مبارزات انقلابی و اقدامات فرهنگی تا سال ۱۳۵۷
هاشمی در سالهای نخستین اقامت در قم با فدائیان اسلام آشنا شد. او به فدائیان عشق و علاقه داشت البته بعضی از رفتارهای سیاسی آن ها را نمیپسندید و جانب مرجع تاسی خویش آیت الله بروجردی را میگرفت.[۶] او تعدادی سال آن گاه با امام خمینی آشنا شد و در عده شاگردان او قرار گرفت.[۷] هاشمی در سال ۱۳۳۶ش برای نخستین دفعه با آیتالله خامنهای پک پذیرایی ترحیم مشهد آشنا شد.[۸]
در سال ۱۳۳۷ش که روز ها تبلیغی محرم را در همدان میگذراند، در روز عاشورا خلال اشاره به عاقبت سقوط نظام سلطنتی عراق، عیب گیری تندی را متوجه نظام سلطنتی پهلوی کرد که به همین ادله بازداشت و بعداز تعدادی روز آزاد شد.[۹]
هاشمی در سال ۱۳۳۸ش با همیاری دوستان خویش بهویژه محمدجواد باهنر و مشاوره امام خمینی، نشریه مدرسه تشیع را منتشر کرد.[۱۰] درین نشریه مسائل اجتماعی و سیاسی به صورت جدید بوسیله متفکران اسلامی و فضلای حوزوی عرضه می شد تا در رقابت با فکرهای مارکسیستی و ملیگرایانه از طریقههای اسلامی پشتیبانی نماید.[۱۱]
هاشمی در سال ۱۳۴۱ش و در ماجرای لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی از سوی امام خمینی به استانهای یزد و کرمان رفت و پیام امام را به علما رساند. در ۲۱ فروددین ماه ۱۳۴۲ بعد از اتفاق رخداد فیضیه بازداشت و جزء اولی طلاب به سربازی اعزام شد[۱۲] و بعداز حادثه ۱۵ خرداد ماه پادگان را رخنه کرد و بازنگشت.[۱۳] او در سال ۱۳۴۳ش کتاب سرگذشت فلسطین نوشته اکرم زعیتر را به فارسی ترجمه کرد.[۱۴] در زمان حصرِ امام خمینی، هاشمی با همیاری دوستانش دو نشریه بعثت و انتقام را منتشر کردند.[۱۵] هاشمی با امضای اعلامیهای اعتراضی به تبعید امام خمینی به وسیله ساواک در تاریخ ۱۳۴۳/۱۲/۱۲ بازداشت و چهار ماه زندانی شد.[۱۶] وی در ۶ دی ۱۳۴۴ش در نجفآباد در نقطه پایان یک سخنرانی برای سالمی امام خمینی دعا کرد و بازداشت گردیده و به قم بازگردانده شد.[۱۷]
با کشف اساسنامه دسته نهفته یازده نفره از شاگردان آیت الله خمینی، هاشمی پایین تعقیب قرار گرفت و معاش نصفهپنهان در پیش گرفت.[۱۸] در همین روزگار کتاب «امیرکبیر یا این که قهرمان نزاع با استعمار» را منتشر کرد و در علاوه بر این کتاب، تاملهای اصلاحی امیرکبیر در کشورایران و نیاز میهن به دگرگونی و از بین بردن مفاسد را مطرح کرد.[۱۹]
ساواک در سال ۱۳۵۰ش برای پیشگیری از اخلال در جشن و پای کوبیهای ۲۵۰۰ ساله، عده ای از روحانیان برای مثال هاشمی را بازداشت کرد، البته در سال ۱۳۵۱ش با وثیقه آزاد شد.[۲۰] او توشه دیگر به منجر شغلهای رازّی و هجرت به آن سوی مرز، در سال ۱۳۵۴ش بازداشت و تا فصل پاییز ۱۳۵۷ش زندانی شد.[۲۱] هاشمی بعداز آزادی از زندان به یار و همدم مرتضی مطهری، محمدجواد باهنر، مهدوی کنی، سید علی حسینی خامنهای، سید محمد حسینی بهشتی، جامعه روحانیت مبارز و جنگجو طهران را تشکیل دادند.[۲۲]
از شورای انقلاب تا مسئولیتهای اجرایی بعد از برد انقلاب
در سال ۱۳۵۷ش با تشکیل شورای انقلاب، هاشمی به عضویت این شورا درآمد و در ساماندهی راهپیماییها و در صورتگیری و رئیس اعتصاب دانشکده طهران برای بازگشایی فرودگاه مهرآباد نقش داشت.[۲۳] وی همینطور برای حل اختلال سوخت عموم در پوسته هیئت اعزامی امام خمینی به بخش ها نفتی مسافرت کرد[۲۴] و در تشکیل ستاد استقبال و تأمین امنیت رهبر انقلاب فعال بود. هاشمی در ۱۵ بهمن ۱۳۵۷ حکم امام خمینی برای در آغاز وزیری مهدی تاجر را تلاوت کرد.[۲۵] وی در بهمن ۱۳۵۷ به هم پا سید محمد حسینی بهشتی، سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، سید علی خامنهای و محمدجواد باهنر، حزب جمهوری اسلامی را تأسیس کردند تا در رقابت با دستههای دیگر به نیروهای همفکر انسجام دهند.[۲۶]
هاشمی در ۴ خرداد ماه ۱۳۵۸، بوسیله تیم فرقان گزینه سوء قصد قرار گرفت، ولی با یاری همسرش از ترور جان تندرست بهدر موفقیت و زخمی شد. درپی این حادثه،امام خمینی پیامی صادر کرد و پاراگرافای از آن پیام معروف شد: «بدخواهان بدانند هاشمی زنده میباشد، زیرا نهضت زنده میباشد.»[۲۷]
در تیر ۱۳۵۸، شورای انقلاب و دولت موقت مخلوط شدند و بعضا از روحانیان به وزارتخانهها رفتند. هاشمی به وزارت مرزوبوم رفت و نماینده شورای انقلاب و نائب رئیس سپاه پاسداران وزارت مرزوبوم شد. درین زمان، مسئولیت وزارت مرز و بوم با هاشم صباغیان بود.[۲۸] هاشمی بعد از استعفای دولت موقت، سرپرست وزارت میهن شد.[۲۹]او همچنان از تیرماه ۱۳۶۰ تا تیرماه ۱۳۸۸ با اقامه ۴۲۰ نماز آدینه در طهران مالامال کارترین خطیب آدینه طهران به حساب آورده می شود.[۳۰]
مبارزات انقلابی و اقدامات فرهنگی تا سال ۱۳۵۷
هاشمی در سالهای نخستین اقامت در قم با فدائیان اسلام آشنا شد. او به فدائیان عشق و علاقه داشت البته بعضی از رفتارهای سیاسی آن ها را نمیپسندید و جانب مرجع تاسی خویش آیت الله بروجردی را میگرفت.[۶] او تعدادی سال آن گاه با امام خمینی آشنا شد و در عده شاگردان او قرار گرفت.[۷] هاشمی در سال ۱۳۳۶ش برای نخستین دفعه با آیتالله خامنهای پک پذیرایی ترحیم مشهد آشنا شد.[۸]
در سال ۱۳۳۷ش که روز ها تبلیغی محرم را در همدان میگذراند، در روز عاشورا خلال اشاره به عاقبت سقوط نظام سلطنتی عراق، عیب گیری تندی را متوجه نظام سلطنتی پهلوی کرد که به همین ادله بازداشت و بعداز تعدادی روز آزاد شد.[۹]
هاشمی در سال ۱۳۳۸ش با همیاری دوستان خویش بهویژه محمدجواد باهنر و مشاوره امام خمینی، نشریه مدرسه تشیع را منتشر کرد.[۱۰] درین نشریه مسائل اجتماعی و سیاسی به صورت جدید بوسیله متفکران اسلامی و فضلای حوزوی عرضه می شد تا در رقابت با فکرهای مارکسیستی و ملیگرایانه از طریقههای اسلامی پشتیبانی نماید.[۱۱]
هاشمی در سال ۱۳۴۱ش و در ماجرای لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی از سوی امام خمینی به استانهای یزد و کرمان رفت و پیام امام را به علما رساند. در ۲۱ فروددین ماه ۱۳۴۲ بعد از اتفاق رخداد فیضیه بازداشت و جزء اولی طلاب به سربازی اعزام شد[۱۲] و بعداز حادثه ۱۵ خرداد ماه پادگان را رخنه کرد و بازنگشت.[۱۳] او در سال ۱۳۴۳ش کتاب سرگذشت فلسطین نوشته اکرم زعیتر را به فارسی ترجمه کرد.[۱۴] در زمان حصرِ امام خمینی، هاشمی با همیاری دوستانش دو نشریه بعثت و انتقام را منتشر کردند.[۱۵] هاشمی با امضای اعلامیهای اعتراضی به تبعید امام خمینی به وسیله ساواک در تاریخ ۱۳۴۳/۱۲/۱۲ بازداشت و چهار ماه زندانی شد.[۱۶] وی در ۶ دی ۱۳۴۴ش در نجفآباد در نقطه پایان یک سخنرانی برای سالمی امام خمینی دعا کرد و بازداشت گردیده و به قم بازگردانده شد.[۱۷]
با کشف اساسنامه دسته نهفته یازده نفره از شاگردان آیت الله خمینی، هاشمی پایین تعقیب قرار گرفت و معاش نصفهپنهان در پیش گرفت.[۱۸] در همین روزگار کتاب «امیرکبیر یا این که قهرمان نزاع با استعمار» را منتشر کرد و در علاوه بر این کتاب، تاملهای اصلاحی امیرکبیر در کشورایران و نیاز میهن به دگرگونی و از بین بردن مفاسد را مطرح کرد.[۱۹]
ساواک در سال ۱۳۵۰ش برای پیشگیری از اخلال در جشن و پای کوبیهای ۲۵۰۰ ساله، عده ای از روحانیان برای مثال هاشمی را بازداشت کرد، البته در سال ۱۳۵۱ش با وثیقه آزاد شد.[۲۰] او توشه دیگر به منجر شغلهای رازّی و هجرت به آن سوی مرز، در سال ۱۳۵۴ش بازداشت و تا فصل پاییز ۱۳۵۷ش زندانی شد.[۲۱] هاشمی بعداز آزادی از زندان به یار و همدم مرتضی مطهری، محمدجواد باهنر، مهدوی کنی، سید علی حسینی خامنهای، سید محمد حسینی بهشتی، جامعه روحانیت مبارز و جنگجو طهران را تشکیل دادند.[۲۲]
از شورای انقلاب تا مسئولیتهای اجرایی بعد از برد انقلاب
در سال ۱۳۵۷ش با تشکیل شورای انقلاب، هاشمی به عضویت این شورا درآمد و در ساماندهی راهپیماییها و در صورتگیری و رئیس اعتصاب دانشکده طهران برای بازگشایی فرودگاه مهرآباد نقش داشت.[۲۳] وی همینطور برای حل اختلال سوخت عموم در پوسته هیئت اعزامی امام خمینی به بخش ها نفتی مسافرت کرد[۲۴] و در تشکیل ستاد استقبال و تأمین امنیت رهبر انقلاب فعال بود. هاشمی در ۱۵ بهمن ۱۳۵۷ حکم امام خمینی برای در آغاز وزیری مهدی تاجر را تلاوت کرد.[۲۵] وی در بهمن ۱۳۵۷ به هم پا سید محمد حسینی بهشتی، سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، سید علی خامنهای و محمدجواد باهنر، حزب جمهوری اسلامی را تأسیس کردند تا در رقابت با دستههای دیگر به نیروهای همفکر انسجام دهند.[۲۶]
هاشمی در ۴ خرداد ماه ۱۳۵۸، بوسیله تیم فرقان گزینه سوء قصد قرار گرفت، ولی با یاری همسرش از ترور جان تندرست بهدر موفقیت و زخمی شد. درپی این حادثه،امام خمینی پیامی صادر کرد و پاراگرافای از آن پیام معروف شد: «بدخواهان بدانند هاشمی زنده میباشد، زیرا نهضت زنده میباشد.»[۲۷]
در تیر ۱۳۵۸، شورای انقلاب و دولت موقت مخلوط شدند و بعضا از روحانیان به وزارتخانهها رفتند. هاشمی به وزارت مرزوبوم رفت و نماینده شورای انقلاب و نائب رئیس سپاه پاسداران وزارت مرزوبوم شد. درین زمان، مسئولیت وزارت مرز و بوم با هاشم صباغیان بود.[۲۸] هاشمی بعد از استعفای دولت موقت، سرپرست وزارت میهن شد.[۲۹]او همچنان از تیرماه ۱۳۶۰ تا تیرماه ۱۳۸۸ با اقامه ۴۲۰ نماز آدینه در طهران مالامال کارترین خطیب آدینه طهران به حساب آورده می شود.[۳۰]

راهنمای انتخاب پک پذیرایی ترحیم مشهد برای مراسم ختم