loading...

???? ???? ???????

بازدید : 18
يکشنبه 26 مرداد 1404 زمان : 10:50


بعد از پنجاه سال، کتابی با اسم بی نقص «بعد از پنجاه سال؛ پژوهشی نو پیرامون قیام حسین(ع)»، تاثیر سید جعفر شهیدی، تاریخ‌نگار شیعه، که در سال ۱۳۵۸ش به چاپ رسید. شهیدی در‌این کتاب، در عین وفاداری به داستان‌های تاریخی، نگاه تحلیلی دارااست و موضوع‌های اجتماعی، سیاسی، قومی و مذهبی را در صورت‌گیری قیام امام حسین(ع)، گزینه دقت قرار میدهد. کتاب در ۳۰ نصیب کوتاه تهیه و تنظیم گردیده و سیر تاریخی اتفاق ها به همدم محاسبه تالیف کننده، مذکور میباشد. گزیده‌ای از این تاثیر نیز تحت عنوان «خلاصه کتاب قیام حسین(ع)» پک پذیرایی ترحیم مشهد منتشر شد‌ه‌است.

درباره مؤلف
نوشته ی علمیٔ مهم: سید جعفر شهیدی
سید جعفر شهیدی (۱۲۹۷-۱۳۸۶ش) مولف، ترجمه کننده، متفحص گویش و ادبیات فارسی، فقه، تاریخ اسلام، علم‏‌آموخته حوزه علمیه نجف و قم و معلم کالج ادبیات و علم ها انسانی کالج طهران بود. از اثر ها تاریخی وی می‌اقتدار بدین کتاب‌ها اشاره نمود:

تاریخ تحلیلی اسلام،
زندگانی حضرت فاطمه(س)،
شناخت با زندگانی امام درستگو(ع)،
زندگانی علی بن الحسین(ع)،
علی از لهجه علی: تفصیل زندگانی امیر مؤمنان(ع).
«زمامداری از قریش، به مداخله‌ی تیره‌ی اموی، و زمامداری اموی به سلطنت ارثی، و سلطنت ارثی به استبداد مطلق کشیده شد. حق مداخله‌ی عموم در امور از آن ها سلب شوید، چنان‌که در بیست سال انتها این پنجاه سال[بعد از وفات فرستاده]، دیگر کلام در‌این عدم وجود که زمامدار بایستی چه نماید؟ عادل باشد یا این که خیر؟ درصورتی که خلاف عدل و داد رفت بایستی بدو هشدار دهند یا این که خیر؟ آنچه در‌این سالها اصلی می‌نمود اینکه چه بایستی کرد تا زمامدار را راضی نگاه داشت.»

شهیدی، بعداز پنجاه سال، ص۳۲.

علت کتابت
سید جعفر شهیدی، علت خویش از کتابت «بعد از پنجاه سال» را تحقیق دلایل «خونسردی و بی‌اعتنایی» عموم در عوض رخداد عاشورا دانسته میباشد. یک کدام از سوال‌های مهم تالیف کننده، این میباشد که چه شد که بعد از سپری شد نیم‌قرن از وفات نبی معبود(ص)، جامعه مسلمین آن اندازه از فقه اسلام و احکام آیین بی‌اگاهی ماندند که ندانستند چه منکری را مرتکب می گردند و چه ننگی دامنگیرشان میشود؟ علت سید جعفر شهیدی از تایپ کردن این کتاب، یافتن جواب این پرسش میباشد که در حالتی که یزید برای نگهداری حکومت خویش، اصول مسلم اسلامی را نادیده گرفت، چرا عموم تا آن حد خونسرد و بی‌توجه بودند؟[۱]


خلاصه کتاب بعد از پنجاه سال.
طریق نوشتن
نگاه تاریخی سید جعفر شهیدی، بر پایه ی این اصل کلی میباشد که کمتر رخداد تاریخی میباشد که از رنگ تبلیغات سیاسی امویان و عباسیان و یا این که تعصبات فقهی مذهبها متفاوت بر کنار باقی‌مانده و واقعیت آن دگرگون نشده باشد. وی این نظر را دارد که برای اخذ واقعیت تاریخی، تلاوت متن تاریخ به تنهایی کفاف نمی دهد و می بایست تاریخ را در کنار اوضاع و احوال جغرافیایی، اقتصادی و اجتماعی آیتم تفحص قرار اعطا کرد.[۲] وی در‌این کتاب، نگاهی تحلیلی و تطبیقی دارااست و چنانکه خویش گفته، حادثه ها را با هم معقول تا گرفتار نقل‌های نادرست منابع تاریخی نشود.[۳]

چاپ کتاب
این کتاب در ۲۱۶ ورقه به وسیله دفتر کار انتشار تمدن اسلامی چاپ گردیده، و تا سال ۱۳۹۹ هجری خورشیدی ۵۵ چاپ منتشر گردیده است.

گزیده این تاثیر، به وسیله دفتر کار انتشار فرهنگ و تمدن اسلامی در انقطاع پالتویی منتشر گردیده که بارها تجدید چاپ گردیده است.

پانویس
شهیدی، بعد از پنجاه سال، ۱۳۸۰ش، ص ۱۴ و ۱۵.
شهیدی، بعد از پنجاه سال، ۱۳۸۰ش، ص ۴ و ۵.
شهیدی، بعد از پنجاه سال، ۱۳۸۰ش، ص ۴.
منابع
شهیدی، سید جعفر؛ «بعد از پنجاه سال؛ پژوهشی جدید پیرامون قیام حسین(ع)»، دفتر کار انتشار تمدن اسلامی، طهران، ۱۳۸۰ش.
نبو
کتاب‌شناسی امام حسین(ع)
تاریخ
حیاة الامام الحسین • مع الرکب الحسینی • بعداز پنجاه سال
فضائل
الخصائص الحسینیة
احادیث
مسند الامام الشهید • موسوعة لغات الامام الحسین • اربعین حسینیه
مقتل
مثیر الاحزان • اللهوف • ذخیرة الدارین • روضة الشهداء • مقتل ابومخنف • نفس المهموم • مقتل مقرم • مقتل خوارزمی • لواعج الاشجان • سود الدموع • موسوعة کربلاء • الحسین و بطلة کربلاء • تسمیة اینجانب قتل مع الحسین • ذوب النضار • درسی که حسین به انسانها فراگرفت • تسلیة المجالس • تظلم الزهراء • اسرار الشهادة • الدمعة الساکبة • قمقام زخار • گردباد البکاء • نفثة المصدور • المنتخب • معالی السبطین • نوروروشنایی العین • تیتر الکلام • تذکرة الشهداء • محرق القلوب • مقتل جامع سیدالشهدا • الامام الحسین و اصحابه
بقیه
شهید جاوید • ابصار العین • حماسه حسینی • فرهنگ و تمدن عاشورا • اقناع اللائم • الارض و التربة الحسینیة • الاستشفاء بالتربة الشریفة الحسینیة • مع الحسین فی نهضته • دائرة المعارف الحسینیة • آفتاب در مصاف • الحسین فی الفکر المسیحی • مسافرت شهیدشدن

بازدید : 32
شنبه 25 مرداد 1404 زمان : 17:57


حکومت ادریسیان او‌لین حکومت اسلامی مراکش که برخی آن را اولیه حکومت شیعی عالم هم دانسته‌اند. این حکومت در اواخر قرن دوم هجری قمری، به‌دست یک کدام از نوادگان امام حسن مجتبی(ع) به اسم ادریس بن عبدالله تأسیس شد. حکومت ادریسیان بر مراکش و قسمت‌هایی از الجزایر کنونی سیطره داشت و قریب به دو قرن به حیات خویش خاطر نشان نمود و سرنوشت، در سال ۳۷۵ق با قتل حکم کننده ادریسی به وسیله اُمویان اندلس پک پذیرایی ترحیم مشهد نابودشد.

رده ادریسیان را در پیشرفت اسلام، شکوفایی فرهنگ مغرب، گسترشٔ عدل و داد و تولید رونق اقتصادی پر رنگ دانسته‌اند. در زمان ادریسیان، دانش گاه قَرَوییّن سازه گردیده‌است؛ دانشگاهی که از آن به‌تیتر اولیه مؤسسهٔ یادگرفتن خوب دنیا حافظه می گردد که همچنان فعال میباشد.

گفته میشود به‌ادله آماده‌نبودن موقعیت، آن ها در راستای تبلیغ تشیع فی مابین عموم مغرب اقدامی اجرا نداده‌اند. طرز حکمرانی آنها شورایی بود و رجال و بزرگان در تصمیمات دولتی دارنده نقش بودند. به همین جهت، سیاست ادریسیان را مجاورت‌ترین نظام به نظام سیاست اسلام قلمداد کرده‌اند میباشد.

آمادگی آن ها در ادارهٔ کارها و انتسابشان به رسول اکرم(ص) باعث مقبولیتی همگانی برای آن ها گردیده بود. آنها برای به‌دست‌آوردن توان یا این که تثیبت آن، جاری ساختن تحمیل نکردند.

امروزه، ادریسیان با تیتر تسلط شناخته میشوند و همچنان نزد عموم مغرب دارنده احترام می‌باشند. احاطه جُوطی، مَشیشی، عَلَمی و وزانی برای مثال خویشان‌های ادریسی شناخته‌گردیدهٔ جانور میباشند.

مداقه حکومت ادریسیان
حکومت ادریسیان را اولیه حکومتی شیعی در عالم اسلام، و اولی حکومت اسلامی مراکش دانسته[۱] و گفته‌اند نقش مهمی در بسط اسلام به‌این حوزه‌ داشته‌ میباشد.[۲] همینطور این حکومت را از تاثیرگذارترین دولت‌های غرب عالم اسلام شمرده‌اند[۳] که توانسته بعدازظهر درخشانی را اخلاق و رفتار نماید.[۴]

اقدامات علمی‌فرهنگی
تأثیر ادریسیان در حوزه تمدن کارکشته و اساسی آنالیز گردیده و بیان شده فرهنگ و تمدن مغربی درین عصر، شکوفایی عظیمی داشته میباشد.[۵] مسجد و دانشکده قرویین که در کتاب گینس به‌تیتر سابق‌ترین دانش کده جانور عالم تصویب گردیده[۶] در بعدازظهر ادریسی تأسیس گردیده است.[۷] شهر فاس که‌این مسجد و دانش گاه در آن جای دارد نیز در اولِ دولت ادریسی سازه و در عصر‌های آنگاه به مرکزی علمی و محل رفت‌وآمد عالمانی از سایر بلاد تبدیل شد.[۸] همینطور گفته میگردد این زمان شاهد شکوفایی ادبی چشمگیری بوده‌ میباشد.[۹]

اقدامات اجتماعی
توفیق در موضوعٔ عدل و داد و اقتصاد در سایهٔ کار به احکام شرع و رعایت برابری در بین عرب‌ها و بربرهای آفریقا از خصوصیت‌های این دولت شمرده گردیده است.[۱۰] عدم تعصب ادریس بر نژاد عربی سبب ساز دل‌گرمی و جذب بربرهای معترض به انحصار‌طلبی عرب‌ها شد[۱۱] و برقراری لینک خانوادگی وی با آن‌ها محور‌های حکومت ادریسی را تقویت کرد.[۱۲]
منزلت زنان در بعد از ظهر ادریسی نیز از نکات مثبت این سلسله قلمداد گردیده است.[۱۳] در این باره، از نقش کِنزه همسر ادریس اولیه و حُسنی همسر ادریس دوم در ادارهٔ حکومت حافظه گردیده است.[۱۴] مؤسس مسجد و دانش کده قرویین نیز زنی به اسم فاطمه الفهری بوده میباشد.[۱۵]

خصوصیت‌های سیاسی
به‌گفتهٔ مولفٔ تاریخ و فرهنگ وتمدن مغرب، نحوه حکومت‌داری ادریسیان را مجاورت‌ترین نوع حکمرانی به امامت مدنظر اسلام بوده میباشد.[۱۶] برپایهٔ این گزارش، آنها با اقتدار نظامی سرکوب‌گر یا این که دسیسه و توطئه، خویش را به عموم اجبار نکردند؛ بلکه اقبال عموم به آن‌ها به‌انگیزه آمادگی و نیز انتسابشان به فرستاده اسلام(ص) بود. در ساختار سیاسی ادریسیان، اقتدار در انحصار امام خلا؛ بلکه نظام سیاسی نظامی شورایی بود که در آن، رجال و مشایخ قبایل در تصمیمات دولتی نقش داشتند و این فرمان منجر می شد که عموم دولت را از خویش بدانند. همین ارتباطٔ آنها با عموم باعث به تضعیف دسته‌های زندقه شد.[۱۷]
تاریخ‌پژوهان نوشته‌اند ادریسیان به معارضان خویش آزادی شغل میدانند. از باب مثال، به گروهی که با آن ها از حیث سیاسی و مذهبی مخالف بودند حفاظت دادند[۱۸] و حتی از در بین آنها عده ای را به وزارت منصوب کردند.[۱۹]
آن ها خیر مالیات‌های هنگفت از عموم اخذ می‌کردند، خیر کاخ‌های آن‌چنانی داشتند و خیر اهل خوشگذرانی و معاش در ناز و نعمت بودند و تنهافردی از آنان که در گیر انحراف شوید بوسیله عموم عزل شد.[۲۰]
حکومت ادریسی گرچه نیروی روحی و معنوی کارکشته داشت و بین عموم دارنده احترام بود، از اقتدار سیاسی و نظامی فوق‌العاده‌ای بهره مند عدم وجود[۲۱] و از ضعف اداری مشقت می برد. همین نقاط ضعف موضوع‌ساز ناکامی آنها در مقابل معاندان شد.[۲۲]

بازدید : 18
چهارشنبه 22 مرداد 1404 زمان : 14:52


شعر سرا بودن
یزید شخصی کلام‌پرداز و شعر سرا بود. دیوان اشعار وی نیز به چاپ رسیده و به لهجه فارسی نیز ترجمه گردیده‌است.[۲۶] یکی شعرهایی که بعداز اتفاق عاشورا، از وی بیان شده، این میباشد: جامی از شراب به اینجانب بنوشان که استخوان‌هایم را سیراب نماید. آن گاه برگرد و ابن زیاد را اینگونه جامی بنوشان، به عبارتی که رازدار و امین اینجانب میباشد و مبنا خلافت اینجانب به دست وی پایدار پک پذیرایی ترحیم مشهد شوید.[۲۷]

إِسقِني شُربَة تُرَوّي مُشاشي
ثُمَّ مِل فَاِسقِ مِثلَها اِبنَ زِيادِ


صاحِبَ السِرِّ وَالأَمانَةِ عِندي
وَلِتَسديدِ مَغنَمي وَجِهادي[۲۸]

مورخان نقل کرده‌اند در هنگامی که معاویه، یزید را با سپاه اسلام به سوی حافظه موقت ارسال کرد، لشکریان جلو رفته و مبتلا آبله و تب شدند؛ اما یزید با همسرش بین شیوه ماند، مشغول می‌گساری شد و اشعاری اینگونه سرود: از تب و آبله‌ای که به لشکر رسید باکی ندارم، هر گاه در دیر مُرّان[یادداشت ۱] در غرفه‌ها بر تخت توکل داده باشم و در کنارم ام‌کلثوم باشد.[۳۰]

وَما أُبالي إِذا لاقَت جُموعُهُمُ
بِالغَذقَذونَةِ مِن حُمّى وَ مِن مومِ


إِذا اِتَّكَأتُ عَلى الأَنماطِ مُرتَفِعاً
بَدير مُرّانَ عِندي أُمُّ كُلثومِ[۳۱]


بیعت تصاحب کردن معاویه برای یزید
زمانی معاویه در سال ۵۶ قمری تمایل به ولایتعهدی یزید گرفت، زیاد بن ابیه به وی خاطرنشان کرد: «یزید بشر سستی میباشد که به شکارکردن بیش تر از خلافت عشق و علاقه دارااست و برای خلافت مطلوب وجود ندارد».[۳۲] معاویه برای آرم دادن فیس‌ای مجاهد از یزید، در سال ۵۲ قمری اورا با سپاهیان مسلمان، به سوی روم ارسال کرد.[۳۳] همینطور جایگاه امیری حاجیان را به یزید بخشید تا او را از شراب‌خواری بازدارد و از مخالفت‌ها علیه وی بکاهد.[۳۴] به‌علاوه اینکه بیعت به چنگ آوردن برای یزید را تا بعد از شهیدشدن امام حسن(ع) به تأخیر انداخت.[۳۵]

در صلح‌طومار امام حسن(ع) آمده بود که معاویه نباید کسی را جانشین خویش نماید و تعیین خلیفه را به شورای مسلمانها واگذارد. به نقل از منابع تاریخی بعداز شهید شدن امام حسن(ع)، معاویه به صلح‌طومار دارای مسئولیت نماند و به فرمانداران و کارگزارانش دستورداد به ثنا از یزید بپردازند و هیأت‌هایی از شهرهای گران قدر برای بیعت با یزید به سوی وی روانه نمایند.[۳۶]

عموم مدینه بیش از سایر شهرهای اسلامی، با بیعت مخالف بودند.[۳۷] معاویه به شاعرانِ مخالف یزید، کادو‌هایی اعطا کرد و حیث آنها‌را برگرداند.[۳۸] همینطور به مدینه مهاجرت کرد تا از عموم بیعت بگیرد؛[۳۹] البته نتوانست امام حسین، عبدالله بن زبیر و عبدالله بن قدمت و عبدالرحمن ابن ابی دیده نشده را وادار به بیعت با یزید نماید.[۴۰] نقل میباشد عبدالله بن قدمت درباره بیعت با یزید اظهار‌کرد: «‌بیعت کنیم با هر کس با مبارک‎ها و سگ‌ها بازی می‌نماید و شراب می‌‏نوشد و آشکارا فسق می‌نماید؟! عذروبهانه ما نزد پروردگار چیست؟!‌».[۴۱]

امام حسین(ع) نیز در مجلسی که معاویه و ابن عباس و برخی از درباریان و قبیله اموی حضور داشتند، معاویه را سرزنش کرد و با اشاره به خوی یزید، معاویه را از عملکرد برای جانشینی وی برحذر داشت و به ابطال ادله‌های معاویه برای جلب بیعت با یزید پرداخت.[۴۲] همینطور در مجلس دیگری که عوام مردم در آن حضور داشتند، یزید را شراب‌خوار و اهل هوا و هوس معرفی کرد.[۴۳]

بازدید : 45
سه شنبه 21 مرداد 1404 زمان : 14:55


زمانه خلافت علی(ع)
بر پایه ی بعضا گزارش‌ها، بعداز کشته شدن عثمان، صاحب اولی فردی بود که با علی(ع) بیعت کرد.[۳۵] صاحب و مالک بعداز بیعت خویش با علی(ع) تضمین بخشید که همگی عموم کوفه نیز با وی بیعت کنند.[۳۶] او به عنوان مثال کسانی بود که در هدایت عموم به بیعت با علی(ع) نقش داشت و بابیان اینکه «علی وصی اوصیا و وارث دانش انبیاست» عموم را به بیعت با وی دعوت پک پذیرایی ترحیم مشهد میکرد.[۳۷]

در صحبت امام علی(ع) و دیگر افراد
با نگاهی به سخنان امام علی(ع) درباره صاحب می‌قدرت به ابعادی از شخصیت وی پی موفقیت. صاحب از بینش حضرت دارنده این خصوصیت هاست: عبودیت و بندگی، بدور از خواب و استراحت هنگام واهمه و نبرد، نهراسیدن از معاندان، سوزان‌خیس از شعله حریق برای بدکاران، خنجر مدام تیز و برّان آفریدگار،[۳۸] نه خواه و دلسوز برای اهل بیت[۳۹] در کلامی دیگر علی(ع) درباره وی فرموده: پروردگار صاحب و مالک را عفو وبخشش نماید که به اعتقاد براى اینجانب چنان بود که اینجانب براى فرستاده معبود(ص) بودم».[۴۰] ابن ابی الحدید معتزلی در تفصیل نهج البلاغه نقل می‌نماید که از کسی در باره صاحب پرسیدند در جواب خاطرنشان کرد: چه بیان کنم در باره شخصیتی که زندگانی‌اش شامیان (معاویه و سپاهیانش) را خوار و مغلوب کرد و مرگش اهل عراق را (شیعه ها امام علی(ع) ) [۴۱] معاویه بعد از اخذ خبر شهیدشدن صاحب در عده یارانش اینگونه اعلام کرد: همانا برای علی دو دست راست (کنایه از دو عنصر کارکشته و قابل پشت گرمی) وجود داشت یک کدام از عمار که در صفین بریده شد و دیگری اشتر که امروز جدا شوید.[۴۲]

از سخنان امام علی (ع) بعداز شهیدشدن صاحب اشتر: صاحب، امّا چه مالکى! به معبود قسم در شرایطی‌که کوه بود، يکتا بود و در شرایطی که سنگ بود، سرسخت و سفت بود، هیچ مرکبى نمى‌توانست از کوهسار وجودش بالا رود و هیچ پرنده‌اى به نقطع ی عطف آن راه و روش نمى‌يافت.(نهج البلاغه، کلمه ها قصار۴۴۳)

نزاع جمل
صاحب و مالک اشتر در نبرد جمل، فرمانده جبهه راست لشکر علی(ع) بود.[۴۳] در‌این نبرد، صاحب و مالک اشتر با عبدالله بن زبیر که افسار شتر عایشه را به دست داشت، بدن به بدن شد.[۴۴] صاحب با ضربه‌ای عبدالله را به تحت انداخت و وی برای نجات خویش خطاب به یارانش فریاد می‌زد منرا همپا با صاحب و مالک بکشید؛ از این رو عبدالله توانست از دست صاحب و مالک که روزه بود و ضعف داشت، بگریزد.[۴۵] بعداز نزاع، صاحب شتری خرید و در ازای شتر عایشه که در پیکار مورد قتل واقع شده بود به او بخشید، ولی عایشه از قبول آن امتناع کرد.[۴۶]

پیکار صفین
صاحب اشتر در پیکار صفین از فرماندهان سپاه علی(ع) بود و فرماندهی کوفیان را بر ذمه داشت.[۴۷] علی(ع) صاحب را مأمور ایجاد کرد تا آبراه را از محاصره معاندان بیرون سازد؛ صاحب و مالک پس از شکستن حصر آبراه، به دستور علی(ع) از آب برداشتن سپاهیان شام، جلوگیری کردن نکرد.[۴۸]

بعد از لیلة الهریر که مبارزه مشقت میان دو سپاه درگرفت، صاحب اشتر که در جبهه راست سپاه بود، با یاران خویش به سپاه معاند حمله کرد و درفش‌دار آن‌ها‌را به قتل رساند.[۴۹] عمرو بن عاص برای رهایی از ناکامی سپاه معاویه، توصیه اعطا کرد قرآن را بر نیزه زنند و سپاه علی(ع) را به حَکَمیّت قرآن دعوت نمایند.[۵۰]

توده‌ای از لشکریان علی(ع) به سرکردگی اشعث بن قیس فریب خورده، خواهان نقطه نهایی یافتن نزاع شدند و ترساندن کردند که در غیر این شکل، علی(ع) را خواهند کشت.[۵۱] زیرا سخنان علی بن ابی‌طالب در آن‌ها تاثیری نکرد به بدون چاره فرمان عقب‌نشینی را به صاحب و مالک صادر کرد.[۵۲] هنگامی صاحب و مالک دانست که علی را انذار به قتل کرده‌اند، از میدان نبرد رجوع.[۵۳] او از معارضان حکمیت بود؛ ولی زیرا امام(ع) پذیرفته بود از او تبعیت کرد.[۵۴]

علی(ع) بعداز پذیرفتن حکیمت، آغاز عبدالله بن عباس و بعد از آن صاحب و مالک اشتر را تحت عنوان حکم سفارش اعطا کرد، البته اشعث و یاران جز به حکمیت ابوموسی اشعری راضی نشدند.[۵۵]

بازدید : 33
دوشنبه 20 مرداد 1404 زمان : 13:45


احمد بن علی نَجاشی (۳۷۲ق-۴۵۰ق یا این که ۴۶۳ق) دارای شهرت به نجاشی و ابن کوفی، فقیه شیعه در دانش رجال میباشد. وی بیشتر قدمت خویش را در بغداد طی کرد. روحانی اثرگذار و روضه خوان صدوق از اساتید نجاشی بودند. کتاب فهرست اسماء مصنفی الشیعه پر اسم و رسم به رجال نجاشی از اولی منابع رجالی شیعه، از اثر پک پذیرایی ترحیم مشهد ها اوست.

زندگینامه
در کتاب ها رجال و تراجم (معاش طومار‌ها)، به محل به دنیا آمدن او اشاره نشده میباشد؛ البته بیان شده او در صفر، ۳۷۲ قمری متولد شد.[۱] بعضا اورا بغدادی و پدرش را کوفی دانسته‌اند و گفته‌اند که از نجاشی تعبیروتفسیر به «ابن کوفی» گردیده است.[۲] او نسب خود را به عدنان، جد بیستم نبی(ص)، میرساند.[۳] آن سیرتکامل که خودش گفته جدش عبدالله، والی منصور دوانیقی در اهواز بوده و طومار‌ای به امام راست گو(ع) نوشته و امام(ع) در پاسخ، «رساله اهوازیه» را برای وی نوشته میباشد.[۴]

از نجاشی با لقب‌های ابوالحسین و ابوالعباس حافظه شد‌ه‌است. زیرا یک کدام از نیاکان احمد بنام عبدالله بر اهواز حکومت میکرد و به نجاشی آوازه داشت به وی نجاشی می‌گفتند.[۵]

نجاشی در ۴۵۰ قمری در مطر آبد یا این که مطیر آباد در اطراف سامرا درگذشت.[۶] او‌لین هر کس به تاریخ و محل وفات وی اشاره کرده، علامه حلی (متوفای ۷۲۶ هجری) در خلاصة الاقوال‌ میباشد و پیش از وی هیچ اشاره ای در منابع شیعه و سنی به تاریخ وفات نجاشی چشم نمی شود.شبیری زنجانی می گوید: «نجاشی وفات ابویعلی محمد بن حسن بن حمزه جعفری را در رمضان ۴۶۳ قمری ضبط نموده است؛ براین اساس ممکن وجود ندارد وفات نجاشی در ۴۵۰ باشد».[۷]

معاش علمی
نجاشی، علم ها ابتدایی را نزد پدرش فرا گرفت. او در سیزده سالگی دانش حدیث حصول کرد و خواندن قرآن را از صاحب و مالک مسجد لؤلؤ فراگرفت و کتاب کافی را بر احمد بن احمد کوفی کاتب تلاوت کرد.[۸]

اساتید و مشایخ
نجاشی از جلسات درس روضه خوان اثرگذار، روضه خوان صدوق، سید مرتضی، سید رضی و ابن غضائری استفاده نمود. اساتید یا این که مشایخ دیگر او:

علی بن احمد بن عباس نجاشی، بابا نجاشی
احمد بن محمد بن عمران دارای اسم و رسم به «ابن جندی». آقا گران قدر تهرانی اورا او‌لین مدرس نجاشی میداند.[۹]
احمد بن محمد بن موسی، پر اسم و رسم به «ابن صلت اهوازی»
احمد بن عبدالواحد بن احمد بزاز، دارای شهرت به «ابن عبدون» یا این که «ابن حاشر»
احمد بن علی بن عباس سیرافی، دارای شهرت به ابن نوح سیرافی
ابواسحاق ابراهیم بن مخلد
القاضی ابوعبدالله جعفی
ابوالحسین بن محمد بن ابی سعید
حسن بن احمد بن ابراهیم
حسن بن احمد بن محمد، دارای اسم و رسم به «ابن هیثم عجلی»
حسن بن محمد بن یحیی فحام
ابوعبدالله حسین بن عبیدالله غضائری
حسین بن احمد بن موسی
حسین بن جعفر بن محمد مخزومی، پر اسم و رسم به «ابن خمری»
سلامة بن ذکاء ابوالخیر موصلی
عباس بن قدمت بن عباس، دارای اسم و رسم به «ابن ابی مروان»
عبدالواحد بن مهری
عبدالسلام بن حسین ادیب
عبدالله بن محمد بن عبدالله، دارای اسم و رسم به «ابومحمد حذاء دعلجی»
عثمان بن حاتم منتاب تغلبی
عثمان بن احمد واسطی
علی بن احمد بن محمد قمی، دارای شهرت به «ابن ابی جید»
ابوالقاسم علی بن شبل بن اسد
ابوالحسن محمد بن احمد قمی
محمدبن جعفر ادیب، مشهور به «ابوالحسن تمیمی»
محمد بن عثمان بن حسن، دارای شهرت به «نصیبی میانگین»
محمد بن علی بن شاذان قزوینی
محمد بن علی بن یعقوب، پر اسم و رسم به «ابوالفرح قنائی کاتب».[۱۰]
وی بیشتر قدمت خود را در بغداد طی کرد و فقط در تعدادی آیتم هجرت نموده و از بغداد بیرون شد که بیشتر برای زیارت عتبات عالیات بود. به عنوان مثال سفرهای وی می‌قدرت به مسافرت وی در سال ۴۰۰ هجری به نجف اشرف اشاره کرد، که مدتی را در آنجا باقی ماند. وی سفری نیز به سامراء و زیارت عسکریین(ع) رفت. نجاشی سفرهایی به مکه و بصره و کوفه داشت و در کوفه حدیث شنید و اذن قصه گرفت یا این که اذن قصه بخشید.[۱۱]

اثرها

کتاب رجال نجاشی
فهرست اسماء مصنفی الشیعه دارای شهرت به رجال نجاشی. تألیف کتاب «فهرست اسماء مصنفین» یا این که به عبارتی «رجال نجاشی» مشهورترین تاثیر نجاشی میباشد.
الجمعة و ما ورد فیها اینجانب الاعمال
الکوفة و ما فیها اینجانب الآثار و الفضائل
انساب بنی نضر بن قعین و ایامهم و اشعارهم
مختصر الانوار و موضع‌ها النجوم التی سمتها العرب[۱۲]
تعبیر النجاشی[۱۳]
خبرها بنی سنسن؛ نجاشی زیر اسم ابوغالب زراری از این کتاب اسم می برد.[۱۴]
توجه و وثاقت در نقل قصه
مثلا مسائل شایان توجه پیرامون نجاشی آن میباشد که او صرفا از موثقین و اشخاص دارای اعتبار ماجرا نقل کرده و با اینکه احادیث فراوانی از اشخاص ضعیف یا این که مجرم به ضعف و طعن در مشت داشته آن‌ها را به هیچ عنوان نقل نکرده میباشد. وی در یکی‌از کتاب‌های خویش تیتر می‌نماید که درخصوص فلان مورد روایاتی در چنگ دارم که از فردی ضعیف یا این که کتابی ضعیف و مطعون میباشد لذا آنها‌را نقل نمیکنم.[۱۵]

احتیاط و اعتنا وی به حدی بوده که حتی حاضر به شنیدن حدیث از اشخاص ضعیف هم، نبوده میباشد. این نکته، بها منقولات بزرگانی زیرا نجاشی را دو چندان کرده و آدم را نسبت به احادیث آنان مطمئن می‌سازد.[۱۶]

بینش دیگر افراد
محمد باقر خوانساری، عالم به گزارش عبدالنبی جزائری در کتاب دربردارنده نوشته میباشد:

«نجاشی مردی جلیل و عالمی وسیع‌الشأن در ضبط حال و روز رجال بود و متأخران علما در جرح و تعدیل رجال به گفتار وی اتکا بی نقص داشتند».[۱۷]

محدث قمی درباره وی می گوید:

«او از گرانقدر‌ترین عالمان رجال بود، علمای گران قدر ما که در صدد تهیه و تألیف رجال و جرح و تعدیل آن‌ها مبادرت نموده‌اند هیچ‌کدام به نجاشی نرسیده‌اند و همگی علما بر او اتکا کرده‌اند.»[۱۸]

بازدید : 24
يکشنبه 19 مرداد 1404 زمان : 10:43


حُضَین بن مُنْذِر رَقاشی مشهور به ابوساسان انصاری از یاران امام علی(ع)، راویان حدیث، و از احاطه و بزرگان خویشان بَکر بن وائل میباشد. او در پیکار جمل و صفین حضور داشت و امیرالمؤمنین(ع) در روزگار حکومت خویش او را حکم دهنده اصطخر کرد. در منابع اهل سنّت و شیعه از حضین تحت عنوان شخصی ثقه خاطر پک پذیرایی ترحیم مشهد شد‌ه‌است.

معاش‌طومار
در منابع، اسم وی به طور حُصَین نیز آمده، البته شکل درست آن حُضَین میباشد.[۱] وی به اسم یک کدام از مادربزرگ‌هایش، رِقاشه دختر ضَبیعه، منسوب میباشد.[۲] لقب‌های او را ابومحمد،[۳] ابوحَفْص[۴] و در بیشتر منابع، ابوساسان ضبط کرده‌اند. ابن مَنْجَوَیه (متوفی ۴۲۸)[۵] گفته که ابوساسان کنیه وی و ابومحمد لقب اوست.

در منابع اهل سنّت و شیعه از حضین تحت عنوان شخصی ثقه حافظه گردیده‌است.[۶] حضین را شاعری لهجه‌آور معرفی کرده‌اند.[۷] ابیات دور از هم‌ای از وی در منابع آمده میباشد.[۸]

به دنیا آمدن و درگذشت
از تاریخ به دنیا آمدن او اطلاعی وجود ندارد. امین[۹] احتمال داده میباشد که در سال سوم هجری به عالم آمده باشد. دربارهٔ تاریخ مرگ وی، اختلاف اندکی در منابع وجود داراست. به نوشته بخاری[۱۰] وی بعداز سال یکصد هجری، و به نوشته ابن منجویه[۱۱] در سال ۹۹هجری درگذشت.

در صدق دو روایتی که در آن حضین یک کدام از اول عده ای نام برده که بعد از اتفاق سقیفه بنی ساعده به امام علی(ع) پیوسته،[۱۲] به جهت سن معدود حضین در آن هنگام، شک وتردید گردیده است.[۱۳]

ملازمت با حضرت علی(ع)
برقی[۱۴] حضین را از یاران و برترین علی علیه‌السلام خاطر نموده است. حضرت علی(ع) در نزاع جمل حضین را به فرماندهی پیاده‌نظام فامیل دیده نشده بن وائل برگزید.[۱۵]

باتوجه به فتح سمرقند در سال ۹۳ به دست قُتَیبَة بن مُسْلِم و حضور حضین بن منذر در مجلس قتیبه در سال جاری[۱۶] و نیز تصریح حضین به نود سالگی خویش در آن سال در یکی سروده‌هایش،[۱۷] حضین احتمالاً در مبارزه صفّین ۳۴ ساله بوده و بر این محور گفته ابویقظان سُحَیم بن حفص (متوفی ۱۹۰)، که حضین را در مبارزه صفّین نوزده ساله بیان کرده،[۱۸] خطا میباشد.

در نبرد صفّین، درفش امام علی(ع) در اختیار او بود و وی به سرپرستی قوم دیده نشده بن وائل نیز گماشته شد.[۱۹] این فعالیت یکی‌از تدبیرهای ارزنده علی(ع) دانسته گردیده‌است.[۲۰] دلیری و پایداری حضین در مبارزه صفّین و اهتزاز موزون پرچمی که در اختیار داشت، علی(ع) را به سرودن اشعاری برانگیخت که در منابع مضبوط میباشد.[۲۱] رنگ پرچمی که در چنگ حضین قرار داشته، سرخ یا این که سیاه بوده میباشد.[۲۲] به هنگام مکر برافراشتن قرآن‌ها بر نیزه‌ها و بروز اختلاف فی مابین یاران علی(ع) در نزاع صفّین، حضین از اولیه عده ای بود که با سخنانی کوتاه و شیوا از علی(ع) حفاظت کرد و عموم را به امر برداری فارغ از قید و شرط از وی فراخواند.[۲۳]

امام علی(ع)، در زمانه حکومت خویش، حضین را حکم کننده اصطخر کرد.[۲۴]

با این هم اکنون بیان شده میباشد امیران اموی نیز در شغل های خویش با حضین رایزنی می‌کردند و در بعضا موراد از وی امداد می‌خواستند؛ حضین در بعضا سروده‌های خویش به‌این قضیه اشاره نموده است.[۲۵]

قصه حدیث
حضین از امام علی(ع)، عثمان، مُجاشِع بن مسعود و ابوموسی اشعری ماجرا نموده است و از وی فرزندش یحیی، حسن بصری، و عبدالعزیز بن معمر ماجرا کرده‌اند.[۲۶]ابن حجر عسقلانی،[۲۷] به گزارش ابن سعد، آورده که حضین نادر حدیث بوده ولی این مقاله اشتباه میباشد و گفته ابن سعد[۲۸] دربارهٔ ابوسعید قیس رقاشی، غلام حضین، میباشد. ابوالحسن مداینی گفته حضین را دربارهٔ مسموم شدن امام حسن(ع) با حیله معاویه، نقل نموده است.[۲۹]

پانویس
ر. ک. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، داراالفکر، ج۱۴، ص۳۹۶–۳۹۷؛ ابن خواسته، لسان العرب، زیر کلمه و واژه «حضن».
ابن تمهید، جمهرة انساب العرب، ۱۹۸۲م، ص۳۱۷.
ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ۱۴۱۵م، ج۲، ص۳۶۰.
طبری، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، ج۶، ص۵۱۱.
ابن منجویه ج۱، ص۱۳۹
ر. ک. مِزّی، ج۶، ص۵۵۶؛ خویی، ج۶، ص۱۲۶
ر. ک. ابن ماکولا، ج۲، ص۴۸۱؛ مزّی، ج۶، ص۵۵۸
ر. ک. جاحظ، البیان والتبیین، ج۲، ص۱۹؛ ابن قتیبه، عیون الاخبار، ج۱، جزء۱، ص۱۶۱؛ ابن ابی الحدید، گستردن نهج البلاغه، ج۵، ص۲۴۴
امین، اعیان الشیعه، ج۶، ص۱۹۴
بخاری، درست، ج۱، ص۲۸۲.
ابن منجویه، ج۱، ص۱۳۹

بازدید : 22
شنبه 18 مرداد 1404 زمان : 16:45


تغییر تحول در اساسنامه
جامعۀ مدرسین تا ۱۳۷۶ش مبنی بر اساسنامۀ سابق الذکر عمل می کرد تا آنکه در ۱۳۷۶ش به توصیه آیت اللّه خامنه‌ای، در اساسنامه تغییراتی شکل گرفت. این اساسنامه نیز بعد از حدود پنج سال مجدداً بازنگری و اصلاح شد و در ۲۴ آذر ۱۳۸۳ش، به ثبت آخری اعضای جامعه پک پذیرایی ترحیم مشهد رسید.

هدف ها نو
در اصلاحات صورت گرفته، هدف ها جامعۀ مدرسین به‌این مورد ها محصور شوید:[۸]

رواج و بسط معارف اسلام ناب محمدی و مدرسه اهل بیت(ع)؛
پشتیبانی از قرآن و عترت و قیمت‌های اسلامی؛
مسئله سازی و جهت دهی به پژوهش ها در علم ها و معارف اسلامی؛
سعی برای اصلاح و کامل شدن و اعتلای نرم‌افزار‌های حیطههای علمیه از روش شورای خوب حوزه ؛
هواخواهی از نظام اسلامی و ولایت دانا؛
ساخت‌و‌ساز زمینۀ مطلوب برای رویش نیروهای ناحیهای مایحتاج نظام اسلامی؛
اجرا دادن بقیه اموری که چهت نیل به هدف ها جامعۀ مدرسین بایستگی داراست مانند تأسیس مؤسسات فرهنگی و غیره.
عنصرها
مطابق اساسنامۀ ذکر شده، عناصر جامعۀ مدرسین را هیئت مؤسس، شورای خوب، مدیر شورای بهتر، و هیئت رئیسه تشکیل میدهد. اعضای شورای خوب جامعۀ مدرسین، اعضای قانونی جامعه‌اند که به شرط دارا بودن صلاحیت علمی درس دادن درس بیرون یا این که سطح ها بهتر حوزوی و التزام عملی به نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقید و رعایت شئون حوزوی، عضو این شورا میگردند.[۹]

معاونت‌های تازه
در اساسنامه نو تغییرات اصلی در ساختار جامعه مدرسین روی داده میباشد. قسمت‌های یازده گانه مکان خویش را بدین معاونت‌های چهارگانه داده میباشد:[۱۰]

معاونت جامعه و نظام که وظیفۀ آگهی به مراجع تاسی، استادان و مردم روحانیان مرزو بوم و پژوهش بر کارها فرهنگی، سیاسی و اقتصادی نظام جمهوری اسلامی و همیاری با قوه قضائیه در زمینۀ جذب و تعیین قضات را به ذمه دارااست‌
معاونت جامعه و عموم که غرض آن رابطه با عموم و تشکل‌های صنفی و دانشجویی و پاسخگویی به آن‌ها میباشد‌
معاونت جامعه و روحانیت که وظیفه تشکیل مجمع همگانی جامعه مدرسین، مجمع نمایندگان و طلاب و فضلای حوزۀ علمیه، رابطه همیشگی با روحانیون سراسر سرزمین، شغل فرهنگی برای ارتقای فرهنگی مطلوب روحانیون و رابطه همیشگی با مراجع تاسی عظام را به ذمه داراست‌
معاونت اداری و مالی‌
ارگان های متعلق
در سال‌های اخیر تغییراتی نیز در سازمانهای متعلق به جامعۀ مدرسین روی داده میباشد، مثلا:

مدرسۀ بهتر تربیتی و قضایی طلاب قم:
این مکتب که ذیل لحاظ جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیۀ قم[۱۱] اداره میشد، با تیتر دانش کده قم غیر وابسته گردیده‌است، البته هیئت امنای این دانشکده به توصیه جامعه مدرسین گزینش میشود[۱۲]

شورای خوب ناحیههای علمیه:
این شورا نیز مهم ترین تشکیلات متعلق به جامعه مدرسین میباشد که اعضای آن با تأیید مراجع تاسی و رهبر انقلاب منصوب میگردند. وظیفۀ این شورا سیاستگذاری و هدایت و بررسی اداره ناحیههای علمیه از روش راءس رئیس حوزه علمیه قم و راس مدیر منطقههای علمیۀ خواهران میباشد.[۱۳]

اعضاء
اعضای جامعه مدرسین از شروع تشکیل تا کنون تغییرات متعددی داشته میباشد. برخی از جوارح، از ادامه عضویت در‌این تشکل انصراف دادند و بعضا نیز از عالم رفته‌اند. در پیشینه جامعه مدرسین استعفا هیچ عضوی تصویب نشده میباشد، صرفا گزینه تصویب گردیده استعفای محمد عندلیب همدانی میباشد که به دلیل اختلاف طریقه در باره شأن و مقام مرجعیت با محمد یزدی رییس وقت جامعه مدرسین استعفا بخشید. [یادداشت ۱]

در سال‌های اخیر، پیرو سخنان رهبر انقلاب، آیت الله خامنه‌ای، در عده اعضای جامعه مدرسین، بایستگی اصلاح تشکیلات جامعه مدرسین و نیز بایستگی پیوستن اعضای نو و جوان بدین عده مطرح گردیده و اقداماتی نیز انجام شده میباشد.[۱۴] گفتنی میباشد که پیشتر نیز امام خمینی بایستگی ورود چندین بدن از استادانِ بنام حوزه را بدین عده تذکر کرده بود که‌این منظور تحقق یافت.[۱۵]

مؤسسین
هیأت ‌مؤسس عبارتند از: آیه ها ‌محمد فاضل لنکرانی، علی مشکینی، احمد جنتی، ابوالقاسم خزعلی، محمد یزدی و احمد آذری قمی.[۱۶]

اعضای کهن
احمد آذری قمی
محمد ابطحی کاشانی
علی احمدی میانجی
علی افتخاری
محمد جعفر امامی
یحیی انصاری شیرازی
مرتضی بنی ادب
احمد نهایی
ابوطالب تجلیل
حسن تهرانی
محسن بقعه‌پناهی
سید منیرالدین حسینی الهاشمی
سید عباس خاتم یزدی
راست گو خلخالی
محسن دوزدوزانی
محمدمهدی ربانی املشی
عبدالرحیم ربانی شیرازی
سیدمهدی روضه خوان
جعفر سبحانی
سیدموسی شبیری زنجانی
یوسف صانعی
محمدرضا آشتیانی
جلال طاهر شمس
سید حسن طاهری خرم آبادی
محمد فاضل لنکرانی
محمد رضا فاکر
علی قدوسی
محمدعلی گرامی
محمد محمدی گیلانی
علی اکبر سود مشکینی
محمد هادی معرفت
مسلم ملکوتی
حسینعلی منتظری
سید ابوالفضل موسوی تبریزی
ابوالفضل نجفی خوانساری
حسین نوری همدانی[۱۷]
محمد مؤمن قمی
سید محمود هاشمی شاهرودی
سید ابوالفضل میر محمدی
سید جعفر کریمی
سید علی رضا حائری
حسین حقیقت کاشانی
محمدعلی فقهی
محمدعلی نتیجه گیلانی
احمد صابری همدانی
محمد عندلیب همدانی
ابراهیم امینی
علی ثابتی
ابوالقاسم خزعلی
حسن ممدوحی
محمد یزدی
محمدتقی مصباح یزدی
علی نکونام گلپایگانی
عبدالنبی نمازی
علی نیّری
اعضای کنونی
رضا استادی
علیرضا اسلامیان
علیرضا اعرافی
محسن اراکی
احمد بهشتی
محمودرضا جمشیدی
احمد جنتی
عبدالله جوادی آملی
سید هاشم حسینی بوشهری
سید احمد حسینی خراسانی
عبدالله خائفی
سید احمد خاتمی
سید محسن خرازی
محمود رجبی
مسلم داوری
مهدی شب‌زنده‌دار
محمود عبداللهی
ابوالقاسم علیدوست
سید محمد غروی
محمدجواد فاضل لنکرانی
غلامرضا فیاضی
محسن فقیهی
عباس کعبی
درست گو آملی لاریجانی
عباس محفوظی
سید محمدرضا مدرسی یزدی
علی اکبر مسعودی خمینی
حسین مظاهری
مرتضی مقتدایی
ناصر مکارم شیرازی
سید مصطفی موسوی اصفهانی
علی مؤمن
جواد مروی
نجم الدین مروجی طبسی
حسن نظری شاهرودی
ابوالقاسم وافی یزدی.[۱۸]
علی اسلامی
حاذق حیدری فسایی
احمد فرخ فال
علی عندلیبی
سید محمد علی مدرسی یزدی
علی ملکوتی
محمد سعید واعظی[۱۹]

بازدید : 38
پنجشنبه 16 مرداد 1404 زمان : 10:41


سید نورالله حسینی شوشتری (۹۵۶ -۱۰۱۹ق) یا این که مرعشی پر اسم و رسم به حکم کننده نورالله شوشتری یا این که شهید ثالث، عالم، اصولی، متکلم، محدث و شعر سرا شیعی در عهدوپیمان صفویه میباشد. شوشتری تالیفات بخش اعظمی به عنوان مثال احقاق الحق و ازهاق الباطل، مجالس المؤمنین، الصوارم المهرقه و مصائب النواصب دارااست. وی حاکم القضاة هند بود و بر پایه ی مذهب ها چهارگانه اهل سنت، فتوا می‌بخشید. وی آخر و عاقبت با بدگویی بدخواهان، به امر جهانگیرشاه به مرگ محکوم شد و به قتل رسید. او در آگرای هند مدفون پک پذیرایی ترحیم مشهد میباشد.

به دنیاآمدن و نسب
سید نورالله حسینی مرعشی در سال ۹۵۶ق در شوشتر از شهرهای خوزستان دیده به جهان گشود. تبار او به امام سجاد(ع) می رسد. بابا وی سید شریف الدین، از علمای بعد از ظهر خویش بود. سید شریف الدین دارنده اثراتی در علم ها نقلی و عقلی بود. اجداد حکم کننده نورالله به نجم الدین محمود حسینی مرعشی آملی که از آمل به شوشتر سفر کرد بازمی‌شود.[۱] حکم کننده نورالله همواره به لینک و پیوند خویش به‌این سلسله افتخار میکرد و این موضوع در آثارش نمایان میباشد.

فرزندان
حاکم نورالله شوشتری ۵ پسر داشت که هر کدام از آنها از نویسندگان، شاعران و علمای بعد از ظهر خویش به شمار میروند و دارنده تألیفاتی می باشند:

سید محمد یوسف
شریف الدین (۹۹۲ـ ۱۰۲۰ ق)
علاء الملک
سید ابوالمعالی (۱۰۰۴ـ ۱۰۴۶ق)
سید علاء الدوله (ت۱۰۱۲)[۲]
تحصیلات
سید نورالله، در شوشتر به علم آموزی دانش پرداخت. علم ها نقلی و عقلی را نزد پدرش یادگرفت و طب را نزد حکیم مولانا عماد الدین یادگرفت. میر صفی الدین محمد و میر جلال الدین محمد صدر از معلمان وی بودند. وی در ۲۳ سالگی در سال ۹۷۹ (ه‍.ق) به یار اخوی کوچکترش سید وجیه الدین محسن برای علم آموزی به مشهد رفت.[۳]

حکم دهنده نورالله در مشهد در درس مولا عبدالواحد شوشتری حاضر شد و بیشترین منفعت علمی خود را در مسئله‌های فقه، اصول، صحبت و حدیث و تعبیر از وی دستیابی کرد. وی از درس مولا محمد ادیب قاری تستری، ادبیات عرب و تجوید قرآن کریم و مهربان را یادگرفت و در‌پی علم آموزی از بزرگانی اذن ماجرا دستیابی کرد. از آن در بین می‌قدرت به عبدالرشید شوشتری فرزند خواجه نورالدین طبیب (مؤلف کتاب مجالس الامامیه در اعتقادات) و همینطور مولا عبدالوحید تستری اشاره نمود.[۴]

مسافرت به هند
سید نورالله در سال ۹۹۲ یا این که ۹۹۳ق بدون چاره به رخنه‌ مشهد و سفر به هند شد. انگیزه این مسافرت، مصیبت‌های مداوم و فجایع و کودتا‌های مکرر در مشهد بود؛ به نحوی که در یکی‌از حمله هاِ ازبک‌ها به مشهد، برادرش کشته شد. در‌این مجال پادشاه عباس اولیه هنوز به طور رسمی بر تخت ننشسته بود. بی‌ثباتی سیاسی خراسان، سید نورالله را وادار به سفر به محل امن‌تری کرد. هندوستان در آن مجال یک کدام از آهسته‌ترین زمانه تاریخ خویش را سپری میکرد.[۵]

شاید این ادب هندوستان، به روحیه اکبر پادشاه بازمی‌گشت که در آن وقتگیر آن مرز و بوم حکمرانی می کرد. اکبر فرمانروا، پسر همایون فرمان روا، نوه بابر و از نسل تیمور گورکانی در ۱۴ سالگی به سلطنت رسید و لیاقت و آگاهی ازخود آرم بخشید و ممالک گجرات، بنگال و کشمیر و گواهی را به تصرف خویش درآورد و سلطنتی گرانقدر ایجاد کرد و شهرها و آبادی‌های بی‌شماری نهاد بنیان.[۶]

اکبر فرمان روا علی‌رغم عشق و علاقه فراوان به عمران و آبادی، و مداقه خاصی که به مسائل فلسفی داشت، البته نظریه چندان محکمی نسبت به آیین خاصی نداشت. همین طریقه اکبر سلطان به آیین، او‌را به تفکر ارائه فقاهتی برآمده از ادیان متعدد انداخت.

حاکم نورالله شوشتری به هنگام ورود به آگره، اولیه به دیوان اکبر پاد شاه در فتح پور سکری نزد ابوالفتح مسیح الدین گیلانی، طبیب توانمند اهل ایران و شعر سرا تبارک رفت. مسیح‌الدین گیلانی بعداز یادگرفتن علم ها و فوت و فن در سال ۹۸۳ وارد هندوستان شد و به خیال قابلیت و امکان و شایستگی خود در زمره مقربان اکبرشاه درآمد.[۷] مسیح الدین، شوشتری را به اکبر فرمان روا معرفی کرد. سید نورالله شوشتری، کتابی که درباره حضرت علی(ع) نوشته بود، به سلطان اهدا کرد. اکبر پادشاه به وی و کتابش بسیار علاقمند شد.

اصحاب تراجم نقل کرده‌اند که حاکم نور و روشنایی الله، اولی عالمی بود که در هند اظهار تشیع کرد و به آن دعوت نمود و با علمای مخالف جلسات مناظره ایجاد کرد.[۸]

بازدید : 18
چهارشنبه 15 مرداد 1404 زمان : 17:24


حوزه علمیه قم یک کدام از دو حوزه علمیه گرانقدر عالم تشیع میباشد. این حوزه که سوابق‌ای از قرن‌های اول اسلام دارااست، بعداز فراز و فرودهایی در طی تاریخ، در سال ۱۳۰۱شمسی به دست عبدالکریم حائری یزدی بازتأسیس و احیاء شد. و در زمان قرن چهارده خورشیدی و با داخل شدن آیت‌الله سید حسین بروجردی به یک کدام از دو حوزه گرانقدر دنیا تشیع و هم‌تراز حوزه علمیه نجف شد. در زمانه حکومت حزب بعث در عراق با فشارهای زیاد بر حوزه نجف، حوزه قم مهمترین و مطرح ترین حوزه علمی شیعه و کانون مرجعیت پک پذیرایی ترحیم مشهد شد.

از سال ۱۳۵۹ش مدتی بعد از صورت‌گیری نظام کشور‌ایران مدیر حوزه بر ذمه یک شورای بهتر قرار گرفت که با حیث امام خمینی و بعد ها آیت‌الله خامنه‌ای رهبر دوم جمهوری اسلامی و نیز بقیه مراجع پیروی صورت می گیرد.

منزلت حوزه علمیه قم
حوزه علمیه قم، مهمترین و گران قدر‌ترین حوزه علمیه تشیع در کشور ایران در سده چهارده و پانزده خورشیدی میباشد که به‌تیتر پدیده‌ای بی‌نظیر در تاریخ تشیع[۱] و یگانه بنیان جامعه مدنی در طی تاریخ کشور‌ایران[۲] تعریف شد‌ه‌است. بعد از تنگناهای اتفاق افتاده در قرن چهاردهم خورشیدی برای حوزه نجف، و جابجایی بخشی از استادان و شاگردان نجف به قم، حوزه قم به حوزه علمیه اساسی تشیع تبدیل شد، و با ترکیبی از مراجع تاسی، مجتهدان، استادان، شاگردان، محققان و نویسندگان، و صدها مکتب، کتابخانه، پژوهشگاه، مؤسسه علمی-فرهنگی، که در فن‌های متفاوت فقهی کار دارا‌هستند، کانون مهم ساخت، یادگرفتن و رواج پندار فقهی در جمهوری اسلامی ایران میباشد.[۳]

رونق حوزه علمیه قم در قرن چهارده خورشیدی قضیه جابجایی بخشی از مرجعیت پیروی شیعه از نجف به قم را آماده کرد؛[۴] به‌طوری که سید حسین طباطبایی بروجردی(درگذشت: ۱۳۴۰ش) مرجع تبعیت شیعه‌ها در قم، در زمان خویش وسیع ترین و صرفا مرجع تبعیت عام در دنیا تشیع به شمار می رفت.[مستلزم منبع]

بیان شده که حوزه علمیه قم با مخالفت با حکومت پهلوی، ادله انقلاب و تحول نظام سیاسی کشور‌ایران در سال ۱۳۵۷ش و صورت‌گیری نظام جمهوری اسلامی شد.[۵] مخالفت‌های مذهبی با حکومت پهلوی را بیش تر از کلیه، روحانیان قم با هواخواهی مراجع تبعیت به‌ویژه سید روح‌الله خمینی هدایت می‌کردند.[۶]

شخصیت‌های دارای شهرت حوزه علمیه قم
در حوزه علمیه قم به جز مراجع پیروی، روحانیان شناخته‌گردیده‌ دیگری نیز حضور داشته و دارا‌هستند که به‌تیتر مولف، سخنران، مفسر، متکلم و مانند آن شناخته میگردند؛

سید موسی صدر (ناپدیدشده ۱۳۵۷ش)، رهبر شیعه ها لبنان
مرتضی مطهری (درگذشتهٔ ۱۳۵۸ش)، فیلسوف، الاهی‌دان و مولف اثرها زیادی در علم ها شرعی
سید محمدحسین طباطبایی (درگذشتهٔ ۱۳۶۰ش)، فیلسوف، الاهی‌دان و مولف تعبیر و تفسیر المیزان
سید رضا بهاءالدینی(درگذشتهٔ ۱۳۷۶ش)، عالم و معلم خوی و عرفان عملی
محمدتقی فلسفی (درگذشتهٔ ۱۳۷۷ش)، سخنران شناخته‌گردیده
علی مشکینی (درگذشتهٔ ۱۳۸۶ش)، مجتهد، امام آدینه قم، مدیر مجلس خبرگان رهبری و ترجمه کننده قرآن
سید جعفر مرتضی عاملی (درگذشتهٔ ۱۳۹۸ش)، تاریخ‌پژوه لبنانی و مولف الصحیح اینجانب سیرة النبی الاعظم
محمدتقی مصباح یزدی (درگذشتهٔ ۱۳۹۹ش)، فیلسوف، مفسر و عقیده‌پرداز علم ها اسلامی
حسن حسن‌زاده آملی (درگذشتهٔ ۱۴۰۰ش)، مدرس فلسفه و عرفان
محمد محمدی ری‌شهری (درگذشتهٔ ۱۴۰۱ش)، حدیث‌شناس و سیاستمدار اهل ایران
عبدالله جوادی آملی (زاده ۱۳۱۲ش)، فیلسوف، الاهی‌دان و تالیف کننده تعبیر و تفسیر تسنیم
غلامحسین ابراهیمی دینانی (زاده ۱۳۱۳ش)، مدرس فلسفه و حکمت
عیسی قاسم (زاده ۱۳۱۵ش)، شیخ بحرینی و رهبر اعتراضات بحرین در فوریه ۲۰۱۱م
سید ساجدعلی نقوی (زاده ۱۳۱۹ش)، روضه خوان پاکستانی و رهبر نهضت جعفریه پاکستان
حسین انصاریان (زاده ۱۳۲۰ش)، سخنران مذهبی
محسن قرائتی (زاده ۱۳۲۴ش)، مفسر و سخنران نرم افزار درس‌هایی از قرآن
ابراهیم زکزاکی (زاده ۱۳۳۲ش)، روضه خوان اهل نیجریه و رهبر شیعه ها نیجریه

بازدید : 26
سه شنبه 14 مرداد 1404 زمان : 14:42


سُلَیمان فرزند حضرت داوود و از انبیاء اساسی بنی‌اسرائیل بود. وی از پروردگار حکومتی درخواست کرد که بعداز وی لایق هیچ کس نباشد. خدا دعای او‌را اجابت کرد و خلال آدم‌ها، جنیان،‌ شیاطین، باد و طیوران را نیز زیر امر وی در آمدند. کتاب‌های امثال سلیمان و غزل غزل‌های سلیمان منسوب به او میباشد. محل عبادت سلیمان در طول وی و به فرمان وی ساخته شد. آصف بن برخیا وصی حضرت سلیمان(ع) بود. براساس تورات، حضرت سلیمان در اواخر قدمت خویش بت‌پرست شد؛ البته در قرآن به صراحت آمده میباشد که وی هیچ پک پذیرایی ترحیم مشهد وقت کافر نشد.

نسب
سلیمان فرزند حضرت داوود و از نسل یهودا فرزند حضرت یعقوب‏ بود.[۱] حضرت سلیمان را شخصی سفیدرو،‌ درشت اندام و پرمو دانسته‌اند[۲] که ختنه گردیده دیده به جهان گشود.[۳]

حضرت سلیمان بعداز درگذشت پدرش، جانشین وی شد.[۴] در منابع تاریخی سن وی هنگام جانشینی بیست و دو [۵] یا این که سیزده سال بوده میباشد.[۶]

نبوت و پادشاهی
سلیمان یكى از پیامبران تبارک بنی‌اسرائیل بود.[۷] که فرمانروا آنها نیز شد.[۸] در باب انگشتر سلیمان، گفتارهای اکثری وجود دارااست. بنابر احادیث این انگشتر به دست امام فرصت(عج) خواهد رسید.[۹] روایت‌ها و گفتارهای خرافی نیز در خصوص این انگشتر نقل شد‌ه‌است.[۱۰]

در حین حضرت سلیمان گروهى به سحر و جادوگرى پرداختند، وی امرکرد مجموع نوشته‏‌های آن‌ها‌را عده‏‌آورى کرده و در محل مخصوصى نگه‏دارى كنند. بعد از وفات سلیمان، گروهى آن ها را خارج آورده و آغاز به ترویج و آموختن سحر كردند.[۱۱]

حضرت سلیمان چهل سال حکومت کرد.[۱۲] آصف بن برخیا وصی حضرت سلیمان(ع) بود. [۱۳]

توان و حکومت
براساس آیه ۳۵ سوره ص، حضرت سلیمان از خدا درخواست حکومتی کرد که بعد از وی لایق هیچ شخصی نباشد.[۱۴] پروردگار دعای او‌را مستجاب کرد؛ باد را به دستور وی در آورد.[۱۵] که در حین شبانه روز مسیر دو ماه را طی میکرد.[۱۶] آدم‌ها، طیوران [۱۷] و شیاطین پایین دستور وی قرار گرفتند.[۱۸] بعضی شیاطین سرکش زندانی شدند.[۱۹] جنیان برای وی عمل می‌کردند[۲۰] و معدن مس در مشت وی قرار گرفت.[۲۱] گستردگی قلمرو فرمانروایی سلیمان و حکومت وی بر جنیان و آدمیان و برخورداری هم‌زمان از نبوت و پادشاهی به حدی بوده که امام علی (ع) در سخنی میفرماید: در‌حالتی که راهى به سوى بقا و جاودانگى یا این که جلوگیرى از مرگ وجود داشت، مسلماً «سلیمان بن داوود عليه السلام» آن را در مشت مى‌گرفت، چرا‌که آفریدگار حکومت بر جنّ و انس را همپا نبوّت و جایگاه بلند قرب و مقام الهى به وی داد. البته سپس كه پیمانه روزى وی مالامال شد و مدّت معاش‌اش بی نقص گشت، تیرهاى مرگ از کمان فناء به سوى وی پرتاب شد.[۲۲] [یادداشت ۱]

محل عبادت سلیمان
بنابر متن تورات، پروردگار وعده ساختن بلندمرتبه‌ترین و مهم ترین محل پرستش برای یهودیان را به حضرت داوود(ع) بخشید: «زمانی تو بمیری و به اجدادت ملحق شوی، اینجانب یکی‌از پسرانت را وارث تاج و تخت تو میسازم و حکومت اورا ثبت می کنم. وی به عبارتی کسی میباشد که منزل‌ای برای اینجانب خواهد ایجاد کرد»[۲۳] در طول حضرت سلیمان،‌ این محل عبادت گرانقدر ساخته شد.[۲۴] بعداز فساد دوم محل عبادت،‌مکانی در آنجا ساخته شد. این جای بعد ها بوسیله مسلمانها، مسجد الاقصی خوانده شد.[۲۵]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 511
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 344
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 347
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 1261
  • بازدید ماه : 1392
  • بازدید سال : 4277
  • بازدید کلی : 34546
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی