loading...

???? ???? ???????

بازدید : 26
سه شنبه 31 تير 1404 زمان : 14:48

(درگذشت ۲۳ یا این که ۵۴ق) از همسران رسول(ص) که بعداز خدیجه(س) و قبل از عایشه به همسری رسول(ص) درآمد. وی در فتح خیبر حضور داشت و از نبی آفریدگار(ص) داستان نموده است.معاش طومار بابا سوده، زمعة بن قیس، از خاندان قریش و مادرش، شموس از بنی عدی بن نجار انصاری بود.[۱] سوده زیرا اسلام آورد و با نبی الله، بیعت کرد، شوهرش سکران بن قدمت نیز –که پسرعمویش بود- مسلمان شد و این دو با هم به حبشه هجرت کردند. بعد از فوت سکران، فرستاده(ص) با سوده وصلت کرد. تزویج رسول با سوده پیش از وصلت با عایشه پک پذیرایی ترحیم مشهد بوده میباشد.[۲]

سوده به یار و همدم بعضا زنان و مردان مسلمان به مدینه مسافرت کرد و در رویکرد به نبی(ص) پیوست.[۳]

ابن سعد می‌نویسد: فرستاده آفریدگار در خیبر هشتاد وَسَق رطب و بیست وسق جو یا این که گندم به سوده برای خوراک اعطا کرد.[۴] این، حکایت از حضور وی در فتح خیبر دارااست.

بعداز وفات زینب دختر فرستاده(ص)، سوده به همپا بعضا زنان دیگر، دختر رسول(ص) را غسل دادند.[۵]

به گفته ابن عبدالبر و ابن اثیر، سوده در اواخر خلافت قدمت (اواخر سال ۲۲ یا این که روزهای نخستین سال ۲۳ق) در مدینه از عالم رفت.[۶] ابن سعد علاوه بر خبری از محمد بن قدمت و وی از دیگر افراد ، وفات اورا در شوال سال ۵۴ق در خلافت معاویه در مدینه بیان می‌نماید و در بقیع مدفون شد. ابن حجر از ابن ابی خثیمه نقل کرده که او در خلافت خلیفه دوم فوت نموده است. واقدی سال ۵۴ را ترجیح می دهد و زرکلی نیز وفات سوده را سال ۵۴ق بیان نموده است
ابن سعد به گواهی خویش از ابن سیرین داستان می‌نماید: فرستاده آفریدگار برای حجة الوداع تمامی همسران خود را موفقیت و پس از نبی زنان آن حضرت حج به مکان آوردند. البته سوده به حج نرفت. وی می‌بیان کرد: حج اینجانب این میباشد که از منزل خارج نروم، همچنان که پروردگار در قرآن فرموده:

وَقَرْنَ فِی بُیوتِکنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیةِ الْأُولَیٰ ۖ وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِینَ الزَّکاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ ۚ إِنَّمَا یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَیطَهِّرَمعدودْ تَطْهِیرًا ﴿۳۳﴾ (ترجمه:و در منزل‌هایتان قرار گیرید و مانند دوران نا آگاهی قدیم زینت‌های خویش را آشکار مکنید و نماز برپا دارید و زکات بدهید و خداوند و نبی‌اش را امر برید. خداوند صرفا می خواهد آلودگی را از شما قبیله رسول بزداید و شما‌را تمیز و پاکیزه گرداند.)[؟–؟]

وی تا انتها قدمت از حجره‌ای که پیامبر پروردگار برایش گزینش کرده بود، خارج نیامد.[۸]

ماجرا
روضه خوان طوسی، احمد حنبل، ابن عبدالبر، ابن مَنده، ابو نُعَیم، ابن اثیر و دیگرافراد او را از اصحاب و راویان فرستاده(ص) شمرده‌اند.[۹] اردبیلی و میرزا استرآبادی اسم او را در زمره رُوات قید کرده‌اند.[۱۰] مامقانی می گوید: اینجانب اورا حسن می‌شمارم و بر روایتش پشت گرمی دارم.[۱۱

بازدید : 27
دوشنبه 30 تير 1404 زمان : 14:58

(۱۳۳۲ش) از فقهای شورای پاسبان و عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم میباشد. او همینطور عضو هیأت امنای جامعة المصطفی العالمیه، عضو حقوقی مجمع تشخیص مصلحت نظام، رئیس مؤسسه تحقیقاتی آموزشی بقیة‌الله(عج) و نیز مدیریت محل کار فقه معاصر میباشد. شب‌زنده‌دار نزد استادانی زیرا سید رضا صدر، عبدالله جوادی آملی، حسین وحید خراسانی، میرزا جواد تبریزی و مرتضی حائری یزدی علم آموزی نموده است. وی به درس دادن درس بیرون فقه و اصول در قم درگیر میباشد. او کتاب ذبایح از دسته الموسوعة الفقهیة را تألیف و نصیب‌هایی از تحریر الوسیله تاثیر امام خمینی را گستردن نموده است. وی دروس کاظم تبریزی و حسین وحید خراسانی را نیز تقریر پک پذیرایی ترحیم مشهد نموده است.

شب‌زنده‌دار، به تأثیر مجال و جای بر اجتهاد اعتقاد داراست و بر این مبنا، فقه حکومتی را از دید طرز استنباط همچون فقه شخصی و از لحاظ رهاورد، متمایز از آن می داند. کتاب پندهای به روزی، دربردارنده سلسله مباحث اخلاقی وی میباشد.

معاش‌طومار
مهدی شب‌زنده‌دار در سال ۱۳۳۲ش در داراب، از شهرهای استان عجم به‌ جهان آمد.[۱] پدرش حسین شب‌زنده‌دار جهرمی (۱۳۰۸-۱۳۹۳ش)، از شاگردان امام خمینی، مفسر قرآن و از اساتید خلق بود.[۲]

تحصیلات و اساتید
شب‌زنده‌دار‌ در سال ۱۳۴۵ش وارد حوزه علمیه قم شد.[۳] دروس مقدمات و سطح را نزد پدرش و اساتیدی همانند سید حسن طاهری خرم‌آبادی، علی مشکینی، محمد مؤمن قمی، احمد جنتی، جعفر سبحانی، مصلحی اراکی و محمدتقی ستوده فرا گرفت، و دروس فلسفه و سخن را از سید رضا صدر، عبدالله جوادی آملی، حسن حسن‌زاده آملی، ابراهیم امینی و یحیی انصاری شیرازی فراگرفت.[۴]

وی در درس بیرون فقه و اصول، در کلاس اساتیدی همانند کاظم قاروبی تبریزی، مرتضی حائری یزدی، حسین وحید خراسانی، میرزا جواد تبریزی و سید موسی شبیری زنجانی کمپانی کرد.[۵]

درس دادن و اثرها
شب‌زنده‌دار بعداز درس دادن‌ دروس‌ عصر‌ سطح‌، از سال ۱۳۸۵ش به درس دادن درس بیرون فقه و اصول در مسجد اعظم قم اشتغال دارااست.[۶]


این کتاب برای درس دادن در دروس سطح و بیرون تدوین شد‌ه‌است.
او تألیفات زیادی در فقه و اصول داراست که برای مثال آن‌ها کتاب ذبایح از دسته الموسوعة الفقیهه (۱۰ جلد)، گستردن نصیب‌هایی از تحریر الوسیله، الجامع فی الاصول و تقریرات دروس بیرون کاظم قاروبی تبریزی و حسین وحید خراسانی میباشد.[۷]

همینطور محل کار فقه معاصر که از سال ۱۳۹۵ش عمل خویش را زیرنظر شورای علمی، متشکل از شب‌زنده‌دار و اساتید دیگری زیرا محمدتقی شهیدی، حسین شوپایی، سید محمدعلی مدرسی یزدی، علی عندلیب همدانی و محمد قائنی نجفی استارت کرده است، کتاب الفائق فی الاصول را برای درس دادن در دروس سطح و درس بیرون تدوین کرده که درباره مسائل مستحدثه دعوا می‌نماید.[۸]

دروس خوی
درس رفتار محمدمهدی شب‌زنده‌دار در مسجد اعظم قم (دارالتلاوه) برگزار می گردد.[۹]

کتاب پندهای روشن بختی، دربردارنده سلسله مباحث اخلاقی وی که جلد نخستین آن از سوی دفتر کار تکثیر معارف در سال ١٣٩٣ش منتشر گردیده، دربرگیرنده ٤٣ درس در چهار فصل (١. راهنمایی‌های قرآنی، ٢. سفارش‌های فرستاده(ص) به امیرالمومنین(ع)، ٣. درس‌آموزی از قوم عصمت(ع) و ٤. نعمت‌هایی چهت نیل به والا) میباشد. در نقطه نهایی کتاب، گروه‌ای از لغت ها قصار آیت‌الله شب‌زنده‌دار برای تأکید بیشتر آمده میباشد

بازدید : 19
يکشنبه 29 تير 1404 زمان : 13:25

دارای اسم و رسم به‌ آقابزرگ تهرانی (۱۲۹۳-۱۳۸۹ق) عالم و کتاب‌شناس شیعه بود. از وی اثرها زیادی میراث میباشد که مهم ترین آنان دو کتاب دائرة المعارفی الذریعة الی تصانیف الشیعة در معرفی کتاب‌ها و اثر ها شیعه و طبقات اعلام الشیعه در گستردن اوضاع و احوال و اثر ها عالمان و رجال شیعه از قرن چهارم تا چهاردهم قمری میباشد.آقا‌والا تهرانی از ده سالگی وارد حوزه علمیه نجف شد و از اساتید اکثری به عنوان مثال میرزا حسین نوری، سید مرتضی کشمیری و حسین خلیلی تهرانی به کار گرفت. آقا‌گران قدر تهرانی از محدثین مذهبها مختلف اذن نقل حدیث داشت و اکثری از بزرگان مثلا؛ سید‌محمد راست گو بحرالعلوم، سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی و محمدحسن مظفر از وی اذن قصه پک پذیرایی ترحیم مشهد داشتند.

آقا‌گران قدر تهرانی در کتاب‌شناسی، فهرست نویسی و تفصیل هم اکنون نگاری و دیگر علم ها متعدد همانند؛ تاریخ، سخن، خلق، فقه و ریاضی گویش زد بودند. وی پنج هزار جلد و دویست ورژن خطی از کتابهای علم ها گوناگون در کتابخانه بزرگی که تأسیس کرده بود، داشت و همواره اهل دانش از این کتابها به کارگیری می‌کردند.

عاقبت او در ۱۳ ذی‌الحجه ۱۳۸۹قمری در نجف درگذشت و طبق وصیتش، در کتابخانه خویش که آن را برای به کار گیری علما و طلاب وقف کرده بود، به خاک ودیعت شد.

معرفی

آقابزرگ تهرانی در کتابخانه

آقابزرگ تهرانی در کتابخانه

تصویر آقابزرگ در کتاب طبقات اعلام الشیعه

حرم آقابزرگ تهرانی
علامه آقابزرگ تهرانی، کتاب‌شناس و فقید شیعه، به علت تصویب و معرفی اثرها مکتوب شیعه، کتاب الذریعة الی تصانیف الشیعة را در دوران ۶۰ سال و معرفی بیش تر از پنجاه هزار جلد کتاب نگاشت.[۱] شبیری زنجانی اورا انسانی آدم افتاده، زحمت‌کش و ظریف در نقل مطالب معرفی کرده‌میباشد. همینطور اذعان دارااست که در شرایطی که کتاب الذریعه نوشته نمیشد، پژوهش ها تازه ناقص و مجال‌بر می شد.[۲]

وی در ۱۱ ربیع‌الاول سال ۱۲۹۳ق در محله پامنار طهران چشم به جهان گشود.[۳] قوم و قبیله وی اصالت گیلانی داشتند که به طهران مسافرت کردند.[۴] پدرش حاج علی از بازاریان نه و اهل مداد بود. جدِّ بزرگش، حاج محسن نیز تاجر بود و به همین جهت فرزندانش به محسنی آوازه داشتند.[۵] جدش با همیاری منوچهرخان معتمدالدوله گرجی، اول چاپخانه جمهوری اسلامی ایران را بنیاد بنیان.[۶]

آقابزرگ دو توشه وصلت کرد و دارنده ۵ پسر و ۴ دختر شد.[۷] علینقی منزوی و احمد منزوی از فرزندان اویند که در تألیف و انتشار کتاب الذریعه به وی یاری کردند.[۸] داماد روحانی آقابزرگ، حجت الاسلام سید احمد دیباجی [یادداشت ۱] اولی شهید شیخ بعد از انقلاب بود که در برخی شغل های علمی همدم و همکار ابوالزوجه خویش بود.[۹]

روحانی آقابزرگ بعداز یک بیماری وقتگیر، ۱۳ ذی‌الحجه ۱۳۸۹ق موازی با ۱ اسفند سال ۱۳۴۸ش، در ۹۶ سالگی[۱۰] در نجف درگذشت و مبتنی بر وصیتش، در کتابخانه خویش که آن را برای استعمال علما و طلاب وقف کرده بود، به خاک ودیعه شد

بازدید : 33
شنبه 28 تير 1404 زمان : 14:48

از شخصیت‌های قرآنی که پیش از اسلام می‌زیسته میباشد. لقمان به حکمت، مواعظ و روایت‌های اخلاقی معروف میباشد و سوره‌ای از قرآن به اسم وی میباشد. کفر نورزیدن به پروردگار، تواضع در قبال عموم، ادب در خط مش‌رفتن، اعتدال در معاش، خصوصیت‌های همنشین بهتر و وقار یاد دادن از بی‌ادبان از حکمت‌های دارای شهرت لقمان میباشد.قصه‌های متعددی از لقمان در شعر و وقار فارسی نیز نقل شد‌ه‌است. بعضی از مورخان به جهت مشابهت‌های داستانی، لقمان را با بعضا از شخصیت‌های تاریخی یکی از پنداشته‌اند. در احادیث به فرستاده نبودن لقمان تصریح پک پذیرایی ترحیم مشهد گردیده است.

شخصیت‌شناسی
لقمان حکیم از شخصیت‌های پر اسم و رسم اخلاقی و فقید، گزینه تایید مورخان قرار گرفته میباشد؛[۱] اگرچه به جهت همانندی‌های داستانی با برخی از شخصیت‌های تاریخی و افسانه‌ای برای مثال لقمان بن عاد اساطیری، ازوپ، بلعم باعورا، احقیار[۲] و لقمان معمر، یکی از پنداشته گردیده است.[۳]مطهری مجتهد و مفسر قرآن اعتقاد دارد که قرآن در معرفی «اسوه» معیارش شخصیت‌های دنیایی شخص متبوع وجود ندارد بلکه شخصیت اخلاقی و انسانی وی برایش اساسی میباشد چنان‌چه از غلام سیاهی به اسم لقمان که خیر در شمار پادشاهان میباشد و خیر در شمار فیلسوفان و خیر در شمار ثروتمندان بلکه برده‌ای میباشد پر‌نور‏‌در میان، به اسم «حکیم» حافظه می‏‌کند و او‌را به «حکمت» در دنیا عَلَم می‌نماید.[۴] درباره اصل و نژاد لقمان اختلاف وجود دارااست بعضا اورا به خویشاوندان عاد نسبت داده و برخی دیگر او‌را از بنی اسرائیل میدانند.[۵] گردآوری‌ای معتقدند وی غلامِ حَبَشی یک کدام از ثروتمندان بنی‌اسرائیل در طی داود پیامبر بود[۶] که به جهت داشتن حکمت و دوراندیشی از طرف ارباب خویش آزاد شد.[۷]

لقمان حکیم پیش از اسلام نیز میان اعراب دارای اسم و رسم بود. آن‌ها بعضا از سخنان اورا به‌شکل مکتوب در چنگ داشتند.[۸] گفته‌اند سُوَید بن صامت در مقابل دعوت رسول اسلام(ص) با استناد به سخنانی که از لقمان در مشت داشت مدعا بود «آنچه نزد اینجانب میباشد همچون آن چیزی میباشد که نزد تو میباشد».[۹]
در قرآن سوره‌ای به اسم سوره لقمان میباشد. درین سوره حکمت‌های ده‌گانه‌ای از لهجه وی به فرزندش نقل گردیده‌است.[۱۰]گفته‌اند آوازه لقمان حکیم در میان مسلمان‌ها به جهت داخل شدن اسم و وصایایش در قرآن میباشد.[مستلزم منبع] وصایای لقمان به فرزندش[۱۱] و شخصیت او[۱۲] مضمون بخش اعظمی از احادیث شیعه و اهل سنت میباشد.

در روایاتْ اندیشه عمیق، ایمان و اعتقاد و باور خوب، بدون صدا، سپرده‌داری، راستگویی و حلِّ اختلافات عموم از خصوصیت‌های لقمان مذکور گردیده‌است و تصریح گردیده که وی به جایگاه نبوت نرسید ولی با داود فرستاده در قضاوت همیاری داشت
حکمت‌های لقمان
لقمان حکیم به داشتن حکمت‌ها و مواعظ اخلاقی مشهور میباشد و بخشی از سخنان وی خطاب به فرزندش در قرآن و احادیث نقل گردیده‌است. کفر نورزیدن به معبود،‌ برپاداشتن نماز، فرمان به دارای شهرت، نهی از منکر، حوصله بر مصیبت‌ها، تواضع در قبال عموم، متانت در رویکرد رفتن و میانروی در معاش و آرام ساختن صدا از وصایای او به فرزندش میباشد که در سوره لقمان نقل گردیده‌است.[۱۴] همینطور در کتاب‌های روایی، بخشی از وصایای وی به فرزندش آمده میباشد:

آدابِ مهاجرت: مشاوره در امور،‌ تبسم در فیس، مهربانی در زاد و بار، امداد به ملازمان، قبول دعوت، شهید شدن بر حق و مشورت کردن دادن به ملازمان به عنوان مثال آداب هجرت میباشد که لقمان به فرزندش سفارش نموده است.[۱۵]
همنشین عالی: از نگاه لقمان همنشین بهتر کسی میباشد که مدام به خاطر معبود باشد، زیرا علمش برای بشر سودمند و عفو و بخشش آفریدگار بر وی دربرگیرنده آدم نیز می گردد.[۱۶]
برتری بدون صدا بر کلام بیان کردن مانند برتری طلا و جواهرات بر نقره میباشد.[۱۷]
از حیث لقمان داشتن هزار دوست برای بشر معدود و داشتن یک معاند برای وی زیاد میباشد.[۱۸]
دانش، ایمان و شغل نشان‌های آیین از منظر لقمان حکیم می باشند.[۱۹]
علامه مجلسی در بحارالانوار فصلی را بنام (قِصصُ لقمان و حِكَمه) به روایت‌ها و حکمت‌های لقمان تخصیص داده و ۲۷ حدیث را در‌این قسمت نقل نموده است.[۲۰]درین فصل افزون بر نقل آیه‌ها ۱۱تا ۱۹ سوره لقمان ماجرا حکمت‌ها و مواعظ لقمان در شعر و آرامش فارسی بوسیله شعرای معروفی مانند سنایی غزنوی در حدیقة الحقیقة، مولوی در مثنوی معنوی و سعدی در بوستان و گلستان گزینه به کارگیری قرار گرفته میباشد.[۲۱] در گلستان سعدی (باب دوم حکایت ۲۱) آمده میباشد که: «لقمان را گفتند وقار از که آموختی ذکر کرد از بی‌ادبان هرچه از وی در نظرم ناپسند آمد از فعل آن جلوگیری کردم

بازدید : 21
پنجشنبه 26 تير 1404 زمان : 12:53

زن لوط نبی که در قرآن از وی به‌تیتر مثال بارز شرک حافظه شد‌ه‌است. طبق آیه ۱۰ سوره تحریم، وی به همسر خویش تحت عنوان فرستاده توطئه کرد. طبق گفته مفسران، خواسته از کارشکنی، افشای اسرار نبی و همیاری با کافران بود. مفسران شیعه و برخی از مفسران اهل‌سنت بر این نظریه‌اند که معبود بابیان این قضیه، به عایشه و حَفْصه، دو همسر رسول اکرم(ص) نسبت به مکر به او هشدار پک پذیرایی ترحیم مشهد داده میباشد.

همسر لوط به جهت بی دینی و توطئه، همچون قوم و قبیله لوط گزینه عذاب الهی قرار گرفت؛ ولی لوط و دخترانش از شهر بیرون گردیده و از عذاب مصون ماندند. در تورات آمده میباشد که همسر لوط به جهت نگاه کردن به پشت رمز به ستونی از نمک تبدیل شوید و سخنی از دسیسه و شرک وی به در بین نیامده میباشد. بعضی رسیدگی‌ها انتساب برخی از اثرها سنگی یا این که نمکی به همسر لوط را رد کرده‌اند
همسر لوط، همسر یکی‌از پیامبران میباشد که در قرآن از وی با تیتر همسر لوط و در برخی آیه ها با تیتر پیرزنی که به یار و همدم خاندان لوط مبتلا عذاب شد، از وی حافظه شد‌ه‌است.[۱] وی با این که همسر رسول بود؛ ولی در ستون کافران قرار گرفته میباشد.[۲] بعضا نیز اورا منافقی دانسته‌اند که در ظواهر، خویش را مؤ‌اینجانب نماد می‌بخشید؛ اما در درون کافر بود.[۳] نقل شده میباشد که همسر لوط از آغاز کافر خلا؛ بلکه بعداز نبوت لوط به گمراهی کشیده شد.[۴]

برای همسر لوط اسم‌های مختلفی همانند والهه، والعه،[۵] واهله[۶] و واغله مذکور میباشد.[۷] وی از اهلی شهر سَدوم بود که حضرت لوط بعداز ورود به آن شهر، با وی تزویج کرد.[۸] این شهر و یک‌سری شهر در حدود آن، محدوده شغل حضرت لوط به شمار میرفت که در قرآن به تک تک آن ها مُؤتَفِکات بیان شده میباشد.[۹]

مثال بارز شرک
در قرآن هفت توشه از همسر لوط کلام به دربین آمده میباشد.[۱۰] در آیه ۱۰ سوره تحریم او‌را تحت عنوان مثال بارز شرک معرفی گردیده است؛[۱۱] به دلیل آن که وی ذیل سرپرستی یک فرستاده قرار داشت؛ ولی مبتلا بی دینی و نفاق شوید و این لینک خانوادگی سودی برای وی نداشت و در غایت اهل دوزخ و جهنم شد
مکر
قرآن کریم ومهربان در آیه ۱۰ سوره تحریم همسر لوط را تحت عنوان حیله‌شغل معرفی نموده است.[۱۳] به‌گفته مفسران قرآن که برخی نیز ادعای اجماع بر آن دارا هستند، دسیسه همسر لوط، همیاری با معاندان وی و بی دینی و افشای اسرار بوده میباشد؛ خیر به معنای آلوده و کثیف شدن به گناهان منافی عفت.[۱۴]

ابن‌عباس دسیسه همسر لوط را با خبر ساختن خاندان لوط از حضور مهمان در منزل این نبی تیتر نموده است.[۱۵] براساس نقل تبیان ابن‌عباس همسر نوح و لوط را منافق دانسته و فیض نفاقشان (ایمان نداشتن) را خل وچل تلاوت نوح و خبر دادان از حضور مهمانان (حضور ملائکه به طور جوانانی زیبارو) بوده میباشد.[۱۶]

مفسران قرآن غرض از ذکر این مقاله را هشدار دادن به دو همسر حضرت محمد(ص) دانسته‌اند که اسرار او‌را فاش کردند. این هشدار به‌این مفهوم میباشد که همسر فرستاده بودن به تنهایی نمی‌تواند بازدارنده عذاب آن‌ها گردد.[۱۷] مُآدم کش بن سلیمان، از (وفات ۱۵۰ق)[۱۸] و بعضی دیگر از مفسران اهل‌سنت تصریح دارا هستند که پروردگار با این آیه‌ها، به عایشه و حَفْصه نسبت به مبادرت علیه فرستاده و گرفتار شدن به عذاب الهی هشدار داده میباشد.[۱۹]

عذاب الهی
سازه بر بعضی احادیث، زمانی که ملائکهِ عذاب، به طور چندین مرد جوان به منزل لوط آمدند، همسر لوط به عموم شهر خبر اعطا کرد که مردانی بسیار خوشگل به منزل لوط آمده‌اند.[۲۰] بستگان لوط برای تجاوز بدین اشخاص از هر طرف به منزل وی هجوم آوردند. آن ها وارد منزل لوط شدند و جبرئیل به اجازه الهی اقتدار بصیرت را از آنها گرفت.[۲۱] لوط به همدم همسر و دخترانش از شهر بیرون شد. همسر لوط فی مابین منش متوجه هلاکت خاندان خویش شد. وی از این بابت متأثر شوید و روی خویش را به سمت آنان برگرداند. در همین حالا سنگی آمد و او‌را از در میان پیروزی.[۲۲] برخی نیز معتقدند که همسر لوط در شهر ماند و به عبارتی‌جا در گیر عذاب شوید.[۲۳]

طبق نقلی که برخی از راویان آن، تبهکار به دروغگویی و جعل حدیث می باشند،[۲۴] ابوالجَلْد از تابعین، مجسمه سنگی همسر لوط را مشاهده نموده است. درین نقل داعیه گردیده‌است که‌این مجسمه اولِ هر ماه حیض می‌گردد.[۲۵] از جهتی دیگر بعضی بازرسی‌ها حاکی از آن میباشد که تصاویر منتشرشده از ردیف نمکی یا این که ردیف سنگی که برخی آن را منتسب به همسر لوط کرده‌اند، حقیقت ندارد؛ به دلیل آنکه به گفته بعضا زمین‌شناسان، قدمت این اثرها به یکسری میلیون سال می رسد.[۲۶]

گزارش کتاب مقدس
به نوشته بعضی دانشمندان، در تورات سخنی از مکر و شرک همسر لوط به دربین نیامده میباشد و فقط خطای وی، اعتنا کردن به پشت رمز تیتر شد‌ه‌است.[۲۷] درین کتاب آمده میباشد که ملائکه به منزل لوط در شهر سدوم رفتند. مردان این شهر به منزل لوط هجوم آوردند. ملائکه، لوط و همسر و دو دخترش را از شهر خارج بردند.[۲۸] یکی‌از ملائکه اعلام کرد به پشت راز نگاه مکن. همسر لوط به پشت رمز یعنی به سمت شهر نگاه کرد و بر تاثیر این عمل، تبدیل به ستونی از نمک شوید.[۲۹] بنیامین التطلیلی، جهانگرد یهودی، می‌نویسد این ردیف نمکی در مسافت دو فرسخی دریای سدوم جای‌دارد.[۳۰]

پانویس
مکارم شیرازی، تعبیر مثال، ۱۳۷۴ش، ج۱۵، ص۳۲۵-۳۲۶.
مکارم شیرازی، تعبیر و تفسیر مثال، ۱۳۷۴ش، ج۲۴، ص۳۱۳.
ابن‌ ابی‌زمنین، تعبیر و تفسیر القرآن العزیز، ۱۴۲۳ق، ج۲، ص۳۰۲.
مکارم شیرازی، تعبیر و تفسیر مثال، ۱۳۷۴ش، ج۱۴، ص۴۲۵.
قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ۱۳۸۴ق، ج۱۸، ص۲۰۱.
طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۱۵ق، ج۱۰، ص۶۴.
نووی، تهذیب الاسماء واللغات، دار الکتب العلمیه، ج۲، ص۷۳.
مجلسی، حیاة القلوب، ۱۳۸۴ش، ۴۱۸.
طبری، جامع البیان، ۱۴۲۲ق، ج۱۲، ص۵۳۷.
پژوهشکده رئیس داده ها و مدارک اسلامی، فرهنگ و تمدن‌طومار علم ها قرآن(دفتر کار تبلیغات اسلامی)، ۱۳۹۴ش، ص۸۲۰.
قرائتی، تعبیروتفسیر فروغ و روشنایی، ۱۳۸۷ش، ج۱۰، ص۱۳۶.
مکارم شیرازی، تعبیر و تفسیر مثال، ۱۳۷۴ش، ج۲۴، ص۳۱۳؛ حقی بروسوی، روح البیان، دار الفکر، ج۱۰، ص۶۹-۷۰.
طوسی، التبیان، ۱۳۷۱ش، ج۱۰، ص۵۲.
طوسی، التبیان، ۱۳۷۱ش، ج۱۰، ص۵۲؛ قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ۱۳۸۴ق، ج۱۸، ص۲۰۱؛ مکارم شیرازی، تعبیروتفسیر مثال، ۱۳۷۴ش، ج۲۴، ص۳۰۱.
سیوطی، الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور، دار الفکر، ج۸، ص۲۲۸.
طوسی، التبیان، ۱۳۷۱ش، ج۱۰، ص۵۲.
برای مثال نگاه نمائید به: مکارم شیرازی، تعبیر مثال، ۱۳۷۴ش، ج۲۴، ص۳۰۰-۳۰۱؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۱۵ق، ج۱۰، ص۶۴.
زرکلی، الاعلام، ۲۰۰۲م، ج۷، ص۲۸۱.
برای مثال نگاه نمائید به: بلخی، تعبیروتفسیر مقاتل، ۱۴۲۳ق، ج۴، ص۳۷۹؛ فخر رازی، التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، ۱۴۲۰ق، ج۳۰، ص۵۷۴؛ الهرری، تعبیر و تفسیر حدائق الروح والریحان، ۱۴۲۱ق، ج۲۹، ص۴۵۶؛ طوسی، التبیان، ۱۳۷۱ش، ج۱۰، ص۵۲.
طبری، جامع البیان، ۱۴۲۲ق، ج۱۲، ص۵۲۰؛ ابن عادل، اللباب فی علم ها الکتاب، ۱۴۱۹ق، ج۱۱، ص۴۷۷.
حقی بروسوی، روح البیان، دار الفکر، ج۴، ص۱۶۶-۱۶۹.
سیوطی، الدر المنثور، دار الفکر، ج۴، ص۴۶۲؛ طبری، جامع البیان، ۱۴۲۲ق، ج۲، ص۵۱۶؛ ابوحیان اندلسی، البحر المحیط فی التفسیر، ۱۴۲۰ق، ج۵، ص۱۰۳.
بیضاوی، انوار التنزیل، ۱۴۱۸ق، ج۴، ص۱۴۸؛ ابن‌کثیر، قصص الانبیاء، ۱۳۸۸ق، ج۱، ص۲۶۸.
ذهبی، تاریخ الاسلام، ۱۴۱۳ق، ج۲۲، ص۶۶.
سیوطی، الدر المنثور، دار الفکر، ج۴، ص۴۶۲؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۵۰، ص۳۲۷.
«تمثال امرأة لوط المزعوم تکون قبلی الاستیطان البشري في المنطقة

بازدید : 20
چهارشنبه 25 تير 1404 زمان : 14:09

(درگذشت ۱۰۲۱ق) رجال‌شناس و دانا شیعه قرن یازدهم قمری میباشد. وی در تقسیم رجال‌شناسان به مؤسسان، کامل شدن‌کننده‌گان، گردآوری‌آوری‌کننده‌گان و مُنَقِّحان (پژوهشگران)، آغازگر منقحان شمرده شد‌ه‌است. مجموعه‌بندی راویان در تقسیم چهارگانه حدیث (درست، مُوَثَّق، حَسَن و ضعیف) نیز، از ابتکارهای وی میباشد.صاحب و مالک مدارک و پژوهشگر کرکی از استادان او و کتاب‌های دربردارنده الاقوال در دانش رجال و المبسوط فی الامامه در قضیه امامت از اثرها وی پک پذیرایی ترحیم مشهد میباشد.

معاش‌طومار
اطلاعی از تاریخ میلاد عبدالنبی جزائری در مشت وجود ندارد. برخی با اعتنا به اشاره‌های استادان و شاگردان وی، تولد او را حدود نصفه قرن دهم قمری دانسته‌اند.[۱] اسم بابا وی سعد مذکور میباشد؛[۲] اما عبدالله بن عیسی افندی تراجم‌نگار، در اینکه اسم بابا وی سعد باشد شک و تردید نموده است.[۳]

اصالت عبدالنبی جزائری از جزائر میباشد.[۴] جزائر حیطه‌ای میباشد که در عراق و در شمال غربی بصره قراردارد و به آن جِبایِش گفته می شود.[۵] عبدالنبی جزائری در نجف درس خواند[۶] و در دو دهه پایان معاش خویش در کربلا مستقر بود.[۷] وی با صاحب و مالک معالم (درگذشت ۱۰۱۱ق)، مالک مدارک (درگذشت ۱۰۰۹ق) و روضه خوان بهائی (درگذشت ۱۰۳۱ق) از عالمان شیعه، معاصر بوده میباشد.[۸]

جزائری در ۱۸ جمادی‌الاولی سال ۱۰۲۱ق در روستایی دربین اصفهان و شیراز درگذشت. قبر وی در شیراز میباشد.[۹]

علم آموزی و درس دادن
عبدالنبی جزائری، علم ها اسلامی را در حوزه علمیه نجف فرا گرفت. صاحب و مالک مدارک[۱۰] و پژوهشگر کرکی[۱۱] از استادان وی بودند؛ ولی عبدالله بن عیسی افندی تفصیل‌اکنون‌نویس، به جهت اختلاف سِنی متفحص کرکی و جزائری در اینکه او معلم وی باشد شک نموده است.[۱۲] با این حالا، محدث نوری فقید شیعه، با دقت به اذن‌ای که علامه مجلسی در بحارالانوار بیان کرده، متفحص کرکی را معلم وی دانسته، در صورتی چه ممکن میباشد جزائری در طول شاگردی او، سن پاره ای داشته میباشد.[۱۳]

جزائری از صاحب و مالک مدارک نیز اذن اخذ نموده است.[۱۴]

شاگردان او‌را اینگونه بیان کرده‌اند:

سید میرزا محمد بن شرف‌الدین جزائری مشهور به سید میرزا جزائری[۱۵] از فقیهان و محدثان شیعه[۱۶] و تالیف کننده کتاب دولت ها الکلام فی دعائم الاسلام.[۱۷]
سید شرف‌الدین علی حسینی، بابا سید میرزا جزائری.[۱۸]
محمد بن حسین احسائی[۱۹] که کتابی حدیثی نگاشته میباشد.[۲۰]
جابر بن عباس نجفی،[۲۱] که از علامه مجلسی نقل داستان نموده است.[۲۲]
ادب بن محمد بن ادب عباسی[۲۳]
سید اسماعیل بن علی پارسا فلجی جزائری.[۲۴]
آغازگر دگرگونی در رجال
بعضی عبدالنبی جزائری و سید مصطفی تفرشی را آغازگران عصر نَقّادیِ راویان و دانش رجال دانسته‌اند.[۲۵] سلیمان بن عبدالله ماحوزی رجال‌شناسان را به چهار مجموعه مؤسسان، کامل شدن‌کننده‌گان، گردآوری‌آوری‌کننده‌گان و مُنَقِّحان (پژوهشگران) تقسیم کرده و جزائری را استارت کننده زمان منقحان دانسته میباشد،[۲۶] که دانش رجال را محققانه نظارت کرده و با نگاه منتقدانه به جرح و تعدیل راویان پرداخته میباشد.[۲۷] ولی قبل از جزائری، بعضی از عالمان مانند شهید ثانی به نظارت نقادانه رجال پرداخته‌اند، البته مشمول تمامی راویان و جوانب متفاوت دانش رجال نمیشود.[۲۸]

عبدالنبی جزائری اول کسی میباشد که روایان را مطابق تقسیم چهارگانه حدیث (درست، مُوَثَّق، حَسَن و ضعیف) گروه‌بندی نموده است.[۲۹] قبل از وی در نظارت راویان، تقسیم‌بندی وجود نداشت یا این که مطابق تقسیم دوگانه حدیث (درست و ضعیف) نصیب‌بندی گردیده بود.[۳۰]

به یقین ابوعلی حائری رجال‌شناس قرن سیزدهم قمری، جزائری همچون ابن غضائری، بخش اعظمی از اشخاصی که مستحق تضعیف نبوده‌اند را از ضعیفان شمرده میباشد.[۳۱] از احمد بحرانی فقیه شیعه قرن یازدهم قمری نیز بیان شده که جزائری در تضعیف راویان دشوار‌گیرانه عکس العمل می‌نموده است؛[۳۲] ولی دشوار‌گیری وی سبب گردیده برای ثابت وثاقتِ بعضا راویانِ آیتم اختلاف، به صحبت وی استناد گردد.[۳۳]

به گفته سید محمدباقر خوانساری، عبدالنبی جزائری در فقه، اصول، صحبت، حدیث و ... نیز مهارت داشته میباشد

بازدید : 29
سه شنبه 24 تير 1404 زمان : 16:59


حَبیب بن مُظاهِر اَسَدی (شهیدشدن ۶۱ق) از شهدای کربلا. حبیب از خویشاوندان بنی‌اسد و از اصحاب خاص حضرت علی(ع) بود. وی از عده ای بود که بعداز مرگ معاویه به امام حسین(ع) برای رفتن به کوفه طومار نوشتند. بعد از شهیدشدن مسلم بن عقیل، حبیب مخفیانه از کوفه بیرون شد و خویش را به امام حسین(ع) رساند و در روز عاشورا در کربلا به شهید شدن رسید. قبر وی در بقاع امام حسین(ع) و در اطراف بارگاه امام حسین(ع) پک پذیرایی ترحیم مشهد قراردارد.

اسم، لقب و نسب
حبیب بن مُظَهَّر[۱] از خاندان بنی‌اسد و لقب ابوالقاسم بوده‌ میباشد.[۲] در منابع اسم بابا وی به طور مُظواهر[۳] و مُظَهَّر[۴] و در برخی مُطَهَّر[۵] مذکور میباشد. مامَقانی، با استناد به آنچه در گویش‌ها و زیارات پر اسم و رسم میباشد، مُظاهِر (مُظاهِر)را درست شمرده میباشد او احتمال داده که اشخاصی هم که مظهر نوشته اند منظورشان مظاهر میباشد مانند کتابت اسمعیل و اسحق که اسماعیل و اسحاق خوانده می گردند.[۶] ولی سید محسن امین گفته میباشد مطابق آنچه در ورژن‌های کتاب‌های قدیم آمده مُظَهَّر صراحت دارد و مظاهر بر خلاف ضبط قدما میباشد.[۷]

صحابه نبی
ابن‌حجر عسقلانی در کتاب الاصابة فی تمییز الصحابه از منابع صحابه‌نگاری اسم اورا آورده میباشد. به گفته وی حبیب، نبی(ص) را فهم نموده است[۸] البته به گفته سید محسن امین اسم وی در کتاب‌های الاِستیعاب و اُسدالغابه از منابع صحابه‌نگاری تحت عنوان صحابه رسول نیامده میباشد.[۹]

روضه خوان طوسی اورا در فهرست اصحاب امام علی(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) آورده میباشد.[۱۰]

خصوصیت‌ها
حبیب، در همگی پیکار‌ها در کنار امام علی بود و از یاران خاص و از حاملان دانش و علم آن حضرت شمرده می شد.[۱۱] وی عضو شرطة الخمیس (نیروی ضربتی و گوش به دستور علی(ع)) بود.[۱۲] حبیب از حضرت علی(ع)، دانش مَنایا و بلایا (دانش به اموری که ابعاد رخداد خواهد زمین‌خورد) را آموخته بود.[۱۳] خاطرنشان کرد‌وگویی از وی و میثم تمار سال‌های قبل از اتفاق کربلا نقل گردیده‌است که هر مورد طرز شهید شدن دیگری را پیشگویی کرده‌اند.[۱۴]

حبیب حافظ قرآن کریم ومهربان بود و از امام حسین(ع) نقل شد‌ه‌است که وی در هر شب قرآن را ختم می کرد.[۱۵] وی در قبال توصیه حفاظت و پول برای دست برداشتن از کمک امام حسین: اظهار کرد: «ما نزد پیامبر معبود(ص) عذری نداریم که زنده باشیم و فرزند پیامبر آفریدگار(ص) را مظلومانه به قتل برسانند».[۱۶]

در زیارت امام حسین(ع) در نصفه شعبان و غیره[۱۷] اسم وی آمده میباشد.[۱۸]

حضور در حادثه کربلا
حبیب بن مظاهر مثلا عده ای بود که امام حسین(ع) را به کوفه دعوت کرد و از عموم نیز بیعت می‌گرفت. او بعد از عهدشکنی عموم کوفه، به یاور مسلم بن عوسجه به لشکر امام حسین پیوست.

دعوت از امام
بعداز مرگ معاویه در سال ۶۰ق، حبیب و عده ای از بزرگان شیعه ها کوفه؛ همانند سلیمان بن صُرَد، مُسیب بن نَجَبَه و رَفاعة بن شداد بَجَلی، از بیعت با یزید دوری کردند و برای امام حسین(ع) طومار نوشتند و آن حضرت را برای قیام بر ضد امویان به کوفه دعوت کردند.[۱۹] وقتی که مسلم بن عقیل به کوفه آمد، به امداد وی شتافتند. حبیب به هم پا مسلم بن عوسجه به صورت پنهانی در کوفه برای مسلم بن عقیل از عموم بیعت می‌گرفتند.[۲۰]

پیوستن به امام
وقتی که ابن‌زیاد به کوفه رفت و عموم مسلم بن عقیل را صرفا گذاشتند، قوم و قبیله بنی‌اسد، حبیب و مسلم بن عوسجه را نهفته کردند تا به آن ها آسیبی نرسد. آن‌ها مخفیانه از کوفه بیرون شدند و در روز هفتم محرم در کربلا، به کاروان امام پیوستند.[۲۱]

به نقل از سید محسن امین، حبیب هنگامی روئت کرد که یاران امام اندک و معاندان وی بسیارند، از امام حسین(ع) اذن گرفت و نزد کسانی از قوم بنی‌اسد که در حوالی کربلا سکونت داشتند رفت و آن ها به امداد امام طلبید. البته قدمت بن سعد با ارسال کردن سپاهی، بازدارنده از پیوستن آن ها به امام شد.[۲۲]

در بعدازظهر تاسوعا
حبیب بن مظاهر، پیش از روز عاشورا، قرة بن قیس حنظلی را که از طرف قدمت بن سعد برای امام حسین(ع) طومار آورده بود، پند کرد و از وی خواست که حسین(ع) را کمک نماید چراکه به واسطه پدرانش پروردگار تو و ما کرامت بخشیده میباشد.[۲۳] در روز نهم محرم، حبیب به ملازمت زهیر و گروهی دیگر به یار و همدم حضرت عباس(ع) به قصد پند سپاه معاند که می‌خواستند به چادر‌های امام حمله نمایند، به مطرح شدن اوصاف امام و یارانش پرداخت و آنها را از مبارزه برحذر داشت.[۲۴]

بازدید : 16
دوشنبه 23 تير 1404 زمان : 15:38

پسر نوح که در قرآن مهربان به او اشاره گردیده است، به حضرت نوح، ایمان نیاورد و به یار و همدم کافران در عذاب الهی (گردباد)غرق شد. قرآن مهربان در آیه ها ۴۰ الی ۴۷ سوره هود به روایت پسر حضرت نوح اشاره نموده است. در جزئیات این ماجرا در میان مفسران اختلاف میباشد. اکثری از مفسران معتقدند که وی پسر حقیقی وواقعی نوح(ع) بود و نوح از شرک فرزندش با خبر خلا؛ به همین برهان اورا دعوت کرد تا سوار کشتی پک پذیرایی ترحیم مشهد گردد.

ماجرا پسر نوح
حضرت نوح(ع) چهار پسر به اسم‌های سام، حام، یافث و کنعان داشت. دربین آن ها کنعان فقط پسری بود که به پند‌های بابا دقت نکرد و به وی ایمان نیاورد و در غایت در عذاب الهی که به طور گردباد نازل گردیده بود به هم پا کافران غرق شد.[۱] قصه پسر نوح(ع) در قرآن کریم ومهربان در راستای چارچوب هدف ها داستان‌های قرآنی گفته شده میباشد لذا به جزئیات این روایت و خصوصیت‌های پسر نوح هیچ اشاره‌ای نشده میباشد.[۲]

صرفا تصویری که از پسر نوح در قرآن مهربان وجود داراست لحظه‌ای میباشد که گردباد استارت گردیده و پسر نوح فارغ کشتی میباشد. سازه به قصه قرآن، نوح پسرش را دعوت می‌نماید تا سوار کشتی گردد ولی پسر قبول نمی‌نماید و می گوید بالای کوهی میروم تا از گردباد در هواخواهی باشم. نوح توشه دیگر از پسر دعوت به سوار شدن در کشتی می‌نماید و میگوید این گردباد عذابی میباشد که کسی نمی‌تواند از آن فرارو گریز نماید مگر اینکه آفریدگار بخواهد. معبود در‌این هنگام با موجی فی مابین نوح و پسرش مسافت می‌اندازد و در غایت پسر نوح در گردباد غرق می‌گردد.[۳]

شبهه در فرزندی پسر نوح
آیه ۴۶ سوره هود «ای نوح آن پسر از اهل تو خلا» منجر شد‌ه‌است که بعضی در مورد فرزندی کنعان شبهه ساخت نمایند. برخی با استناد به‌این آیه و همینطور آیه ۱۰ سوره تحریم که در آن زن حضرت نوح تحت عنوان خائن معرفی شد‌ه‌است تیتر کرده‌اند که آن فرزند غرق گردیده فرزند نوح خلا؛ بلکه فرزند نامشروع همسر نوح بوده‌میباشد.[۴] این در حالی میباشد که اکثری از مفسرین شیعه و سنی بر شالوده احادیث وارداتی در تعبیر و تفسیر آیه ۴۵ و ۴۶ سوره هود بر مجعول بودن‌ این‌ کلام‌ تأکید کرده‌اند و معتقدند که واژه و کلمه «فخانتاهما» در قرآن مهربان هیچ وقت اشاره به زنا شغل بودن زن نوح و فرزند نامشروع بودن «پسر نوح» ندارد بلکه به معنای مخالفت با حق با نقض عهد و پیمان و افشای اسرار میباشد. [۵]

علامه طباطبایی اعتقاد دارد پسری که در گردباد غرق شد پسر حقیقی وواقعی و حقیقی وواقعی نوح(ع) بود. این را از نوع خطابی که در آیه ۴۲ وجود داراست میتواند استنباط کرد: «یا این که بُنَی ارْکب مَّعَنَا» به دلیل آنکه این نوع خطاب بر شفقت و بخشندگی گوینده دلالت می‌نماید و اشعار به‌این دارااست که به پسر بفهماند که پدرش اورا دوست داراست و نه اورا می خواهد[۶]. در تعبیر مثال، مجمع البیان، تعبیر و تفسیر طبری نیز عهد و پیمان پسر حقیقی وواقعی بودن «پسر نوح» تحت عنوان صحیح‌ترین پیمان دانسته گردیده است.[۷]

بازدید : 22
يکشنبه 22 تير 1404 زمان : 14:35

در نگاه فلسفی، تأثیر مخلصانه بودن شغل بر تکامل نفس و بهروزی ابدی آدم، تأثیری طبیعی و تکوینی میباشد، خیر قرار دادی.[۲۵] شغل فارغ از پاکی نیت، کالبد بی‌جان میباشد و این علت میباشد که در بین خوی بیرونی و جان و روح فاعل، لینک و پیوند برقرار می‌نماید. در عرفان، اخلاص به پیراستگی شغل از هرگونه آمیختگی تمجید گردیده،[۲۶] و بیست و چهار‌مین خانه سیر و سلوک دانسته شد‌ه‌است.[۲۷] بعضا گفته‌اند: در حالتی‌که آیین را که دسته معارف الهی و مسائل اخلاقی و احکام عملی میباشد، محاسبه کنیم صرفا به یک چیز منتهی می‌گردد و آن اخلاص میباشد؛ یعنی بشر، ذات و افعالش را بر این مبنا قرار دهد که تمامی برای معبود واحد قهّار پک پذیرایی ترحیم مشهد میباشد.[۲۸]

در فقه
در فقه اخلاص این میباشد که مکلَّف در شغل عبادی خویش جز قصد نزدیکی و عبودیّت برای آفریدگار، هیچ انگیزۀ دیگری (خواه به نحو استقلال یا این که انضمام) نداشته باشد. آن گروه از تکالیف که قصد تَقَرُّب به معبود، شرط صحّت آن‌هاست، «تَعَبُّدی» نامیده‌ میشود، در قبال «تَوَصُّلی» که صحّت آن به قصدِ تقرّب منوط وجود ندارد. اخلاص در نیّتِ شغلِ عبادی، شرط و عبادت فارغ از آن فسخ میباشد. ریا و دورویی در مقابل اخلاص جای دارد که موجب بطلان کار عبادی میباشد.[۲۹]

قصد تبعی در کار عبادی
وجود پاره‌ای هدف ها تَبَعی( غیر اساسی) در عبادت با اخلاص منافات نداشته و موجب بطلان کار نمی شود. به‌این جهت فقها در مسألۀ اخذ مزد برای نماز و روزۀ میّت، بر منافات نداشتن آن با قصد نزدیکی تصریح کرده‌اند.[۳۰]

قصد دنیایی از برخی عبادات
به لحاظ اکثری از فقیهان، در صورتی اصل کارِ عبادی، برای خداوند باشد، قصد بعضا از فایده‌‌های دنیایی به طور تَبَعی و، با واقعیت اخلاص منافات نداشته، سبب ساز فسخ شدن فعالیت نمیشود. مانند این‌که کسی از روزه تصاحب کردن، افزون بر جاری ساختن امر معبود قصد سالم و بهداشت نیز داشته باشد یا این که در وضو به دست آوردن، خنک شدن را نیز قصد نماید یا این که از قرائت نماز شب، قصد خریداری نمودن روزی بیش‌خیس نیز داشته باشد.[۳۱]

خطورات خیالی حین عبادت
حضرت زهرا درود الله علیها:
مَن اَصعَدَ اِلَی اللهِ خالِصَ عِبادَتِه اَهبَطَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ اِلَیهِ اَفضَلَ مَصلَحَتِه (هر کس عبادت های خالصانه خویش را به سوی معبود فرستد، معبود بلندمرتبه‌، برگزیدگان مصلحت را به سویش فرو خواهد ارسال کرد.)

عدة الداعی، ص ۲۳۳

در صورتی‌که کسی شغل عبادی را خالصانه جاری ساختن دهد، اما از این‌که در قبال دیدگان عموم میباشد، خشنود گردد یا این که هنگام اجرا دادن کار، خطوراتی از ذهنش عبور نماید، سبب ساز از فی مابین رفتن اخلاص و فسخ شدن کار نمیشود.[۳۲]

عدم منافات هراس از عقوبت یا این که آرزو اجر با اخلاص
پرستش پروردگار به‌خیال خوف از عقوبت الهی یا این که به آرزو اجر و نعمت خدا، اخلاص در فعالیت را از دربین نمی‌موفقیت. در جاری ساختن توصّلی، شرط محرک آخرتی میباشد و درصورتی که بشر، جاری ساختن مباح را هم با اخلاص جاری ساختن دهد، به آفریدگار مجاورت گردیده،[۳۳] استحقاق اخذ اجر و سود الهی را خواهد یافت.

مراتب اخلاص نزد عرفا
امام خمینی برای اخلاص مراتبی بیان کرده‌اند:

سکو نخستین: تطهیر فعالیت میباشد -چه فعالیت قلبى یا این که شغل ظاهری- از شبهه رضاى عبد و جلب قلوب آنها، چه براى خوش‌آمد گویی آن ها یا این که براى جلب سود یا این که براى غیر آن.
جايگاه دوم: تطهیر فعالیت میباشد از خریداری نمودن منافع دنیایی هر یک سری که علت و محرک آن التفات الهی باشد تا به‌این واسطه التفات فرماید. مثل قرائت نماز شب براى گسترش روزى و بجا آوردن نماز ویّل ماه(به عنوان مثال) براى سالم از آفات آن ماه و دیگر هدف های دنیوى.
جايگاه سوّم: پاک سازی شغل میباشد از این‌که به‌خیال پردیس‌های جسمانی و حورالعین و قصر‌ها و امثال آن از لذات جسمانی، جاری ساختن عبادی خود را جاری ساختن دهد.
سکو چهارم: آن میباشد که کار را تصفیه نماید از خوف عقاب و عذاب‌های جسمانى که وعده داده گردیده‌است٬ و از واهمه حدود و تعزیرات دنیایی.
جايگاه پنجم: تطهیر شغل میباشد از وصال به لذّات روحی مستمر و خویش را در جرگه فرشتگان وارد کردن، این رتبه نیز گرچه سکو گران قدر و مقصد عالى و مهمى میباشد، ولى از منظر عارفان حقیقی و واقعی این رتبه نیز دارنده نقصان بوده و سالک آن نیز در زمره کاسبان به شمار می‌رود.
سکو ششم: پاک سازی آن میباشد از خوف عدم استحصال بدین لذّات و محروم شدن از این بهروزی‌ها.
درجه هفتم: تطهیر کار میباشد از اینکه به‌خیال پردیس لقاء الهی شغل نماید و این رتبه از مهم ترین هدف ها اهل معرفت و سالکان کوی دوست میباشد.
و نوع عموم از استحصال به آن ناتوانند و کمتر کسی از اهل معرفت به‌این خوشبختی می‌رسند، ولی این جايگاه سکو پایانی عروج آنها وجود ندارد، بلکه از مقامات معمولى آنها به‌شمار می‌رود.

و بعداز این سکو، مراتب دیگرى میباشد که از حدود خلوص بیرون بوده، ذکر آن مراتب از صبر اینجا بیرون میباشد.[۳۴]

بازدید : 15
شنبه 21 تير 1404 زمان : 13:26

بهشتی از شروع جوانی به کار های اجتماعی و نرم‌افزار‌ریزی‌های بزرگ آموزشی و تبلیغی عشق داشت، چنان که در ۱۳۲۶ش در یک گردآوری هجده نفری که مرتضی مطهری نیز از آن پاراگراف بود، روش جدیدی از سفر تبلیغی و مطالعات مذهبی طراحی برنامه گردیده را با احاطه آیت الله بروجردی و میانجی گری امام خمینی تجربیات پک پذیرایی ترحیم مشهد کرد.[مستلزم منبع]

در ۱۳۳۱ش، پایین تأثیر مبارزات آیت الله کاشانی و محمد مصدق در نهضت ملی شدن نفت، در اعتصابات منتهی به رخداد ۳۰ تیر و سقوط دولت قوام السلطنه در اصفهان کمپانی نمود و در گردآوری متحصنان در تلگراف‌منزل اصفهان سخنرانی کرد.[مستلزم منبع]

تأسیس متوسطه آیین و علم
کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ش، بهشتی را که در مسائل اجتماعی فرضی پویا و حساس داشت متوجه ضعف نیروهای مذهبی کرد. اول مبادرت وی برای تربیت نیروهای مذهبی کارآمد، تأسیس متوسطه آیین و علم در ۱۳۳۳ش در قم بود که رئیس آن را تا ۱۳۴۲ش خویش او برعهده داشت.[۳]

نوشته ی علمی نویسی
در سال جاری‌ها حوزه علمیه قم کار های فرهنگی جدیدی را برای معرفی اسلام به نسل جوان و علم آموزی کردگان دانشگاهی شروع کرده بود. بهشتی نیز در کار هایی از قبیل تکثیر خبرنامه مدرسه اسلام و سالنامه و فصلنامه مدرسه تشیع حضوری اثر گذار و مؤثر داشت و نوشته‌ی علمی مفصلی به عنوان «حکومت در اسلام» در نشریه اخیر (۱۳۳۸-۱۳۳۹ش) منتشر ایجاد کرد و در جلسات سخنرانی موسوم به «گفتار ماه» نیز که در طهران برای جوان ها و دانشجو یان تشکیل می شد همپا با روحانیونی زیرا مرتضی مطهری و آیت الله طالقانی سخنرانی می کرد.[مستلزم منبع]

احداث مکتب علمیه حقانی
در سال جاری‌ها بهشتی، با طرح فکر‌های تازه و اذهان اصلاحی و انتقادی خویش، درصدد ساخت دگرگونی و بهبود در حوزه علمیه قم برآمد و خلال تأسیس «کانون اسلامی علم آموزان و فرهنگیان قم» که ذیل حیث محمد مفتح اداره می شد، با همیاری روحانیونی دیگر توانست شیوه و نرم‌افزار درسی جدیدی برای طلاب علم ها فقاهتی پیاده سازی نماید و با تأسیس مکتب منتظریه یا این که مکتب حقانی آن را به اعمال درآورد.[۴]

نبرد سیاسی
بعداز درگذشت آیت الله بروجردی و مرجعیت امام خمینی، فصل جدیدی از تحولات و مبارزات سیاسی در حوزه علمیه قم و محافل مذهبی شروع شد. بهشتی نیز بدین مبارزات پیوست. کار‌های او در حادثه ۲ فروددین ماه ۱۳۴۲ و پانزدهم خرداد ماه به عبارتی سال و دستگیری امام خمینی به گستردن در اوراق سازمان داده ها و امنیت مملکت (ساواک) آمده میباشد.[۵]

عضویت در هیئت مؤتلفه
زمانی که تشکلی از تعدادی هیئت مذهبی به اسم هیئت های مؤتلفه اسلامی برای نگهبانی از نهضت امام خمینی پدیدآمد، بهشتی از روحانیونی بود که از سوی امام خمینی برای بررسی بر عمل این تشکل و یاری به آنان انتخاب شد.[۶] با توسعه و گسترش کار‌های سیاسی و فکری بهشتی در قم، ساواک اورا ناچار به سوراخ این شهر کرد و وزارت نظام آموزشی او را موقتیً در انتظار سرویس نمود.[۷] با عزیمت به طهران، میدان عظیم‌تری برای شغل در دست بهشتی قرار گرفت، ولی توقف او در‌این شهر چندان وقتگیر نشد.

مهاجرت به آلمان
در ۱۳۴۳ش، آیت الله سید محمد هادی میلانی که از مراجع تاسی و مقیم مشهد بود از بهشتی خواست که در اجابت درخواست مسلمان‌ها و ایرانی های مقیم هامبورگ، به آلمان عزیمت نماید و اداره راءس اسلامی هامبورگ را بر ذمه گیرد. آیت الله سید احمد خوانساری نیز بر لزوم این مهاجرت تأکید داشت. با مسافرت بهشتی به اروپا، که به انگیزه مخالفت‌های ساواک خالی از دشواری نیز عدم وجود، عرش جدید‌ای در قبال ذهن پویا و نوگرای بهشتی باز شد.[۸]
اقامت او در آلمان پنج سال به درازا کشید. در‌این بازه، او خلال تصدی کارها فقهی ایرانیان و بقیه مسلمان ها مقیم هامبورگ و آلمان و برخی کشورهای دیگر اروپایی، توانست با یاری جمع‌ای از دانشجو یان متدین اهل ایران، «اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجوها تیم فارسی گویش» را ساخت و ساز نماید و دانشجو ها مبارزی را که به انگیزه اعتقادات مذهبی با تشکیلاتی مانند کنفدراسیون دانشجو ها اهل ایران و سازمان‌های شبیه آن ارتباط‌ای نداشتند در‌این اتحادیه گرد آورد. بهشتی در معرفی اسلام به اروپاییان نیز گام‌های مؤثری برداشت و با احاطه یافتن بر گویش آلمانی در کنار گویش انگلیسی با اذهان متفکران و فیلسوفان غربی آشنا شد. در سال جاری‌ها به حج رفت (۱۳۴۵ش) و با امام خمینی نیز در عراق ملاقات کرد (۱۳۴۸ش). گزارش‌های ساواک نشانه میدهد که‌این سازمان به شدت مراقب و نگران کار‌های او در‌این زمان بوده میباشد.[۹]

برگشت به جمهوری اسلامی ایران
بهشتی در ۱۳۴۹ش، از آلمان به کشور‌ایران آمد و ساواک بازدارنده رجوع و برگشت او به آلمان شد. در مسافت سال‌های ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۶ش، بهشتی در طهران و قم به کار‌های علمی و آموزشی و اداره جلسات آموزشی و تبلیغی برای طلاب و جوان ها دانشگاهی پرداخت و اذهان خویش را از این شیوه در جامعه اشاعه کرد.[مستلزم منبع]
به عنوان مثال کار‌های اصلی او در‌این عصر، حضور مؤثر در قسمت نرم‌افزار‌ریزی درس تعلیمات شرعی وزارت نظام آموزشی و شرکت کردن با روحانیون دیگر مانند شهید پزشک معالج محمد جواد باهنر، علی گلزاده غفوری و سید رضا برقعی در تألیف کتاب‌های درس فقهی و قرآن مدرسه ها سراسر مرزوبوم بود. این کتاب‌ها در شناخت گسترده جوان ها آن عصر با اسلام و تولید مسئله‌های اعتقادی برای انقلاب اسلامی در ذهن آن‌ها مؤثر بود. در ۱۳۵۴ش، ساواک او‌را بازداشت و زمان کوتاهی زندانی کرد.[۱۰]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 508
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 329
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 330
  • بازدید ماه : 335
  • بازدید سال : 1998
  • بازدید کلی : 32267
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی