توبه در فقه اسلامی
در منابع فقاهتی مذهبها اسلامی، همواره بر وجوب توبه از گناهان تأکید شدهاست و وجوب آن فوری دانسته گردیدهاست.[۲۱][۲۲]
بعضی از فقها برای توبه آداب خاصی نیز بیان کردهاند. برای مثال برخی غسل توبه را در شمار غسلهای مستحب[۲۳][۲۴] و نماز توبه را در شمار نمازهای مستحبی پک پذیرایی ترحیم مشهد آوردهاند.[۲۵]
توبه از اشکال گناهان
در منابع دینی، اقسام گناهان و روش توبه از هر یک و نیز تاثیر توبه در کیفرهای مادی مطرح شدهاست. بر این مبنا، در صدر انتخاب میشود که گناه فقطً در محدوده حق الله میباشد یا این که افزون بر آن جنبه حق دیگران نیز دارااست.
حق الله
درصورتی که توبه از گناهی باشد که فقطً حق الله و از واجبات عبادی میباشد، در شرایطیکه از واجباتی باشد که میگردد آن را جبران کرد، مانند قضا کردن نماز یا این که روزهها، بایستی خلال ندامت و تصمیم بر شکاف گناه، در صدد جبران آن واجب نیز برآید و در صورتیکه در حین توبه قادربه جبران آن وجود ندارد می بایست قصد نماید که هرگاه توانست جبران نماید و در شکل بروز نشانهای مرگ می بایست وصیت نماید.[۲۶] درصورتی که ترازو واجباتی را که رخنه کرده نداند، بایستی میزانی را که اطمینان به سوراخ آن دارااست قضا نماید.[۲۷]
در توبه از گناهانی که حد یا این که تعزیر داراهستند (مانند زنا یا این که شرب خمر) درصورتی که پیش از ثابت گناه نزد حکم دهنده شرع توبه نماید، توبه او میان وی و پروردگار پذیرفته گردیده و حد و تعزیر از او ساقط میگردد.[۲۸] در اینگونه مواقعی، اقرار به گناه واجب وجود ندارد، بلکه اقرار نکردن مستحب میباشد.[۲۹] ولی در شرایطی که جرم او به واسطه اقرار خودش نزد حکم دهنده شرع ثابت خواهد شد و بعد از آن توبه نماید، حکم دهنده در اجرای حد و بخشودن او تفویض دارااست و چنانچه گناه او به واسطه شهیدشدن شهود نزد حکم دهنده اثبات خواهد شد و بعداز آن توبه نماید، حد و تعزیر از او ساقط نمی گردد.[۳۰]
در شرایطی که شخص مرتکب فعل حرامی گردد که حد یا این که تعزیر ندارد (مانند دروغی که به واسطه آن ضرری به دیگری نرسد) پشیمانی و اراده بر رخنه گناه کافی میباشد.[۳۱]
حق مردم
رسول اکرم(ص) فرمود:
عدل و داد نیكو میباشد ولی از دولتمردان نیكوتر، سخاوت نیكو میباشد ولی از ثروتمندان نیكوتر؛ زهدو تقوا نیكو میباشد البته از علما نیكوتر؛ طاقت نیكو میباشد البته از فقرا نیكوتر، توبه نیكو میباشد ولی از جوان ها نیكوتر و حجب و حیا نیكو میباشد البته از زنان نیكوتر.[یادداشت ۵]
نهج الفصاحه ص۵۷۸، ح ۲۰۰۶
هر گناهی جنبه حق الله داراست، در حالتی که ضمن حقالله جنبه حق مردم نیز داشته باشد، در همگی آن ها بایستی جنبۀ حق اللهی را با پشیمانی و اراده بر شکاف گناه جبران نماید و در نصیب حق الناسی یک سری شرایط دارااست:
چنانچه گناه زبانی باشد (مانند قَذْفْ، افترا و غایب بودن) مایحتاج میباشد از هر که به وی گزند گردیده حلالیت طلبیده خواهد شد. بعضا معتقدند در حالتیکه مالک حق، به قذف یا این که بهتان یا این که غایب بودن دانش نداشته باشد نیازی به معذرت خواهی از وی وجود ندارد، عالی میباشد از طرف وی استغفار نماید و به درگاه پروردگار تضرع کند تا توبهاش پذیرفته گردیده و در قیامت از تبعات گناه در هواخواهی بماند.[۳۲]
در گناهانی که ضرروزیان بدنی به کسی وارداتی (همانند تنبیه بدنی کردن یا این که قتل) احکامی مانند قصاص و دیه اعمال گردد، مگر آنکه مالک حق از حق خویش سپری شد نماید.[۳۳]
در گناهانی که ضرروزیان مالی به کسی وارداتی (مثل دزدی، معدود فروشی، ربا)، جبران ضرروزیان مالی، به تفصیلی که در منابع شرعی نام برده میباشد، واجب میباشد.[۳۴]
امام علی(ع) به كسى كه در محضر وی «أستغفر اللّه» اظهار کرد، فرمود:
مامان بر تو بباید گریست میدانى استغفار چیست؟ استغفار درجت بلند رتبگان میباشد و شش معنى براى آن میباشد: در آغاز پشيمانى بر آنچه سپری شد، و دوم اراده بر سوراخ رجوع و برگشت، و سوم آن که دستمزد عموم را به آنها بپردازى چنانکه خداوند را تمیز ديدار کنى و خویش را از گناه تهى سازى، و چهارم این که حقّ هر واجبى را که ضایع ساختهاى ادا سازى و پنجم این که گوشتى را که از حرام روییده میباشد، با ناراحتیها آب کنى چندان که پوست به استخوان چسبد و در میان آن دو، گوشتى جدید روید، و ششم آن که درد طاعت را به بدن بچشانى، چنانکه شيرینى معصیت را بدان چشاندى، بعد أستغفر اللّه اعلام کردن توانى.
نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، حکمت ۴۱۷
توبه از اعتقادات فسخ
در باره توبه از اعتقادات فسخ، در حالتی که سایر افراد دانش به یقین فسخ او پیدا نکرده باشند، توبه دربین وی و آفریدگار کفایت مینماید. در صورتیکه سایر افراد از اطمینان فسخ او دور اندیشی یافته باشند و وی بقیه افراد را هم به پذیرفتن نظریه فسخ خویش دعوت کرده باشد، می بایست اشخاصی را که دانش به نظریه فسخ او داشتهاند، از خرابی نظریه خویش و دست کشیدن از آن آگاه نماید. چنانچه افرادی به واسطه دعوت او به عقاید فسخ گرویده باشند، بایستی ضمن مطلع نمودن آن ها از بطلان نظریهاش، آنها را نیز به آزاد کردن آن نظریه فراخواند.[۳۵]
در مورد توبه از بدعت، بر پایه ی بعضی احادیث، شخص بدعتگذار تا وقتیکه کلیه افرادی را که به واسطه بدعت او گم راه گردیدهاند از خرابی نظریهاش با خبر نکند و آنان را به رویکرد راست نخواند، توبهاش پذیرفته وجود ندارد.[۳۶]
توبه از ارتداد
در فقه امامیه، توبه مرتد فطری در جهان پذیرفته وجود ندارد؛ هرچند درصورتیکه راستین باشد، در پیشگاه پروردگار مورد قبول میباشد.[۳۷] مرتدِ ملی آغاز توبه داده میگردد و درصورتیکه نپذیرفت حدّ ارتداد بر وی سرازیر می شود.[۳۸][۳۹]
توبه در فقه اسلامی
در منابع فقاهتی مذهبها اسلامی، همواره بر وجوب توبه از گناهان تأکید شدهاست و وجوب آن فوری دانسته گردیدهاست.[۲۱][۲۲]
بعضی از فقها برای توبه آداب خاصی نیز بیان کردهاند. برای مثال برخی غسل توبه را در شمار غسلهای مستحب[۲۳][۲۴] و نماز توبه را در شمار نمازهای مستحبی پک پذیرایی ترحیم مشهد آوردهاند.[۲۵]
توبه از اشکال گناهان
در منابع دینی، اقسام گناهان و روش توبه از هر یک و نیز تاثیر توبه در کیفرهای مادی مطرح شدهاست. بر این مبنا، در صدر انتخاب میشود که گناه فقطً در محدوده حق الله میباشد یا این که افزون بر آن جنبه حق دیگران نیز دارااست.
حق الله
درصورتی که توبه از گناهی باشد که فقطً حق الله و از واجبات عبادی میباشد، در شرایطیکه از واجباتی باشد که میگردد آن را جبران کرد، مانند قضا کردن نماز یا این که روزهها، بایستی خلال ندامت و تصمیم بر شکاف گناه، در صدد جبران آن واجب نیز برآید و در صورتیکه در حین توبه قادربه جبران آن وجود ندارد می بایست قصد نماید که هرگاه توانست جبران نماید و در شکل بروز نشانهای مرگ می بایست وصیت نماید.[۲۶] درصورتی که ترازو واجباتی را که رخنه کرده نداند، بایستی میزانی را که اطمینان به سوراخ آن دارااست قضا نماید.[۲۷]
در توبه از گناهانی که حد یا این که تعزیر داراهستند (مانند زنا یا این که شرب خمر) درصورتی که پیش از ثابت گناه نزد حکم دهنده شرع توبه نماید، توبه او میان وی و پروردگار پذیرفته گردیده و حد و تعزیر از او ساقط میگردد.[۲۸] در اینگونه مواقعی، اقرار به گناه واجب وجود ندارد، بلکه اقرار نکردن مستحب میباشد.[۲۹] ولی در شرایطی که جرم او به واسطه اقرار خودش نزد حکم دهنده شرع ثابت خواهد شد و بعد از آن توبه نماید، حکم دهنده در اجرای حد و بخشودن او تفویض دارااست و چنانچه گناه او به واسطه شهیدشدن شهود نزد حکم دهنده اثبات خواهد شد و بعداز آن توبه نماید، حد و تعزیر از او ساقط نمی گردد.[۳۰]
در شرایطی که شخص مرتکب فعل حرامی گردد که حد یا این که تعزیر ندارد (مانند دروغی که به واسطه آن ضرری به دیگری نرسد) پشیمانی و اراده بر رخنه گناه کافی میباشد.[۳۱]
حق مردم
رسول اکرم(ص) فرمود:
عدل و داد نیكو میباشد ولی از دولتمردان نیكوتر، سخاوت نیكو میباشد ولی از ثروتمندان نیكوتر؛ زهدو تقوا نیكو میباشد البته از علما نیكوتر؛ طاقت نیكو میباشد البته از فقرا نیكوتر، توبه نیكو میباشد ولی از جوان ها نیكوتر و حجب و حیا نیكو میباشد البته از زنان نیكوتر.[یادداشت ۵]
نهج الفصاحه ص۵۷۸، ح ۲۰۰۶
هر گناهی جنبه حق الله داراست، در حالتی که ضمن حقالله جنبه حق مردم نیز داشته باشد، در همگی آن ها بایستی جنبۀ حق اللهی را با پشیمانی و اراده بر شکاف گناه جبران نماید و در نصیب حق الناسی یک سری شرایط دارااست:
چنانچه گناه زبانی باشد (مانند قَذْفْ، افترا و غایب بودن) مایحتاج میباشد از هر که به وی گزند گردیده حلالیت طلبیده خواهد شد. بعضا معتقدند در حالتیکه مالک حق، به قذف یا این که بهتان یا این که غایب بودن دانش نداشته باشد نیازی به معذرت خواهی از وی وجود ندارد، عالی میباشد از طرف وی استغفار نماید و به درگاه پروردگار تضرع کند تا توبهاش پذیرفته گردیده و در قیامت از تبعات گناه در هواخواهی بماند.[۳۲]
در گناهانی که ضرروزیان بدنی به کسی وارداتی (همانند تنبیه بدنی کردن یا این که قتل) احکامی مانند قصاص و دیه اعمال گردد، مگر آنکه مالک حق از حق خویش سپری شد نماید.[۳۳]
در گناهانی که ضرروزیان مالی به کسی وارداتی (مثل دزدی، معدود فروشی، ربا)، جبران ضرروزیان مالی، به تفصیلی که در منابع شرعی نام برده میباشد، واجب میباشد.[۳۴]
امام علی(ع) به كسى كه در محضر وی «أستغفر اللّه» اظهار کرد، فرمود:
مامان بر تو بباید گریست میدانى استغفار چیست؟ استغفار درجت بلند رتبگان میباشد و شش معنى براى آن میباشد: در آغاز پشيمانى بر آنچه سپری شد، و دوم اراده بر سوراخ رجوع و برگشت، و سوم آن که دستمزد عموم را به آنها بپردازى چنانکه خداوند را تمیز ديدار کنى و خویش را از گناه تهى سازى، و چهارم این که حقّ هر واجبى را که ضایع ساختهاى ادا سازى و پنجم این که گوشتى را که از حرام روییده میباشد، با ناراحتیها آب کنى چندان که پوست به استخوان چسبد و در میان آن دو، گوشتى جدید روید، و ششم آن که درد طاعت را به بدن بچشانى، چنانکه شيرینى معصیت را بدان چشاندى، بعد أستغفر اللّه اعلام کردن توانى.
نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، حکمت ۴۱۷
توبه از اعتقادات فسخ
در باره توبه از اعتقادات فسخ، در حالتی که سایر افراد دانش به یقین فسخ او پیدا نکرده باشند، توبه دربین وی و آفریدگار کفایت مینماید. در صورتیکه سایر افراد از اطمینان فسخ او دور اندیشی یافته باشند و وی بقیه افراد را هم به پذیرفتن نظریه فسخ خویش دعوت کرده باشد، می بایست اشخاصی را که دانش به نظریه فسخ او داشتهاند، از خرابی نظریه خویش و دست کشیدن از آن آگاه نماید. چنانچه افرادی به واسطه دعوت او به عقاید فسخ گرویده باشند، بایستی ضمن مطلع نمودن آن ها از بطلان نظریهاش، آنها را نیز به آزاد کردن آن نظریه فراخواند.[۳۵]
در مورد توبه از بدعت، بر پایه ی بعضی احادیث، شخص بدعتگذار تا وقتیکه کلیه افرادی را که به واسطه بدعت او گم راه گردیدهاند از خرابی نظریهاش با خبر نکند و آنان را به رویکرد راست نخواند، توبهاش پذیرفته وجود ندارد.[۳۶]
توبه از ارتداد
در فقه امامیه، توبه مرتد فطری در جهان پذیرفته وجود ندارد؛ هرچند درصورتیکه راستین باشد، در پیشگاه پروردگار مورد قبول میباشد.[۳۷] مرتدِ ملی آغاز توبه داده میگردد و درصورتیکه نپذیرفت حدّ ارتداد بر وی سرازیر می شود.[۳۸][۳۹]

چگونه بهترین پک پذیرایی برای مراسم ترحیم را انتخاب کنیم؟