معتزلی
نوشتهیعلمیٔ مهم: معتزله
معتزله جریانی فکری در اهل سنت میباشد که عقلگرایی را مبنای فکری خود قرار اعطا کرد و با تایید حجیت عقل، قلمرویی پهناور در حوزه لحاظ و فعالیت برای آن رسم نمود.[۲۷] اول رهبر این دسته واصل بن عطاء (م۱۱۰ه.ق) بود. وی با طرح این عقیده که مرتکب گناهان کبیره خیر کافر و خیر مؤمن بلکه در بین دو مرحله شرک و ایمان میباشد در اثنای گرد هم آیی درس استادش حسن بصری از درس وی به کناری از مسجد رفت و به همین خیال وی و پیروانش معتزله اسم گرفتند.[۲۸] معتزله با عقیده «قدیم بودن قرآن» مخالف بوده به خلق و خوی و حدوث قرآن اعتقاد و باور داشتند و صفات ازلی آفریدگار را عین ذات وی میدانستند.[۲۹] یک کدام از اصول اعتقادی آنها عدل میباشد. آنان به «حسن و قبح عقلی» اطمینان داشتند و در پرتو آن معتقد بودند که از خدای عادل عملی که عقل آن را قبیح می داند راز نمیزند.[۳۰] اصول بنیادین اعتقادی مذهب معتزله به اصول خمسه معروفند. که عبارتاند از: توحید صفاتی، عدل، وعد و وعید (قطعی بودن محرک و کیفر الهی)، منزلتی بین دو مقام ، دستور به دارای اسم و رسم و نهی پک پذیرایی ترحیم مشهد از منکر.[۳۱]
اشعری
نوشتهعلمیٔ مهم: اشاعره
رهروان مدرسه کلامی ابوالحسن علی بن اسماعیل اشعری (۲۶۰-۳۳۰ق). او محصل ابو علی جبائی از عالمان معتزلی بود البته نزدیک به چهل سالگی از معتزله دست برداشت و باقی حیات را در پیکار با آنها سپری کرد. و کتاب ها بسیار در ثابت طرز خویش نوشت. ابو الحسن اشعری در فروعِ فقه تابع مذهب امام شافعی بود اما در ثابت عقاید شرعی با وجود نهی اصحاب سنت و حدیث، برهان کلامی را بکار پیروزی. و اصولِ آن را با عقایدِ اهل سنت و جماعت وِفْق اعطا کرد و مذهب اشعری را بنیاد بنیان.[۳۲] اشاعره صفات معبود را غیر از ذات دانسته[۳۳] و صحبت الله را قدیم میدانند.[۳۴]
ماتریدیه
نوشتهعلمیٔ اساسی: ماتریدیه
همزمان با ابوالحسن اشعری که در عراق خویش را یار و همدم و همراه احمد بن حنبل معرفی نمود، ابومنصور ماتریدی سمرقندی (۲۵۰ - ۳۳۳ق)، در مشرق دنیا اسلام به تامین از اهل حدیث برخاست. اما سوای اینکه این دو از هم اطلاعی داشته باشند.[۳۵]ماتریدی از آراء کلامی ابوحنیفه اقتباس متعددی کرده است. خلال اینکه رهروان ماتریدی در فقه بهدنبال ابوحنیفهاند.[۳۶] ماتریدیه تلاشی برای گردآوری فی مابین معتزله و اهل حدیث بود و در استدلالهای کلامی به عقل ارزش میدهد و از نقل نیز فایده میبرد.[۳۷] نگرش او در الاهیات، تنزیهی میباشد.[۳۸] بعضا در بین ماتریدیه و اشاعره تفاوت مهمی نمیبینند. البته بیشتر پژوهشگران آراء و طرز کلامی ماتریدیه را از اشاعره غیر وابسته مینمایند. ابوزهره میگوید: «در طرزِ ماتریدی عقل سلطه عظیمی دارااست. ولی اشاعره به شیوه نقلی پایبندند و آن را با عقل تأیید مینمایند. اشاعره در خطِ در میان اهل حدیث و اعتزال قرار گرفتهاند و ماتریدیه فی مابین اشاعره و اعتزال.»[۳۹]
وهابیت
نوشته ی علمیٔ مهم: وهابیت
وهابیها هوا داران محمد بن عبدالوهاب میباشند که در اواخر قرن دوازده هجری قمری به اشاعه ذهن ها ابن تیمیه پرداختند[۴۰] که معتقد بود بعضا اعتقادات و انجام مسلمانها با توحید عبادی ناسازگار میباشد.[۴۱] آن ها توسل، ایجاد کرد سازه بر قبور، زیارت و طلب شفاعت را بدعت و کفر فکر میکنند.[۴۲]
ولی در کنفرانسی که با تیتر "اهل سنت و جماعت چه کسی است؟" از ۲۵ تا ۲۷ اگوست ۲۰۱۶ با حضور امام اکبر الازهر(دکتر معالج احمد الطیب) و ۲۰۰ بدن از عالمان اهل سنت در پایتخت چچن برگزار شد، وهابیت جزء مذهبها اعتقادی اهل سنت به اکانت نیامد و اهل سنت منحصربهفرد در اشعریه، ماتریدیه و اهل حدیث دانسته شد.[۴۳]
معتزلی
نوشتهیعلمیٔ مهم: معتزله
معتزله جریانی فکری در اهل سنت میباشد که عقلگرایی را مبنای فکری خود قرار اعطا کرد و با تایید حجیت عقل، قلمرویی پهناور در حوزه لحاظ و فعالیت برای آن رسم نمود.[۲۷] اول رهبر این دسته واصل بن عطاء (م۱۱۰ه.ق) بود. وی با طرح این عقیده که مرتکب گناهان کبیره خیر کافر و خیر مؤمن بلکه در بین دو مرحله شرک و ایمان میباشد در اثنای گرد هم آیی درس استادش حسن بصری از درس وی به کناری از مسجد رفت و به همین خیال وی و پیروانش معتزله اسم گرفتند.[۲۸] معتزله با عقیده «قدیم بودن قرآن» مخالف بوده به خلق و خوی و حدوث قرآن اعتقاد و باور داشتند و صفات ازلی آفریدگار را عین ذات وی میدانستند.[۲۹] یک کدام از اصول اعتقادی آنها عدل میباشد. آنان به «حسن و قبح عقلی» اطمینان داشتند و در پرتو آن معتقد بودند که از خدای عادل عملی که عقل آن را قبیح می داند راز نمیزند.[۳۰] اصول بنیادین اعتقادی مذهب معتزله به اصول خمسه معروفند. که عبارتاند از: توحید صفاتی، عدل، وعد و وعید (قطعی بودن محرک و کیفر الهی)، منزلتی بین دو مقام ، دستور به دارای اسم و رسم و نهی پک پذیرایی ترحیم مشهد از منکر.[۳۱]
اشعری
نوشتهعلمیٔ مهم: اشاعره
رهروان مدرسه کلامی ابوالحسن علی بن اسماعیل اشعری (۲۶۰-۳۳۰ق). او محصل ابو علی جبائی از عالمان معتزلی بود البته نزدیک به چهل سالگی از معتزله دست برداشت و باقی حیات را در پیکار با آنها سپری کرد. و کتاب ها بسیار در ثابت طرز خویش نوشت. ابو الحسن اشعری در فروعِ فقه تابع مذهب امام شافعی بود اما در ثابت عقاید شرعی با وجود نهی اصحاب سنت و حدیث، برهان کلامی را بکار پیروزی. و اصولِ آن را با عقایدِ اهل سنت و جماعت وِفْق اعطا کرد و مذهب اشعری را بنیاد بنیان.[۳۲] اشاعره صفات معبود را غیر از ذات دانسته[۳۳] و صحبت الله را قدیم میدانند.[۳۴]
ماتریدیه
نوشتهعلمیٔ اساسی: ماتریدیه
همزمان با ابوالحسن اشعری که در عراق خویش را یار و همدم و همراه احمد بن حنبل معرفی نمود، ابومنصور ماتریدی سمرقندی (۲۵۰ - ۳۳۳ق)، در مشرق دنیا اسلام به تامین از اهل حدیث برخاست. اما سوای اینکه این دو از هم اطلاعی داشته باشند.[۳۵]ماتریدی از آراء کلامی ابوحنیفه اقتباس متعددی کرده است. خلال اینکه رهروان ماتریدی در فقه بهدنبال ابوحنیفهاند.[۳۶] ماتریدیه تلاشی برای گردآوری فی مابین معتزله و اهل حدیث بود و در استدلالهای کلامی به عقل ارزش میدهد و از نقل نیز فایده میبرد.[۳۷] نگرش او در الاهیات، تنزیهی میباشد.[۳۸] بعضا در بین ماتریدیه و اشاعره تفاوت مهمی نمیبینند. البته بیشتر پژوهشگران آراء و طرز کلامی ماتریدیه را از اشاعره غیر وابسته مینمایند. ابوزهره میگوید: «در طرزِ ماتریدی عقل سلطه عظیمی دارااست. ولی اشاعره به شیوه نقلی پایبندند و آن را با عقل تأیید مینمایند. اشاعره در خطِ در میان اهل حدیث و اعتزال قرار گرفتهاند و ماتریدیه فی مابین اشاعره و اعتزال.»[۳۹]
وهابیت
نوشته ی علمیٔ مهم: وهابیت
وهابیها هوا داران محمد بن عبدالوهاب میباشند که در اواخر قرن دوازده هجری قمری به اشاعه ذهن ها ابن تیمیه پرداختند[۴۰] که معتقد بود بعضا اعتقادات و انجام مسلمانها با توحید عبادی ناسازگار میباشد.[۴۱] آن ها توسل، ایجاد کرد سازه بر قبور، زیارت و طلب شفاعت را بدعت و کفر فکر میکنند.[۴۲]
ولی در کنفرانسی که با تیتر "اهل سنت و جماعت چه کسی است؟" از ۲۵ تا ۲۷ اگوست ۲۰۱۶ با حضور امام اکبر الازهر(دکتر معالج احمد الطیب) و ۲۰۰ بدن از عالمان اهل سنت در پایتخت چچن برگزار شد، وهابیت جزء مذهبها اعتقادی اهل سنت به اکانت نیامد و اهل سنت منحصربهفرد در اشعریه، ماتریدیه و اهل حدیث دانسته شد.[۴۳]

چگونه بهترین پک پذیرایی برای مراسم ترحیم را انتخاب کنیم؟