسین (ع).
طبل دوم، نشان نیرنگ و کارشکنی عموم کوفه به مسلم و امام حسین (ع).
طبل سوم، نشان نزاع امام حسین (ع) با لشکریان یزید.
طبل چهارم، نماد شهید شدن امام حسین (ع) و یارانش در کربلا.
مراسم حسی در جزیره ترینیداد، ذیل تأثیر بعضا از آداب و رسوم افریقایی میباشد و این مراسم هم بر آداب و رسوم اصلی محلی این جزیره تأثیر نهاده میباشد.[۶] عدم رابطه این شیعه‌ها با شیعه‌ها نقاط دیگر جهان و به دور بودن آن ها از سایر دولت ها شیعی، سبب ساز تفاوت عقاید مذهبی آن ها با سایر افراد گردیده است[۷] برای مثال اینکه آن‌ها معتقدند امام حسین و امام حسن هر دو در رخداد کربلا به شهیدشدن رسیده‌اند.[۸]

بازدید : 59
سه شنبه 16 بهمن 1403 زمان : 13:48


تاریخچه

یک کدام از کهن‌ترین هیئت‌های سوگواری که روحانیون مشهوری زیرا سیّد مرتضی لنگرودی، سید احمد خوانساری، پاد شاه الواعظین شیرازی، روحانی مرتضی انصاری قمی، روضه خوان عباسعلی اسلامی و محمود حلبی در آن حضور پک پذیرایی ترحیم مشهد می‌یافتند
مجالس سوگواری برای امام حسین(ع) و اهل بیت(ع)، سوابق‌ای زمانبر دارااست. نقل میباشد که خویش ائمه(ع)، برای امام حسین(ع) سوگواری می‌کردند و پیشنهاد داشتند که شیعه ها برای امام حسین(ع) مجالس عزا بر پا نمایند.[۲] با این درحال حاضر، استعمال از کلمه هیئت برای نامیدن این مجالس، امری متأخر و عمرش مقداری بیشتر از یک قرن میباشد.[۳] برخی از هیئت‌های کهن طهران عبارتند از:

هیئت محبان حسین، تأسیس ۱۳۶۳ق[۴]
هیئت احمدی، تأسیس ۱۳۶۵ق[۵]
هیئت حسینی طهران[۶]
هیئت کربلایی‌های طهران، تأسیس ۱۳۴۸ش[۷]
هیئت بنی‌فاطمه (س)هیئت بنی‌فاطمه (س) بوسیله دوازده نفر از سادات بازرگان و كسبه، سال های پایان دهه ۱۳۲۰شمسی، در بازارچه‌ی نایب‌السلطنه طهران برپا شد. به‌ادله اینكه سادات بانی هیئت بودند، مؤسسین اسم هیئت را بنی‌فاطمه (س) گذاشتند.[۸]
هیئت بنی‌الزهرا (س) زمین هیئت در سال۱۳۳۴شمسی در خیابان ری، كوچه‌ی شیرازی خریداری و حسینیه‌ی بنی‌الزهرا (س) ساخته می‌گردد. [۹]
هیئت قائمیه تأسیس ۱۳۲۵ش.[۱۰]
مراسم هیئت
مراسم هیئت چهار جزء مهم داراست: تلاوت قرآن، تلاوت زیارت یا این که دعا، سخنرانی و مدیحه‌خوانی.[۱۱] مراسم هیئت غالباً با خواندن آیاتی از قرآن و بعد از آن خواندن زیارت یا این که دعا شروع میگردد. بعداز آن، واعظ که معمولا از روحانیان میباشد، سخنرانی می‌نماید. سخنرانی واعظ به صورت معمول، به طور تقریب یک ساعت ارتفاع می کشد. مسئله سخنرانی مسائل مذهبی و اخلاقی و اجتماعی و گاه سیاسی میباشد. واعظ کلام خویش را با نوحه و بیان مصائب اهل بیت(ع) به نقطه پايان میبرد و بعداز وی مداح به مرثیه خوانی و مداحی می پردازد و کمپانی‌کنندگان سینه‌زنی می‌نمایند.[۱۲]

آیت الله خامنه‌ای:
طبیعت فعالیت هیئت این میباشد که عموم با عشق و علاقه و پر نمک و اشک بیایند طرف مجلس امام حسین؛ این میباشد که تاثیر می‌نماید؛ این میباشد که از دلش این انقلاب می‌جوشد، یا این که لااقل مزرَع خیر برای رویش فضائل انقلابی و معارف انقلابی میشود.

اقسام هیئت
در نوشته ی علمیٔ «تحقیق جامعه شناختی ارتباطٔ مدل معاش و هیئت‌های مذهبی»، هیئت‌های سوگواری در کشور ایران، به حیث‌های فرصت و جای ، نوع شغل، محتوا و قشرها جامعه، این‌سیرتکامل تقسیم شد‌ه‌است:

فرصت: هیئت‌های منظم هفتگی، ماهانه، فصلی، سالی و روزها خاص(به دنیاآمدن و شهید شدن اهل بیت)؛
جای : مسجد، حسینیه، مدرسه های، دانشکده، هیئت‌های خانگی، اداره ها و سازمان‌های دولتی و سری؛
کار: فعال، نصفه‌فعال، مقطعی و مناسبتی؛
محتوا: هیئت‌ها از نگاه محتوا، دارنده چهار جزء مهم‌اند: تلاوت قرآن، خواندن زیارت‌طومار یا این که دعا، سخنرانی و نوحه‌خوانی. برخی از هیئت‌ها تمامیٔ این اجزاء را ایفا نمیکنند.
قشرها جامعه: هیئت همگانی(مشتمل بر همۀ قشرها جامعه)، هیئت زنانه، هیئت مردانه، هیئت جوان ها، هیئت نوجوان ها، هیئت در میان‌سالان و هیئت‌های قومی و فامیلی.[۱۳]

بازدید : 23
دوشنبه 15 بهمن 1403 زمان : 15:25


تصوف
نوشته‌علمیٔ اساسی: تصوف
تصوف در لغت به معنای پوشیدن صوف - به معنای پشمینه - و کنایه از تقوا و اعراض از دنیاست. صوفیان غالباً علی بن ابی‌طالب را مرشد و پیشوای خویش می دانند و اورا انسان اولیاء میدانند. برهمین پایه بخش اعظمی از رهبران فرقه‌های صوفی، طریقت‌هایی که به علی بن ابی‌طالب نمیرسند را قانونی نمی‌شمارند و آنان را قابل تبعیت نمی‌دانند. رابطه صوفیان بزرگی زیرا بایزید بسطامی، شقیق بلخی، مشهور کرخی و حسن بصری با امامان شیعه سبب ساز قربت تصوف به فرقه تشیع شد. با وجود آنکه نمی‌اقتدار از تأثیر تشیع بر تصوف دیده پوشاند، ولی بزرگان شیعه همواره هرگونه رابطه تصوف با امامان و رابطه عالمان شیعه با روش تصوف را منکر پک پذیرایی ترحیم مشهد می باشند.[۱۵۹]

برای تاریخچه تصوف، سه مرحله تدوین شده است؛ مرحله ابتدایی که کوشش شده است در آن تصوف تحت عنوان یک فرقه رده خویش را در بین فرقه‌های اسلامی پیدا نماید. مرحله دوم که کارایی شد تا با تلفیق در بین تصوف و شریعت، سوءظن‌های علیه تصوف به عنوان مثال مفارقت آن با اسلام را از در میان پیروزشود و در مرحله سوم که در آن به ساخت خانقاه‌ها و سلسله‌ها و اثر ها عقیده ای و تمثیلی پرداخته شد و منجر شکوفایی درین بعد از ظهر شد. اولی گزارش‌ها در امر تقوا در بین صحابه مطرح شده است. با کثرت فتوحات و غنائم ناشی از آن، جمع‌ای از صحابه و تابعین نسبت به تجمل‌گرایی اعتراض‌هایی مطرح کردند. دانشمندان غربی بیشتر استدلال ساخت‌و‌ساز تصوف در اسلام را یک فرمان فارغ اسلام می داند البته زرین‌کوب بر این اعتقاد و باور میباشد که‌این نظریه ناشی از مساعد ندانستن اسلام برای مسئله‌چینی تصوف و زهد و تقوا است که درست به لحاظ نمیرسد. به نظریه زرین‌کوب، این نظریه که تصوف از مرتضان هندی، زهاد نصاری یا این که صدیقان مانوی به اسلام رسوخ کرده‌میباشد، برپایه احتمال ها و وهم سازه شده است. به عقید اولیه مجموعه از صوفیان، علاقه بر عقل برتری داشت. عرفان نیز یک کدام از مراتب پایانی در سلوک صوفیانه میباشد که به همین جهت امروزه غالباً از عرفان در ترادف با تصوف خاطر می گردد.[۱۶۰]

تا قرن‌ها مشایخ صوفیه، از رویه طریقت به طالبان سلوک صوفیانه یادگرفتن‌هایی را در پوسته وعظ و خطابه در مساجد منتقل می‌کردند. قرن‌ها به درازا کشید تا تعداد سلسله‌ها و مذهب‌ها صوفیه زیاد شوند و طبقات صوفیه همانند طبقات محدثان رده خویش را پیدا نماید. اول طبقه از صوفیان را ابوهاشم صوفی، فضیل بن عیاض، ابراهیم ادهم، ذوالنون مصری، انسان حافی، حارث محاسبی، بایزید بسطامی، ابوسلیمان دارانی، ابوحفص حداد، احمد بن خضرویه، حمدون قصّار و دارای اسم و رسم کرخی تشکیل داده‌اند. از سلسله و طبقه ششم به آن گاه بود که سلسله‌های صوفیه منشعب شدند و هر مورد خانقاه غیروابسته‌ای داشتند. از سه اتفاق محاکمه و قتل حلاج، ظهور محیی‌الدین ابن عربی و پیدایش مثنوی معنوی به وسیله مولوی تحت عنوان اتفاق ها مفید بر سیر تاریخی تصوف حافظه شده است. این فرقه دربین فرقه‌های اسلامی و خصوصاً تشیع، گزینه عیب گیری قرار گرفتند. به نقل از زرین‌کوب در دایرةالمعارف والا اسلامی، تصوف امروزه رو به انحطاط گذارده‌میباشد و جاذبه خودش را از دست داده‌میباشد.[۱۶۱]

گفته می شود که هندو‌ها، سیک‌ها را نیز یکی فرقه‌های خویش انگاشتند، در حالی که مسلمان‌ها نیز آنها را یک فرقه اسلامی دانستند که از عرفان و تصوف الهام گرفته‌میباشد.[۱۶۲][۱۶۳]

بیان شده‌میباشد که مارتین لینگز متکلم صوفی اینچنین گفته‌میباشد که:

شاهزاده دارا شیکو (متوفی ۱۶۱۹)، پسر صوفی امپراتور مغول فرمان روا دنیا، توانست تأیید نماید که تصوف و آدوایتا ودانتیسم [هندوئیسم] اصولاً یکسان میباشند، با تفاوت سطحی در اصطلاح.[۱۶۴][۱۶۵]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 508
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 200
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 350
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 552
  • بازدید ماه : 557
  • بازدید سال : 2220
  • بازدید کلی : 32489
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی