loading...

???? ???? ???????

بازدید : 37
پنجشنبه 16 اسفند 1403 زمان : 11:55


فعالیت باتقوا
شغل با تقوا در کنار ایمان به پروردگار یکی دو رکن اصلی در متن‌ها شرعی برای به روشن بختی وصال آدم معرفی گردیده‌است. قرآن، مؤمنانی که فعالیت باتقوا جاری ساختن می دهند را شایسته ترین مخلوقات آفریدگار تعریف نموده است. فعالیت پارسا از موادسازنده مهم توبه و آرمٔ واقعی آن و سبب ساز آمرزش گناهان شمرده می شود. اهل دوزخ وجهنم در قیامت امید می‌نمایند به عالم برگردند تا شغل با تقوا اجرا دهند. در قرآن سود فعالیت باتقوا یار و همدم با ایمان، حیات طیبه میباشد. قرآن کل بشر‌ها به جز مؤمنانی که شغل پارسا اعمال می دهند را در خسران (ضرر و زیان) پک پذیرایی ترحیم مشهد می‌بیند.

فعالیت پارسا (به‌مضمون‌ عمل نیک) معنی وسیعی داشته و دربرگیرنده هر عمل اثرگذار در هر مسئله‌ای نسبت به جامعه می شود. اطاعت از معبود، انفاق، ادای واجبات و رخنه‌ محرمات، دستیابی دانش و علم، عبادات و هر فعالیت سزاوار‌ای که منجر گسترش جامعه انسانی در کل قضیه‌ها خواهد شد، از مصادیق کار پارسا دانسته گردیده است.

واقعیت آیین را ترکیبی از ایمان و فعالیت پارسا دانسته‌اند. نقل شده آئین در عالم آدم را به کار با تقوا فرامی‌خواند و به عبارتی فعالیت در آخرت به نعمت‌های بهشتی تبدیل میگردد. یادگرفتن فعالیت باتقوا در جامعه را منجر تحقق جامعه‌ای آرمانی دانسته‌اند. در اکثر مواقعی که قرآن، از شغل باتقوا حرف گفته ایمان به خداوند را نیز مطرح نموده است. بیان شده ایمان و شغل باتقوا هرمورد در دیگری تاثیر متقابل داراست و وجود هریک مایهٔ تکامل دیگری میباشد. مفسران مبتنی بر آیاتی از قرآن گفته‌اند خیر ایمان و خیر شغل با تقوا به تنهایی منجر رستگاری آدم نمیشود.

رده
مبتنی بر قرآن شرط رستگاری و خوشبختی بشر‌ها شغل باتقوا و ایمان دانسته شد‌ه‌است.[۱] پیشنهاد به کار پارسا و محرک فردوس برای آن، در آیه ها متعددی در قرآن آمده میباشد.[یادداشت ۱] [۲] فعالیت پارسا هشتاد و هفت توشه به طور‌های مختلف در قرآن آمده میباشد.[۳] تعبیر و تفسیر «الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات» بسیار در قرآن چشم می‌گردد.[۴] سازه بر گفته قرآن هر شخصی که شغل با تقوا اعمال میدهد، در حالی که مؤمن باشد، به فردوس می‌رود.[۵] در قیامت، فضل و ادب الهی مشمول هم اکنون افرادی میباشد که اهل ایمان و کار باتقوا باشند.[۶]

مفسران تأکید کرده‌اند آنچه در آئین مداقه داراست و منجر خوشبختی و کرامت آدم می‌گردد ایمان و شغل با تقوا میباشد.[۷]‏ اورده شده دوستی راستین با آفریدگار آن میباشد که فعالیت با تقوا را منعکس سازد و گرنه ایمان سوای فعالیت باتقوا خودفریبی میباشد.[۸] واقعیت آئین را ترکیبی از ایمان و کار پارسا دانسته‌اند[۹] که در جهان بشر را به فعالیت پارسا فرامی‌خواند و به عبارتی کار در آخرت به نعمت‌های بهشتی تبدیل می‌گردد.[۱۰] یادگرفتن کار باتقوا در جامعه را منجر تحقق جامعه‌ای آرمانی دانسته‌اند.[۱۱]

فعالیت با تقوا از موادسازنده اصلی توبه[۱۲] و علامت واقعی آن شمرده میشود.[۱۳] مطابق نشانه‌ها قرآن[یادداشت ۲] فعالیت با تقوا یاور با ایمان، سبب ساز آمرزش گناهان میگردد.[۱۴] بیان شده شغل با تقوا کفاره بدی‌هاست[۱۵] و سیئات و بدی‌ها را می‌پوشاند و از در بین میبرد.[۱۶] برخی گفته‌اند مقصود زهد و تقوا نیز شغل باتقوا میباشد.[۱۷] خودپسندی و منت‌گذاری بر خداوند در عوض کار باتقوا، از آفات شغل باتقوا دانسته شد‌ه‌است.[۱۸] در احادیث آمده که مراقبت و مداومت بر کار با تقوا پشت شیطان را می شکند.[۱۹] در داستان دیگری درباره مداقه کار باتقوا نقل شده میباشد:[۲۰] در‌صورتی‌که کسی کلمه و واژه «لا اله الا الله» را بر گویش سرازیر کرد، به درون فقیه و ملکوت اسمان منش پیدا نمی‌نماید مگر اینکه فعالیت باتقوا داشته باشد.[۲۱]

بازدید : 71
سه شنبه 14 اسفند 1403 زمان : 15:54


تفاوت با رؤیا و عالَم بعد از مرگ
به‌گفته رضا محمدی شاهرودی، از اساتید حرف اسلامی، خواب، مرگ، عالَم احتضار و تجربیات‌های در حدود مرگ از یک مال می‌باشند؛[۸] به این دلیل که روح در تمامی این شرایط‌ها با عالم جبروت رابطه برقرار می‌نماید و از فقید ماده و جسم مستقل میگردد. محمدی شاهرودی این نظر را دارد، طلاق روح از دانا ماده، مرتبه‌بندی و شدت و ضعف داراست؛ سطحی از آن مرگ میباشد که طلاق بدون نقص بوده و در آن برگشتی به عالَم ماده وجود ندارد و سطحی دیگر، خواب یا این که تجارب در حدود مرگ میباشد که طلاق بی نقص نبوده و در آن فقط رابطه روح با فقیه ماده ضعیف پک پذیرایی ترحیم مشهد می شود.[۹]

تفاوت با مکاشفه و شهود عرفانی
گفته می‌گردد که تجربیات در حدود مرگ شبیهِ مکاشفه و مشاهده شخصیت‌های بلندمرتبه عرفانی و مذهبی میباشد،[۱۰] اما تفاوت‌هایی فی مابین این تجربیات و مکاشفه عرفانی بیان نموده‌اند؛ برای مثال اینکه مکاشفه عارف، نتایج ریاضت‌های متعدد علمی و عملی میباشد که در زمان حیاتش تحمل کرده[۱۱] و مقصود از آن وصال به لقای الهی میباشد؛[۱۲] در حالی که تجارب در حدود مرگ ازروی میل وجود ندارد و فقطً رویدادها روزانه معاش، او را با اینگونه تجارب‌ای مواجه می‌نماید.[۱۳]

خصوصیت‌های مشترک

تصویر کتاب عالم بعد از مرگ
محققان زمینه تجربیات‌های در حدود مرگ، بنابر مشاهده تجربیات‌گران متفاوت، خصوصیت‌های مشترکی حصول نموده‌اند؛[۱۴] مثلا:

شم وقوع مرگ.[۱۵]
شنیدن صدای دور‌وبری ها در به عبارتی لحظاتی که شخص در شروع مرگ انگاشته شد‌ه‌است.[۱۶]
شم خروج روح از تن.[۱۷]
حس وقار و بی‌دردی؛ به‌طوری که تجارب‌گر رنجِ بیماری‌های پیش از آن را حس نمی‌نماید.[۱۸]
ورود به تونل؛ بعضی تجارب‌گران ذکر داشته‌اند که بعداز گذراندن مرحله طلاق روح از تن، وارد تونلی استوانه‌ای‌صورت و به طور کاملً نورانی گردیده‌اند.[۱۹]
مواجهه با موجودی دیدنی و نورانی.[۲۰]
ملاقات با دوستان، آشنایان و فامیلی که تا قبل از اینً از جهان رفته‌اند.[۲۱]
مرور معاش: بازبینی و نگرشی به کل اتفاق ها یا این که بخشی از معاش تجربیات‌گر.[۲۲]
مجال و جای غیرمادی؛ گروهی از تجارب‌گران از دیدن قلمرویی فراطبیعی، صحنه‌ای خوشایند و سرشار از فروغ و روشنایی و رنگ‌های فوق‌العاده خوشگل صحبت گفته‌اند.[۲۳]
عدم فرارسیدن وقت مرگ قطعی: توده‌ای از تجربیات‌گران اینگونه اظهار کرده‌اند که به آن ها القا گردیده که هنوز مجال مرگ آنان فرا نرسیده میباشد.[۲۴]
بی‌میلی درباره برگشت به عالم: بخش اعظمی از تجارب‌گران گفته‌اند که در آن اکنون با چنان وضع و اوضاع دیدنی و شیرینی مواجه بوده‌اند که تمایلی برای رجوع به معاش نداشته‌اند.[۲۵]
تأثیر آیین در تعبیر تجربیات‌ها
به‌گفته رضا برنجکار، عضو هیئت علمی دانشکده طهران و قائم‌رده پژوهشگاه قرآن و حدیث، گاهی این نوع گزارش‌ها مبتنی بر اعتقادات و سویه فکری گزارشگر ارائه می گردد و تأیید یا این که رد آنان وقتی ممکن میباشد که با ترازو عقل، سنت و قرآن تطبیق داده گردد. هنگامی دلیلی برای تأیید و ردی برای آن‌ها نداریم، صرفا خواهیم توانست از قابلیت آن گزارش‌ها کلام بگوییم.[۲۶]

به‌گفته ریموند مودی، مورد و فراگیری مذهبی تأثیری اساسا و محتوای تجربیات در حدود مرگ و خصوصیت‌های آن ندارد، بلکه تنها در تعبیر و تفسیر و تبیین آن مؤثر میباشد؛[۲۷] از این رو در مواجهه با موجودات نورانی -که مثلا مفاد مشترک در‌این تجربیات‌‌ها میباشد- مسیحیان آن را حضرت عیسی(ع) میدانند و رهروان دیگر ادیان از وی به‌تیتر شخصیتی مقدس و فرشته‌ای پایگاهّب حافظه کرده‌اند.[۲۸] حتی گروهی از تجربیات‌گران مسلمان گزارش نموده‌اند که بعضا از امامان معصوم(ع) یا این که حضرت عباس را ملاقات کرده و از شفاعت آن‌ها در زنده ماندن و رجوع و برگشت به جهان بهره مند گردیده‌اند.[۲۹]

اعتبارسنجی
احادیثِ ذکر‌گر مشاهدات شخص محتضر، مثلا شواهد تجربیات‌های در حدود مرگ شمرده شد‌ه‌است؛ از امام درستگو(ع) نقل کرده‌اند:

«در مدینه شخصی هنگام جان دادن، زبانش حایل آمده بود، [تا وقتیکه مادرش از وی راضی شد]. فرستاده(ص) رو به آن فرد کرد و فرمود: بگو: «لا اله الا الله». آن را خاطرنشان کرد. بعد فرمود: این دعا را بخوان: «یا این که اینجانب یقبل الیسیر...». نبی پرسید: چه می‏‌بینی؟ وی جواب اعطا کرد: دو مو جود سیاه بر اینجانب وارداتی‏‌اند. حضرت فرمود: مجدد بخوان. وی خواند. فرستاده مجدد پرسید: چه می‏‌بینی؟ خاطرنشان کرد: آن دو جان دار سیاه از اینجانب به دور گردیده و آن ها را نمی بینم. دو مو جود سپید بر اینجانب وارداتی و نزدیکم آمدند و اینک سرگرم قبض روح اینجانب می‌باشند. پس در به عبارتی لحظه از جهان رفت‏.»[۳۰]

با اعتنا به محصل بودن تجربیات‌های در حدود مرگ در معاش بشر‌ها، با ادیان و فرهنگ وتمدن‌های گوناگون و تابعیت‌ها و نژادهای متفاوت، در اعتبار آن ها اختلاف‌حیث میباشد؛ گروهی از محققان (مسلمان و غیرمسلمان)، اصل وقوع اینگونه تجربیات‌هایی را مسلّم دانسته و بعضا آن را توهم و نتایج عمل‌های مغزی شمرده‌اند.[۳۱]

بازدید : 27
دوشنبه 13 اسفند 1403 زمان : 15:27


سید محسن طباطبائی حکیم
(تغییرمسیر از سید محسن حکیم)
برای دیگر کاربردها حکیم را ملاحظه کنید.
سید محسن حکیم طباطبائی
مرجع تبعیت

داده ها شخصی
تاریخ ولادت ۱ شوال ۱۳۰۶ق
محل تولد نجف
تاریخ وفات ۲۷ ربیع‌الاول ۱۳۹۰ق/ ۱۳۴۹ش
محل دفن نجف • مسجد هندی
بستگان
سرشناس سید محمدباقر حکیم (فرزند) سید محمدسعید حکیم (نوه دختری)
داده ها علمی
استادان محمدکاظم خراسانی • آقاضیاء عراقی • محمدحسین نائینی • سید ابوتراب خوانساری
شاگردان حسین وحید خراسانی • سید محمدباقر صدر • محمدتقی جعفری • سید مصطفی خمینی
تألیفات مستمسک العروة الوثقی • حقائق‌الاصول • نهج‌الفقاهة • پک پذیرایی ترحیم مشهد منهاج‌الصالحین
کار‌های اجتماعی-سیاسی
سیاسی تأسیس جماعت العلماء فی النجف الاشرف

سید محسن طباطبائی حکیم (۱۳۰۶ـ۱۳۹۰ق)، مرجع پیروی شیعه ها در قرن ۱۴ هجری قمری، بومی نجف. وی بعداز درگذشت آیت‌الله بروجردی، از مراجع تبعیت پر اسم و رسم بود. سیدمحسن در راستای رویارویی با کمونیسم در عراق، عضویت در حزب کمونیست را تحریم کرد و در راستای توسعه و گسترش کار‌های فقهی، جماعت العلماء را در نجف مبنا‌گذاری کرد. حکیم در جوانی و در جریان نزاع جهانی نخستین، در حمایت از عثمانی، فرماندهی بخشی از عراقیان را بر ذمه داشت. وی تعدادی کتابخانه در چندین میهن فرنگی تأسیس کرد. کتاب مستمسک العروة الوثقی مشهورترین تاثیر فقاهتی اوست.

تنی چند از فرزندان سید محسن حکیم، بوسیله حکومت بعث عراق زندانی و کشته شدند. سید محمدباقر حکیم مشهورترین فرزند اوست که در سال ۱۳۸۲ش در انفجار بمب در نجف کشته شد.

معاش
سید محسن حکیم در ۱۳۰۶ق در نجف به دنیا آمد.[۱] پدرش، سید مهدی حکیم، از عالمان نجف بود.[۲] محسن، در شش سالگی پدرش را از دست بخشید.[۳] حکیم، ده پسر و چهار دختر داشت. یوسف، محمدرضا، محمدمهدی، کاظم، محمدباقر، عبدالهادی، عبدالصاحب، علاءالدین، عبدالعزیز، و محمدحسین، پسران وی می باشند.

سال‌های آخری معاش سیدمحسن با حبس خانگی و سختگیری بر حوزه علمیه و شیعه ها عراق و مقاومت او همپا بود؛ بعداز کودتای حسن‌البکر، فشارهای حزب بعث بر حکیم بیشتر شد و حزب بعث سعی میکرد وی تسلیم خواهد شد.[۴] سید محسن حکیم در ۲۷ ربیع‌الاول، ۱۳۹۰ق[۵]، در ۸۴ سالگی، بر تاثیر بیماری در بغداد درگذشت. پیکر وی از بغداد تا کربلا و بعد تا نجف تشییع شد و در مسجد هندی و در کنار کتابخانه‌اش، به خاک ودیعت شد.[۶]

تحصیلات
حکیم از هفت سالگی خواندن قرآن و تلاوت و تایپ کردن، و از خیر سالگی علم آموزی علم ها شرعی را استارت کرد.[۷] درس‌های مقدماتی، مانند ادبیات عرب و منطق و بعضی متن‌ها اصول فقه (مانند ضوابط و معالم) و بعضا متن ها فقه (مانند شرایع و لمعه) را نزد برادرش، سید محمود، و دروس مقاطع فراتر را نزد کسانی زیرا راست گو جواهری و درستگو بهبهانی خواند. [۸]

اساتید
حکیم در ۱۳۲۷ق، آموزش دروس بهتر حوزه (عصر بیرون) را استارت کرد و نزد محمدکاظم خراسانی، آقا ضیاء عراقی، روضه خوان علی جواهری، محمدحسین نائینی و ابوتراب خوانسانی، فقه و اصول و رجال را یادگرفت و به مرتبه اجتهاد رسید. در اخلاق و رفتار، از سید محمدسعید حبوبی، باقر قاموسی، سید علی حکم کننده طباطبایی، ملا حسینقلی همدانی و روحانی علی قمی به کار گرفت.[۹]

شاگردان
حکیم از ۱۳۳۳ق، درس دادن زمان سطح حوزه و از ۱۳۳۷ق، درس دادن زمان بیرون فقه و اصول را شروع کرد و بیشتراز نیم قرن درس دادن کرد. شماری از شاگردان وی عبارتند از:

محمدتقی آل دانا از علمای لبنان (درگذشت ۱۳۷۸ش)
سید اسماعیل صدر فرزند سید حیدر
سید محمدحسین فضل و ادب الله
محمدتقی جعفری
سید محمدعلی حکم کننده طباطبائی
سید محمد سرور واعظ بهسودی
محمدآصف محسنی قندهاری[۱۰]
سید محمدتقی بحرالعلوم
سید محمد موسوی بجنوردی
سید علی حسینی سیستانی
سید جلال الدین آشتیانی
سید هاشم رسولی محلاتی
محمدمهدی شمس‌الدین
سید حسین مکی عاملی
سید محمدباقر صدر
ناصر مکارم شیرازی
حسین وحید خراسانی
محمدهادی معرفت
سید مصطفی خمینی
محمدجواد مغنیه
سید یوسف حکیم
سید اسدالله مدنی
سید حسن خرسان
سید محمدسعید حکیم
امام موسی صدر
نصرالله شبستری
محمدهادی امینی نجفی
احمد کافی[۱۱]
حسین حقیقت کاشانی
عباسعلی عمید زنجانی

بازدید : 71
شنبه 11 اسفند 1403 زمان : 14:53


آداب زیارت
روضه خوان عباس قمی در کتاب مفاتیح الجنان براساس احادیث نقل‌گردیده از امامان شیعه(ع) برای زیارت آدابی بیان کرده که برخی از آنها به ذکر پایین پک پذیرایی ترحیم مشهد میباشد:

ایفا غسل زیارت؛
پوشیدن خرقه‌های تمیز و پاکیزه؛
سرگرم‌ساختن لهجه به عنوان کردن خدا؛
وضوداشتن و عصمت تن؛
بجا آوردن نماز زیارت؛
قرائت قرآن نزد قبور؛
توبه و استغفارکردن از گناهان؛
شکاف حرف بیهوده؛
خوشبو کردن خویش جز در زیارت امام حسین(ع)[۴۷]
بلندنکردن صدای خویش در هنگام زیارت.[۴۸][یادداشت ۱]
تک‌نگاری
بعضی از اثراتی که درباره زیارت و فضیلت آن تألیف گردیده به ذکر ذیل میباشد:

کتاب بی نقص‌الزیارات: اثری روایی از ابن‌قولویه میباشد که در آن روایاتی از امامان معصوم(ع) در فضیلت و اجر، کیفیت و آداب زیارت قبور آن‌ها توده گردیده است.[۵۰]
کتاب المزار فی کیفیّة زیارات النبی و الأئمة الأطهار، مشهور به «کتاب المزار» نوشته شهید نخستین: این کتاب دو باب داراست[۵۱] که باب نخستین آن درباره زیارت‌ها و شامل هشت فصل و یک خاتمه در آداب و فضیلت زیارت ائمه معصومین(ع) میباشد.[۵۲]
تُحفَةُ الزُّوار الی قبرِ النبیِّ المُختار تألیف ابن‌حجر هیتمی دانا سنی (درگذشت: ۹۷۴ق)این کتاب در مسئله زیارت قبر نبی(ص)، آداب زیارت و اجرا بعد از آن و مشمول یک پیشگفتار و چهار فصل میباشد.[۵۳]
کتاب آداب زیارت از نگرش معصومین(ع): ترجمه «باب المزار» کتاب وسائل‌الشیعه به خودکار محسن دیمه کارگراب و ابوالفضل کاظمی به گویش فارسی میباشد.[۵۴]
پانویس
کیانی فرید، «زیارت»، ص۸۴۷.
سبحانی، منشور عقاید امامیه، ۱۳۷۶ش، ص۲۵۴.
مکی، تاریخ المکة المشرفة و المسجد الحرام، ۱۴۲۴ق، ص۳۳۴؛ شوکانی، نیل الاوطار، ۱۴۱۳ق، ج۵، ص۱۱۰؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۴۸۴؛ جزیری، الفقه علی المذاهب الاربعة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۹۴۶.
مکی، تاریخ المکة المشرفة و المسجد الحرام، ۱۴۲۴ق، ص۳۳۴؛ شوکانی، نیل الاوطار، ۱۴۱۳ق، ج۵، ص۱۱۰.
«زیارت، برهان حیات و نام‌و‌نشان شیعه»، تارنما مجله قدس.
«هر ساله ۲۸ میلیون نفر زائر مقبره امام رضا(ع)»، تارنما خبرگزاری صدا و سیما.
«تعداد آخری زائران اربعین همین سال ۲۲ میلیون نفر اعلام شد»، وب سایت خبرگزاری مهر.
محدثی، فرهنگ وتمدن عاشورا، ۱۳۷۶ش، ص۲۱۱.
علامه مجلسی، تحفة الزائر، ۱۳۸۶ش، ص۴-۵؛ محدثی، فرهنگ وتمدن عاشورا، ۱۳۷۶ش، ص۲۱۱.
محدثی، فرهنگ و تمدن عاشورا، ۱۳۷۶ش، ص۲۱۱-۲۱۲.
ابن‌قولویه، بدون نقص الزیارات، مطبعة الصدوق، ص۳۰۱-۳۰۵.
ابن‌قولویه، بی نقص الزیارات، مطبعة الصدوق، ص۳۰۳.
ابن‌قولویه، بی نقص الزیارات، مطبعة الصدوق، ص۳۰۳.
برای مثال نگاه فرمایید به ابن‌حبان، الثقات، ۱۴۰۲ق، ج۸، ص۴۵۷؛ عسقلانی، تهذیب التهذیب، دار صادر، ج۷، ص۳۸۸.
ابن حبان، الثقات، ۱۴۰۲ق، ج۸، ص۴۵۷.
عسقلانی، تهذیب التهذیب، دار صادر، ج۷، ص۳۸۸.
سمعانی، الانساب، ۱۳۸۲ق، ج۱۲، ص۴۷۹.
کعبی، الامام موسی بن الکاظم علیه السلام سیره و تاریخ، ۱۴۳۰ق، ص۲۱۶.
ابن‌شبه، تاریخ المدینة المنورة، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۱۲۰.
سمهودی، وفاء الوفاء، ۱۴۱۹ق، ج۳، ص۱۱۲.
سمهودی، وفاء الوفاء، ۱۴۱۹ق، ج۳، ص۷۸.
برای مثال نگاه فرمایید به دار قطنی، سنن الدار قطنی، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۳۳۴.
کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۵۷۹.
حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۱۴، ص۳۱۹.
برای مثال نگاه نمائید حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۹ق، ج۱۴، ص۳۱۹-۶۰۰.
حکم کننده نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۵۳۳.
حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۹ق، ج۱۴، ص۴۰۸.
ابن‌قولویه، بدون نقص الزیارات، مکتبة الصدوق، ص۳۶-۳۷.
برای مثال نگاه فرمائید به صاحب و مالک بن انس، الموطأ، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۱۶۶؛ صنعانی، مصنف، ۱۴۰۳ق، ج۳، ص۵۷۰-۵۷۶.
تقی‌الدین سبکی، شفاء السقام، ۱۴۱۹ق، ص۱۶۶-۱۶۸.
لکنوی، ابراز الغی الواقع فی شفاء العی، انتشارات چشمه سود، ص۳۷.
لکنوی، ابراز الغی الواقع فی شفاء العی، انتشارات چشمه نتیجه، ص۳۷.
ابن‌تیمیه، قاعدة جلیلة فی التوسل و الوسیلة، ۱۴۲۲ق، ص۱۵۱؛ ابن‌تیمیه، منهاج السنة النبویة، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۴۳۸ و ۴۴۴.
ابن‌تیمیه، قاعدة جلیلة فی التوسل و الوسیلة، ۱۴۲۲ق، ص۱۵۱؛ ابن‌تیمیه، منهاج السنة النبویة، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۴۳۸ و ۴۴۴.
رضوانی، سلسله مباحث وهابیت‌شناسی (زیارت نبی و اولیاء)، انتشار مشعر، ص۸.

بازدید : 29
پنجشنبه 9 اسفند 1403 زمان : 13:09


قاعده نفی عسر و حرج
قاعده نفی عُسْر و حَرَج قاعده‌ای شرعی میباشد به‌معنای عدم تشریع احکام مشقت بار، مشقت بار و غیر قابل تحمل در شریعت اسلام. فقیهان این قاعده دارای شهرت را در همه ابواب فقه، اعم از عبادات و معاملات، سرازیر میدانند. قاعده نفی عسر و حرج را مستند به کتاب، سنت، اجماع و بنای عقلا کرده‌اند. این قاعده را امتنان و ارفاق (منت‌نهادن و سهل وآسان‌گیری) بر امت رسول(ص) دانسته‌اند. از این قاعده برداشت کرده‌اند که شریعت اسلام طاقت فرسا‌گیرانه پک پذیرایی ترحیم مشهد وجود ندارد.

قاعده نفی عسر و حرج در اکثری از ابواب شرعی مفید بوده و بعضی از احکام را تغییر تحول داده میباشد. عدم وجوب غسل یا این که وضو در سرمای شدید، مجوز افطار در ماه رمضان برای بیمار و مسافر و حق جدایی برای زوجه در شکل وجود عسر و حرج از این موردها میباشد. مرتضی مطهری وجود اینگونه قواعدی را باعث تغییر تحول احکام و آرم انعطاف در قانون ها اسلام میداند.

معرفی
قاعده نفی عسر و حرج از قواعد مشهور و اساسی فقاهتی میباشد که در کلیه ابواب فقه، اعم از عبادات و معاملات، سرازیر می‌گردد.[۱] منظور از این قاعده را این دانسته‌اند که در شریعت اسلام هیچ حکم طاقت فرسا و دشواری بر مکلفان تشریع نشده میباشد.[۲] بر اساس این قاعده در شرایطی‌که که اجرای یک حکم دینی منجر تولید رنج غیر قابل تحمل بر یک شخص گردد، یا این که تحقق برخی احکام دینی در موقعیت خاص حرج‌آور باشد، اجرا آن از ذمه موظف برداشته می شود.[۳]

بعضا گفته‌اند این قاعده به‌این معنی وجود ندارد که به صرف وجود رنج و رنج تعطیلی احکام شرع روا باشد؛[۴] بلکه خواسته از حرج رنج شدید میباشد.[۵] مکارم شیرازی گفته میباشد هدف از عسر و حرج هر نوع رنج و دشواری وجود ندارد؛ چون جاری ساختن اکثری از تکالیف توأم با سختی میباشد. از دید وی غرض سختی شدیدی میباشد که بر حسب عادت غیرقابل تحمل میباشد.[۶] اورده شده قاعده لاحرج، سختی اضافه‌ای که بر تکالیف (افزون بر حرج متعارف جان دار در آن ها) عارض می گردد، را برمی‌دارااست.[۷] بعضا گفته‌اند صحت قاعده لاحرج، به صحت عُرفی آن بستگی دارااست و هر مکان که عرف حکمی را مصداق حرج تلقی کرد می‌اقتدار این قاعده را سرازیر دانست.[۸]

حَرَجی که تحمل آن فوق شکیبایی بشر باشد یا این که حرجی که تحمل آن باعث خلل نظام یا این که نیازمند ضرروزیان بر جنس یا این که جان یا این که آبرو گردد را از قضیه قاعده لاحرج بیرون میدانند؛ چون مشاجره از حرج فوق شکیبایی در دانش حرف و نیز دانش اصول آمده و تکلیف به آن را امری محال و نامعقول دانسته‌اند.[۹] قاعده لاحرج کلیه احکام اعم از واجبات و محرمات،[۱۰] و حکم تکلیفی و وضعی را مشتمل بر می گردد.[۱۱] بعضی نیز گفته‌اند قاعده لاحرج درتوان یکی اصول عملیه دانسته گردیده است خیر به‌تیتر یک اَماره و عامل.[۱۲]

قاعده نفی عسر و حرج را امتنان و ارفاق بر امت فرستاده(ص) دانسته‌اند.[۱۳] از این قاعده برداشت کرده‌اند که شریعت اسلام مشقت بار‌گیرانه وجود ندارد[۱۴] و در آن احکامی نیست که از جانب آن حرج و مشقتی متوجه بشر گردد.[۱۵] مرتضی مطهری این قاعده و امثال آن را باعث در دست گرفتن و تغییر و تحول احکام میداند که نشان انعطاف در مقررات اسلام میباشد.[۱۶]

برهان
قاعده نفی عسر و حرج مستند به کتاب،[۱۷] سنت،[۱۸] اجماع،[۱۹] و بنای عقلا[۲۰] دانسته‌اند. از مهمترین آیاتی که تحت عنوان استدلال قاعده عسر و حرج گزینه استناد قرار میگیرد، آیه ۷۸ سوره حج میباشد.[۲۱] این آیه را ناظر به همه ضوابط اسلام دانسته‌اند.[۲۲] آورده شده خواسته از آیه این میباشد که هرگاه در تاثیر فعالیت به احکام، ملزم در عسر و حرج واقع خواهد شد، این احکام از ذمه وی برداشته می‌گردد.[۲۳] از سایر آیه‌ها مستند قاعده عسر و حرج، به آیه ۶ سوره مائده،[۲۴] آیه ۱۸۵ سوره بقره،[۲۵] آیه ۲۸۶ سوره بقره،[۲۶] و آیه ۴۷ سوره حج[۲۷] اشاره گردیده است. آورده شده این نشانه‌ها به انگیزه اطلاقی که دارااست کلیه احکام شرع را در برمی‌گیرد و مشتمل بر همگی قانون ها اسلامی میگردد.[۲۸] سید محمد موسوی بجنوردی (درگذشت: ۱۴۰۲ش) این نظر را دارد این آیه‌ها دلالت روشنی بر این دستور دارا هستند که در آئین اسلام حکم حرجی تشریع نشده میباشد و در شرایطی‌که یک حکم منجر استیصال و رنج گردد به فرمان این آیه ها آن حکم منتفی می شود.[۲۹]

ماجرا‌های زیادی گفته شده که مبنای قاعده نفی عسر و حرج قرار گرفته میباشد.[۳۰] فاضل نراقی احادیث متعددی دربارهٔ نفی عسر و حرج در کتاب عوائد الایام آورده[۳۱] که بر عدم تشریع حکم حرجی دلالت شد‌ه‌است.[۳۲] حدیث معروف نبوی «بُعِثْتُ بِالْحَنِیفِیةِ اَلسَّمْحَةِ اَلسَّهْلَةِ؛[۳۳] مبعوث شدم به آیین حنیف سهل وآسان» از روایاتی میباشد که مبنای قاعده نفی عسر و حرج قرار گرفته میباشد.[۳۴] در تعبیر و تفسیر این داستان اورده شده در صورتیکه احکام حرجی در آئین وجود می‌داشت، نبی(ص) آیین را به دسته‌ای سهل تعریف نمی کرد.[۳۵]

کاربرد
قاعده نفی عسر و حرج در بخش اعظمی از ابواب فقاهتی موءثر بوده و بعضی از احکام را تغییر و تحول داده میباشد؛[۳۶] ازجمله:

عدم وجوب غسل یا این که وضو در سرمای شدید.[۳۷]
عدم وجوب حج در حالت عسر و حرج با وجود وسع.[۳۸]
عدم وجوب جهاد برای اشخاص عاجز و هر که ایفا جهاد بر وی رنج داراست.[۳۹]
عدم وجوب تشخیص و پیروی از اعلم برای هر کس حرج و رنج برای وی باشد.[۴۰]
مشروعیت تیمم به خیال خسارت کردن در به‌دست‌آوردن آب؛ مانند فراهم نمودن آب برای وضو به یک سری موازی ارزش.[۴۱]
مجوز افطار در ماه رمضان برای بیمار،[۴۲] مسافر،[۴۳] پیر[۴۴] و برای هر کس تشنگی شدید پیدا می‌نماید.[۴۵]
مجوز جدایی برای زوجه بوسیله حکم دهنده شرع. در حالتی‌که بقای زوجیت موجب عسر و حرج بر زوجه باشد، با تمسک به قاعده نفی عسر و حرج، تایید صلاحیت جدایی برای حکم کننده شرع اثبات دانسته گردیده‌است.[۴۶] این زمینه در ماده ۱۱۳۰ ضابطه مدنی نیز آمده میباشد.[۴۷] و نیز جنون پیش از عقد در زوج، به منجر عسر و حرج شدید، موجب خیار باطل برای زوجه میشود.[۴۸]

بازدید : 57
چهارشنبه 8 اسفند 1403 زمان : 16:28


در بناهای تاریخی و مذهبی

عبارت علی اما الله، روی یکی محراب‌های مسجد اِبن طولون در قاهره، که در زمان معاذ مستنصر فاطمی (حکومت ۴۲۷-۴۸۷ق)، هجدهمین امام اسماعیله، ساخته شد.[۴۶]
گزاره «علی اما الله» در معماری‌های شیعی[۴۷] و در عصر فاطمی به‌شغل می رفت.[۴۸] برای مثال روی محرابی که در سال ۴۷۸ق (۱۰۹۴م) به مسجد اِبن‌طولون در قاهره افزوده شد، عبارت «لا اله الا الله، محمد پیامبر الله، علی البته الله» درج شده میباشد.[۴۹] این محراب در عصر خلافت معاذ مستنصر فاطمی (حکومت ۴۲۷-۴۸۷ق)، هجدهمین امام پک پذیرایی ترحیم مشهد ساخته شد.[۵۰][منبع بهتری نیاز میباشد]

روی گنبد سلطانیه بنا شده در شهر سلطانیه مجاورت زنجان، کتیبه «علی اما الله» نقش گردیده که مرتبط با سال ۷۱۰ق میباشد. گنبد سلطانیه بعداز شیعه شدن اولجایتو، هشتمین شاه ایلخانی، و به امر او ساخته شد.[۵۱] همینطور عبارت «علی اما الله» بر دیوارهای مسجد کبود تبریز نقش گردیده‌است که در طی دنیا‌پادشاه، از پادشاهان قَراقویونْلو در سال ۸۷۰ق ساخته شد.[۵۲] محراب امامزاده حبیب بن موسی در کاشان مرتبط با سال ۷۷۰ق نیز، دارنده عبارت «لا اله الا الله، محمد فرستاده الله، علی البته الله» میباشد.[۵۳]

گزاره «علی اما الله» در بقعه برخی امامان و امامزادگان به‌فعالیت رفته میباشد؛ مثلا روی بارگاه مقبره امام علی(ع)،[۵۴] بارگاه امام رضا(ع)[۵۵] و مناره بقعه حضرت عباس(ع).[۵۶]

در ادبیات
عبارت «علی البته الله» در ادبیات فارسی منعکس شدن داشته میباشد. سید علی عمادالدین نسیمی، شعر سرا صوفی قرن هشتم قمری، اینگونه سروده میباشد:

هر وصف که در شأن سخن الله میباشد
خواص وی کل بسم‌الله میباشد
آن نقطه که آن در بِیِ بسم‌الله میباشد
آن خال چهره علی البته الله میباشد[۵۷]

اسیری لاهیجی نوربخشی، صوفی قرن نهم قمری، غزلی با ستون «علی اما الله» سروده که دو بیت آغازین آن اینگونه میباشد:

امام و هادی جانی علی البته الله
طبیب درد نهانی علی البته الله
نمیرسد به کمال تو تفصیل ناطقه‌ام
فزون ز حد بیانی علی اما الله...[۵۸]
عرفی شیرازی شعر سرا قرن دهم قمری،[یادداشت ۲][۵۹] محمدقلی سلیم تهرانی شعر سرا قرن یازدهم قمری،[یادداشت ۳][۶۰] و محمدکاظم آشفته شیرازی شعر سرا عصر قاجار نیز[یادداشت ۴] [۶۱] عبارت «علی اما الله» را در اشعار خویش به شغل برده‌اند.

«علی اما الله» در شعر عربی نیز منعکس شدن داشته میباشد؛ فضل و ادب بن عباس لَهَبی از شاعران بنی‌هاشم، در جواب شعری که ولید بن عقبه، اخوی مادری عثمان در سوگ قتل او و علیه بنی‌هاشم سروده بود، شعری خاطرنشان کرد که در آن عبارت «علی البته الله» به‌عمل رفته میباشد.[یادداشت ۵][۶۲]

همینطور ابن‌شهرآشوب فقیه شیعه قرن ششم قمری[یادداشت ۶][۶۳] و جمال‌الدین محمد نجفی مالکی (درگذشت بعد از ۱۰۸۶ق)، شعر سرا و از نوادگان صاحب اشتر[یادداشت ۷][۶۴] نیز «علی البته الله» را در شعر عربی خویش به فعالیت برده‌اند.

نگارخانه
یکی کتیبه‌های فوقانی بارگاه امام علی(ع).[۶۵]
یکی کتیبه‌های فوقانی بارگاه امام علی(ع).[۶۵]

عبارت علی البته‌الله در بقاع امام علی(ع).[۶۶]
عبارت علی البته‌الله در بقاع امام علی(ع).[۶۶]

نقش علی البته الله بر بارگاه امام رضا(ع).[۶۷]
نقش علی البته الله بر بارگاه امام رضا(ع).[۶۷]

نقش علی اما‌الله روی مناره مقبره حضرت عباس(ع) به خط کوفی بنایی.[۶۸]
نقش علی البته‌الله روی مناره بقعه حضرت عباس(ع) به خط کوفی بنایی.[۶۸]

قطعه خوشنویسی علی اما‌الله، به خط ثلث تاثیر محمد المشرفاوی (۱۴۳۹ق).[۶۹]
قطعه خوشنویسی علی اما‌الله، به خط ثلث تاثیر محمد المشرفاوی (۱۴۳۹ق).[۶۹]

بازدید : 54
سه شنبه 7 اسفند 1403 زمان : 16:47


قبل از اسلام
حمزه در نبرد‌های فِجار و در عهد حلف الفضول کمپانی داشته میباشد. او با ابوطالب و دیگر عموهای رسول(ص) در خواستگاری خدیجه نیز حاضر بوده میباشد؛ حتی بعضا از منابع، با وجود مسافت سنی نادر وی با فرستاده(ص) و قرائت خطبه وصلت به وسیله ابوطالب، در ماجرای خواستگاری خدیجه تنها از حمزه پک پذیرایی ترحیم مشهد مذکور‌اند.[۳۴]

ابوالفرج اصفهانی می‌نویسد در سالی که قُرَیش به قحطی و خشکسالی مشقت گرفتار گردیده بود، به‌دنبال توصیه رسول(ص) برای یاری به ابوطالب که شخصی عیال وار بود، حمزه سرپرستی جعفر را پذیرفت[۳۵]

حمزه شکار‌چی بود و به شکار می‌پرداخت.[۳۶] وی در زمان نادانی، مثلا فرزندان عبدالمطلب بود که در قریش سر گروهی یافتند و چنان جایگاهی داشت که برخی با وی عهدوپیمان می‌بستند.[۳۷]

بعد از اسلام
ایمان آوردن حمزه به اسلام و رسول(ص) در کتاب سیره النبی که در قرن یازدهم هجری به فرمان فرمان روا منظور سوم حکم دهنده عثمانی و به وسیله سید سلیمان کسیم پاشا تهیه و تنظیم گردیده است.
ایمان آوردن حمزه به اسلام و رسول(ص) در کتاب سیره النبی که در قرن یازدهم هجری به فرمان پادشاه خواسته سوم حکم کننده عثمانی و بوسیله سید سلیمان کسیم پاشا تنظیم گردیده است.
روزی که نبی(ص) خاندان مجاورت خویش را برای دعوت به اسلام گردآورد (یوم الإنذار)، حمزه نیز حضور داشت.[۳۸] حمزه حتی‌در وقتی که هنوز مسلمان نشده بود، همانند ابوطالب، از رسول اکرم(ص) در مقابل آزار مشرکان دفاع میکرد. طبق بعضی از نقل‌های تاریخی، حمزه توهین‌های ابولهب و بقیه مشرکان به نبی(ص) را تلافی میکرد.[۳۹]

مسلمان شدن
روزی ابوجهل مجاورت کوه صَفا به فرستاده(ص) واکنش و سخنانی ناشایست به او ذکر کرد. رسول(ص) بدو پاسخی نداد. کنیزی در آنجا بود و این قصه را مشاهده کرد. دیری نگذشت که حمزه از شکار به مکه رجوع. عادت حمزه چنان بود که زیرا از شکار برمی گشت، کعبه را طواف میکرد، آنگاه به انجمن‌های قریش میرفت و با آن‌ها حرف می‌اظهار‌کرد. قریش حمزه را به سبب ساز جوانمردی‎‌هایش دوست می‌داشتند. این توشه که حمزه به عادت خویش به دیدن آشنایان درگیر بود، آن کنیز نزد وی رفت و اظهار کرد: نبودی تا ملاحظه کنی ابوجهل به برادرزاده‎ ات چه بیان کرد. حمزه به سروقت ابوجهل رفت، اورا روءیت کرد که در مسجد الحرام بین عموم نشسته میباشد. کمان خویش را بر رمز او کوفت، چنان که راز ابوجهل زخمی گرانقدر برداشت. آن گاه خاطرنشان کرد: «‌تو محمد را دشنام می دهی، مگر نمی‌دانی اینجانب به آیین وی درآمده‌ام. هر چه وی بگوید اینجانب هم میگویم ». بنی مخزوم خواستند به کمک ابوجهل برخیزند، البته او اظهار‌کرد: حمزه را بگذارید، چه اینجانب برادرزاده اورا دشنام‌های غیر مطلوب داده‌ام. این پیشامد باعث شد که حمزه در شمار مسلمانها درآید. از آن پس، قریش زیرا دیدند محمد پیشتیبانی کارکشته مانند حمزه داراست و او‌را از زخم آن‌ها نگاه خواهد داشت، کمتر متعرض او شدند. [۴۰]

براساس روایتی از امام سجاد(ع)، ادله اسلام آوردن حمزه، غیرت وی در ماجرایی بود که مشرکان کودک‌دان شتری را روی راز نبی(ص) انداختند.[۴۱] با این حالا، بعضا از پژوهشگران معتقدند اسلامِ حمزه از آغاز، بر اساس دوراندیشی و آشنایی بوده میباشد.[۴۲]

اسلام آوردن او را در سال دوم یا این که ششم بعثت و پیش از مسلمان شدن ابوذر دانسته‌اند.[۴۳] مسلمان شدن حمزه در گرویدن خاندان وی به اسلام مؤثر بود.[۴۴]

دوراندیشی ما از معاش حمزه، بعد از اسلام آوردن تا سفر، ناچیز میباشد. بعد از آنکه نبی(ص) دعوت خویش را آشکار ایجاد کرد، حمزه نیز به دعوت علنی پرداخت.[۴۵] او در کنار فرستاده(ص) ماند و به حبشه هجرت نکرد.[۴۶] در سه سالی که مشرکان بنی‌هاشم را در شعب ابی‌طالب محاصره کردند، حمزه با مسلمان ها یار و همدم بود.[۴۷] در دو‌مین بیعت عقبه، در سال دوازدهم بعثت، که عده ای از عموم مدینه با رسول(ص) قول بستند، حمزه یار و همدم علی(ع) حاضر و مراقب بود تا مشرکان بدانجا مجاورت نشوند.[۴۸]

بازدید : 76
دوشنبه 6 اسفند 1403 زمان : 15:41


عید نوروز
عید نوروز شروع سال نوی هجری خورشیدی و موازی با نخستین فروددین ماه میباشد که ایرانیان آن را جشن و پایکوبی می گیرند. در منابع روایی شیعه، احادیثی در ردّ و تأیید عید باستانی نقل شد‌ه‌است. در روایتی که از امام راست گو(ع) آورده شده آداب و انجام خاصی برای عید باستانی نقل گردیده است. بعضی علمای شیعه همانند علامه مجلسی این ماجرا را تأیید نموده و بعضا دیگر همانند سید محمدحسین تهرانی آن را نپذیرفته و سندش را پک پذیرایی ترحیم مشهد ضعیف میدانند.

جشن و پایکوبی عید نوروز را سابق‌ترین نشان فرهنگی کشور‌ایران می دانند. این جشن و پای کوبی با دسته‌ای از آداب و سنت‌های ملی، قومی و مذهبی هم پا میباشد. جشن و پای کوبی عید باستانی در کشورهای دیگر نیز برگزار می شود و در بعضی کشورها به عنوان مثال جمهوری اسلامی ایران این روز تعطیل قانونی میباشد. همینطور در مناطقی از افغانستان و پاکستان، مبتنی بر یقین به اینکه امام علی(ع) درین روز به خلافت رسیده میباشد، مراسم خاصی برگزار می گردد. در جمهوری اسلامی ایران گروهی از عموم هنگام تحویل سال در بقاع امامان و امامزادگان حاضر میگردند.

معرفی و مداقه
اول روز فروددین ماه را که مصادف با شروع سال نو هجری شمسی و با نخستین فصل بهار[۱] میباشد،[۲] عید نوروز خوانده‌اند. بعضا پیدایش عید باستانی را به او‌لین پادشاهان اهل ایران نسبت داده و جمع‌ای آن را از اعتقادات آیین زرتشت دانسته‌اند؛[۳] به همین جهت آن‌را پایکوبی زرتشتیان نیز معرفی می‌نمایند.[۴] در مقابل، توده‌ای عید باستانی را پایکوبی ملی و دین دیرین اهل ایران می دانند که سابق‌ترین علامت فرهنگی کشور ایران[۵] و گران قدر‌ترین جشن و پایکوبی ملی ایرانیان میباشد.[۶]

در منابع حدیثی شیعه، احادیثی در تأیید عید نوروز و اعمالی برای این روز آورده شده میباشد.[۷] عید نوروز را آدرس از فرهنگ و تمدن‌های متنوع اهل ایران و قضیه همزیستی آن‌ها معرفی کرده‌اند[۸] به گونه ای‌که در یک فرصت، اشخاص گوناگون اعم از زرتشتی، شیعه، اهل‌سنت، مسیحی و... با مقدسات، کتاب‌ها و علائق مختلف در آن سهم دار میشوند.[۹] همینطور اورده شده حاکمان در روزها عید نوروز، هدایا[۱۰] و خراج را از عموم می‌گرفتند[۱۱] و در بعضا روزگار‌ها، انتصاب کارگزاران دولتی به وسیله فرمانروا درین روزها اعمال میشد.[۱۲]

مراسم برافراشتن عَلَم (جَهندَه بالاکردن) در زیارتگاه منسوب به امام علی(ع) در مزار شریف روز اولیه فروددین ماه
عید نوروز فی مابین کشورها و ملت‌های گوناگون پایکوبی گرفته میگردد و در بعضی کشورها نیز تعطیل قانونی میباشد.[۱۳] مجمع همگانی سازمان ملل، عید باستانی را با ریشهٔ اهل ایران در روز‌نگار خویش مکان داده میباشد.[۱۴] همینطور آئین باستانی «عید نوروز» با عضویت جمهوری اسلامی ایران و یک‌سری سرزمین دیگر به عنوان مثال آذربایجان، هند، قرقیزستان تحت عنوان ارثیه معنوی چندین ملیتی در هشتم مهرماه ۱۳۸۸ در اجلاس کمیته فی مابین الدول جانبداری از ارثیه فرهنگی ناملموس یونسکو به تصویب رسید.[۱۵]

دین‌ها
عید نوروز از قدیم با سنت‌هایی یار بوده میباشد.[۱۶] استعداد برای برگزاری پایکوبی عید نوروز از بازه‌ها قبلی،[۱۷] منزل‌تکانی (پاک کردن منزل)[۱۸] پوشیدن جامه تازه،[۱۹] کاشتن سبزه عید،[۲۰] پرت کردن سفره هفت‌سین،[۲۱] و قراردادن قرآن بر رمز سفره،[۲۲] عیدی‌ دادن[۲۳] و زیارت قبور و دادن خیرات برای شعف آنها در پنج شنبه انتها سال،[۲۴] به عنوان مثال این رسوم و دین‌ها میباشد. از سایر سنت‌هایی رایج در عید نوروز، دیدوبازدید و صله ارحام میباشد.[۲۵]

بازدید : 34
شنبه 4 اسفند 1403 زمان : 16:01


خواجه نصیرالدین طوسی
نوشته‌علمیٔ اساسی: خواجه نصیرالدین طوسی
خواجه نصیرالدین طوسی (درگذشته۶۷۲ق) حکیم و متکلم قرن هفتم هجری قمری میباشد. شواهد متعددی بر اثناعشری بودن وی وجود داراست.[۲۱] خواجه نصیر مولف کتاب‌ها و رساله‌های بخش اعظمی در علم ها خلق، منطق، فلسفه، حرف، ریاضی ها و نجوم میباشد که مثلا آن می‌اقتدار به خوی ناصری، مبنا الاقتباس، تجرید الاعتقاد و تذکرة فی دانش الهیئة اشاره نمود. مثلا اقدامات وی ایجاد کرد رصدخانه و کتابخانه مراغه مشمول بیش تر از ۴۰۰هزار جلد کتاب میباشد.[۲۲] وی عاقبت در بغداد درگذشت و طبق وصیت خویش در مجاورت بقعه کاظمین(ع) پک پذیرایی ترحیم مشهد دفن شد.[۲۳]


از سایر علما و شخصیت‌های اسلامی طوس می‌قدرت به خواجه نظام‌الملک طوسی(۴۰۸-۴۸۵ق) صاحب و مالک سیاست‌طومار و سیاستمدار عصر سلجوقیان و محمد غزالی طوسی(۴۵۰-۵۰۵ق) اشاره نمود.[مستلزم منبع]

طوس در صحبت علی بن موسی الرضا
دعبل شعر سرا، در نشست‌ای شعری سرود که امام رضا(ع) با ابیات ذیل آن را افزود:

و قَبْرٌ بِطُوسٍ يالَها مِنْ مُصيبَةٍ
اَلَحَّتْ عَلَى اْلاَحْشآءِ بِالزَّفَراتِ
اِلَى الْحَشْرِ حَتّى يَبْعَثَ اللّهُ قائِما
يُفَرِّجُ عَنَّا الْهَمَّ وَالْکُرُباتِ
ترجمه: قبری هم در طوس میباشد که مصیبتش جانکاه و سوزنده میباشد تا آفریدگار قائمی را برانگیزد و همّ و اندوه ما‌را بزداید.

بعداز آن دعبل پرسید: اینجانب اینگونه قبری نمی­‌شناسم، در طوس قبر که می باشد؟ علی بن موسی فرمود: «آنجا قبر اینجانب میباشد. یک سری روزی بیشتر نمی­‌گذرد که طوس محل رفت و آمد شیعه‌ها و زائران اینجانب میگردد.[۲۴]

پانویس
زنگنه، شهرستان طوس و ولایت مشهد، فصلنامه مشکوة، ش۵۱، فصل تابستان ۱۳۷۵، ص۱۵۳.
خلوصی‌راد، مختصری از سوابق تاریخی منطقه طوس، فصلنامه مشکوة، ش۲۲، فصل بهار ۱۳۶۸ش، ص۱۳۷-۱۳۸.
خلوصی‌راد، مختصری از سوابق تاریخی حوزه‌ طوس، فصلنامه مشکوة، ش۲۲، فصل بهار ۱۳۶۸ش، ص۱۳۷-۱۳۸.
زنگنه، شهرستان مشهد و ولایت طوس، فصلنامه مشکوة، ش۵۱، ص۱۴۷.
یعقوبی، تاریخ یعقوبی، بیروت، دارصادر، ج۲، ص۴۳۰.
یعقوبی، البلدان، ترجمه آیتی، طهران ۱۳۴۳، ص۵۳؛ اصطخری، المسالک و الممالک، ترجمه ایرج افشار، طهران، ۱۳۴۰ش، ص۲۰۵؛مقدسی، احسن التقاسیم، ج۱، ص۷۲.
زنگنه، شهرستان مشهد و ولایت طوس، مشکوه، ش۵۱، ص۱۵۱.
عطاردی، تمدن خراسان، ج۱، پایی

بازدید : 25
چهارشنبه 1 اسفند 1403 زمان : 15:36


تغییر‌و تحول اساسنامه
اسم ابتدایی مجمع، «مجمع روحانیون اهل مبارزه طهران» بود که در سال ۱۳۸۱ش به درخواست شورای مرکزی مجمع و ثبت کمیسیون ماده ۱۰ احزاب به «مجمع روحانیون اهل جنگ» تغییر‌و تحول کرد تا این تشکل مجاز به کار به صورت کلی جمهوری اسلامی ایران باشد.[۳۸] همینطور اساسنامه مجمع در سال ۱۳۸۴ش آیتم بازبینی شورای مرکزی مجمع روحانیون اهل نبرد قرار گرفت، منزلت دبیرکل حذف شد و گزینش سیاست‌های کبیر حزب بر ذمه رییس شورا قرار گرفت و مسئولیت پیگیری و اجرای این سیاست‌ها به دبیر شورا واگذار پک پذیرایی ترحیم مشهد شد.[۳۹]

قلمرو شغل
مجمع روحانیون اهل نبرد از اولِ تأسیس شغل‌های خویش را در مراکزی مانند مساجد، دانشکده‌ها و تا حدودی ناحیههای علمیه پیگیری میکرد.[۴۰] ارگان رسانه‌ای غیررسمی مجمع، خبر نامه «درود» به صاحب و مالک امتیازی سید محمد موسوی‌خوئینی‌ها بود و به نشر نگرش‌های این تشکل می‌پرداخت.[۴۱] بعد از توقیف درود، مجله «ذکر» و پس از ذکر نیز مجله «آفتاب یزد» بینش‌های مجمع را منتشر می کرد.[۴۲]

همینطور مجمع دارنده یک مجله داخلی با طبقه‌بندی سری میباشد که از سوی کمیته سیاسی منتشر میگردد.[۴۳] بعداز دوم خرداد ماه ۱۳۷۶ش نیز بعضا اعضای مجمع حضور بیشتر و فعال‌تری در دانش گاه‌ها و مرکزها علمی دارا هستند.[۴۴]

تک‌نگاری

کتاب «دگرگونی گفت‌و‌گو مجمع روحانیون اهل جنگ در جامعه پساانقلابی کشور‌ایران» نوشته سعیده امینی
کتاب‌های مختلفی با زمینه مجمع روحانیون جنگجو و طریقه‌های آن مندرج میباشد که دو مثال از آن عبارت میباشد از:

کتاب «دگرگونی مذاکره مجمع روحانیون مبارز و جنگجو در جامعه پساانقلابی کشور‌ایران» نوشته سعیده امینی میباشد که تالیف کننده در آن به چک گفتگو مجمع از اولِ انقلاب و تغییر تحول آن در حین دو دهه میپردازد. کتاب مشتمل بر ۲ نصیب و هر قسمت ۳ فصل میباشد. نصیب نخستین درباره رویکردهای نظری و شیوه استیناف و قسمت دوم تعریف و تبیین رای زنی مجمع روحانیون اهل پیکار هست. این کتاب در سال ۱۳۹۷ش در ۴۰۰ ورقه بوسیله انتشارات بیابان به چاپ رسید.[۴۵]
کتاب «مجمع روحانیون اهل نبرد» نوشته راستگو سلیمی‌بنی و آیت مظفری میباشد. این کتاب به تاریخچه صورت‌گیری، بینش‌ها و کار‌های مجمع روحانیون اهل جنگ از اولِ احداث تا سال ۱۳۹۰ش می پردازد. این کتاب در سال ۱۳۹۲ش و در ۳۲۰ شیت بوسیله انتشارات زمزم هدایت به چاپ رسید.[۴۶]
جستارهای متعلق
جامعه روحانیت جنگجو طهران
پانویس
«چرا امام اذن انشعاب اعطا کرد؟»، خبرنامه شرق.
طومار به شورای مرکزی مجمع روحانیون اهل مبارزه (موافقت با تشکیل مجمع)، پرتال امام خمینی.
امام خمینی، صحیفه امام، ۱۳۷۸ش، ج۲۱، ص۲۶-۲۹؛ سلیمی‌بنی، مظفری، جامعه روحانیت مبارز و جنگجو، ۱۳۸۸ش، ص۸۹؛ «قصه مجید انصاری از انتخابات مجالس سوم و چهارم و تأسیس مجمع روحانیون اهل مبارزه»، وبگاه تاریخ اهل ایران؛ «چرا امام اذن انشعاب بخشید؟»، مجله شرق.
«چرا امام اذن انشعاب اعطا کرد؟»، خبرنامه شرق.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 511
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 16
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 239
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 1547
  • بازدید ماه : 1678
  • بازدید سال : 4563
  • بازدید کلی : 34832
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی