loading...

???? ???? ???????

بازدید : 20
يکشنبه 18 خرداد 1404 زمان : 11:36


سید موسی شُبیری زَنجانی (زاده ۱۳۰۶ش)، از مراجع تاسی شیعه و از استادان درس بیرون فقه و بیرون اصول در قم میباشد. وی یک کدام از هفت فقیهی که بعد از درگذشت محمدعلی اراکی، از سوی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، روا التقلید و دارای شرایط مرجعیت معرفی شد. شبیری زنجانی در قم و نجف به علم آموزی پرداخت و در درس سید حسین طباطبایی بروجردی، سید ابوالقاسم خویی و سید محمد متفحص داماد حاضر میشد. شبیری خبر واحد را حجت نمی‌داند. وی تحقیقی بر رجال نجاشی نوشته میباشد. شبیری همانند پدرش سید احمد شبیری زنجانی، امام جماعت در بقاع حضرت معصومه(س) پک پذیرایی ترحیم مشهد میباشد.

به دنیاآمدن
سید موسی شبیری زنجانی، ۸ رمضان ۱۳۴۶ق، ۱۰ اسفند سال ۱۳۰۶ش در قم زاده شد. بابا وی سید احمد شبیری زنجانی، از عالمان عصر خویش بوده و ۲۵ سال در مکتب سیّد زنجان، سرگرم به علم آموزی و درس دادن بوده میباشد. سید احمد، از ۲ جمادی‌الثانی ۱۳۴۶ق بومی قم و از نزدیکان عبدالکریم حائری یزدی دانسته گردیده‌است.[۱]

علم آموزی و درس دادن
شبیری زنجانی، دروس حوزوی را از سال ۱۳۵۹ یا این که ۱۳۶۰ق شروع کرد و دروس زمان سطح را در سه یا این که چهار سال به نقطه پایان پیروزی. بعداز آن در درس سید صدرالدین صدر حاضر شد و به گفته وب سایت دفترش، وی نادر‌سن‌ترین کمپانی‌کننده در‌این درس بود.[۲] شبیری زنجانی، دو توشه در سال‌های ۱۳۷۳ق و ۱۳۷۴ق به حوزه علمیه نجف رفت و در درس‌های بیرون فقه جلسات سید عبدالهادی شیرازی و سید محسن طباطبائی حکیم کمپانی کرد. وی همینطور در درس فقه و اصول سید ابوالقاسم خویی حاضر میشد.[۳] شبیری در درس بیرون فقه و بیرون اصول نزد سید حسین طباطبایی بروجردی کمپانی کرد و کتاب الغصب، کتاب الاجاره، و کتاب الصلوة را از او فراگرفت. سید موسی شبیری زنجانی همینطور ۲۱ سال در درس بیرون فقه سید محمد پژوهشگر داماد به یار و همدم امام موسی صدر و سیدمحمد بهشتی کمپانی کرد و یک عصر بی نقص درس بیرون اصول را نیز از او یادگرفت.[۴] وی، امام موسی صدر را تحت عنوان او‌لین هم‌مباحث و یکی دست اندرکاران عشق و علاقه‌مندی‌اش به دروس حوزی معرفی نموده است.[۵].

شروع درس دادن درس بیرون
سیدموسی شبیری زنجانی در دهه ۱۳۴۰ خورشیدی، از استادان مکتب حقانی در قم بود.[۶] وی درس دادن بیرون فقه در مسئله کتاب الحج را قبل از سال ۱۳۸۸ق ( تقریباً پس از ۴۰ سالگی) و در حین حیات معلم خویش سید محمد پژوهشگر داماد استارت کرد و این درس ۱۵ سال زمان بر شد. درس بیرون اصول نیز سال‌ها از درس‌های اساسی او بود، ولی ادامه نیافته و نکات ما یحتاج اصولی را، درضمن درس بیرون فقه ذکر می‌ کرد[۷]

شاگردان پر اسم و رسم
رضا استادی[۸]
محمدمهدی شب‌زنده‌دار[۹]
سید جعفر مرتضی عاملی[۱۰]
مرجعیت
شبیری زنجانی، یکی‌از هفت فقیهی میباشد که جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، بعداز درگذشت محمدعلی اراکی در سال ۱۳۷۳ش، آن‌ها‌را جایزالتقلید خواند.[۱۱]

نظرها خاص
شبیری زنجانی، خبر واحد را حجت نمی‌داند. وی به آرای سید محسن حکیم و سید ابوالقاسم خویی اعتنا ویژه داشته، اعتقادوباور به انسداد باب دانش و عدم یقین به اختیارات وسیع حکومتی برای فقها، از سایر نگرش‌های دینی شبیری زنجانی میباشد.[۱۲]

اثر ها

بازدید : 44
شنبه 17 خرداد 1404 زمان : 16:19


فتنه جمل
نوشته‌ی علمیٔ مهم: نبرد جمل
بعد از قتل عثمان، جمعیت متعددی که طلحه و زبیر نیز بین آنها بودند، به منزل حضرت علی(ع) هجوم برده و گفتند ما آمده‌ایم تا با شما به خلافت بیعت کنیم. بعداز پافشاری زیاد، حضرت علی(ع) به عهده گرفت.[۴۵] زبیر در‌این اتفاق به ملازمت طلحه، بیعت مهاجران را ضمانت کرد[۴۶] ولی دیری نپایید که از حیث خویش بازگشت و به مخالفت با خلافت حضرت علی برخاست.[۴۷] به گفته پیامبر جعفریان طلحه و زبیر به بیعت با امام راضی شدند تا از این طرز در حکومت تازه جایی برای خویش دست و پا نمایند.[۴۸] به همین عامل آن دو به عذروبهانه عمره از مدینه خارج آمدند. هنگامی قصد هجرت خویش را به علی گفتند، امام به آنها فرمود: وی برای زیارت منزل خداوند نمی‌مراحل، بلکه به قصد حیله و خیانت و مکر هجرت پک پذیرایی ترحیم مشهد می‌نمایند.[۴۹]

آن دو، در مکه عایشه را که از خلافت علی خشمگین بود و از مظلومیت عثمان صحبت می اعلام‌کرد[۵۰] با خویش همدم کرده به قصد خروج علیه حضرت علی(ع) با تشکیل سپاهی عظیمی عازم بصره شدند. آن ها بعداز مصادره اموال یمنیان که به وسیله یعلی بن منبه برای حضرت علی(ع) رسول میشد، رسما و علنی مخالفت خویش را اظهار نمودند.[۵۱]

آن‌ها وارد بصره گردیده و عثمان بن حنیف استاندار حضرت علی(ع) را گزینه ضرب و شتم قرار دادند.[۵۲] حضرت علی(ع) با سپاه، خویش را به حوالی بصره رساند و بعد از کارایی برای ختم غائله با آنها سرگرم شد. اکثری به قتل رسیدند و بعضی گریختند.[۵۳] زبیر را، به‌ادله بیعت‌شکنی و رویا رویی با امام علی(ع)، از سران عثمانیه قلمداد کرده‌اند.[۵۴]

طومار امام علی(ع) به طلحه و زبیر
سید رضی طومار‌ای را خطاب طلحه و زبیر نقل نموده است که امروزه با طومار ۵۴ نهج البلاغه شناخته میشود.[۵۵]‌ حضرت درین طومار ذکر می‌نماید که وی برای حکومت اصراری نداشته میباشد و عموم بر این موضوع سماجت داشته‌اند. آن‌گاه طلحه و زبیر را کاربر ساخته می‌نویسد که شما یا این که در آن روز با اطمینان قلبی با اینجانب بیعت کردید که الان می بایست پایبند به بیعت خویش باشید، یا این که ریاودورویی و تدلیس کردید. امام علی(ع) با نفی اتهام شرکت کردن در قتل عثمان که طلحه و زبیر عذروبهانه نقض بیعت کرده‌ بودند، آن‌ها‌را به عذاب الهی هشدار می دهد.[۵۶]

طومار امام علی(ع)‌ به طلحه و زبیر (طومار ۵۴ نهج‌البلاغه)
البته آنگاه (از ثنا و ثناى الهى) شما مى‌دانيد- هر یک‌سری كتمان كنيد- كه اینجانب به‌دنبال عموم نرفتم؛ آن ها به سراغ اینجانب آمدند و اینجانب دست بيعت به سوى آنان نگشودم تا آن‌ها با سماجت با اینجانب بيعت كردند و شما دو نفر از كسانى بوديد كه به سراغ اینجانب آمديد و با اینجانب بيعت كرديد. جمع عموم به دلیل تحمیل و سلطه يا کالا دنيا با اینجانب بيعت نكردند. (بنابراين از دو اکنون بیرون نيست) در‌حالتی که شما از روى ميل و گرایش با اینجانب بيعت كرده‌ايد (بيعت‌شكنى شما حرام بوده) بايد گشوده گرديد و بلافاصلهً در پيشگاه آفریدگار توبه كنيد و در شرایطی که بيعت شما از روى اكراه و نارضايى بوده منش را براى اینجانب نسبت به خویش باز‌ايد، زيرا ظاهرا اظهار اطاعت كرديد و در دل، قصد عصيان‌ اشتيد (زيرا رویه منافقان را پيموديد و اين حركت منافقانه مستوجب عقوبت میباشد). به جان خودم قسم و سوگند شما از ساير مهاجران سزاوارتر به تقيه و كتمان عقيده نبوده‌ايد (هيچ كس در آن روز بدون چاره به چنين چيزى خلا مخصوصاً شما كه از قدرتمندان صحابه بوديد) بنابراين هرگاه از استارت، كناره‌گيرى از بيعت كرده بوديد كار شما راحت‌خیس بود تا اينكه ابتدا بيعت كنيد و آن گاه (به عذروبهانه‌اى) رمز گشوده زنيد. شما چنين پنداشته‌ايد (و به لاف تبليغ كرده‌ايد) كه اینجانب آدم کش عثمانم. بياييد ميان اینجانب و شما كسانى حكم كنند كه اكنون در مدينه‌اند؛ خیر به طرفدارى اینجانب برخاسته‌اند خیر به طرفدارى شما، آن‌گاه هركس به اندازه جرمى كه در اين اتفاق داشته محكوم و موظف گردد. اى دو پيرمرد كهنسال! (كه خویش را از پيشگامان و شيوخ اسلام مى‌دانيد و آفتاب عمرتان بر لب بام میباشد) از عقيده خویش برگرديد (و تجديد بيعت كنيد يا لااقل دست از حریق‌افروزى پیکار برداريد و به كنارى رويد) زيرا الان اساسی‌ترين چيزى كه دامان شمارا مى‌گيرد سرافكندگى و ننگ و عار میباشد (آن هم به عقيده شما) ولى ادامه اين منش هم منجر ننگ (شكست در مبارزه) میباشد و هم حریق دوزخ وجهنم! والسلام».

مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمومنین(ع)، ۱۳۸۶ش، ج۱۱، ص۱۵۹-۱۶۰.

ملاقات زبیر و علی(ع) در بین دو سپاه
زیرا حضرت علی(ع) به مجاورت سپاه جمل رسید، اردو زد و زبیر را فرا خواند، ملاقات آن دو در بین صفوف دو لشکر و بر روی مرکب‌هایشان شکل گرفت. امام به وی بیان کرد: اى ابا بنده الله ترا به آفریدگار قسم مى‌‏دهم آيا به خیال دارى كه روزى دست اینجانب در اختیار تو بود و به حضور پيامبر (ص) رسيديم و آن حضرت به تو فرمود آيا على را دوست مى‌‏دارى؟ و تو گفتى آرى! و آن حضرت فرمود: ولى تو با وی مبارزه و نسبت به وی ستم خواهى كرد؟ زبير اعلام‌کرد آرى به ياد دارم.[۵۷][۵۸] اینک آمده‌ای با اینجانب بجنگی؟[۵۹] زبیر بعداز این دیدار مجاورت پسرش عبدالله رفت و بدو اذعان کرد اینجانب از میدان مبارزه میروم چه علی(ع) امری را به یادم آورد که از آن غافل بودم.[۶۰] سپس على(ع) نزد لشكر خویش رجوع و برگشت و فرمود بر آن‌ها حمله كنيد كه حجت بر ايشان آحاد كرديم‏.[۶۱]

اورده شده میباشد درین مجال زبیر می‌اذعان کرد وقتى آيه وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً[انفال–۲۵] نازل شد، کلیه متعجّب شديم كه چه فتنه‏‌اى فرا خواهد رسيد و چه واقعه عجيبى فیس خواهد بخشید تا اين كه این فتنه را ديديم. اورده شده زبير بن عوّام مى‏‌اظهار کرد: سال‌ها این آيه را تلاوت مى‏ كردم؛ امّا نمى‏‌دانستم كه اینجانب به عنوان مثال مصاديق آن هستم. [۶۲]

بازدید : 12
سه شنبه 13 خرداد 1404 زمان : 16:49


جمال‌الدین احمد بن شمس‌الدین محمد بن فَهْد حِلّی اَسَدی(۷۵۷-۸۴۱ق)، از فقیهان و محدّثان امامی که آوازه وی بیشتر در رفتار، دعا و عرفان میباشد. از وی کتاب‌ها و اثرها خطی به یادگار ما‌نده میباشد. تاثیر معروف وی دراین باره، کتاب عدة الداعی و نجاح الساعی میباشد که به دعا و آداب و مسائل مرتبط با آن می پردازد. این کتاب، با تیتر دین بندگی و نیایش و آداب سر و نیاز به درگاه بی‌نیاز به فارسی ترجمه گردیده است. با اینکه محل تولد وی مشخص و معلوم وجود ندارد، ولی به گفته‌ی بعضا‌ها مدتی در حله در مکتب علمیه زینبیه درگیر درس دادن بوده و مدتی هم در کربلا معاش نموده است. وی در علم ها فقه و حدیث مسلط بوده و از علی بن محمد بن مکی اذن حدیث داشته. او نزد اساتیدی همانند ابن مُتَّوج بَحرانی و مقداد بن عبدالله حلی بوده و شاگردانی را نیز تربیت نموده است. جمع‌ای جایگاه وی را از نظر معنوی و عرفانی، بسیار بالا دانسته‌اند به طوریکه وی داری منزلت تمکن در توحید می دانند. نقط ی اوج آوازه وی نزد حکم دهنده بغداد، با موفقیت در مناظره با علمای اهل تسنن بوده که به رواج مذهب شیعه انجامید. آخر و عاقبت او در سال ۸۴۱ق در کربلا وفات یافت و در گلشن نقیب علویان به خاک پک پذیرایی ترحیم مشهد امانت شد.

معاش‌طومار و حیات علمی
محل تولد ابن فهد به صحت مشخص و معلوم وجود ندارد، ولی به گفته برخی‌ها، هنگامی در حلّه اقامت داشته و در مکتب زینیه به درس دادن سرگرم بوده میباشد. [۱] و مدتی از قدمت خویش را در کربلا سپری نموده است.[۲]

وفات
ابن فهد سال ۸۴۱ق در ۸۴ سالگی درگذشت[۳]با اینکه گردآوری‌ای ۵۸ سالگی دانسته‌اند.[۴] مدفنش به گفته خوانساری در کربلا کنارِ چادر‌گاه واقع گردیده است.[۵]

تحصیلات
او نزد شاگردان فخرالمحققین و شهید نخستین به علم آموزی فقه و حدیث پرداخت.[۶]

آقابزرگ سوای بیان عامل او‌را از شاگردان شهید نخستین دانسته میباشد[۷]، البته این مقدار پر‌نور میباشد که او نزدیک به سال ۸۲۴ق به حیطه جَبَل عامِل مهاجرت نموده است.[۸]در جِزّین از علی بن محمد بن مکی، فرزند شهید نخستین، به اخذ اذن نایل شد‌ه‌است.[۹]

اساتید
علی بن خازن حائری
علی بن یوسف بن عبدالجلیل نیلی
ابن مُتَّوج بَحرانی
مقداد بن عبدالله حلی
جمال الدین ابن اعرج عمیدی
علی بن عبدالحمید نسابه حسینی[۱۰]
شاگردان
علی بن هلال جزایری
ابن راشد قطیفی
عبدالسمیع بن فیاض اسدی
ابن عشره کرکی
مفلح بن حسن صیمری
محمد بن محمد بن حسن حولانی
سید محمد بن فلاح مشعشعی.[۱۱]
مناظره با اهل سنت
حکم کننده بغداد اسپند میرزا، در سال ۸۴۰ق ابن فهد و جمع‌ای از شیعه‌ها را از حله و دیگر بخش ها به مناظره با علمای اهل سنت به بغداد دعوت کرد.[۱۲]با موفقیت عالمان شیعه در‌این مناظره، حکم دهنده بغداد تغییر و تحول مذهب اعطا کرد و به رواج مذهب تشیع دستور داد و به اسم دوازده امام(ع) خطبه خواند و سکه زد.[۱۳]

آوازه در عرفان و تصوف
ابن فهد به تقوا پر اسم و رسم بوده و اثراتی نیز در اخلاق و رفتار و عرفان نوشته. حاکم نورالله شوشتری او را صوفی و مرتاض خوانده میباشد.[۱۴]

جوادی آملی نیز اورا برای مثال عده ای می داند که مقامات معنوی بسیار والایی داشته میباشد.[۱۵]گفته‌اند ابن فهد حلی و سید بن طاووس و سید بحرالعلوم از کاملان می باشند. علامه طباطبایی از استادش سید علی حکم کننده طباطبایی عارف تبارک نقل کرده که سه نفر در حین تاریخ عرفان به رده «تمکّن در توحید» رسیده‌اند که عبارتند از: سید بن طاووس، احمد بن فهد حلی و سید محمدمهدی بحرالعلوم .[۱۶]

بازدید : 16
دوشنبه 12 خرداد 1404 زمان : 14:59


علم و فرهنگ و تمدن نو
تأسیس دارالفنون:
با اعتنا به نتیجه ها و خلق بد زعمای دولت انگلیس نسبت به شاگردانی که در طی عباس­ میرزا و آنگاه در زمان­ محمدشاه برای علم آموزی به انگلیس اعزام گردیده بودند، امیرکبیر اینگونه تشخیص بخشید که تأسیس مکتب‌ای در خویش مرزوبوم و استخدام مدرس از بیرون باصرفه‌خیس و اثرگذار‌خیس خواهد بود. به ­همین خواسته در سال ۱۲۶۶ق مقدمات بهره‌برداری مکتب‌ای که در آن جوان ها اهل ایران بتوانند با علم ها تازه و صنعت های اروپایی شناخت پیدا نمایند مهیا تشکیل داد تا در آنجا مانند مدرسه های پُلی­‌تکنیک آن فرصت تک تک علم ها و صنعت های و فوت و فن نظامی درس دادن گردد. به ­همین مناسبت نام مکتب را دارالفنون گذاشت. در سال اولیه تأسیس مکتب بر طبق گستردن اتفاق ها ­اتفاقیه ۹۵ نفر فراگیر داشته و در هفت فن به قرار ذیل درگیر علم آموزی بودند. ۲۶ نفر توپخانه، ۲۰ نفر طب، ۲۰ نفر پیاده نظام، ۵ نفر سواره نظام، ۱۲ نفر مهندسی، ۷ نفر داروسازی، ۵ نفر معدن­‌ پک پذیرایی ترحیم مشهد شناسی.[۲۱]

پرونده:تصویری از مجله اتفاق ها اتفاقیه.jpg
تصویری از مجله اتفاق ها اتفاقیه.
خبر نامه­ اتفاق ها­ اتفاقیه:
امیرکبیر برای بیداری اذهان و اگاهی عموم از جریان کارها مملکتی تصمیم گرفت خبرنامه‌ای در طهران دایر کند. به­ امر امیر خبر نامه اتفاق ها ­اتفاقیه تأسیس یافت. اولی شماره­‌ی آن در آدینه ۵ ربیع‌الثانی ۱۲۶۷ق در طهران به نام روزنامچه­ خبرها دارالخلافه طهران منتشر شد اما شماره­ دوم بنام خبرنامه­ اتفاق ها ­اتفاقیه تکثیر یافت و آن گاه‌ها زیر عنا وین مجله­ دولت علیه­ کشور ایران، خبرنامه­ کشور ایران، خبر نامه­ قانونی دولت کشور ایران طبع و توزیع شوید.[۲۲]

سیاست‌های اقتصادی
صنعت تازه
امیر برای فوت و فن غربی بها بسزایی قائل بود و به تأثیر اقتصادی آن پی ‌برده بود و یکی‌از مواد اساسی نرم‌افزار­ وی در ترقی جمهوری اسلامی ایران ساخت‌و‌ساز صنعت های تازه بود. نقش امیر در بنای صنعت ملی مشمول حصول معادن، ساخت‌و‌ساز سوله‌های متعدد، استخدام استادان فنی از انگلیس یا این که پروس(قسمتی از مملکت آلمان)، صادر کردن صنعت­کاران به روسیه، خرید سوله از فرنگ و مدد از تولیدها داخلی بود. به همین خیال و خاطر وی دستور آزادی حصول معادن برای اتباع اهل ایران را صادر کرد. و دولت و عموم هر دو به‌این فعالیت دست زدند. ارتقا ایجاد معادن نیازمند یادگرفتن اصول فنی تازه بود. پس برای مکتب­ دارالفنون استادان معدن­‌شناس از اطریش استخدام کرد. برای ترقی صنعت از حمایت و امداد به اهل رشته هیچ دریغ نمیکرد.[۲۳]

کشاورزی
ایمنی اجتماعی و محافظت دستمزد کشاورزان دو دلیل مهم ترقی کشاورزی بود. با برانداختن دین کهنه سیورسات [یادداشت ۳]و تامین از روستائیان، معیار ساخت‌و‌ساز مواد کشاورزی ارتقا یافت و کشت تولیدات جدید‌ای نیز استارت شوید. بنای بندِّ ناصری بر رودخانه­ کرخه، ساخت و ساز پل شوشتر، اشاعه کشت نیشکر، بنای حایل جدید­ گرگان، و زراعت پنبه­ آمریکایی از سایر شغل های امیرکبیر میباشد.[۲۴]

اقتصاد ملی در واکنش با اقتصاد استعمار
پایه سیاست امیر را تامین اقتصاد ملی می‌تشکیل داد. جوهر تامل­ اقتصادی وی این بود که صنعت داخلی ترقی پذیرد و صادرات ارتقاء یابد و بازار کالای خارجی محصور گردد. محور اقتصاد بازرگانی فرنگی ما بر آزادی بیزنس قرار گرفته بود البته این اوضاع زاده­ گردیده­ طبیعی اقتصاد جمهوری اسلامی ایران خلا، بلکه باخت سیاسی نظام سرمایه­ داری انگلیس و روس آن­را بر ما زور کرده بود. ارقام مهم کسب و کار مارا واردات و صادرات به سه مملکت انگلیس، روسیه و عثمانی تشکیل می‌بخشید البته از دید چگونگی و کمیت، تعادل و هماهنگی وجود نداشت. که امیر جلوی این وادرات بی‌روش را گرفت. از جمله در طول محمدشاه کالای وارد شده کشور ایران از انگلیس به سالی یک میلیون لیره رسید. پس از ترازو آن کاسته شد و در سال۱۲۶۷ق. هنگام صدارت امیرکبیر به نصف آن تقلیل یافت.[۲۵]

تبعید و قتل

خزینه فین کاشان، محل قتل امیرکبیر
اصلاحات امیرکبیر وضعیت برخی از سفارتخانه‌ها و درباریان را متزلزل کرد و آنان به امیرکبیر افترا زدند که علت سلطنت دارااست از این رو خواهان برکنار او شدند. ملازمت و همراهی مهدعلیا مامان فرمانروا، اعتمادالدوله و میرزا آقاخان نوری با معارضان نیز در برکنار وی مفید بود. این‌اینگونه بود که آن‌ها ناصرالدین پادشاه را ذیل تأثیر قرار دادند و با این دلیل که امیر قصد کارشکنی علیه فرمانروا را دارااست او را به برکنار امیرکبیر ترغیب کردند. از این رو، حکم برکنار امیرکبیر در ۱۹ محرم سال ۱۲۶۷ق به او ارسال شد. چهار روز بعداز آن، میرزا آقاخان نوری به سمت صدارت منصوب شد.

امیرکبیر دو روز بعداز برکنار در ۲۵ محرم سال ۱۲۶۸ق به کاشان تبعید شد و در ۱۸ دی ۱۲۳۰ش در گرمابه فین کاشان با برش دادن رگ دستانش به قتل رسید.[۲۶] به ماجرا میرزا محمدجعفرخان، حقایق‌نگار خورموجی در کتاب معروف «حقایق‌الاخبار ناصری» پیکر امیر را روز پس از قتل آغاز در آرامستان «پشت مشهد» کاشان دفن کردند البته یک سری ماه آن گاه، با همت همسرش عزت‌الدوله، پیکر امیرکبیر را به کربلا حمل کردند و در اتاقی که در آن به سوی صحن امام حسین(ع) گشوده می شود، به خاک سپردند.[۲۷]

پانویس

بازدید : 20
شنبه 10 خرداد 1404 زمان : 17:53


زید بن اثبات بن ضحاک (درگذشتۀ ۴۵ق) از اصحاب رسول(ص). وی بعداز رسول(ص) در ماجرای سقیفه از خلافت ابوبکر امان و با وی بیعت کرد. در زمان خلافت قدمت و عثمان منصب قضاوت را برعهده داشت و در سفرهای خلیفه جانشین آندو در مدینه پک پذیرایی ترحیم مشهد بود.

سازه به نقل از بیشتر منابع زید با حضرت علی(ع) بیعت نکرد و در نبرد‌های عصر خلافت وی حضور نیافت؛ به همین استدلال، اورا از عثمانیه شمرده‌اند.

نسب
زید از قوم خزرج بود. پدرش اثبات بن ضحاک و مادرش «النوار» دختر صاحب و مالک بن صرمه یا این که صاحب و مالک بن معاویه، هر دو خزرجی بودند.[۱] ولی برخی او‌را فرزند اثبات بن خلیفه اشهلی که از صحابه و از قوم و قبیله اوس بوده، دانسته‌اند.[۲] بعضا دیگر او را فرزند ضحاک اشهلی می دانند که از منافقان و جاسوسان یهود بود.[۳]

لقب‌های ابوسعید، [۴] ابوعبدالرحمن،[۵] ابوخارجه[۶] و ابوثابت.[۷] را برای وی بیان کرده‌اند. او۲۷ فرزند داشت که هفت بدن آن ها در اتفاق حرّه کشته شدند.[۸]

ولادت و کودکی
زید در سال یازدهم پیش از مهاجرت در مدینه به دنیا آمد و در مکه پرورش یافت. وقتی که شش ساله بود پدرش در مبارزه بعاث -جنگی که قبل از سفر نبی(ص) به مدینه فی مابین قوم اوس و خزرج صورت بخشید- کشته شد.[۹] وی در ۱۱ سالگی با فرستاده(ص) به مدینه سفر کرد و در کارها آئین، دانش فراگرفت.[۱۰] بنابر گزارشی، زید در ۱۱ سالگی، به درخواست رسول(ص) سرگرم آموزش خط یهودی یا این که عبرانی یا این که سریانی شد و آن را در بازه ۹ یا این که ۱۱ روز یادگرفت.[۱۱]

نگارش وحی
بعضی زید را کاتب وحی دانسته‌اند،[۱۲] اما از ابن مسعود هنگامی که اینجانب هفتاد سوره قرآن را فرا گرفتم، زید بن اثبات در مدرسه‌منزل درس میخواند.[۱۳] همینطور از ابی بن کعب آورده شده وقتی که اینجانب قرآن می‌خواندم، زید کودکی بود که در مدرسه با یهودی‌ها بازی می کرد.[۱۴] بعضا نیز باتوجه به اینکه زید در هنگام مسافرت ۱۱ سال داشته،[۱۵] در کاتب وحی بودن وی شک وتردید کرده‌اند.

به نقل از سهیلی در «الروض الانف» یاد دادن نگارش به ده بچه انصار یک کدام از حالت آزادی اسیران مبارزه بدر بود که قدرت پرداخت جان‌بهای خویش را نداشتند و زید بن اثبات یکی‌از آن ها بود که به گروهی از نوپا‌های انصار قرائت و تایپ کردن یادگرفت.[۱۶]

ابن عساکر او‌را از بزرگان صحابه به شمار آورده میباشد.[۱۷] بعضا او را در کارها قضائی و فتوا و خواندن و فرائض شرعی سرآمد دانسته‌اند.[۱۸]

ابن سعد او را یک کدام از چهار نفری میداند که در طول نبی(ص) قرآن را عده کرده‌اند[۱۹] و حدیثی از نبی(ص) نقل می‌نماید که داناترین امت اینجانب در مسائل به جا مانده زید بن اثبات میباشد.[۲۰]

پرهیز از حضورش در مبارزه بدر و احد
زید در پیکار بدر به انگیزه پاره ای سن اذن حضور نیافت، رسول(ص) اورا به یاور افراد دیگر از چهار منزلی مدینه (بیوت السقیا) بازگردانید.[۲۱] او در نزاع احد نیز به همین استدلال اذن حضور نیافت. ولی در نبرد خندق حضور یافت.[۲۲] در غزوۀ حنین از سوی فرستاده(ص) مأمور شد که عموم را سرشماری و غنایم را اکانت نماید.[۲۳]

بیعت با ابوبکر
زید بعداز رحلت فرستاده اکرم(ص) در ماجرای سقیفه به مدد از ابوبکر بن ابی‌قحافه برخاست و با وی بیعت کرد و از سایر افراد نیز خواست که با وی بیعت نمایند. ابوبکر موضع‌­گیری او را ستود و برایش دعای نه نمود.[۲۴] او در حین ابوبکر جزو کاتبین خلیفه اولیه قرار داشت.[۲۵]

مناصب در زمان قدمت و عثمان
قدمت بن خطاب به هنگام هجرت او‌را جانشین خویش در مدینه می‌­کرد.[۲۶]

وی در طی قدمت منصب قضاوت را بر ذمه داست و در زمان عثمان بر این منصب ابقا شد. خلیفه سوم همینطور مسئولیت مال همه مردم را به وی سپرد[۲۷] و در عدم وجود عثمان جانشین او در مدینه بود.[۲۸]

زید در سال ۳۴ هجری وقتی که معترضان قصد کشتن عثمان را داشتند به یاروهمدم ابواسید ساعدی، کعب بن صاحب و حسان بن اثبات از عثمان پناه کردند.[۲۹]

آیا زید با علی(ع) بیعت کرد؟

تصویر کتابی درباره زید بن اثبات
در خصوص بیعت یا این که عدم بیعت زید بن اثبات با حضرت علی(ع) گفتارهای گوناگونی وجود داراست، ابن سعد اعتقاد دارد که زید از بیعت‌کنندگان با حضرت علی(ع) بود.[۳۰] ولی به گفته مسعودی و علامه مجلسی زید با حضرت علی(ع) بیعت نکرد.[۳۱] سازه بر آنچه که از عبدالله محض بیان شده بعد از قتل عثمان انصار به جز یک‌سری بدن به عنوان مثال زید بن اثبات که عثمانی‌مذهب بودند با علی(ع) بیعت کردند.[۳۲]

زید در هیچ یک از پیکار‌­های حضرت علی(ع) کمپانی نکرد، هر یک سری او فضیلت و بزرگی آن حضرت را ذکر میکرد.[۳۳]

درگذشت
درباره سال درگذشت زید اختلاف وجود دارااست، درگذشت وی از سال ۴۵ تا ۴۸ و حتی بعداز سال ۵۰ تصویب شد‌ه‌است، اما بیشتر مورخان سال وفات او‌را ۴۵ هجری بیان کرده‌اند و آن را درست­‌ترین عهد و پیمان می‌­دانند.[۳۴] ذهبی از واقدی نقل کرده که زید در سال ۴۵ هجری وفات یافت، در حالی که وی ۵۶ سال داشت.[۳۵]

مروان بن حکم بر جنازۀ او نماز خواند.[۳۶] ابوهریره در مرگ وی میگوید: امروز دانشمند این امت درگذشت و امید‌است‌ که خداوند ابن عباس را جانشین وی قرار دهد.[۳۷]

تک‌نگاری
زید بن اثبات کاتب الوحی و جامع القرآن، پدیدآورنده: صفوان عدنان داوودی، ۱۹۹۰م.

پانویس

بازدید : 16
پنجشنبه 8 خرداد 1404 زمان : 11:01


غَزْوهٔ بَدْر یا این که نبرد بدر، اول نزاع فرستاده(ص) با مشرکان قریش بود که در ۱۷ رمضان سال دوم هجری قمری در ناحیه بدر صورت بخشید. رسول(ص) با ۳۱۳ نفر به قصد تصرف اموال کاروان تجاری قریش تکان کرد و قریش با لشکری حدود ۹۰۰ تا ۱۰۰۰ نفر برای نزاع حاضر شد. با وجود تعداد کمتر، مسلمان‌ها به لطف ایمان، سازماندهی و یاری غیبی چیره شدند. در‌این مبارزه، ۱۴ مسلمان شهید و بیشتراز ۷۰ مشرک کشته شدند. غنایم جنگی مشمول ۱۵۰ شتر و ۱۰ اسب بود که بین مسلمان ها تقسیم شد. همینطور، ۷۴ اسیر گرفته شدند که برخی با پرداخت فدیه، یادگرفتن سواد یا این که به جهت فقر آزاد پک پذیرایی ترحیم مشهد شدند.

بعداز نزاع، رسول(ص) کشتگان مشرک را در چاهی ریخته و با آن ها کلام اعلام‌کرد. این حادثه تحت عنوان عامل بر سَماع موتیٰ (شنوا بودن فوت شده ها بعداز مرگ) در اسلام مطرح گردیده‌است.

التفات
نزاع بدر یک کدام از مهم ترین و عاقبت‌سازترین نبردهای تاریخ اسلام میباشد که در ۱۷ رمضان و به‌روایتی ۱۹ رمضان سال دوم مهاجرت، به فرماندهی فرستاده اسلام(ص) در ناحیه بدر چهره بخشید.[۱] در‌این مبارزه، مسلمان‌ها، با وجود تعداد کمتر، بر قریش چیره شدند. این موفقیت منجر قدرت و اعتماد به نفس مسلمانها شد و قلمرو اسلام را ثبت کرد.[۲] مفسران آیه‌ها زیادی از قرآن، مانند آیه ۱۲۳ سوره آل‌عمران و نشانه‌ها ۱۷ و ۴۱ سوره انفال را مربوط به این نبرد دانسته‌اند.[۳] به گفته مکارم شیرازی، در قرآن، از نبرد بدر با تیتر یوم الفُرقان (روز طلاق حق از فسخ) خاطر گردیده است.[۴]

مبتنی بر احادیث، سه هزار فرشته به کمک مسلمان‌ها آمدند.[۵] کمپانی‌کنندگان درین نبرد، که به بدری‌ها پر اسم و رسم شدند،[۶] از منزلت ویژه‌ای در بین مسلمان‌ها منتفع گشتند و حضور یا این که مدرک آن‌ها در اتفاق ها آینده، امتیازی خاص تلقی میشد.[۷]

انگیزه مبارزه
طبق گزارش کتاب نوروفروغ ابدیت، در پانزدهم جمادی‌الاول سال دوم سفر، رسول(ص) از تکان کاروان تجاری قریش به رهبری ابوسفیان از مکه به شام با خبر شد و تا حوزه‌ ذات العشیرة به تعقیب آن پرداخت؛ ولی به کاروان نرسید.[۸] به گفته آیت‌الله سبحانی، به دلیل آنکه قریش اموال مسلمان ها مهاجر را مصادره کرده بود، فرستاده(ص) دستورداد برای تصرف اموال قریش از مدینه بیرون شوند.[۹] بعضی مورخان نقل کرده‌اند که فرستاده(ص) آغاز طَلْحة بن عُبیدالله و سعید بن زید را برای استخراج داده ها درباره مسیر، تعداد محافظان و نوع کالاهای کاروان ارسال کرد.[۱۰] بها کالاها حدود پنجاه هزار دینار تقریب زده شد که به وسیله هزار شتر حمل میشد.[۱۱] به گفته واقدی از مورخان قرن دوم وسوم قمری، نسبتاًً همگی عموم مکه در‌این کاروان سرمایه‌گذاری کرده بودند.[۱۲]

سعی ابوسفیان برای نجات کاروان قریش
به گفته سبحانی، بعد از استقرار رسول(ص) در حیطه ذَفِران، ابوسفیان از نقشه‌های سپاه اسلام مطلع شد و ضَمضَم بن عَمرو را به مکه ارسال کرد تا قریش را برای نجات کاروان بسیج نماید.[۱۳] به گفته محمدابراهیم آیتی به طور تقریبً آحاد دلاوران قریش، به جز ابولهب، مهیا نزاع شدند.[۱۴] ابولهب شخصی به اسم عاص بن هشام را با چهار هزار درهم اجیر کرد تا به مکان وی در نزاع کمپانی نماید.[۱۵] بر طبق گزاش تاریخ طبری (تألیف: ۳۰۳)، تعداد نیروهای قریش در میان ۹۰۰ تا ۱۰۰۰ نفر بوده میباشد.[۱۶]

گزینش جانشین
طبق نقل بعضی مورخان، رسول(ص) هنگام خروج از مدینه برای جنگ، عبدالله بن اُم‌مَکتوم را جانشین خویش در اقامه نماز و اَبولُبابه را جانشین در کارها سیاسی قرار اعطا کرد.[۱۷] همینطور عاصم بن عَدی را مسئول حیطه قُبا و قسمت بالای مدینه کرد.[۱۸] نبی(ص) با حدود ۳۰۵[۱۹] یا این که ۳۱۳ نفر از مدینه بیرون شد.[۲۰] اورده شده در مسیر، در ناحیه بُقْع توقف کرد و اشخاص نادر‌سن‌وسال را که برای جنگ آمده بودند را به مدینه بازگرداند.[۲۱] فرستاده درین مسیر، کفار قریش مثلا ابوجهل را نفرین کرد.[۲۲] همینطور، دو نفر به اسم‌های خُبَیب بن یَساف و قَیس بن مُحرِّث که صرفا برای دستیابی غنایم و سوای ایمان به اسلام به سپاه پیوسته بودند، از حضور در نزاع ممانعت شدند.[۲۳]

بازدید : 18
سه شنبه 6 خرداد 1404 زمان : 15:38


انتقاد عقل‌گرایی فلسفی
علامه مجلسی مخالف عقل‌گرایی فلسفی بود و در اثرها خویش به برخی از آرای فلاسفه اعتراض کرد. وی فلاسفه مسلمان را به جهت تبعیت از یونانیان و رهاکردن قرآن و احادیث اسلامی ملامت میکرد. علامه مجلسی کاربرد عقل را فقط درصورتی که مجاز می‌دانست که دستاوردهای عقل با مبانی فقهی سازگار پک پذیرایی ترحیم مشهد باشند.[۳۶]

وی در آثارش آرای فلاسفه مسلمان را به عیب گیری کشیده و بعضا از این آرا را مخالف ضروریات آیین دانسته میباشد. اطمینان به حدوث وقتی فقید، دنیوی بودن ملائکه، دنیوی بودن معراج و معاد جسمانی به عنوان مثال آرای مجلسی میباشد که در آن‌ها به مخالفت با فلاسفه پرداخته میباشد. علامه مجلسی درین آرا حیث خویش را مستند به احادیث کرده و مخالفت تامل فلاسفه با احادیث را نکوهیده میباشد.[۳۷] نظرها وی بعد ها گزینه اعتراض بعضا از متخصصان فلسفه اسلامی قرار گرفت؛ برای مثال علامه طباطبایی با اعتراض بر فکر‌های علامه مجلسی اورا گرفتار تناقض می‌دانست و ورود علامه مجلسی به مباحث عمیق عقلانی را خطایی از سوی وی بررسی میکرد.[۳۸]

با اینکه علامه مجلسی خویش در بعضی آثارش به برهان‌های عقلانی و فلسفی پرداخته البته وقتی که روش وصال به معرفت در اصول آیین را پژوهش می‌نماید، کاربرد عامل عقلی را انکار نموده است. به لحاظ علامه با اعتنا به مشکلات عقل استناد به آن در کارها آئین روا وجود ندارد. وی در جایی از اثرها خویش برهان نقلی را برای اخذ اصول آیین دارای اعتبار دانسته میباشد. این حیث مخالف لحاظ بیشتر علمای مسلمان میباشد که رویکرد اخذ اصول آیین را عقل میدانند.[۳۹]

مخالفت با صوفیه
علامه همچون بعضا دیگر از فقیهان آن بعدازظهر، در اثر ها خویش به عیب گیری طریق صوفیه پرداخت و پندار‌ها و عادات و آدابشان را بر خلاف با تعالیم امامان شیعه نظارت نموده است.[۴۰] عدم پایبندی به احکام شرعی، ترویج یافتن آداب و آئین‌های غیرشرعی از قبیل رینگ‌های بیان و سماع و تعبیر درون گرایانه از آیین و متن ها شرعی برای مثال مسائل گزینه عیب گیری علامه مجلسی در اخلاق و تامل صوفیان میباشد.[۴۱]

چنان‌که از برخی نوشته‌های علامه مجلسی برمی‌آید و بعضی نویسندگان معاصر نیز بر آن تأکید کرده‌اند علامه با ریاضت و تهذیب نفس، در شرایطی که همپا با رعایت آداب شرعی و گردآوری فی مابین ظواهر و داخل آئین باشد مخالفتی نداشته میباشد و زمینه مهم برای او پایبندی به احکام دینی بوده میباشد. از همین روست که بعضا از علمای شیعه مانند روحانی صفی‌الدین اردبیلی، سید علی بن طاووس، احمد بن فهد حلی، شهید ثانی، روضه خوان بهائی و پدرش محمدتقی مجلسی را از صوفیه امامیه دانسته و آنها را ستوده (و فی مابین صوفیه شیعه و صوفیه‌ای که از اهل سنت تبعیت کرده‌اند فرق گذاشته) و خویش در جاهایی از اثر ها خویش به ارائه تفاسیری عرفانی از روایات امامان دست یازیده میباشد.[۴۲]

مجلسی در منصب روحانی الاسلامی
علامه مجلسی از سال ۱۰۹۸ در طی پاد شاه سلیمان صفوی و در حالی که ۶۱ ساله بود به منصب روضه خوان الاسلامی رسید. بعداز مرگ این سلطان و جانشینی فرمان روا حسین، مجلسی از سوی شاه نو بر منصب روحانی الاسلامی ابقا شد.[۴۳] روحانی الاسلام در زمانه صفویان خلال اخذ وجوهات فقهی به تحقیق بر اجرای احکام فقهی و دستگاه قضاوت، اداره کارها مدرسه ها و مساجد و زیارتگاه‌ها و انتخاب ائمه آدینه و بقیه مسائل مذهبی سرزمین می‌پرداخت.[۴۴]

انتقادها از علامه
اقدامات علامه مجلسی در سمت روحانی الاسلام در روزگار سلطنت پادشاه شاه حسین صفوی برخورد‌های متعدد و متضادی را در بین محققان و تاریخ نگاران در ادامه داشته میباشد. گروهی از تاریخ نگاران علاوه بر اشاره به توان زیاد علامه مجلسی در سال‌های حکومت پادشاه حسین، او‌را همانند فقیهی متعصب تصویر کرده‌اند که به آزار رسانی مجموعه‌های اقلیت مذهبی می‌پرداخت. در‌این زمان سلاطین صفوی بیشتراز پیش به فقهای شیعه مجاورت گردیده بودند و از بالا به دست آوردن اقتدار آنها در قبال بقیه تیم‌های شرعی مانند صوفیه یا این که حکما و فلاسفه هواخواهی می‌کردند.[۴۵]

اتهام سختگیری و تعصب
علامه مجلسی در مراسم تاجگذاری پاد شاه حسین صفوی حضور داشت و از او خواست فرامینی در جهت شکستن بت هندیان مستقر در اصفهان، ممانعت شراب‌خواری، جلوگیری کردن کبوتر بازی و توقف نزاع‌های طایفه‌ای، صادر نماید.[۴۶]فرمان روا نیز به عهده گرفت و میگساری را ممنوع و همه باده‌فروشی‌ها را مهندم کرد.[۴۷] این اقدامات معمولاً از سوی نویسندگان شیعه اقدماتی در جهت اصلاحات مذهبی و پیکار با مفاسد اجتماعی تحلیل شد‌ه‌است[۴۸] ولی بعضی از محققان غربی پاره‌ای از این اقدامات مانند جلوگیری کردن شراب‌خواری و کبوتربازی یا این که محصور کردن هندیان را نکوهیده و آن را مثال‌ای از سختگیری‌های بی‌سود‌ای دانسته‌اند که به مخالفت‌های وسیع اجتماعی انجامید.[۴۹]

اتهام آزار اقلیت‌های فقهی
بعضی از نویسندگان غربی همینطور علامه مجلسی را به آزار رسانی اقلیت‌های مذهبی جنایتکار کرده‌اند.[۵۰] برای مثال علامه مجلسی را جنایتکار به شیعه کردن اجباری سنی مذهبان و نیز فشار بر اقلیت‌های فقهی مانند زردشتیان، یهودیان و مسیحیان کرده‌اند.[۵۱] این در حالی میباشد که بنابر برخی بازرسی‌ها، شواهد روشنی در منابع تاریخی در تأیید این سیرتکامل اتهامات، یافت نمیشود و بعضا از آن‌ها فیض مشکلات فاحشی میباشد که در اثرها تنی چند از خاورشناسان وارداتی و نشر یافته میباشد.[۵۲]

اتهام آزار صوفیان
بعضی مستشرقان علامه مجلسی را جنایتکار به بی‌رحمی ناشی از تعصب فقاهتی در تعقیب و قتل صوفیان کرده‌اند.[۵۳] شاید مهم ترین برهان در ارائه تصویر فقیهی متعصب و سختگیر از علامه مجلسی گزارش‌هایی میباشد که در برخی از منابع تاریخی آمده و از جنگ وی با صوفیه و بستن اماکن تجمع صوفیه و اخراج آنها از اصفهان خبر می دهد.[۵۴]

توجه و صدق این گزارش‌ها از سوی بقیه دانشمندان آیتم شک و تردید قرار گرفته میباشد[۵۵] هر یک سری درباره ستیز حکومت صفوی و نیز فقها با صوفیه در‌این زمانه تردیدی نیست و نزاع علامه مجلسی با صوفیان نیز به کتابت اثراتی در نکوهش نگرش آن ها محصور بوده میباشد.[۵۶] بعضا گفته‌اند دامن زدن به آوازه علامه مجلسی تحت عنوان فقیهی متعصب و سختگیر، ریشه در اثر ها خاورشناسان دارااست و ناشی از دلبستگی آن ها به جریان تصوف میباشد.[۵۷]

بازدید : 16
دوشنبه 5 خرداد 1404 زمان : 16:21


روضه خوان محمد خیابانی، (۱۲۹۷- ۱۳۳۸ق) روضه خوان اهل نبرد، واعظ و آزادی خواه و رهبر "نهضت آزادیستان" در آذربایجان میباشد. عمده آوازه او به خیال قیام علیه وثوق الدوله میباشد. وی در مجلس عضو حزب دموکرات بود. خبرنامه تجدد پایین لحاظ وی منتشر می شد. قیام او با کشته شدن او به آخر پک پذیرایی ترحیم مشهد رسید.

محمد خیابانی شوهر عمه سید علی خامنه‌ای رهبر کشور‌ایران بوده میباشد.

معاش و تحصیلات
روحانی محمد خیابانی در ۱۲۹۷ق در خامنه در آذربایجان شرقی متولد شد. پدرش، حاجی عبدالحمید، در پتروفسک، از شهرهای قفقاز، به بیزنس اشتغال داشت.

تحصیلات ابتدایی را در محل تولد خویش سپری کرد، آن‌گاه به پتروفسک رفت و در تجارتخانه پدرش به فعالیت پرداخت. او مدتی آن گاه به کشور ایران رجوع و برگشت و در تبریز به علم آموزی علم ها شرعی روی آورد و فقه و اصول را از حاجی میرزا ابوالحسن آقا انگجی یادگرفت.[۱] محمد مغایر دیگر طلاب که به آموزش فقه و اصول قناعت می‌کردند، ریاضی ها و حکمت و طبیعیات و تاریخ و ادبیات را نیز یادگرفت.[۲] او‌را از شاگردان محمدعلی معلم تبریزی نیز برشمرده‌اند.[۳] [۴] وی در مکتب طالبیه تبریز به درس دادن پرداخت.

او پیش‌نماز مسجد کریم ومهربان‌خان محله خیابان تبریز و چندی نیز پیش‌نماز مسجد جامع تبریز بود.[۵]

خیابانی دو توشه تزویج نموده است که از این دو تزویج، چهار پسر و دو دختر به جاماند. [۶] خانواده او یک‌سری ماه بعد از کشته شدن او ، به طهران سفر کردند.[۷]

خیابانی در ۲۹ ذی‌الحجه ۱۳۳۸ق موازی با (۲۱ شهریور ۱۲۹۹ش)[۸] کشته شد. پیکرش را که به صورت موقت در آرامستان امامزاده حمزه تبریز دفن گردیده بود، به شهر ری منتقل کرده و در صحن بقعه عبدالعظیم حسنی به خاک سپردند.

محمد خیابانی شوهر عمه سید علی خامنه‌ای رهبر کشور ایران بوده میباشد.[۹]

مبارزات
عمل‌های تبریز
خیابانی بعداز به توپ بستن مجلس در ۱۳۲۶ق،به آزادی‌خواستار پیوست و عضو منتخب انجمنی شوید که وظیفه‌اش سامان دادن کارها شهر بود.[۱۰] در به عبارتی مجال، انجمن ایالتی تبریز بعد از ناامید شدن از ملازمت عین الدوله –فرمانده نیروهای اعزامی محمدعلی فرمانروا- با مشروطه خواستار، علاوه بر تهیه و تنظیم لایحه‌ای با او اتمام حجت کرد که‌این لایحه را خیابانی به همدم سه بدن دیگر نزد عین الدوله بردند و با او گفتگو کردند که فیض‌ای عاید نشد.[۱۱]

نمایندگی مجلس
خیابانی بعد از فتح طهران و تشکیل مجلس دوم به نمایندگی مجلس تعیین شد. وی به دنبال اولتیماتوم روسیه به دولت جمهوری اسلامی ایران در ۱۳۲۹ق، در مخالفت با آن در مجلس سخنرانی کرد. [۱۲] خیابانی بعداز آنکه دولت صمصام السلطنه اولتیماتوم را به عهده گرفت و مجلس را بست، به مخالفت خویش خاطر نشان کرد و به دنبال دستگیری نمایندگان مخالف راهی قفقاز شد. [۱۳] او بعد از مدتی به تبریز رجوع و برگشت؛ اما به منجر آنکه تبریز در اشغال روس‌ها بود و عمل سیاسی قابلیت نداشت، به کسب و کار روی آورد. [۱۴]

کار در فرقه دموکرات کشور‌ایران
خیابانی اگرچه در مجلس دوم در جبهه نمایندگان فرقه دموکرات کشور‌ایران بود[۱۵]و در نطق‌های روزمره خویش در جریان قیام بارها دموکرات‌ها را نیروهای پیشاهنگ ترقی و تجدد در عصر پانزده ساله بعد از نهضت مشروطیت کشور‌ایران می خواند[۱۶]، به طور رسمیً عضو آن فرقه‌ عدم وجود[۱۷]

ولی بعداز انقلاب ۱۹۱۷م. روسیه و مهیا شدن قضیه برای عمل‌های سیاسی آزادی‌خواستار، خبرنامه تجدد، ارگان فرقه را در جمادی الآخر ۱۳۳۵ق منتشر شد. [۱۸] و در اوایل ذیقعده ۱۳۳۵ق، در اجلاس ایالتی فرقه در تبریز، خیابانی به رهبری فرقه برگزیده شد.[۱۹]


نامواره مجله تجدد
خیابانی در زمان مسؤولیتش کوشید خلال برقراری رابطه با سازمان‌های نقاط دیگر کشور ایران [۲۰]، از موجودیت و استقلال کمیته تبریز در جریان اختلافات دموکرات‌های طهران [۲۱] تامین کند.

اهم موضع‌گیری‌های کمیته در زمان خیابانی عبارت میباشد از:

اعتراض به مخلوط دولت عین‌الدوله( این مبادرت از علل عمده سقوط سریع دولت نام برده به شمار می‌رود.) [۲۲]
استقبال از روی کارآمدن مستوفی الممالک [۲۳]
شغل کمیته بعداز اشغال تبریز از سوی نیروهای عثمانی، با بازدارنده بدون شوخی مواجه شد. عثمانی‌ها برای رویش و بسط جمعیت اتحاد اسلام که در تبریز تشکیل داده بودند، کمیته را تحت فشار قرار دادند و حتی خیابانی را با دو بدن از یارانش بازداشت و به ارومیه و آنگاه به قارص تبعید کردند که رجوع آنان به تبریز تا صفر ۱۳۳۷ زمان برد. [۲۴] با عقب نشینی عثمانی‌ها از آذربایجان، دموکرات‌ها دست به عمل تجدید سازمان فرقه شدند. در به عبارتی مجال خیابانی به تبریز رجوع و رهبری دموکرات‌ها را به دست گرفت. دموکرات‌ها از به عبارتی روزها به دو مجموعه تقسیم شدند: تجددیون به رهبری خیابانی؛ و تنقیدیون که به روش رهبری خیابانی عیب گیری داشتند، به رهبری زین العابدین کاظم زاده. [۲۵]

بازدید : 23
شنبه 3 خرداد 1404 زمان : 16:58


رویا رویی با شکاف‌ها
متوکل که با امداد سوراخ‌ها به اقتدار رسیده بود، در بالا کارهایی را برای جلب رضایت آنان ایفا بخشید و به آن‌ها در ایفا کارها سیاسی اقتدار بخشید؛ البته بعد از مدتی این نحوه را کنار گذاشت و کوشش کرد اقتدار شکاف‌ها را محصور نماید.[۷۱] متوکل عباسی سه فرزندش، محمد، ابوعبدالله و ابراهیم را ولیعهد کرد؛ محمد با کنیه مُنتَصَر، ولیعهد خلیفه عباسی شد، ابوعبدالله با کنیه مُعتَز، ولیعهد منتصر و ابراهیم با کنیه مُؤَیّد، ولیعهد مُعتز شد.[۷۲] حکومت آفریقا و مغرب به منتصر، خراسان و ری به معتزّ و شام و فلسطین به مؤید ودیعه شد.[۷۳] محمد سهیل طقّوش، تالیف کننده کتاب تاریخُ الدولةِ العباسیه این مبادرت متوکل را در راستای تضعیف توان و نفوذ ترکانی دانسته میباشد که در زمان خلافت معتصم و واثق عباسی، نصیب‌هایی از مرزو بوم‌های ذیل حکومت عباسیان را در مشت پک پذیرایی ترحیم مشهد داشتند.[۷۴]

طقوش اعتقاد دارد شکاف‌ها که از تصمیم متوکل برای نادر کردن نفوذ آنان با خبر گردیده بودند، خیانت‌های بخش اعظمی اعمال دادند، و به همین انگیزه بود که متوکل برای غربت از کارشکنی آن ها قصد به جابجایی پایتخت گرفت.[۷۵] متوکل در ۲۴۴ق به دمشق رفت تا آنجا را پایتخت حکومت خویش قرار دهد؛ ولی آب‌وهوا و حالت معاش را در آنجا مطلوب ندید. ازاین‌رو بعداز دو ماه آنجا را سوراخ کرد و به سامرا رجوع.[۷۶] به‌گفته طقوش، بعداز رجوع خلیفه به سامرا، دشمنی سوراخ‌ها و خلیفه به مرحله غیرقابل رجوع رسید و هر مورد در صدد حذف حریف برآمدند.[۷۷]

مرگ
متوکل عباسی در سال ۲۴۷ق بعداز چهارده سال و ده ماه خلافت، در سن چهل سالگی به دست فرزندش منتصر کشته[۷۸] و در قصر خویش در شهر ماحوزه [یادداشت ۳] دفن شد.[۷۹] اگرچه متوکل فرزندش منتصر را خلیفه خویش کرده بود، ارتباط خیر با وی نداشت و در اکثری مواقع او را به تمسخر می‌گرفت و گاهی دشنام می‌اعطا کرد و به کشتنش انذار می کرد.[۸۰] در گزارش دیگری که طبری، تاریخ‌نگار قرن چهارم قمری آن را نقل کرده، متوکل تصمیم گرفته بود منتصر و تنی چند از فرماندهان تُرک را بکشد.[۸۱] همینطور ابن‌خلدون، تاریخ‌نگار قرن هشتم قمری این نظر را دارد در جریان توهین متوکل به علی بن ابیطالب، که منتصر در برابرش ایستاد و او‌را از عملش نهی کرد، متوکل او را به برکنار از خلافت( جانشینی بعداز خودش) و به قتل ارعاب کرد.[۸۲] منتصر که از رفتارهای پدرش خشمگین گردیده بود، با همیاری فرماندهان سوراخ، متوکل را در درحال حاضر باده‌گساری و مستی، به قتل رساند.[۸۳]

در بعضا‌گزارش‌ها این رخداد در جریان توهین متوکل به حضرت زهرا نقل شد‌ه‌است.[۸۴] محمدجواد مغنیه، مولف کتاب الشیعة و الحاکمون نوشته میباشد روزی مُنتَصِر شنید که پدرش به فاطمه زهرا(س) دشنام میدهد و به همین استدلال نزد یک کدام از فقیهان رفته، حکم این شغل پدرش را پرسید.[۸۵] دانا، پدرش را مهدورالدم خواند؛ البته به وی ذکر کرد که هر کسی بابا خویش را بکشد عمرش کوتاه میگردد.[۸۶] با این اکنون، منتصر متوکل را به قتل رساند و صرفا بعداز هفت ماه، خویش نیز کشته شد.[۸۷]

با کشته شدن متوکل، شکاف‌ها اقتدار و نفوذ بیشتری در حکومت پیدا کردند[۸۸] و توان و فرم خلفای بنی‌عباس رو به افول بنیان؛ تا اندازه‌ای که صرفا در یک سده بعداز متوکل، یازده خلیفه که کلیه آنان دست‌نشانده رخنه‌‌ها بودند، روی شغل آمدند و بعد از آن به قتل رسیدند یا این که برکنار شدند.[۸۹]

پانویس
ابن‌جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۱۱، ص۱۷۸.
ابن‌جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۱۱، ص۱۷۸.
طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۹، ص۱۲۳.
ابن‌اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۷، ص۳۳-۳۴.
خضری، تاریخ خلافت عباسی، ۱۳۸۴ش، ص ۱۰۷.
طقوش، تاریخ الدولة العباسیة، ۱۴۳۰ق، ص۱۵۴-۱۵۶.
دیندار ابطحی، نقش شیعه ها در ساختار حکومت عباسیان، ۱۳۹۲ش، ص۲۷.
جعفریان، از پیدایش اسلام تا کشور‌ایران اسلامی، ص۳۱۲.
مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۱، ص۳۲۲؛ حسینی طهرانی، امام شناسی، ۱۴۳۰ق، ج۱۲، ص۱۷۰.
ابن‌اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۷، ص۵۵-۵۶.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، دار المعرفه، ص۴۷۸.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، دار المعرفه، ص۴۷۸.
ذهبی، تاریخ الاسلام، ۱۴۱۳ق، ج۱۸، ص۵۵۲.
ابن‌اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۷، ص۵۶.
ابن‌خلدون، تاریخ ابن‌خلدون، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۳۴۹.
ابن‌اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۷، ص۵۵-۵۶.
سید بن طاووس، مصباح الزائر، ۱۴۱۷ق، ص۴۶۳؛ قمی، مفاتیح الجنان، تکثیر مشعر، ۱۳۷۸ش، زیارت جامعة ائمةالمؤمنین.
خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۱۳، ص۲۸۹.
خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۱۳، ص۲۸۹.
ابن‌جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۱۱، ص۲۳۷.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، دار المعرفه، ص۴۷۹.
ابن‌جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۱۱، ص۲۳۷.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، دار المعرفه، ص۴۷۹.
استاد، شهر حسین(ع)، ۱۳۸۰ش، ص۲۰۶-۲۰۷.
سیوطی، تاریخ الخلفاء، ۱۴۲۵ق، ص۲۵۳.
یعقوبی، تاریخ یعقوبی، بیروت، ج۲، ص۴۸۴؛ نوبختی، فرق الشیعه، ۱۴۰۴ق، ص۹۲؛ اشعری قمی، المقالات و الفرق، ۱۳۶۰ش، ص۱۰۰.
روحانی موثر، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۱۰.
جعفریان، پیامبر، حيات فكرى و سياسى ائمه، ۱۳۸۱ش، ص۵۰۳
اثرگذار، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۰۹.
مسعودی، ثابت الوصیه، ۱۴۲۶ق، ص۲۳۳.
سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ۱۴۲۶ق، ج۲، ص۴۹۳.
اثرگذار، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۰۹.
اثر گذار، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۰۹.
کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۵۰۱؛ اثر گذار، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۰۹.
مسعودی، ثابت الوصیه، ۱۴۲۶ق، ص۲۳۳.
سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ۱۴۲۶ق، ج۲، ص۴۹۲.
موثر، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۱۱.
طبرسی، اعلام الوری، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۱۲۶.
جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ۱۳۸۱ش، ص۵۱۰.
ابن طاووس، مهج الدعوات، ۱۴۱۱ق، ص۲۶۵-۲۷۱.
سجادی، «بنی‌عباس»، ص۶۷۴.
سجادی، «بنی‌عباس»، ص۶۷۴.
بلاذری، فتوح البلدان، ۱۹۸۸م، ص۴۲-۴۳.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، دار المعرفه، ص۴۷۸.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، دار المعرفه، ص۵۰۶.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، دار المعرفه، ص۴۹۰.
کندی، کتاب الولاة، ۱۴۲۴ق، ص۱۴۹.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، دار المعرفه، ص۴۹۰.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، دار المعرفه، ص۴۹۲.
پرسنده، پژوهش سیاست‌های مذهبی متوکل عباسی، در خبر نامه تاریخ اسلام در آینه رسیدگی، فصل بهار ۱۳۸۸، ص ۶۰.
دین دار ابطحی، نقش شیعه ها در ساختار حکومت عباسیان، ۱۳۹۲ش، ص۱۴۴.
ذهبی، تاریخ الاسلام، ۱۴۱۳ق، ج۱۸، ص۵۵۲.
یاقوت حموی، معجم البلدان، ۱۹۹۵م، ص ۳۶۷.
محلاتی، مآثر الکبراء فی تاریخ سامراء، ۱۳۸۴ش، ص۶۷-۱۱۱.
یاقوت حموی، معجم البلدان، ۱۹۹۵م، ص ۳۶۸.
ابن‌جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۱۱، ص۲۵۲.
ابن‌جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۱۱، ص۲۵۲.
ارجح، «جامع عظیم»، ص۳۵۳.

بازدید : 16
پنجشنبه 1 خرداد 1404 زمان : 10:51


ماجرای ابلاغ سوره برائت
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: ابلاغ آیه ها برائت
یک کدام از مأموریت‌های گفت و گو‌انگیز ابوبکر، امارت حج در سال نهم مسافرت و ابلاغ آیه‌ها برائت میباشد. به داستان ابن اسحاق، فرستاده(ص) بعد از غزوه تبوک در ذی‌حجه سال نهم ابوبکر را تحت عنوان امیرالحاج رهسپار مکه کرد. زیرا او از مدینه تکان کرد، سوره برائت نازل شد و نبی(ص) بابیان این صحبت که «صرفا مردی از قبیله اینجانب این پیام را از سوی اینجانب می رساند»، علی(ع) را با شتر خود برای ابلاغ آن به مکه ارسال کرد.[۶۵] فی مابین مفسران و مورخان در خصوص شمار نشانه‌ها خوانده گردیده در موسم حج، محل تلاوت آن ها، مجال نزول آن‌ها (قبل از تکان ابوبکر یا این که بعد از آن) و برکنار ابوبکر از امارت حج و نصب علی(ع) به مکان او، اختلاف لحاظ بسیار وجود پک پذیرایی ترحیم مشهد داراست.[۶۶]

ماجرای سپاه اسامه
واپسین مأموریت ابوبکر، قدمت، ابوعُبَیده جَرّاح و جمعی دیگر از بزرگان صحابه در حین حیات فرستاده(ص)، کمپانی در سپاه اسامه به قصد مؤته شام بود. به داستان واقدی[۶۷] و ابن سعد[۶۸]، فرستاده(ص) دو‌شنبه ۴ شب ما‌نده از صفر بعد از حجة الوداع و یک سری روز قبل از رحلت خویش، دستور اعطا کرد که برای نبرد با روم فراهم شوند و فردای آن روز اسامه را فراخواند و فرماندهی سپاه را به وی سپرد[۶۹]؛ البته جنبش این سپاه، به رغم تأکید فراوان فرستاده معبود(ص) اعمال نشد. در آغاز به منجر اعتراض بعضا از صحابه نسبت به جوانی اسامه، بعد به عذروبهانه تهیه و تنظیم ساز و برگ مهاجرت و سرنوشت به منجر وصال خبر شدت یافتن بیماری فرستاده(ص) به اسامه و رجوع و برگشت وی به مدینه. ابوبکر، قدمت و بعضا دیگر با وجود اوامر مصرح رسول(ص)،از اردوگاه جُرف به مدینه بازگشتند.[۷۰]

ماجرای نماز جماعت در اواخر قدمت فرستاده(ص)
در وقتی که نبی میکوشید تا سپاه اسامه را روانه شام سازد، بیماری او چنان شدت یافت که زمانی که بلال بانگ نماز راز بخشید، بضاعت بلند شدن و حضور در مسجد و برگزاری نماز نداشت، پس بر آن شد تا کسی را برای اقامه نماز به مکان خود گسیل دارااست. در خبر‌ها مرتبط با کیفیت برگزاری این نماز، هر کس به امامت گزینش شد. در شمار نمازهایی که بی‌حضور رسول برگزار شوید و اینکه حتی یک نماز به‌طور بدون نقص به امامت ابوبکر برگزار شد یا این که خیر، اختلاف وجود داراست.[۷۱]

در روایتی آمده که نبی(ص) در روزی که بیماریش شدت یافت، فرمود: «کسی پیش علی فرستید و اورا فراخوانید». عایشه سفارش کرد که کسی را پیش ابوبکر فرستند و حفصه اعلام‌کرد که کسی را پیش قدمت فرستند و همه پیش فرستاده(ص) گرد آمدند. پس رسول(ص) فرمود: بروید، در شرایطی که نیازی به شما داشتم، شمارا فرا میخوانم[۷۲].

با وجود همگی اختلافات مو جود در احادیث، گفته شده که ابوبکر در مسجد به مکان نبی(ص) به نماز ایستاد؛ البته عکس العمل فرستاده(ص) در ازای این نماز با اختلاف بسیار ماجرا گردیده‌است. در خبری از عایشه قصه گردیده که زمانی که ابوبکر در نماز بود، فرستاده بهبودی در خود یافت و برخاست و در حالی که بر دو نفر توکل کرده بود و پاهایش بر زمین کشیده میشد، به مسجد رفت. همین که ابوبکر به حضور فرستاده پی پیروزی، خویش را کنار کشید؛ ولی نبی به او اشاره نمود که به عبارتی‌جا که هستی باش. پس فرستاده پیش آمد و در سمت چپ ابوبکر گرد‌همایی. آن‌گاه فرستاده نشسته نماز گزارد و ابوبکر ایستاده. ابوبکر به نماز نبی اقتدا کرد و عموم به نماز ابوبکر.[۷۳] بعضی از علمای اهل سنت در پررنگ‌خیس کردن امامت نماز ابوبکر به مکان فرستاده(ص)، تحت عنوان یکی‌از برهان اساسی حق تقدم ابوبکر در امامت عامه، یعنی خلافت، تا آنجا پیش رفته‌اند که گفته‌اند فرستاده(ص) درین نماز به ابوبکر اقتدا نموده است.[۷۴] این حرف حتی بر بعضا از بزرگان اهل سنت گران آمده و ابوالفرج عبدالرحمن ابن جوزی، مفسر و فقید تعالی حنبلی (۵۱۱-۵۹۷ق) را بر آن داشته تا کتابی به اسم آفة اصحاب الحدیث در ردّ آن تألیف نماید.[۷۵]

طریقه شیعه
علمای شیعه، روایت نماز ابوبکر در روزهای بیماری رسول(ص) را از چندین جهت به مناقشه کشیده‌اند:

با آنکه روایات منقول از عایشه به طور تقریب بر این مورد واقعه دارا هستند، اما به هر اکنون این خبر به تواتر نمیرسد و نمی‌اقتدار در هیچ گزینه بدان احتجاج کرد. از سوی دیگر به گفته جعفر مرتضی، عایشه درین ماجرا به منفعت خود کلام گفته میباشد.[۷۶]
به اجماع صاحبان سیر و مورخان[۷۷]، ابوبکر در‌این روز ها می‌بایست به امر فرستاده(ص) در اردوگاه جرف و در سپاه اسامه بوده باشد، خیر در مدینه. از این رو در صورتی نمازی با عموم در مدینه گزارده باشد، به دستور رسول(ص) نبوده میباشد. قراینی یک سری این مقاله را تأیید می‌نماید:
الف) اخباری که بر پایه ی آن، رسول(ص) امر فراخواندن علی(ع) را میدهد، البته مسموع نمی‌افتد و به مکان او ابوبکر، قدمت و عباس احضار میشوند.[۷۸] ب) حضور نبی(ص) با ناتوانی و به امداد دو بدن (علی(ع) و فضل و ادب بن عباس) در مسجد و گزاردن نماز به بدن خود.[۷۹]

با این همگی، به حیث علمای شیعه، به فرض پذیرفتن صدق احادیث مرتبط با نماز ابوبکر در روزهای بیماری رسول(ص)، این فرمان عامل بر حق اولویت ابوبکر در خلافت وجود ندارد. چون تا قبل از این، فرستاده(ص) بارها، دیگر صحابه زیرا ابوعبیده جراح، عمرو عاص، خالد بن ولید، اسامه بن زید، علی(ع) و حتی یک توشه ابوبکر را مأمور کرده بود که با عموم نماز گزارند.[۸۰]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 508
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 26
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 350
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 378
  • بازدید ماه : 383
  • بازدید سال : 2046
  • بازدید کلی : 32315
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی