loading...

???? ???? ???????

بازدید : 15
پنجشنبه 19 تير 1404 زمان : 11:35


مناظره امام رضا با فقید زرتشتی، ذکر کرد‌وگویی علمی بین امام رضا(ع) و هِربِذ زرتشتی درباره ثابت نبوّت حضرت موسی، حضرت عیسی و حضرت محمد(ص). درین مناظره، امام رضا(ع) مبتنی بر استدلال هِربِذ بر نبوت زرتشت، پیامبریِ پیامبران یهودیت، مسیحیت و اسلام را برای وی ثابت پک پذیرایی ترحیم مشهد می‌نماید.

این خاطرنشان کرد‌وگو در نشست‌ای جاری ساختن شد که در آن، به‌خواست مأمون خلیفه عباسی، امام رضا(ع) با عالمان یهودی، مسیحی، زرتشتی و صابئی به‌شکل کامل گفت و گو کرد. حدیث مناظره را اول‌توشه روضه خوان صدوق در توحید و عُیُونُ اَخبارِ الرّضا نقل کرده نموده است.

سازه به داستان وی، هِربِذ جواب گونه های امام رضا(ع) را نمی‌دهد و خیلی زود، مشاجره را مجموع می‌نماید.

مسئله صورت‌گیری مناظره و مسئله آن
مناظره امام رضا(ع) با هِربِذ اکبر، دانا زرتشتی اعلام کرد‌وگوی کوتاهی میباشد که در آن از ثابت نبوت زرتشت و حضرت موسی و حضرت عیسی و حضرت محمد(ص) مشاجره گردیده‌است. این مناظره به‌خواست مأمون خلیفه عباسی برگزار شد. وی زمانی که امام رضا از مدینه به مرو رفت، از عالمان مسیحی، یهودی، زرتشتی و صابئی خواست با او مناظره نمایند.[۱]

درین گرد هم آیی، جاثَلیق (بلندمرتبه مسیحیان)، رأس‌الجالوت (گران قدر یهودیان)، بزرگان صابئان و عِمران صابی هم حضور داشتند و مناظره ‌کردند.[۲] حسن بن محمد نوفلی راویِ مناظره، غرض مأمون از برگزاری آن را تست امام رضا ذکر نموده است.[۳]

متن مناظره
امام رضا: دلیلت بر نبوت زرتشت ـ‌که او‌را رسول میدانی‌ـ چیست؟
هِربِذ:وی چیزى برایمان آورده میباشد که قبل از وی، کسی نیاورده بود. ولی ما خویش، او‌را ندیده‌ایم، البته اخباری از پیشینیانمان به ما رسید مبتنی بر اینکه وی چیزهایی را برای ما حلال کرد که کسی جز وی حلال نکرد و چیزهایی را حرام کرد که غیر وی حرام نکرد. ازاین‌رو از او تاسی کردیم.
امام رضا: پس شما به‌جهت اخباری که درباره وی آمده میباشد، از وی تقلید میکنید؟
هربذ: آری.
امام رضا: دیگر امت‌ها نیز همین‌طورند. اخباری درباره آنچه پیامبرانشان، به عنوان مثال موسی و عیسی و محمد(ص) برایشان آورده‌اند، به آنان رسیده میباشد. در صورتیکه دلیلتان برای قبول نبوت زرتشت، خبر ها پی درپی میباشد، چرا به نبوت آن پیامبران اقرار نمیکنید؟
هربذ پاسخی بدین سؤال نداد و خاطرنشان کرد‌وگو را نقطه پایان بخشید.[۴] [یادداشت ۱]

منابع حدیث
اولیه‌توشه، متن مناظره در کتاب‌های توحید[۵] و عیون خبرها الرضا،[۶] نوشته روضه خوان صدوق (۳۰۵-۳۸۱ق) گزارش گردیده است. بعداز آن، احمد بن علی طَبرسی (زیسته در قرن ششم قمری) در احتجاج آن را نقل نموده است.[۷] در بحارالانوار هم حدیث به‌نقل از دو کتاب روحانی صدوق، داستان شد‌ه‌است.[۸]

اعتبار مدرک حدیث
رجالیان راجع‌به سلسلهٔ راویان این حدیث، اختلاف‌حیث دارا‌هستند. گروهی کلیه آن‌ها‌را ثقه دانسته‌اند و اشخاصی دیگر برخی از آن ها را غیرثقه شمرده‌اند.[۹] افزون بر این، مدرک حدیث، مُرسَل میباشد؛ یعنی برخی از اشخاص سلسلهٔ راویانش بیان نشده میباشد. براین اساس حدیث را به‌نظر گواهی، ضعیف میدانند.[۱۰] با وجود این، بعضا بر این باورند که‌این حدیث، ضعیفِ مورد قبول میباشد؛ یعنی با این که ضعف در مدرک داراست، مبنی بر آن شغل می‌گردد؛ چون عالمی دارای اعتبار همانند صدوق، آن را داستان کرده و وی فقط روایاتی را نقل می‌کرده که به صدورشان از معصوم اعتقاد و باور داشته میباشد.[۱۱]

جستارهای متعلق
مناظره با ابوقُرّة
مناظره با جاثَلیق
مناظره با رأس‌ُالجالوت
مناظره با سلیمان مَرْوزی
مناظره با عِمران صابی
مناظره درباره ی توحید
پانویس
روحانی صدوق، توحید، ۱۳۹۸ق، ص۴۱۷-۴۱۸؛ روحانی صدوق، عیون خبر‌ها الرضا، ۱۳۷۸ق، ج۱، ص۱۵۴-۱۵۵.
روضه خوان صدوق، توحید، ۱۳۹۸ق، ص۴۱۷-۴۴۱؛ روحانی صدوق، عیون خبر‌ها الرضا، ۱۳۷۸ق، ج۱، ص۱۵۴-۱۷۵.
روحانی صدوق، توحید، ۱۳۹۸ق، ص۴۱۹؛ روحانی صدوق، عیون خبر‌ها الرضا، ۱۳۷۸ق، ج۱، ص۱۵۵.
روضه خوان صدوق، توحید، ۱۳۹۸ق، ص۴۱۹؛ روضه خوان صدوق، عیون خبر ها الرضا، ۱۳۷۸ق، ج۱، ص۱۶۷-۱۶۸.
روضه خوان صدوق، توحید، ۱۳۹۸ق، ص۴۱۹.
روحانی صدوق، عیون خبرها الرضا، ۱۳۷۸ق، ج۱، ص۱۶۷-۱۶۸.
طبرسی، الاحتجاج، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۴۲۴.
مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۰، ص۳۱۰.
خسرویان، «نظارت و آنالیز مدرک مناظرات امام رضا(ع) در عراق و خراسان»، ص۱۱۲-۱۱۳، ۱۱۶-۱۲۵.
خسرویان، «تحقیق و بررسی مدرک مناظرات امام رضا(ع) در عراق و خراسان»، ص۱۲۶.
خسرویان، «نظارت و محاسبه مدرک مناظرات امام رضا(ع) در عراق و خراسان»، ص۱۲۶.

بازدید : 25
چهارشنبه 18 تير 1404 زمان : 22:11


ملاقات فرح دیبا با خویی

دست‌خط منسوب به آیت‌الله خویی در تکذیب ادعای اهدای انگشتر به فرح پهلوی: «البته در زمینه‌ی زمینه انگشتر کراراً از من سؤال شد و پاسخ داده شد که افتراء محض و اصل ندارد و ان‌شاءالله تبارک مفترین در روز قیامت به جزای خویش خواهند پک پذیرایی ترحیم مشهد رسید»
فرح دیبا، همسر محمدرضا پهلوی، سلطان کشور ایران، در ۲۸ آبان ۱۳۵۷ش، هم‌زمان با عید غدیر، به دیدار سید ابوالقاسم خویی رفت.[۵۶] این دیدار در قوانینی شکل گرفت که انقلاب اسلامی عموم کشور ایران نقطع ی عطف گرفته و سید روح‌الله موسوی خمینی از عراق اخراج گردیده بود.[۵۷] ملاقات فرح دیبا با خویی، موجب شد خویی در محافل انقلابی جمهوری اسلامی ایران آیتم عیب گیری قرار گیرد.[۵۸] از همین رو این مرجع تاسی در یادداشتی خطاب به سید راستگو روضه خوان، علاوه بر تأکید بر ناگهانی و ناخواسته بودن این ملاقات، یادآور شد که در‌این دیدار، «شدیداً نسبت به رویدادها ناراحت کننده و فجایعی که در کشور‌ایران صورت داده، اعتراض نمودیم.»[۵۹] حسین فردوست، از نزدیکان محمدرضا پهلوی، دربارهٔ این دیدار ذکر کرد: آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی تقاضای ملاقات فرح پهلوی را فارغ از جواب گذارده بود و فرح شخصاً با عفاف و حجاب اسلامی به خانه آیت‌الله خویی می‌رود.[۶۰]

همینطور سید صاحب و مالک خویی، فرزند آیت‌الله خویی در آذر ۱۴۰۲ش طومار‌ای منسوب به پدرش منتشر کرد که در بخشی از این طومار، سید ابوالقاسم خویی اهدای انگشتر به فرح پهلوی را تکذیب می‌نماید. تاریخ درج شده در طومار، ۱۴ جمادی الثانی ۱۴۰۲ق (۲۰ فروددین ماه ۱۳۶۱ش) میباشد.[۶۱]

ملازمت و همراهی با انقلاب اسلامی کشور ایران
خویی بعداز ملاقات فرح دیبا، در صورتیکه مبارزات عموم کشور ایران علیه حکومت پهلوی تشدید گردیده بود، به ملازمت و همراهی با انقلاب اسلامی کشور‌ایران پرداخت و بعداز آن هم در موردها متفاوت، از کشور‌ایران دفاع کرد. او قبل از موفقیت انقلاب، در بیانیه‌ای خطاب به مراجع، علما و ملت کشور ایران، از عموم خواست که با شجاعت و با نگهداری موازین دینی گام بردارند.[۶۲] خویی بعد از آن در جریان همگی‌پرسی انتخاب نظام جمهوری اسلامی، عموم را به رأی دادن به جمهوری اسلامی فراخواند، از شاگردان خویش خواست تا در کارها انقلاب شرکت کردن نمایند و در پیکار عراق با جمهوری اسلامی ایران، به رغم فشار دولت صدام مطابق نگهبانی از عراق، حکم به تایید صلاحیت به کار گیری از وجوهات دینی در تأمین لازمات رزمندگان کشور ایران بخشید.[۶۳]

دستگیر در انتفاضه شعبانیه عراق
نوشته ی علمیٔ اساسی: انتفاضه شعبانیه عراق

ملاقات خویی و صدام حسین بعداز سرکوب انتفاضه شعبانیه
ابوالقاسم خویی هیئتی ۹ نفره را برای اداره بخشها ذیل لحاظ شیعه ها گزینش کرد. باخت انتفاضه شعبانیه، به حصر خانگی خویی و فشار وسیع حکومت عراق در زمان صدام مواجه شد.[۶۴] سیدابوالقاسم به جهت پشتیبانی بدون واسطه از انتفاضه شعبانیه عموم عراق در سال ۱۹۹۱م و انتخاب شورای رهبری، به وسیله حزب بعث دستگیر و به بغداد رسول شد. پس از دو روز دستگیر، به زور نزد صدام حسین برده شد و صدام سخنان توهین‌آمیزی خطاب به او اعلام کرد.[۶۵]

سرویس ها شرعی و اجتماعی
خویی در زمان مرجعیت خویش با اموالی که در مشت داشت، به ساختن کتابخانه، مکتب، مسجد، حسینیه، خوابگاه، درمان گاه، مریض خانه، مؤسسه خیریه و دارالایتام، در کشورهای مختلفی به عنوان مثال جمهوری اسلامی ایران، عراق، مالزی، انگلستان، امریکا و هند دستورداد. ساختمان مرکزی موسسه خیریه خویی، در لندن، میباشد.[۶۶] بعضی از مرکزها اسلامی زیر لحاظ مؤسسه خیریه خویی عبارت میباشد از:


راءس الامام الخویی در لندن، مشتمل بر راس اسلامی، مکتب امام درست گو (ع) ویژه پسران، مکتب الزهرا (س) ویژه دختران، تالار اجتماعات، کتابخانه همگانی، و کتابفروشی میباشد. ۸۰۰ علم‌آموز در دو مکتب این بنیاد علم آموزی می‌نمایند. درین راس ماهانه خبرنامه «النور» به دو گویش عربی و انگلیسی منتشر می شود.[۶۷]
راءس اسلامی امام خویی (نیویورک) : مشمول تالار اجتماعات با ظرفیت سه هزار نفر، کتابخانه با بیش تر از ده هزار جلد کتاب، مهد نوباوه، مکتب پسرانه و دخترانه، هریک با گنجایش ۱۵۰ علم‌آموز، مکتب ایمان، ویژه یادگرفتن لهجه عربی، قرآن و تربیت اسلامی خردسال ها، غسالخانه و…[۶۸]
مؤسسه خیریه امام خویی (مونترآل) : این مؤسسه در سال ۱۹۸۹م و با غرض ارائه سرویس ها فقهی، فرهنگی و اجتماعی شیعی در کشورهای اسلامی و غیراسلامی.
مجتمع فرهنگی امام خویی در بمبئی: به مساحت صد هزار متر مربع در بیست کیلومتری بمبئی و مشتمل بر تالار گران قدر اجتماعات، مسجدی با ظرفیت سه هزار نمازگزار، کتابخانه‌ای با ۵۰ هزار کتاب و حسینیه‌ای با گنجایش ۷۰۰ نفر، مکتب علم ها فقاهتی با هزار علم‌پژوه، دبستان و ارشاد با ۱۲۰۰ علم‌آموز و همینطور داروخانه و بیمارستان.[۶۹]
اثرها منتشر گردیده دربارهٔ خوئی
فیلم مستند «آیت‌الله» به کارگردانی سید مصطفی موسوی‌تبار و به پشتیبانی (سازمان هنری رسانه‌ای نقطع ی عطف) تاسیس شده است. این مستند به معاش، تحصیلات و نوع ارتباط آیت‌الله خوئی با انقلاب اسلامی کشور‌ایران پرداخته میباشد.[۷۰]

بازدید : 18
چهارشنبه 18 تير 1404 زمان : 15:17


محدودیت دولت عراق درباره ایرانیان
غیروابسته شدن ایالت عراق از دولت عثمانی در سال ۱۲۹۹ش (۱۹۲۰م)، و آن‌گاه تشکیل میهن پادشاهی عراق در سال ۱۳۱۱ش (۱۹۳۲م)، به طاقت فرسا شدن حضور ایرانیان در عراق انجامید.[۷] سیاست‌های عرب‌گرایانه و ناسیونالیسم عربی حاکمان عراق، برهان مهم این تغییر و تحول بود. حکومت‌های عراق در ادامه رویا رویی با نفوذ ایرانیان در عراق بودند و با ثبت شرایطی، حضور و تاثیرگذاری اتباع اهل ایران در عراق را محصور و دشوار پک پذیرایی ترحیم مشهد کردند.[۸]

ضابطه تابعیت عراقی: بر پایه ی ضابطه تابعیت عراقی که در سال ۱۳۰۲ش (۱۹۲۴م) ثبت شد، همگی اهل ایران‌های بومی عراق، عراقی محسوب می‌شدند، مگر آنکه خویش تا تاریخ معینی از عراقی بودن انصراف دهند.[۹]
ممانعت استخدام: بر پایه ی ضابطه بازداشتن استخدام اشخاص فرنگی که در سال ۱۳۰۵ش (۱۹۲۷م) ثبت شد، اتباع دیگر کشورها مثلا کشور ایران، با ممانعت استخدام مواجه می‌شدند. مبتنی بر ضابطه دیگری که در سال ۱۳۰۷ش (۱۹۲۹م) ثبت شد، ضابطه مدنی عراق، اشتغال اشخاص در دادگاه‌ها را مشروط به پی بردن لهجه عربی کرد.[۱۰]
نهی کردن اشتغال: مبتنی بر رسمی که در سال ۱۳۱۳ش (۱۹۳۵م) ثبت شد، اتباع کشورهای فرنگی از اشتغال به بعضی از مشاغل تجاری و بازرگانی بازداشتن شدند.[۱۱] اکثری از این مشاغل در مشت ایرانیان بود و مطابق بعضا استیناف‌های تاریخی، شمار بازرگانان اهل ایران در قرن هفدهم میلادی در شهرهای عراق، بیش تر از علما و طلاب منطقههای علمیه بوده میباشد.[۱۲]
اخراج ایرانیان
او‌لین به دور اخراج سازماندهی گردیده ایرانیان از عراق، بعد از بالا دریافت کردن زد خورد‌های مرزی دو مرزو بوم اتفاق افتاد. ۹ اردیبهشت ماه ۱۳۴۸ش (۲۹ آوریل ۱۹۶۹م)، دولت عراق در شکایتی به شورای امنیت، کشور‌ایران را به انجام اجبار و ارعاب در اروندرود جنایتکار کرد و بعداز آن مبادرت به اخراج ایرانیان برای مثال کردهای فیلی و مصادره اموال آنان نمود.[۱۳]

این اتفاق در طی آیت الله حکیم، مرجع وقت شیعه ها عراق اتفاق افتاد. بعد از درگذشت او، اخراج ایرانیان مستقر عراق در حجمی بسیار بزرگ‌خیس در فصل زمستان ۱۳۵۰ ادامه یافت. ایرانیان اخراج‌گردیده، که معاودین خوانده می‌شدند، در نقاط مرزی و بعضی شهرهای جمهوری اسلامی ایران اسکان داده شدند، و گزارش‌های متفاوت، اوضاع آن ها را بسیار خراب دانسته‌اند.[۱۴]

برگزاری مجلس اعتراض در جمهوری اسلامی ایران
نصیب عمده اخراجی‌ها، طلاب و روحانیان بومی نجف بودند و بخش اعظمی از آن ها صرفا شش روز مهلت داشتند تا مقدمات خروج از عراق را آماده نمایند. بعد از آن نیروهای دولتی عراق می‌توانستند آن‌ها را بازداشت کرده و در هرجا‌ای از مرز رهایشان نمایند.[۱۵] در جمهوری اسلامی ایران برخورد‌هایی در اعتراض بدین قصه شکل گرفت. در دی سال ۱۳۵۰ش به مناسبت اخراج تیم‌‌جمعی ايرانيان مقيم عراق كه به گذر زمان ايام آنان را مُعاوِدين يعنی: برگشتگان به وطن می‌خواندند، مجلسی در مسجد سید عزیزالله با حضور ۱۰ هزار نفر برگزار شد. از سفيران كشورهای اسلامی هم دعوت شد در مجلس سابق الذکر شركت كنند. اين مجلس كه به دعوت سید احمد خوانساری و به‌مراد ابراز مخالفت جامعه روحانيت نسبت به کردار رژيم بعث در مسجد سيد عزيزالله تشكيل گردیده بود، با سخنرانی محمدتقی فلسفی ادامه يافت. سناتور جمشيد اعلم در مجلس سنا خواست از مجلس منعقده در مسجد سید عزیز‌الله و سخنرانی فلسفی علیه امام خمینی بهره برداری كند، كه محمدتقی فلسفی در عكس‌العمل به اين مبادرت رژيم در مسجد جامع بازار در مراسم ختم میرزا عبدالله چهل‌ستونی (درگذشت: ۱۳۵۰ش) به‌شدت به رژيم حمله و از آن نقد كرد و بعد از آن هم از سوی رژيم ممنوع‌المنبر شد.[۱۶]
نزدیک به سال ۱۳۶۰ش (۱۹۸۰م) نیز پروسه اخراج عراقیان اهل ایران‌الاصل ادامه یافت که بعضی گفته‌اند بیشتر آن‌ها از ثروتمندان و تجار بودند و حکومت عراق بعد از اخراج آنان مبادرت به مصادره اموال آنان کرد و از این‌راه بیشتراز سه میلیارد دلار به دست آورد. بخشی از این پول برای جانبداری هزینه‌های پیکار با کشور ایران مصرف شد.[۱۷]

معاودین سرشناس
بخش اعظمی از فقهای شیعه، روحانیون و صورت‌های سرشناس، در بین معاودین بوده‌اند که از این فی مابین می‌اقتدار به موردها پایین اشاره نمود:

سید محمد حسینی شاهرودی
میرزا جواد تبریزی
محمدرضا جعفری اشکوری
محمدهادی معرفت
سید مرتضی عسکری
محمدمهدی آصفی
محمدعلی تسخیری
سید محمود هاشمی شاهرودی
سید مرتضی نجومی
سید جواد آل‌علی شاهرودی
علی اکبر صالحی[۱۸]
غلامرضا رضوانی

بازدید : 15
سه شنبه 17 تير 1404 زمان : 12:16

حسین بن روح نوبختی (متوفای ۳۲۶ق)، سومی نایب از نواب اربعه امام مهدی(عج) میباشد که به دوران ۲۱ سال (۳۰۵ - ۳۲۶ق) نیابت خاصه را بر ذمه داشت. وی از اصحاب امام عسکری(ع) و از یاران مجاورت نایب دوم در بغداد بود. محمد بن عثمان در آخرین روزهای حیات خویش، حسین بن روح را به امر امام مجال، جانشین خویش کرد. بعداز مدتی در ۶ شوال ۳۰۵ق، او‌لین توقیع از سوی حضرت مهدی(عج) در تأیید حسین بن روح صادر شد. حسین بن روح در اولِ نیابت خویش در دستگاه حکم دهنده عباسی دارنده حالت و احترام ویژه بود، ولی بعد ها مبتلا نقص‌ شد و مدتی معاش مخفیانه داشت و آنگاه پنج سال زندانی شد. از مهمترین اتفاقات روزگار حسین بن روح، ماجرای شلمغانی میباشد که نماینده قانونی آیتم اتکا وی بود، ولی در گیر انحراف نظریه شوید و توقیعی از جانب امام فرصت(عج) در لعن وی صادر شد. وضعیت علمی حسین بن روح نوبختی، به جهت تألیف کتاب ها دینی و احاطه کافی در مناظرات علمی، ممتاز دانسته گردیده است. در منابع روایی، کراماتی از وی نقل گردیده پک پذیرایی ترحیم مشهد است.

معاش‌طومار
سال به دنیا آمدن حسین بن روح مشخص و معلوم وجود ندارد. لقب وی ابوالقاسم میباشد و در منابع، از وی با ا‌لقاب نوبختی، روحی[۱] و قمی[۲] حافظه شد‌ه‌است. قمی‌بودن اورا به جهت حرف‌اعلام کردن با لهجهِ فارسی اهل یک محل آبه (مجاورت ساوه) و مناسبات نزدیکش با عموم آن‌جا احتمال داده‌اند،[۳] البته در بیشتر منابع، معروف به نوبختی میباشد. نقل شده انتساب او به بستگان نوبختی، از سوی مادرش بوده میباشد.[۴] بعضا نیز گفته‌اند وی از شاخه بنونوبخت قم بوده و در طی نایب اولیه به بغداد هجرت نموده است.[۵]

رابطه با امام عسکری

بارگاه حسین بن روح
اینکه حسین بن روح از یاران امام حسن عسکری(ع) بوده، آیتم اختلاف میباشد. ابن شهرآشوب در المناقب او را از اصحاب و همینطور دستیار خاص امام عسکری(ع) می داند،[۶] ولی دیگر علمای رجال، سخنی دراین مورد نگفته‌اند. برخی هم قائلند پذیرفتن این خبر ایراد میباشد، زیرا امام عسکری(ع) در سال ۲۶۰ق رحلت کرد و نوبختی در سال ۳۲۶ق درگذشت.[۷]

خصوصیت‌ها
روضه خوان طوسی در کتاب الغیبة گفته میباشد حسین بن روح از عاقل‌ترین عموم بعد از ظهر خویش بود و در معاشرت با معارضان، تقیه میکرد؛[۸] تا آن‌جا که یکی خدمتکارانش را به انگیزه ناسزا اعلام کردن به معاویه عزل کرد.[۹]

به گفته جاسم حسین در کتاب تاریخ سیاسی غایب بودن، آنچه حسین بن روح را به‌این رده رساند، اوصاف، آمادگی‌ها و کارآیی‌های او بود که اورا مناسب جایگاه نیابت ساخته بود.[۱۰] ام کلثوم دختر محمد بن عثمان، درباره ارتباط ها حسین با پدرش میگوید حسین از خاصیت و نزدیکان وی بود و پدرش مسائل محرمانه معاش‌اش را به ابن روح نوبختی می‌گفته میباشد.[۱۱]

ابوسهل نوبختی درباره رازداری حسین بن روح گفته میباشد در صورتی‌که وی امام را ذیل دامن خویش نهفته دارااست و بدنش را با قیچی قطعه‌قطعه نمایند تا او‌را علامت دهد، هیچ گاه اینگونه نخواهد کرد.[۱۲]

وفات
حسین بن روح نوبختی در ۱۸ شعبان سال ۳۲۶ق از عالم رفت. قبر وی در محله نوبختیه در بازار عطاران یا این که شورجه بغداد قراردارد که هم‌اینک به جایگاه حسین بن روح معروف گردیده و زیارتگاه شیعه‌ها میباشد.[۱۳]

نیابت
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: نیابت خاصه
بعداز درگذشت نایب دوم امام مجال در سال ۳۰۵ق، حسین بن روح به منزلت نیابت منصوب شد. او قبل از آن، از کارگزاران مالی آیتم متکی بودن و مجاورت محمد بن عثمان بود[۱۴] و محمد بن عثمان اورا رابط خود با دیگر وکلا در بغداد قرار اعطا کرد.[۱۵]

طومار امام در تأیید حسین بن روح
«ما وی (حسین بن روح) را می شناسیم، معبود آحاد نیکی‌ها و خوشنودی‌های خود را به او بشناساند و او‌را با اهمیت خویش شادمان گرداند. از طومار وی مطلع شدیم و در مسؤولیت واگذار گردیده به او اعتقادوباور داریم. وی نزد ما دارنده مقامی میباشد که موجب شعف او گردد. خدا احسان خویش را نسبت به او زیاد گرداند.»
تاریخ آرشیو

با اینکه وکلای نائب دوم در بغداد حدود ده نفر بودند، البته محمد بن عثمان در طول بیماری، ابن روح را قائم‌جایگاه خویش و سفیر مالک الامر خواند و از شخصیت‌های شیعه خواست بعد از مرگش به وی رجوع و برگشت نمایند.[۱۶] چنانکه علامه مجلسی نوشته، روزی که نایب دوم درگذشت، حسین بن روح در خانه وی نشست و خادم محمد بن عثمان صندوقچه‌ای را که ودایع امامت در آن بود، به حسین بن روح تحویل بخشید.[۱۷] بعداز مدتی در ۶ شوال ۳۰۵ق، او‌لین توقیع از سوی حضرت مهدی در تأیید حسین بن روح صادر شد.[۱۸]

از بعضا نقل‌ها اینگونه برمی‌آید که حالت ابن روح، بر عکس سفیر نخستین و دوم، میان امامیه آشکار بود و به همین استدلال، جمع‌ای از شیعه‌ها بر آن شدند تا وکلای نواحی خویش را نادیده گرفته و مستقیما با سفیر سوم در تماس باشند.[۱۹]

بازدید : 35
دوشنبه 16 تير 1404 زمان : 16:27


میرزا حبیب الله رشتی (۱۲۳۴-۱۳۱۲ق) از فقیهان صاحب و مالک‌اسم قرن سیزده هجری٬ از شاگردان محمد حسن نجفی و روحانی انصاری و معلم عالمانی زیرا سید محمدکاظم یزدی، آقا ضیاءالدین عراقی، میرزا محمدحسین نائینی، سید محمدباقر درچه‌ای و سید ابوالحسن اصفهانی بود. مهم ترین کتاب وی بدایع الافکار فی الاصول پک پذیرایی ترحیم مشهد میباشد.

معاش
میرزا حبیب الله رشتی فرزند میرزا محمد علی خان فرزند جهانگیرخان قوچانی گیلانی، از فقهای نام دار عالم تشیع در زمان خویش بود. میرزا محمد علی از بزرگان گیلان بود.[۱] اجداد رشتی اصالتا اهل قوچان بودند که در سال‌های آغازین قرن یازدهم هجری قمری به گیلان نبی گردیده و از آن پس در گیلان بومی شدند.[۲] او در سال ۱۲۳۴ق در املش چشم به جهان گشود.[۳]

متفحص رشتی شب پنجشنبه ۱۴ جمادی‌الثانی ۱۳۱۲ق در نجف در ۷۸ سالگی دنیای فانی را وداع ذکر کرد و در یکی‌از حجره های صحن بقاع امام علی(ع) آهسته گرفت.[۴] در ماتم وی مجالسی مثلا در طهران برگزار شد و بعضا شعرا در رثایش شعر گفتند.[۵]

فرزندان
روحانی حبیب الله رشتی سه پسر داشت؛ محمد٬ اسماعیل و اسحاق که هر سه آن‌ها جزو عالمان آیین و مُروِّجان مذهب بودند.[۶]

علم آموزی
حبیب الله در منزل، ابتدا به یادگیری قرآن پرداخت. آن گاه برای یاد دادن علم ها فقهی در دوازده سالگی به لنگرود و آن گاه رشت رفت.[۷] بعد از آن برای کامل شدن تحصیلات خویش، به حوزه علمیه قزوین رهسپار شد و در درس فقه و اصول، روحانی عبدالکریم ایروانی حضور یافت.[۸] در ۲۵ سالگی به اجتهاد دست یافت.[۹] آن گاه به زمان چهار سال مرجع کارها شرعی عموم املش شد. سپس در سال ۱۲۶۳ق در نجف به رینگ درسی محمد حسن نجفی وارد شد و از وی اذن اجتهاد گرفت.[۱۰] بعداز درگذشت نجفی، در سال ۱۲۶۶ق، در محفل درس روضه خوان مرتضی انصاری کمپانی کرد.[۱۱]

پرهیز از پذیرفتن مرجعیت
او با اینکه سرآمد شاگردان روحانی انصاری بود، بعداز درگذشت روضه خوان، وجوهات فقاهتی را نمی‌عهده دار شد و هیچگاه پیرو مرجعیت عدم وجود[۱۲] و در مقابل پافشاری شاگردان برای قبول مرجعیت، آنها‌را به میرزای شیرازی ارجاع می‌اعطا کرد.[۱۳]

اثرها
اصول فقه فقه دانش سخن دانش تعبیر و تفسیر
رسالة فی الضد و اقتضاء الامر بشیء النهی عنه و عدمه الحاشیه علی المکاسب[۱۴] الامامة حاشیه ها بر تعبیروتفسیر جلالین ( جلال‌الدین محلی و جلال‌الدین سیوطی)
التعادل والتراجیح حاشیة علی النخبة کشف کننده الظلام فی حل مشکلات الکلام
بدایع الافکار فی الاصول تقریرات درس اصول به وسیله میرزا هاشم آملی حاشیة علی نجاة العبادِ مالک جواهر
اجتماع الامر والنهی حاشیة علی منهج الرشادِ روحانی جعفر شوشتری
رسالة فی مقدمة الواجب کتاب الغصب
رسالة فی المشتق کتاب الالتقاط
التقریرات کتاب الاجارة[۱۵]
البدیع کتاب الطهاره
تقریرات درس پژوهشگر رشتی
تعداد متعددی از شاگردان متفحص رشتی، درس‌های اورا تقریر کرده‌اند، که بعضی از آن‌ها عبارتند از:

تقریرات فی الفقه و تقریرات فی الاصول؛ بوسیله سید جعفر حسینی اشکوری.[۱۶]
تقریرات فی الفقه(۶مجلد) و تقریرات فی الاصول(۵مجلد)؛ به خودکار سید اسدالله رودباری.[۱۷]
رسالة في القضاء و رسالة في الاستصحاب‏؛ نوشته حسین خمامی رشتی.[۱۸]
هدف های الاصول؛ نوشته سید ابوالقاسم حسینی اشکوری.[۱۹]
اصول الفقه؛ به مداد روحانی ابراهیم رشتی.[۲۰]
حاشيه بر المكاسب و الرسائل‏؛ سيد محمد باقر درچه‌ای اصفهانی.[۲۱]
شاگردان
از شاگردان میرزا حبیب الله رشتی می‌اقتدار به اسامی ذیل اشاره نمود:

روحانی محمّدمهدی مازندرانی(بابا محمد کوهستانی)[۲۲]
سید محمدکاظم یزدی
آقا ضیاءالدین عراقی
میرزا محمدحسین نائینی
شعبان دیوشلی (لنگرودی)
عبدالله مازندرانی (لنگرودی)
میر بحرالعلوم رشتی
عباسعلی کیوان قزوینی
علی رشتی
حبیب خراسانی
مهدی خالصی [۲۳]
سید ابوالقاسم دهکردی
عبدالغنی بادکوبه ای
سید ابوالحسن اصفهانی
حسنعلی نخودکی اصفهانی
محمدباقر قائنی بیرجندی
سید ابوالقاسم حسینی اشکوری
میر حبیب الله خویی.[۲۴]
سید حاج میرزا حسن همدانی
سید درستگو قمی
میرزا باقر فرزند میرزا محمدعلی
روضه خوان حسن تویسرکانی
محمدباقر بهاری همدانی
سید محمدباقر درچه‌ای
روحانی ابراهیم رشتی
سید اسدالله رودباری
روحانی ابوطالب عراقی کزازی؛ وی از متفحص رشتی اذن اجتهاد داراست.[۲۵]
روحانی فضل و ادب الله نوری؛ او نیز از میرزای رشتی اذن اجتهاد داراست. میرزا اورا «العالم الاَوّاه» (دانشمند لبریز سوز و گداز) خوانده میباشد.[۲۶]
در لحاظ سایرافراد
سید حسن صدر:

«مدرس اینجانب در فتوا، ورع شدیدی داشت. دایم‌العباده بود و غالباً بدون صدا می کرد. مدام در هم اکنون بیان یا این که نماز بود حتی‌در مسافرت، زهدی کبیر داشت و بسیار سرازیر درس دادن می کرد..».[۲۷]

سید محسن امین اورا فقیهی اصولی دانسته که موسس در دانش اصول و مدرس علمای زمانش بود و زیرا وی کسی فکری عمیق نداشت.[۲۸] آقابزرگ تهرانی در هرجا کتابش اورا آیت الله العظمی، علامه کلان و مدرس گرانقدر خوانده میباشد. [۲۹]

پانویس
امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۳ق، ج۴، ص۵۵۹.

بازدید : 11
چهارشنبه 11 تير 1404 زمان : 13:49

در اعلام کرد‌وگوی پروردگار با ملائکه درباره آفرینش انسان، این عبارت از عهد ملائکه گفته شده که به خداوند گفتند: "آیا در زمین کسی را قرار می دهی که در آن تبهکاری و خون‌ریزی نماید!؟"[۱۷] ملائکه از کجا می‌دانسته‌اند که آدمیان درین کره خاکی گرفتار این دو بلای گرانقدر خواهند شد؟ مفسران در این زمینه احادیث مختلفی آورده‌اند که از آن ها بیش تر از یکی‌از دو فیض نمی‌قدرت پک پذیرایی ترحیم مشهد گرفت.

طبری احادیث اکثری نقل می‌نماید و در یک گروه‌بندی، گفته‌ها را اینگونه ذکر می‌نماید:

بعضی گفته‌اند قبل از آدمیان، جنّیان در زمین بودند که در آن تباهی و خون ریزی می‌کردند و ملائکه عاقبت انسان و نسل اورا بر آن ها قیاس کرده‌اند.

بعضا گفته‌اند آفریدگار خویش به ملائکه اعلام کرد خلیفه‌ای در زمین قرار میدهم، گفتند: وی چه‌گونه خواهد بود؟ اعلام کرد :تباهی و خون‌ریزی خواهد کرد. گفتند: چرا اورا می‌آفرینی؟ اظهار‌کرد: اینجانب در سرشتِ آدمیان اکثری نیکی‌ها و خیر و خوبی‌ها گذارده‌ام که شما از آن درایت ندارید.

بعضی گفته‌اند خداوند قبل از آفرینش انسان، درایت‌هایی درباره وی به ملائکه اعطا کرد و برخی دور اندیشی‌های دیگر را مخفی کرد و ملائکه برپایه آن اندازه تدبیر که داشتند، آن سوال را مطرح کردند.[۱۸]

طبرسی می گوید دراین مورد ۳ عهدوپیمان میباشد:

قبل از عموم، جنّیان در زمین بوده‌اند و تباهی و خون ریزی کرده‌اند و ملائکه فعالیت وی را قیاس بعدی آدمی گرفته‌اند.
ملائکه تنهاً از روی استفهام اینگونه گفته‌اند یعنی اینکه: پروردگارا، آیا قابلیت تبهکاری و خون ریزی هم برای تبار آدمی میان خواهد بود یا این که خیر؟
خداوند خویش به وی گفته بود که اینگونه گردد، اما سایر فواید آفرینش انسان را از وی پوشیده داشته بود تا به حکمت و دانش معبود باور بیشتری پیدا نمایند.[۱۹]
دمیدن روح آفریدگار در کالبد بشر
در سوره‌های حجر و ص [یادداشت ۱]پروردگار می فرماید: از روح خویش در بشر دمیدم. در جاهای دیگری نیز (راجع به بشر و عیسی) واژه و کلمه روح به آفریدگار منسوب شده میباشد. اِسناد روح به آفریدگار به چه معناست؟ مفسران اشاره‌هایی برای این مقاله دارا‌هستند.

به نظریه این اشخاص دمیدن عبارت میباشد از سرازیر ساختن باد در چیزی و در اینجا هدف معاش دادن به بشر میباشد از خط مش بخشیدن جان. نسبت دادن روح به آفریدگار برای گرامی داشتن انسان میباشد.[۲۰] پروردگار روح انسان را از باب تکریم او، به خویش نسبت اعطا کرد[۲۱] و غرض آیه این میباشد که خداوند جانِ انسانی را که با بدنش ارتباط و به آن وابستگی داراست پدید آورد خیر اینکه گمان خواهد شد چیزی مانند هوا وارد تن بشر شد‌ه‌است.[۲۲]

سجده ملائکه بر انسان
نوشته‌علمیٔ اساسی: سجده بر انسان
مطابق آیه قرآن ملائکه بر بشر سجده کردند. این سجده با دقت به اینکه کلیه مسلمانها بر این مقاله واقعه حیث دارا هستند که عبادت ویژه خداست و هرگونه تعظیمی به طور عبادت برای غیرخدا، بی دینی و کفر میباشد. سجده عبادی نبوده میباشد بلکه برای بزرگداشت و در معنای سلام و آفرین بوده میباشد و اینگونه سجده‌ای برای غیر آفریدگار جائز میباشد (مانند سجده والدین وبرادران یوسف در قبال وی)[یادداشت ۲] و افزون بر این که‌این سجده زیرا به دستور خدا بوده در واقع اطاعت دستور خداست. [۲۳]

پردیس بشر
نوشته ی علمیٔ مهم: پردیس انسان
پردیس بشر اولیه سکونت‌گاه انسان(ع) و حَوّا در اولِ خلقتشان میباشد.[۲۴] در سه سوره قرآن‌ کریم و مهربان از فردوس انسان حافظه گردیده است.[۲۵] انسان و حوا در‌این پردیس از کلیه خواستنی‌ها و فراوانی نعمت بهره مند بودند البته در کنار این رفاه، به آن دو هشدار داده گردیده بود که به درخت معینی مجاورت نشوند و میوه آن را نخورند. بشر و حوا با وسوسه شیطان از میوه درخت ممنوعه به کارگیری کردند و پیرو آن از فردوس اخراج شدند.[۲۶]

درباره حالت فردوس بشر چهار عقیده وجود دارااست: باغی در زمین،[۲۷] بهشتی برزخی در اسمان‌ها[۲۸] بهشتی در اسمان هفتم [۲۹]و فردوس موعود و شناخته گردیده دربین مسلمان ها(دارالثواب) [۳۰][یادداشت ۳]فخر رازی در تفسیرش بعد از نقل سه عقیده و قابلیت صحت هرکدام از آن‌ها نگرش چهارم را این دانسته که زیرا عامل نقلی ضعیف و متعارض می‌باشند و باور به هیچ یک نمی‌قدرت پیدا کرد پس بایستی که در‌این مورد توقف کرد و نظریات نکرد. [۳۲]

شجره ممنوعه
نوشته‌علمیٔ اساسی: شجره ممنوعه
معبود به بشر و حوا اذن بخشید از میوه هر درختی استعمال نمایند جز یک درخت مشخص. طبری احادیث بخش اعظمی از ابن عباس، ابومالک، ابوعطیه، قَتادَه و بقیه افراد میاورد که‌این درخت، بوته گندم بوده میباشد. در احادیث دیگری اورده شده که تاک یا این که نهال انجیر بوده میباشد. طوسی افزون بر احادیث گندم و انگور و انجیر، روایتی از امام علی(ع) می آورد که‌این درخت، درخت کافور بوده میباشد.[۳۳] امام رضا(ع) در زیر روایتی در بین نقل‌های مختلفی که پیرامون این درخت وجود دارااست، توده می‌نماید.[۳۴]

در غایت، با وسوسه شیطان، انسان و حوا میوه درخت ممنوع را به کارگیری کردند و از فردوس اخراج شدند.

بازدید : 18
سه شنبه 10 تير 1404 زمان : 13:10

حَمّاد بن عثمان، از محدّثان قرن دوم هجری قمری. او از اصحاب امام راست گو(ع)، امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) و از اصحاب اجماع میباشد. اسم او در سلسله مدرک حدود ۲۰۰۰ قصه آمده میباشد و همگی عالمان رجال و حدیث‌شناسی، بر وثاقتش رخداد حیث دارا هستند. حماد بن عثمان(۱۹۰ق) از اصحاب امام درستگو (ع)، امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) میباشد. کنیه او ناب یا این که ذوالناب[۱] بود و در کوفه[۲] معاش پک پذیرایی ترحیم مشهد میکرد.

اصحاب اجماع
یاران امام باقر(ع)
۱ زُرارَة بن اَعین
۲ مَعروفِ بنِ خَرَّبوذ
۳ بُرَید بن معاویه
۴ ابوبصیر اَسَدی یا این که (ابوبصیر مرادی)
۵ فُضَیل بن یسار
۶ محمد بن مُسلِم
یاران امام راستگو(ع)
۱ جَگرایش بن دَرّاج
۲ عبدالله بن مُسکان
۳ عبدالله بن بُکَیر
۴ حَمّاد بن عثمان
۵ حماد بن عیسی جهنی
۶ اَبان بن عثمان
یاران امام کاظم(ع) و امام رضا(ع)
۱ یونس بن عبدالرحمن
۲ صَفوان بن یحیی
۳ اِبن اَبی عُمَیر
۴ عبدالله بن مُغَیرِه
۵ حسن بن دوستداشتنی یا این که (حسن بن علی بن فَضّال، فَضالَة بن ایوب و عثمان بن عیسی)
۶ احمد بن ابی نصر بزنطی
نبو


معرفی و رده علمی
اسم حماد بن عثمان در سلسله گواهی حدود دوهزار حدیث میباشد.[۳] او ضمن نقل بی‌واسطه از امام درستگو(ع) و امام کاظم(ع)، از قریب به صد راوی و بیشتراز تمامی از عبیدالله بن علی حلبی حدیث شنیده میباشد همچنان که افزون بر چهل راوی و بیش تر از دیگرافراد، محمد بن ابی‌عمیر، حسن بن علی وشاء، حسن بن علی بن فضال و محمد بن ولید خزاز از او حدیث شنیده‌اند.[۴]
رسیدگی محتوای احادیث حمادبن عثمان نشانه میدهد که او بیشتر به تصویب و نقل روایات احکام اهتمام داشته میباشد و دراین مورد از راویان لبریز حدیث به شمار میاید و ولی احادیث زیادی نیز در صفات امام و وضع و اوضاع امامان داراست.[۵]
حماد بن عثمان ناب از راویان معروف بوده و در زمره اصحاب اجماع میباشد و از راویانی میباشد که کلیه پژوهشگران دانش رجال، از متقدمان[۶] و متأخران،[۷] بر وثاقتش حادثه لحاظ دارا هستند و او‌را با صفاتی زیرا ثقه، فاضل و جلیل القدر و نه ستوده‌اند.
حماد کتابی داشته[۸] میباشد که ظاهراً تا قسم سید بن طاووس مو جود بوده میباشد؛ چون ابن طاووس در دو کتاب خویش[۹] از آن نقل نموده است.[۱۰]
معاش‌طومار و بستگان
پدرش، عثمان، به رُواسی[۱۱] پر اسم و رسم میباشد. عامل این کنیه،انتساب او به بنی رواس از قوم و قبیله‌های سرشناس در کوفه میباشد.[۱۲]

کشی، اسم پدربزرگش را زیاد[۱۳] و نجاشی اسم او‌را عمرو بیان کرده‌اند[۱۴]

حماد، برادرانی هم داشته میباشد. بعضی منابع برای او یک اخوی به اسم عبدالله،[۱۵] و بعضا دیگر دو اخوی به اسم‌های جعفر و حسین[۱۶] بیان کرده‌اند.

حماد در منابع رجالی با عناوینی مانند مولی بی نیاز (دارنده لینک و پیوند با بستگان بی نیاز) و (ذو الناب مولی بی نیاز کوفی).[۱۷]«مولی أَزْد» (دارنده لینک با بستگان ازد)[۱۸] و فزاری (به منجر سکونت در عزرم، محل سکونت قوم فزاره)[۱۹] تعریف گردیده‌است.

این تمامی اختلاف در کنیه، نسبت، اسم جد و اسم برادران منجر گردیده‌است که کاظمی،[۲۰] حماد بن عثمان را اسم مشترک در بین دو نفر به شمار آورده و وجه تمایز آن دو را در راویان از آن دو دانسته‌میباشد. همینطور بهبهانی[۲۱] با استناد به اختلاف در کنیه، نسبت، اسم جد و اسم برادران این دو، تصریح به ناهم خوانی و تعدد نموده است. در مقابل، محمدتقی مجلسی،[۲۲] کلباسی،[۲۳] مامقانی،[۲۴] خویی[۲۵] و شوشتری[۲۶] این دو اسم را از آنِ یک شخص دانسته‌اند.

بازدید : 21
دوشنبه 9 تير 1404 زمان : 17:11


تاریخ محلی

مزار شریف، ۱۲۶۹ش/۱۸۹۰م


در منابع تاریخ بلخ که در قرن دهم و آن گاه آن درج شده، داستان آن را از ابومسلم خراسانی(درگذشت:۱۳۷ق)، داعی بنی‌عباس آغاز کرده‌اند: ابومسلم طومار‌ای به امام راست گو (ع) نوشت و از وی برای دریافت کردن خلافت درخواست کرد و امام‌ راستگو(ع) به وی پاسخ منفی اعطا کرد و از وی خواست پیکر حضرت علی(ع) را -که تا آن مجال نهفته بود- از نجف به مکان دیگر چیره شود تا مبادا بنی‌امیه یا این که خوارج آن را پیدا کرده و بی‌احترامی نمایند.[۸] یاران ابومسلم نیز تابوت علی بن ابی‌طالب را به ده خَیر، مجاورت بلخ آورده و دفن کردند تا بعداز سرنگونی بنی‌امیه، سازه و مرقدی برای آن بسازند. با کشته شدن ابومسلم (۱۳۷ق) بوسیله منصور عباسی، این موضوع تا فرصت پادشاه سنجر سلجوقی(حکومت:۵۱۱ ـ ۵۵۲ق) مخفی ماند.[۹] قسمت دیگری که درین منابع آمده، موقعیت مرقد یادشده در طول حمله چنگیز بود که دو قصه متعدد درباره فساد آن آورده‌اند: یکی‌از اینکه چنگیز بخاطر مقاومت عموم بلخ، تک تک بناهای تاریخی آن را به عنوان مثال گنبد درست شده بر مزار را ویران تشکیل داد و دیگر اینکه عموم از هراس هلاکت قبر به‌فرمان چنگیز، بنای روی آن را ویران ساختند تا قبر ایمن پک پذیرایی ترحیم مشهد بماند.[۱۰]

یقین شیعه‌ها
ابن طاووس در کتاب فرحة الغری فی گزینش قبر امیرالمؤمنین علی(ع) با دلایل متفاوت نماد داده میباشد که مزار امام علی(ع) در نجف اشرف میباشد. در بعضی منابع تاریخی آمده که امام جعفر درستگو(ع) (۸۳ ـ ۱۴۸ق) به بعضی یارانش مانند صفوان جمّال محل قبر امام علی(ع) را مجاورت کوفه علامت داده و هارون عباسی (حکومت:۱۷۰ ـ ۱۹۳ق) آن قبر را برای همگان نمایان ایجاد کرد.[۱۱]
سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی (۱۲۷۶-۱۳۶۹ش)، عالم نسب‌شناس گفته قبر مزار شریف، وابسته به شخص علوی بوده که اسم و لقب او، به عبارتی اسم و لقب امام علی(ع) بود و عموم بلخ براساس نوشته قبرش، به خطا تصور کردند وی، علی میباشد.[۱۲] علی بن حسن دارای اسم و رسم به ابوالحسن باخَرزی (درگذشت:۴۸۷ق) ادیب و شعر سرا، در کتاب دُمیة القصر و عُصرة اهل العصر، اسم این فرد را ابوالحسن علی بن ابی‌طالب بلخی تصویب کرده و یک‌سری شعر را از وی آورده[۱۳] و در کتاب الفخری فی انساب الطالبین (درج شده در اواخر قرن ششم)، اسم وی به‌شکل ابوالحسن علی بن حسن ابی‌طالب آمده که نسبش به امام سجاد(ع) می‌رسیده میباشد.[۱۴]

فرآیند تغییرات

مسجد کبود، ۱۲۹۴ش/۱۹۱۵م
بنایی که شاه سنجر بر مرقد یافت گردیده، ساخته بود، در حمله چنگیز (۶۱۷ق) به بلخ ویران شد. این خرابه، تا فرصت فرمانروا حسین بایقرا به تل علی یا این که تل خواجه خیران مشهور بود.[۱۵] در کتاب مجمع الغرایب (مندرج در قرن دهم) آمده در ۶۸۶ق، فرصت ایلخانان بنایی روی قبر نام برده بوده میباشد.[۱۶] چارچوب مدرن مرقد، به عبارتی بنای درست شده به‌فرمان پاد شاه حسین بایقرا میباشد که بعداز او، حاکمان و اشخاص دیگر، تغییراتی در جزئییات آن داده‌اند.
اسم معمارانِ اولیه این سازه را محمدخان و فرزندش بنایی نوشته‌اند.[۱۷] این دو آغاز گنبدی روی قبر ساختند و آن‌گاه براساس معماری تیموری، باغی بدور آن تولید کرده و در دروازه جنوبی یک نقارخانه نهاد گذاشتند.[۱۸] در کنار آن، خزینه و یکسری فروشگاه نیز اضافه شوید.[۱۹] هم‌اینگونه نهری که سنجر سلجوقی از رود بلخ به‌سمت این مرقد روان و وقف کرده و بسته گردیده بود، مجدد سرازیر شد.[۲۰]

توسعه و گسترش
بعداز اشراف حاکمان اُزبک بر بلخ،[یادداشت ۱] عبدالمومن‌خان شیبانی، ولیعهد و والی بلخ (حکومت:۹۹۰ ـ ۱۰۰۶ق) و معاصر سلطان عباس صفوی، گنبد دو‌مین نیز روی مرقد تشکیل داد.[۲۱] اما محمد (حکومت:۱۰۰۷ ـ ۱۰۲۰ق)[یادداشت ۲] فرمان به تشکیل داد چهار گلشن، دارنده ۱۸ چمن و مساحت ۱۰۰ جریب، گوشه و کنار مرقد اعطا کرد.[۲۲] وی هم‌اینگونه حوضی در شمال مرقد ایجاد کرد و چنارهایی به دور آن کاشت و جاده‌ای در میان بلخ و این جای کشید.[۲۳] سبحان قلی‌خان (حکومت:۱۰۹۱ ـ ۱۱۱۴ق) این جاده را ترمیم و بزرگتر کرد و دو طرف آن را درخت کاشت و شفاخانه‌ای سازه بنیان.[۲۴] چهار دروازه نیز در چهار سوی ضریح ساخته شد که اسم آن ها قاسم خانی (شرقی)، منظرگاه (غربی)، بهاءالدین (جنوبی)[یادداشت ۳] و چهار گلشن (شمالی) با دو گلدسته میباشد.[۲۵] در حین محمدمقیم، نوه سبحان‌قلی، زمین‌لرزه، گنبدهای مرقد را وخیم کرد و وی به نوسازی آن‌ها پرداخت که تا اینک باقیمانده میباشد.[۲۶]
محمدعَلَم، حکم کننده بلخ به پیشنهاد شیرعلی خان (حکومت:۱۲۷۸ ـ ۱۲۹۰ق/۱۲۴۰ ـ ۱۲۵۸ش)[یادداشت ۴] امرکرد دو گنبد پوششی روی دو گنبد مرقد ساخته گردد و نیز مسجدی در مسافت مجاورت و سمت قبله سازه خواهد شد.[۲۷]
در فصل زمستان ۱۳۹۶ش، مسجد کهن مرقد که محل نماز جماعت و آدینه بود، تخریب شد و مسجد بزرگتری با گنجایش ۸هزار نفر ساخته شد.[۲۸]

بازدید : 17
يکشنبه 8 تير 1404 زمان : 12:40

ایمان به ظهور مُنجی بشریت و انتظار وارد شدن وی و برپاییِ عدل و داد، مختص آیین اسلام وجود ندارد، بلکه در اکثری از ملت‌ها و رهروان ادیان دیگر دیده میشود.[۲۲] دربین ادیان متعدد، افرادی تحت عنوان منجی شناخته می شوند؛ مثلا: در یهود: ماشیح (واژه و کلمه عبری مسیح)[۲۳] که مصداق آن را عُزَیر یا این که منحاس بن عازر بن هارون و یا این که داوود دانسته‌اند،[۲۴] در مسیحیت: عیسی(ع)،[۲۵] در زردشت: سوشیانت،[۲۶] در میان هندوها: ویشنو[۲۷] و در میان بودائیان: میتریه.[۲۸] گفته می‌گردد، باور مارکسیست‌ها نسبت به انتظار، مانند انتظاری میباشد که مسیحیان به آن پک پذیرایی ترحیم مشهد معتقدند.[۲۹]

اشکال انتظار
از انتظار فرج، دو سیرتکامل تعبیر و تفسیر ارائه شده است:[۳۰]

اینکه بشرِ در انتظار، هیچ مسؤولیتی جز آرزوِ برپایی عدل و داد بر ذمه ندارد و هر چه ظلم در جامعه ترویج یابد، به صلح و عدل و دادِ مهدوی مجاورت‌خیس می‌شویم.[۳۱] طبق این نوع بینش هر انقلاب و نزاع‌ای علیه ظلم، قبل از ظهور محکوم میباشد، بلکه شایسته ترین امداد در آماده شدن موقعیت ظهور، اشاعه و رواجٔ خرابی میباشد.[۳۲] مرتضی مطهری این تعبیر و تفسیر از انتظار را با موازین و آموزه‌های اسلام و قرآن سازگار نمی‌داند.[۳۳]
انتظاری که خالق، تعهّدآور و تحرّک‌‏قسمت میباشد‏.[۳۴] به گفته محمدرضا مظفر از عالمان شیعه، معنای انتظار این وجود ندارد که مسلمان‌ها در وظایف فقهی خویش از قبیل امداد حقّ، جهاد و فرمان به دارای شهرت و نهی از منکر، فروگذاری نمایند، به امیدی که مُنجی بیاید و امور را صحیح نماید، بلکه هر مسلمانی بایستی خویش را به اجرا دستورهای اسلام مکلّف بداند.[۳۵] مطهری نیز اعتقاد دارد در احادیث ظهور، صحبت از گروهی میباشد که به محض ظهور حضرت مهدی(عج)، به وی می پیوندد. اشکار میباشد که‌این مجموعه، یک نوبت ساخت‌و‌ساز نمیشود، بلکه با وجود اشاعه ظلم و خرابی در جامعه، مسئله‌‏هایی وجود داشته که اینگونه گروهی رشد یافته میباشد.[۳۶]
وظایف منتظران
برخی پژوهشگران، با استناد به حدیث «أفضَل الأعمال إنتظارُ الفَرج»،[۳۷] انتظار فرج را از سنخ کار شمرده و وظایفی را بر ذمه ٔ فرد چشم به راه دانسته‌اند.[۳۸] موسوی اصفهانی مؤلف کتاب مکیال المکارم، بر پایه ی دلیلٔ عقلی و نقلی، هشتاد وظیفه درین‌باره برمی‌شمرد؛[۳۹] بعضی از مهم‌ترین وظایف منتظران عبارت‌اند از:

معرفت و آشناییِ امام بعد از ظهر(عج) و صفاتش؛ چون امامی که اطاعت از وی واجب میباشد، نباید با مدعیانِ دروغینِ مهدویت غلط گردد.[۴۰] در‌حالتی که درین مورد، به روایات معصومان نیز استناد گردیده‌است.[۴۱] [یادداشت ۱]
دوری از گناه و داشتن خلق پسندیده؛ که گزینه پیشنهاد امام درستگو(ع)[۴۲] به منتظران ظهور میباشد.[۴۳]
توسل،[۴۴] تجدید بیعت و لینک قلبی با امام؛ ازاین‌رو بر تکرار کلیه روزهٔ دعای قسم تأکید شد‌ه‌است.[۴۵]
رابطه و مراجعه به فُقها و مراجع پیروی، جهت دستیابی احکام و معارف آئین؛ که آیتم توصیه امامان میباشد.[۴۶]
حوصله بر رنج‌ها و آزار منکران مهدویت؛ که بسان جهاد در رکاب رسول دانسته گردیده است.[۴۷]
صدقه[۴۸] و دعا برای سالمی[۴۹] و تعجیل در فرج[۵۰] آن حضرت؛ به‌سیرتکامل‌ای که ائمه(ع) یاددادن داده‌اند.[۵۱]
نقش اصلاح‌گریِ جامعه در پوسته دستور به دارای شهرت و نهی از منکر؛[۵۲] که در برخی احادیث به آن اشاره گردیده است.[۵۳]
بزرگداشت خاطر و اسم حضرت مهدی(عج)،‏ که مثلا مصادیق آن؛ درود دادن به حضرت نخست هر روز و تعقیب هر نماز،[۵۴] نکوداشت روزهای منسوب به حضرت و برپاخاستن به هنگام شنیدن اسم آن حضرت میباشد.‏[۵۵]

تصویر کتاب انتظار پویا
پیوستن به مُخلَصان و شیعه‌ها راستین.[۵۶]
دعوت آشکارا و نهان به آیین خداوند.[۵۷]
تک‌نگاری
بعضی اثر ها مکتوب دربارهٔ انتظار فرج عبارت‌اند از:

انتظار پويا؛ این تاثیر ترجمه کتاب «الإنتظار المُوَجَّه»، نوشته محمدمهدی آصفی از عالمان شیعه میباشد که به تبیین مضمون‌ درست انتظار میپردازد.[۵۸]
انتظار، بايدها و نبايدها؛ نوشته ابراهيم‏ شفيعى سروستانى. مقصود از کتابت این تاثیر، پاسخگویی به سوال‌ها و پیچیدگی‌ها در مورد فرهنگ وتمدن انتظار نقل شده میباشد.[۵۹]
استراتژى انتظار؛ در سه جلد، تاثیر اسماعيل‏ شفيعى سروستانى. به گفته مولف، این تاثیر سعی بر ذکر عنایت قضیه انتظار در هدایت همگانی جامعه دارااست.[۶۰]

بازدید : 20
پنجشنبه 5 تير 1404 زمان : 11:54


برگزاری کنگره روضه خوان طوسی
نوشته‌علمیٔ مهم: کنگره هزاره روضه خوان طوسی
یک کدام از کار‌های اساسی واعظ‌زاده در دانش گاه مشهد، برگزاری کنگره هزاره روحانی طوسی در سال‌های ۱۳۴۹ و ۱۳۵۰ با حضور اکثری از عالمان و استادان درون و آن سوی مرز بوده میباشد. با سعی و تصحیح او، کتاب‌ فهرست روضه خوان طوسی، سپردن معرفة الرجال روضه خوان طوسی، یک جلد مقاله ها عربی و دو جلد مقاله‌ها فارسی که از مآخذ مرجع درباره معاش روحانی طوسی میباشد، چاپ پک پذیرایی ترحیم مشهد شد.[۱۳]

تالیفات
نوشته ی علمیٔ اساسی: اثر ها واعظ‌زاده خراسانی
واعظ‌زاده اثر ها زیادی دارااست که بخشی از آن ها نوشتن، بخشی تصحیح و بخشی نیز مقالاتی میباشد که در مجلات منتشر شد‌ه‌است. او در سال‌های قبل از انقلاب اسلامی در تأسیس مجلّه مدرسه‌ اسلام‌ شرکت کردن داشت و در سال‌های ۱۳۳۸ و ۱۳۳۹ش، عضو تحریریه این خبر نامه بود. همیاری در تأسیس و مدیر نشریه دانش گاه الهیات مشهد در سال ۱۳۵۱ش، تأسیس خبرنامه رسالة التقریب در طهران در سال‌ ۱۳۷۳‌ش و تسلط بر آن تا سال ۱۳۸۰، همیاری با مجلّه عربی گویش الارشاد (مشهد) در سال ۱۳۵۴ش، عضویت در هیأت تحریریه مجلات دانش گاه علم ها اسلامی رضوی و خبرنامه تخصصی‌ نهج‌ البلاغه، از شغل‌های دیگر اوست.[۱۴]


آیت الله محمد واعظ زاده خراسانی درجایگاه سر گروهی یکی جلسات «هزاره روضه خوان طوسی» و به هنگام استماع سخنرانی علامه محمدتقی جعفری
عمل‌ها
محمد واعظ‌زاده با حکم آیت‌الله خامنه‌ای، اولی دبیرکل مجمع جهانی تخمین مذهب ها اسلامی از سال ۱۳۶۹ تا ۱۳۸۰ بود.[۱۵] تأسیس دانش کده مذهب‌ها اسلامی، عضویت در هیأت مدیره بنیاد بازرسی‌های اسلامی مشهد، عضویت در شورای خوب کتابخانه ملّی، از سایر سمت‌های وی بود.[۱۶]

واعظ‌زاده در سفرهایی به بیشتراز ۳۰ میهن‌ عالم‌، با رؤسای جمهور کشورها، و برخی از رهبران مذهبی در نقاط متعدد عالم دیدار و گفت‌و‌گو کرد.[۱۷]

فکر‌ها
واعظ‌زاده تعدادی دهه در راستای وحدت مذهب ها اسلامی شغل کرد و کتاب‌ها و مقاله‌ها زیادی منتشر ایجاد کرد. برخی از بینش‌های تقریبی واعظ‌ زاده:

وحدت ذاتی و خیر مصلحتی
تخمین‌ مذهب‌ها از لحاظ واعظ‌زاده، مطلوبیتی ذاتی داراست و پیشگفتار وحدت اسلامی میباشد. به اطمینان وی وحدت اسلامی یا این که، به‌ تفسیر‌ قرآن، وحدت امت اسلام، یکی موادتشکیل دهنده اسلام میباشد که مبنا آن را‌ نبی‌ اکرم‌ سازه گذاشته و در قرآن نیز تأکید گردیده‌است که مسلمانها یک امت‌ در‌ موازی‌ امت‌ها و ملت‌های دیگر می‌باشند.[۱۸]

به یقین او، اپلیکیشن کاری مفتیان،‌ فقیهان،‌ پیشوایان فقهی و رهبران سیاسی‌ را‌ همین اصل گزینش می‌نماید، می بایست این شاخص را در مقابل خویش‌ قرار‌ دهند تا از کسی‌ فتوایی‌ صادر‌ نشود که با‌ این‌ رکن مخالف باشد؛ مبادا‌ فعالیت‌ سیاسی یا این که پیکار یا این که صلحی به وسیله رهبران سیاسی شکل بگیرد که با این رکن‌ رکین‌ ناسازگار باشد، دقیقا عین به عبارتی نکته‌ای‌ که‌ در‌ باب‌ توحید‌ وجود دارااست که هیچ عملی، از‌ ایفا مسلمین، هیچ عبادتی و هیچ مودتی نباید با محور اسلام، که توحید رب میباشد،‌ مباینت‌ داشته باشد.[۱۹]

خلافت و امامت، اختلاف در مصداق
از حیث او کلیه اشخاصی که مسلمان‌ می باشند، نماز می خوانند، روزه میگیرند، فقه دارا‌هستند، صحبت دارا هستند در اصول با یکدیگر اختلاف ندارند اصول عبارت میباشد از ارکانی که ایمان و باور به آن‌ها ملاک مسلمان بودن میباشد،‌ و درصورتی که کسی تمامی آن ها یا این که یکی‌از آنان را انکار نماید دیگر‌ مسلمان‌ وجود ندارد؛ از جملهً شیعه و سنی با این‌که‌ در‌ مصداق‌ خلیفه اختلاف دارا‌هستند اما درین‌که اسلام‌ خلافت‌ و سیاست دارااست و پیامبر اکرم هم پیغمبر بوده و هم مدیر سیاسی‌ مسلمان ها‌ اختلاف ندارند. اختلاف در مصداق میباشد که فرع محسوب میشود. برخی مسائل را ملاک‌ شرک‌ و ایمان قرار‌ داده‌اند که صحیح وجود ندارد.‌[۲۰]

محب اهل بیت اهل نجات
واعظ زاده میگوید هیچ‌گاه امامان نمی‌گفتند هر کس امامت آنها‌را قائل وجود ندارد، از آئین بیرون میباشد. هشتاد درصد روایاتی که در مورد نظریه‌ ولایت‌ میباشد‌ و در مقدمات جامع روایات الشیعه عده گردیده‌است، مرتبط با‌ زمینه محبت اهل بیت میباشد، آن هم در مقابل بنی‌امیه و بعضی از خوارج که بطور دور از شوخی معاند اهل‌ بیت‌ بودند.‌ موارد احادیث این میباشد که هرکس دوستدار اهل بیت باشد اهل نجات‌ میباشد.‌ از این رو نود درصد سنی‌ها و حتی سلفی‌ها را دربرمی‌گیرد. ولایت‌ به‌این معنی فرعی اعتقادی میباشد که از یک اصل کلی برگرفته گردیده‌ میباشد؛‌ اصل‌ کلی این میباشد که اسلام سیاست داراست و پیغمبر مدیر مسلمین هم بوده میباشد و پس‌ از او نیز می بایست این منزلت و شأن محفوظ بماند. البته این‌ که‌ چه‌ کسی بایستی متصدی این منزلت خواهد شد بحثی فرعی میباشد؛ بدین معنی که اساسی وجود ندارد‌ که‌ مسلمان‌ بودن یک مسلمان متعلق به آن باشد، آری برای هر کس درستی‌ آن‌ اثبات گردیده، اطمینان به آن واجب میباشد و انکار آن موجب انحراف.[۲۱]

مذهب عین آیین وجود ندارد
به حیث‌ واعظ زاده،‌ رهروان مذهبها‌ اسلامی‌ بایستی‌ این واقعیت را اعتقاد نمایند که‌ مذهب‌ عین آئین وجود ندارد؛ آیین به عبارتی اصول کلی فرصت نبی اکرم میباشد که‌ تا‌ مدتی بعد از نبی هم به‌ به عبارتی نحو آیتم دقت کلیه بود. مذهب یعنی نحوه، یعنی راهی‌ به‌ اسلام. متاسفانه رهروان و پیشوایان‌ مذهبها‌ هنگامی‌ که با اجتهادات‌ خودشان‌ از یک مذهب تبعیت‌ می‌نمایند.در‌حالتی که بپذیریم مذهب روشِ آیین‌ میباشد خیر عین آن، در کل از تعصبات و عاطفه ها غلط کاسته میگردد و روحیه عقلانی پیدا می گردد و از اختلافات کاهش پیدا کرده و یکدیگر را به رسمیت میشناسیم.[۲۲]

اعتراض به تأسیس بنیاد غدیر
وی به تأسیس بنیاد غدیر در جمهوری اسلامی ایران اعتراض کرده بود و گفته بود بعضا از آن ها، خودشان را به آیت‌الله بروجردی منسوب می‌نمایند، اکنون آن‌که آیت‌الله بروجردی این‌سیرتکامل تامل نمیکرد. حتی آیت‌الله بروجردی از این‌که خلافت عثمانی ازبین رفت، اظهار تأسف می کرد و می‌ذکر کرد در هر اکنون این خلافت‌ رکن‌ رکین و حمایت کننده سیاسی قدرتمندی برای اسلام بود.[۲۳]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 508
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 27
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 350
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 379
  • بازدید ماه : 384
  • بازدید سال : 2047
  • بازدید کلی : 32316
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی