loading...

???? ???? ???????

بازدید : 52
يکشنبه 31 فروردين 1404 زمان : 17:18


میرزا علی ثِقَةُالاسلام تبریزی (۱۲۷۷-۱۳۳۰ق)، دانا شرعی، مولف، اهل جنگ مشروطه تبریز و پیشوای شیخیه تبریز. در عاشورای ۱۳۳۰ به هم پا هفت بدن دیگر به دار آویخته شد. از او کتاب‌ها، رساله‌ها و طومار‌هایی ارثیه میباشد.

به دنیا آمدن و نسب
او در رجب سال ۱۲۷۷ هجری قمری دیده به جهان گشود. فرزند ارشد حاج میرزا موسی ثقة الاسلام و نواده حاج میرزا شفیع صدر ثقة الاسلام بود. جد پنجمش، میرزا محمد شفیع تبریزی، معاصر معدود فرمانروا افشار بود و به پاس خدمتی که به وی کرد، مستوفی حوزه‌ آذربایجان شد. از آن پس این خانواده بعضا مناصب و مشاغل دیوانی و حکومتی را برعهده داشتند.[۱] میرزاشفیع تحصیلات شرعی خویش را در عتبات طی کرد و به رینگ درس سید کاظم رشتی (جانشین روضه خوان احمد احسایی) پیوست و بعداز برگشت به تبریز رهبر شیخیه آنجا شد. فرزندش، حاج میرزا موسی، نیز تحصیلات خویش را در عتبات عالیات کامل شدن کرد. وی از افراد با نفوذ تبریز و از علمای فعال آنجا در رخداد تحریمِ تنباکو پک پذیرایی ترحیم مشهد بود.[۲]

تحصیلات
میرزا علی تبریزی تحصیلات فقاهتی را در تبریز تمام کرد و آنگاه در عتبات نزد اساتیدی زیرا زین العابدین مازندرانی، آن را کامل شدن کرد. بعداز رجوع و برگشت به کشور ایران و فوت پدرش در ۱۳۱۹ق، مظفرالدین پادشاه به توصیه ولیعهد، محمدعلی میرزا، کنیه ثقة الاسلام را به او اعطا کرد و وی به طور رسمیً سر گروهی شیخیه تبریز را بر ذمه گرفت.[۳] او سه توشه وصلت کرد و نتیجه ها این وصلت‌ها سه پسر و چهار دختر بود.[۴]

مختصات
ثقة الاسلام در کشور ایران و عتبات، فقه، اصول، حکمت، حرف، تاریخ، جغرافیا، نجوم، آرامش، دانش رجال و کتاب شناسی یادگرفت. وی به فارسی، عربی، ترکی و فرانسه اشراف داشت و در دانش تاریخ، سخن و مثنوی معنوی شناسی صاحب و مالک حیث بود.[۵] او را در سخنوری حاذق دانسته‌اند.[۶] وی به فلسفه و عرفان نیز عشق داشت.[۷] پژوهش مجله‌ها و جراید اساسی عربی در تجدد و روشنفکری وی تأثیر بسزایی داشت و اطلاعاتش درباره نظام‌های جدیداجتماعی، مجالس وعظ و خطابه اورا رده هدایت اذهان عموم ایجاد کرد.[۸]

ثقة الاسلام بیشتر اوقاتش را در کتابخانه فردی‌اش می گذراند و متشخص‌های علمی و ادبی مشایعت داشت. امیرنظام گروسی، مهدی‌قلی هدایت، ادیب خلوت، سید محمد کاظم عصار، و ادیب الممالک فراهانی از معاشران وی بودند.[۹] در کتابخانه وی مجلسی ادبی برگزار میشد که تنی چند از ادبا و فضلای آن روز تبریز در آن کمپانی می‌کردند. وی خویش نیز ذوق وسلیقه شاعری داشت و اشعاری از وی باقی‌مانده میباشد.[۱۰] عشق‌اش به یاد دادن، اورا برانگیخت تا برادران و فرزندانش را برای علم آموزی روانه اروپا و عتبات و طهران نماید.[۱۱]

معاش سیاسی
در انقلاب مشروطه
ثقة الاسلام از شروع تکان عدل و داد‌خواهی و بعد از آن مشروطه طلبی، در زمره حامیان جدّی آن قرار داشت. او هنگام سفر علما به قم و تحصن آنها در آنجا، با ارسال تلگرام‌هایی به علما و مظفرالدین فرمان روا، علاوه بر هواخواهی از مراد‌های مهاجران، خواهان گشوده گرداندن آن‌ها به طهران شد.[۱۲]

نمایندگی مجلس
بعد از برد نهضت مشروطه، به هنگام رأی گیری برای تعیین نمایندگان مجلس شورای ملی، او بیشترین رأی را در بین علما به دست آورد،[۱۳] اما نمایندگی را نپذیرفت.[۱۴] با تأسیس انجمن ایالتی آذربایجان، که محفل آزادی خواستار بود، ثقة الاسلام از حامیان و فعالان این انجمن و از نویسندگان خبر نامه انجمن شد.[۱۵] حضور وی در انجمن ایالتی، در مقابل انجمن اسلامیه (محفل علمای مخالف مشروطه)، حمایت کننده‌ای برای مشروطه خواستار بود.[۱۶]

بازدید : 66
شنبه 30 فروردين 1404 زمان : 11:22


صدام و فلسطین
صدام به دلیل تأکیدی که بر نژاد عرب داشت، زمینه آزادسازی فلسطین را بسیار زیاد مطرح میکرد.[۴۱] وی معتقد بود فلسطین مملکت عرب، قبله نخستین مسلمان ها و سو‌مین جای مقدس برای مسلمان‌ها بوده میباشد.[۴۲] صدام مدعا بود تاهنگامیکه قدس در اختیار صهیونیست‌ها باقی بماند چه کسی میتواند ادعای مؤمن بودن داشته باشد و مطمئن باشد نمازش در نزد آفریدگار قبول میباشد.[۴۳] در وسطٔ پیکار کویت که ائتلاف ایالات متحده، عراق را وادار به خروج از کویت کرد، صدام به سوی اسرائیل ده‌ها موشک شلیک کرد که‌این عمل وی، ثنا شماری از عموم عالم عرب را پیرو داشت.[۴۴] شماری از کارشناسان بر این باورند که غرض صدام از این عمل، این بود که از حس تنفر ملت‌های عرب نسبت به اسرائیل استعمال نماید و به‌این سیرتکامل برای خویش مشروعیت‌سازی نماید و دولت‌های عربی را در مبارزه با ائتلاف آمریکایی با خویش یار و پک پذیرایی ترحیم مشهد همدم نماید.

[۴۵] صدام همینطور وعده داده بود که نصف اسرائیل را به حریق خواهد کشید. ولی بعضا در جایگاه مذمت صدام گفته‌اند که وعده حریق زدن نصف اسرائیل را اعطا کرد؛ البته اربیل را به حریق کشید. وعده هلاکت اسرائیل را اعطا کرد؛ ولی کویت را بلعید.[۴۶] صدام همینطور راهپیمایی‌ عموم همدان در روز جهانی قدس را در سال ۱۳۶۱ش گزینه غرض قرار بخشید که ۸۰ نفر در آن کشته شدند.[۴۷]

قیام‌ها و کشتارها
عراق در زمان سر کردگی جمهوری صدام، شاهد کشتارها و قتل‌عام‌های عظیم‌ای بود. روزنامه نیویورک تایمز، صدام را از بی‌رحم‌ترین اشخاص در قرن حاضر دانسته میباشد.[۴۸] صدام، سید محمدباقر صدر و خواهرش بنت الهدی را بازداشت و اعدام کرد.[۴۹] صدام همینطور کوشش اکثری در کشتار اشخاص حزب الدعوه داشت.[۵۰]

کشتار با بمب شیمیایی

حمله شیمیایی حلبچه
حکومت عراق از بمب‌های شیمیایی علیه هدف ها اهل ایران و عراقی، نظامی و غیر نظامی، استفاده نمود. ارتش عراق از گاز روان علیه هدف ها غیرنظامی به عنوان مثال شهر حلبچه عراق و روستای زرده جمهوری اسلامی ایران بهره برد. همینطور گاز خردل را در مریوان، سردشت و چند روستا به شغل موفقیت.[۵۱]

حکومت بعث همینطور در زد خورد‌های نظامی نیز بمب‌های شیمیایی به کارگیری میکرد و بخشها عملیاتی بدر، خیبر، والفجر۸ و حوزه‌ فاو را مقصود بمباران شیمیایی قرار بخشید.[۵۲]

عراق هجوم ها شیمیایی خویش را به طور بدون شوخی از سال ۱۳۶۲ش و در پیکار کشور‌ایران و عراق شروع کرد[۵۳] و این هجوم ها تا نقطه پایان پیکار در سال ۱۳۶۷ش ادامه داشت.[۵۴] بر تاثیر تهاجم ها شیمیایی ارتش عراق در حدود صد هزار نفر اشخاص نظامی و غیر نظامی شهید و آسیب دیده گشتند.[۵۵]

حکومت عراق همینطور ضمن امر حمله ها شیمیایی به شهرها و روستاهای مجاورت مرز، با فعال سازی عملیاتی دیوانه به قصد تشدید فشار بر مسئولان جمهوری اسلامی ایران، شهرهای تعالی و مرکزها استان‌های جمهوری اسلامی ایران را ارعاب به بمباران و موشک‌باران شیمیایی کرد؛ تهدیدی که به حیث دانشمندان اجرای آن به دور از انتظار خلا و در تایید قطعنامه‌ ۵۹۸ از جانب جمهوری اسلامی ایران موءثر بود.[۵۶]

انتفاضه صفر
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: انتفاضه صفر عراق
حزب بعث برگزاری مراسم‌های مذهبی را محصور کرد و همینطور هر نوع برقراری موکب و پیاده‌روی به کربلا ممنوع شد.[۵۷] با این وجود عموم نجف در تاریخ ۱۵ صفر ۱۳۹۸ق موازی با ۱۹۷۷م فراهم برگزاری پیاده‌روی اربعین شدند.[۵۸] کاروان سی‌هزار نفری به سمت کربلاء جنبش کرد. این تکان از آغاز با واکنش حکومت مواجه گردیده و یک سری شهید شدند. در غایت در مسیر نجف به کربلا، نیروهای ارتش حمله کرده، هزاران نفر را دستگیر کردند.[۵۹] یک سری کشته شدند، بعضی به اعدام و برخی دیگر به حبس ابد محکوم گردیدند.[۶۰] سید محمدباقر صدر و سید محمدباقر حکیم درین انتفاضه نقش داشتند.[۶۱] امام خمینی نیز این قیام مردمی را تأیید کرد.[۶۲]

بازدید : 25
پنجشنبه 28 فروردين 1404 زمان : 11:20


عبدالله جوادی آملی (۱۳۱۲ش) فیلسوف، فقید، مفسر قرآن، مدرّس حوزه علمیه قم و از مراجع پیروی شیعه در قرن پانزدهم هجری خورشیدی میباشد. وی از شاگردان آیت الله بروجردی، امام خمینی و علامه طباطبایی بوده و حدود شصت سال در حیطههای علمیه قم و طهران، علومی زیرا فلسفه، عرفان، فقه و تعبیروتفسیر را درس دادن نموده است. او کتاب‌های اکثری نوشته که تعبیروتفسیر تسنیم و رحیق مختوم (گستردن اسفار اربعه) پک پذیرایی ترحیم مشهد به عنوان مثال آن ها میباشد.

جوادی آملی بعد از انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران مسئولیت‌هایی زیرا عضویت در شورای بهتر قضایی، مجلس خبرگان قانون اساسی ایران، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و مجلس خبرگان رهبری را برعهده داشته میباشد. او همینطور در دهه‌های هفتاد و هشتاد خورشیدی، امام آدینه قم بوده میباشد. وی در سال ۱۳۶۷ش، در هجرت به سرزمین شوروی قدیمی، پیام امام خمینی را به گورباچف ابلاغ کرد.

جوادی آملی در فلسفه به‌دنبال حکمت مُتعالیه میباشد. وی وجود دانش فقاهتی در حوزه علم ها انسانی و تجربی را می‌پذیرد. بعضا از فتواهای متعدد او عبارت میباشد از: روا بودن تبعیت زنان از مرجع پیروی زن، روا بودن تغییر تحول جنسیت و عصمت و طهارت اهل کتاب.

معاش‌طومار
عبدالله جوادی آملی در سال ۱۳۱۲ش در آمل به‌جهان آمد.[۱] بابا او از روحانیون این شهر بود.[۲] در سال ۱۳۲۵ش تحصیلات فقاهتی را در حوزه علمیه آمل استارت کرد و در مقطع پنج سال دروسی زیرا ادبیات عرب، منطق، اصول فقه، فقه، تعبیر و تفسیر قرآن و حدیث را در سطح میانگین حوزه یادگرفت.[۳]

در سال ۱۳۲۹ش به طهران رفت و پنج سال در مکتب مروی به علم آموزی علم ها فقهی افزود. در‌این زمان در دروس محمدتقی آملی، ابوالحسن شعرانی، مهدی الهی قمشه‌ای و محمدحسین تونی حاضر شد. وی در کنار فقه و اصول، فلسفه و عرفان هم علم آموزی کرد و هم زمان به درس دادن دروس حوزوی درگیر شد.[۴] او در سال ۱۳۳۴ش به حوزه علمیه قم رفت و سطح ها تخصصی دروس حوزوی را از عالمانی همانند آیت‌الله بروجردی، سیدمحمد پژوهشگر داماد، میرزا هاشم آملی، امام خمینی و علامه طباطبایی آموخت.[۵]

درس دادن

تصویر روی جلد تعبیر تسنیم
جوادی آملی درس دادن علم ها حوزوی را از جوانی و هنگامی که در حوزه طهران درس می‌خوانده، شروع نموده است.[۶] از مجال اقامت در طهران در اوایل دهه سی خورشیدی درس دادن او در حوزه علمیه استارت شد و هم‌اینک سوابق حدود شصت سال درس دادن دروس متعدد حوزوی ازجمله فقه، فلسفه، عرفان و تعبیر قرآن را در کارنامه علمی‌اش دارااست. در‌این دوران سه زمان کتاب اسفار اربعه ملاصدرا را در حوزه علمیه قم درس دادن نموده است.[۷]

درس تعبیر وی از سال ۱۳۵۵ش استارت شد و در ۲۳ خرداد ماه ۱۳۹۹ش به آخر رسید.[۸] درس تعبیر و تفسیر و درس بیرون فقه جوادی آملی در مسجد اعظم قم برگزار می شود.[۹] طبق گفته آیت‌الله جوادی، استارت درس تعبیروتفسیر، ۱۴۰۰ق و پایانش ۲۳ شعبان ۱۴۴۱ق میباشد.[۱۰]

شاگردان
در طول سالیان دراز درس دادن آیت‌الله جوادی آملی -بیشتراز ۵۵ سال- هزاران نفر از دروس وی سود کرده‌اند؛ به عنوان مثال:

مهدی شب‌زنده‌دار،[۱۱]
سید محمدرضا مدرسی یزدی،[۱۲]
غیاث‌الدین طه‌محمدی[۱۳]
غلامرضا فیاضی،
عبدالحسین خسروپناه،
حمید پارسانیا،
مهدی هادوی تهرانی.[مستلزم منبع]

بازدید : 57
چهارشنبه 27 فروردين 1404 زمان : 18:18


معاد
نوشته‌علمی‌های مهم: معاد، قیامت، و آخرت
یقین به زنده‌شدن مردگان و معاش بعداز مرگ از اصول باورهای ادیان و به‌ویژه اسلام میباشد. اطمینان به معاد دربرگیرنده یقین به وقوع حوادثی در هنگام مرگ و آن گاه در روزگار برزخ و نیز رویدادها و حالت‌های پس از زنده شدن مردگان در روز قیامت میباشد. مفاهیمی مثل حشر، واحد سنجش، تطایر کتاب ها، صراط از اموری‌اند که مسلمانها به آن پک پذیرایی ترحیم مشهد اعتقاددارند.

بقیه باورها
باور به وجود ملائکه، قضا و قدر، فقید برزخ، فقیه ذر، خلقت حضرت بشر از خاک و ادامه نسل بشر از حضرت انسان و حوا، نیز از اعتقادات همگی یا این که اکثر مسلمانها به‌شمار می‌رود.

وظایف عملی
نوشته ی علمیٔ اساسی: فروع آئین
نصیب مهمی از تعالیم آیین اسلام ناظر به اجرا هر شخص مسلمان میباشد. این وظایف که احکام عملی نیز نامیده می گردند در دانشی به اسم فقه تدوین گردیده‌اند. منبع اساسی آشنایی این وظایف قرآن و سنت (گفتار و کردار معصومان) میباشد.

به‌طور کلی می‌قدرت وظایف عملی هر شخص مسلمان را در سه حوزه عبادات، خلق و خوی و احکام مدنی و اجتماعی (معاملات) مجموعه‌بندی کرد.

عبادات
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: عبادت
عبادت عملی میباشد که صرفا می بایست به علت اطاعت از امر آفریدگار صورت بپذیرد. جاری ساختن عبادی یا این که واجب‌اند یا این که مستحب. مهم ترین شغل عبادی واجب در اسلام نمازهای (صَلات) روزمره میباشد. بعضی از مهمترین عبادت‌های واجب عبارت‌اند از: روزه (صَوم) در ماه رمضان، زَکات، خُمس، زیارت منزل کعبه (حج)، جهاد.

خوی
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: خلق
در متن ها مهم اسلام (قرآن و سنت معصومان) آموزه‌های فراوانی برای رفتارهای اخلاقی وجود داراست. معرفی اخلاق و رفتار نیکو و ناپسند و شیوه های عملی وصال به کمالات اخلاقی، پیشنهاد به رعایت دستمزد دیگرافراد و دستوراتی برای تهیه و تنظیم ارتباط ها اجتماعی و خانوادگی از تعالیم اخلاقی اسلام میباشد.

وظایف مدنی و اجتماعی
در اسلام برای بخش اعظمی از کارها معاش روزانه امرها فقاهتی وجود داراست؛ اموری مثل تزویج، جدایی، خریدوفروش، اجاره، رهن، خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها، شکار، کارها جنائی و قضاوت که هر کدام احکامی دارا‌هستند. این احکام در دانش فقه با تیتر احکام معاملات گزینه گفت و گو قرار می گیرند.

انشعاب‌ها
امروزه مسلمان‌ها در پوسته دو مذهب گرانقدر شیعه و اهل سنت مجموعه‌بندی میشوند. هرمورد از این دو مذهب نیز فرقه‌های زیادی دارا‌هستند. مهمترین اختلاف در بین شیعه و اهل سنت، موضوع امامت یا این که جانشینی رسول میباشد؛ این اختلاف از روزهای اولیه پس از رحلت فرستاده(ص) میان بعضا از اصحاب نمایان شد.

تمایزات این دو مذهب در امامت خلاصه نمی شود و این دو مذهب از دید اعتقادی و احکام عملی نیز با هم تفاوت‌هایی دارا‌هستند. تفاوت نگاه درباره عدل الهی [۲۷] و عدل و داد اصحاب رسول، طهارت انبیا، جبر و سپردن، بعضی از احکام وضو و نماز و حج، تفاوت نظریه درباره تزویج موقت نیز از مفاد اختلافی دربین این دو مذهب میباشد.

شیعه
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: شیعه
شیعه به‌تیتر یک کدام از دو مذهب مهم اسلام خویش به فرقه‌های زیادی منشعب شد‌ه‌است. وجه مشترک تمامی این فرقه‌ها یقین به امامت و خلافت امام علی(ع) و دو فرزندش امام حسن(ع) و امام حسین(ع) بعداز نبی میباشد.

شیعه‌ها در اکثر کشورهای اسلامی حضور دارا‌هستند. راءس پژوهش ها پیو‌ (Pew) در سال ۲۰۰۹م، ۱۰ تا ۱۳ درصد از جمعیت مسلمانها عالم را شیعه تقریب زده میباشد (نزدیک به ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیون نفر). براساس این گزارش، ۶۷ تا ۸۰ درصد جمعیت شیعه‌ها در چهار کشور‌ایران، پاکستان، هند و عراق بومی می باشند.[۲۸] طبق داده های عددی مؤسسه پیو در ۲۰۰۹م،‌ ۶۶ تا ۷۰ میلیون شیعه (۳۷ تا ۴۰ درصد شیعه‌ها عالم) در جمهوری اسلامی ایران، ۱۷ تا ۲۶ میلیون (۱۰-۱۵ درصد) در پاکستان، ۱۶ تا ۲۴ میلیون (۹-۱۴ درصد) در هند، ۱۹ تا ۲۲ میلیون (۱۱-۱۲ درصد) در عراق و ۷ تا ۱۱ میلیون (۲-۶ درصد) شیعه در ترکیه معاش می‌نمایند.[۲۹]

اهل سنت

بازدید : 59
سه شنبه 26 فروردين 1404 زمان : 15:06


پیش از اسلام

مسیر مسافرت سلمان فارسی
محل و فرصت به دنیاآمدن
بعضا از دانشمندان، انتساب سلمان فارسی به حیطه جِی اصفهان را معتبرتر بررسی کرده‌اند[۲۶] و شواهدی (مثل رجوع سلمان به آنجا بعداز فتح اصفهان به دست مسلمانان و تشکیل داد مسجد در آنجا) بر آن دلالت داراست.[۲۷] با این اکنون، شهر‌های دیگری زیرا کازرون[۲۸] (شیراز)،[۲۹] و یا این که رامهرمز تحت عنوان محل میلاد وی مذکور میباشد.[۳۰] در تاریخ به دنیا آمدن وی نیز رخداد نظری نیست؛ عطاءالله مهاجرانی، از نویسندگان شیعه، بر این اعتقادوباور میباشد که وی میان سال‌های ۵۲۰ تا ۵۷۰ میلادی به جهان آمده میباشد.[۳۱] با این هم اکنون در گزارش‌هایی زمان قدمت وی ۲۵۰ تا ۳۵۰ سال ذکر شده است، که مجال به دنیا آمدن اورا سال‌هایی دورتر نماد پک پذیرایی ترحیم مشهد میدهد.[۳۲]

دین و مذهب گذشته
روضه خوان صدوق، از محدثان شیعه، بر این اعتقاد و باور میباشد که سلمان فارسی هیچگاه به غیر خداوند مانند سجده نکرد ولی زیرا قبله‌ای که رو به آن برای آفریدگار مأمور به سجده بود به طرف شرق و محل طلوع خورشید بود بابا و مادرش می پنداشتند که وی برای خورشید و محلی که خورشید از آن طلوع می نماید سجده می نماید.[۳۳] همینطور مبنی بر روایتی از امام علی(ع) چنانچه چه سلمان مجبور بود به مشرک بودن خویش وانمود نماید، البته هیچگاه زرتشت نبوده میباشد.[۳۴] در حدیثی از نبی(ص) بر روحیه واقعیت‌جویی سلمان تأکید گردیده‌است.[۳۵] اگرچه در مصادری اورا از رهروان آئین زرتشت معرفی کرده‌اند که بر پر‌نور نگه‌داشتن حریق مواظبت داشته،[۳۶] ولی بر پایه ی مستنداتی دیگر او در به عبارتی مجال نیز دین زرتشت را درست نمی‌دانسته میباشد.[۳۷]

سازه به نقل از خطیب بغدادی، مورخ سده پنجم هجری قمری، سلمان فارسی به دلیل عشق و علاقه شدید پدرش، مانند دختران جوان در منزل محبوس گردیده بود و به همین عامل با ادیان دیگر شناخت نداشت.[۳۸] روزی که پدرش او‌را به طغیان از کارگرانش مأمور تشکیل داد، از منزل بیرون شد و به یکی کلیساهای مسیحیان عکس العمل کرد.[۳۹] وی با دیدن عبادت مسیحیان به آئین آن‌ها عشق و علاقه‌مند شد و از منزل گریزو فرار کرد.[۴۰] سلمان فارسی به شام، راس مسیحیان، مسافرت کرد و نزد اسقف آنجا به آموختن و عبادت پرداخت.[۴۱] سلمان بازه زمانی‌ها در شام ماند و بعد از آن به موصل و آنگاه به نَصیبِین و در غایت به عَمُوریّه سفر کرد و سال‌های بخش اعظمی را در کلیسای آن شهرها، نزد راهبان آنجا به عبادت گذرانید تا آنکه اسقف عموریه او‌را به ظهور پیامبری در حجاز بشارت اعطا کرد.[۴۲]

روضه خوان صدوق سفر سلمان را به سیرتکامل‌ای دیگر گزارش نموده است. مبتنی بر گزارش وی، سلمان فارسی در کلیسای شهر خویش شنید که مسیحیان به یگانگی معبود و نبوت عیسی(ع) و محمد(ص) شهید شدن میدهند.[۴۳] با شنیدن اسم نبی(ص) محبت وی وجود سلمان را سرشار کرد و به دلیل شناخت با او، به تقلید از آن آیین بر‌آمد و به انطاکیه و آنگاه به اسکندریه مسافرت کرد تا آنکه به تولد رسول(ص) بشارت داده شد.[۴۴]

ماجرای اسلام‌آوردن
سلمان در سال نخستین هجری و به روایتی در ماه جمادی‌ الاولی اسلام آورد.[۴۵] وی از واپسین راهبی که با وی همراهی داشت، شنیده بود که علامت‌های نبی(ص) سه چیز میباشد: ۱- صدقه نمی خورد ۲- کادو را می‌پذیرد ۳- دربین دو کتفش خاتم نبوت وجود داراست.[۴۶] او همپا با کاروانی به سمت مرزوبوم عرب جنبش کرد، البته اهل کاروان در وادی القری به سلمان ظلم کرده، با تصاحب اموالش، او‌را تحت عنوان برده به شخصی یهودی فروختند.[۴۷] آن یهودی نیز سلمان را به یهودی دیگری از بنی‌قریظه فروخت و سلمان با وی به مدینه رفت و در نخلستانش به عمل دریافت شد.[۴۸]

بعد از مسافرت رسول(ص) به مدینه و توقف در مسجد قبا، سلمان از قدوم وی باخبر شد و برای استحضار از صحت ادعای نبوت او، پاره ای رطب نزدش پیروزی تا آن را تحت عنوان صدقه به وی و یارانش دهد، البته نبی از تناول کردن آن امتناع کرد.[۴۹] سلمان با دیدن یکی‌از آیه ها، توشه دیگر سرویس نبی(ص) رسید و یه خرده رطب تحت عنوان کادو به او اعطا کرد.[۵۰] رسول کادو سلمان را به عهده گرفت و آن را خورد.[۵۱] سلمان با دیدن نشان دوم به دنبال آرم سوم بر‌آمد و روزی که رسول در مراسم‌تدفین یکی‌از اصحابش تکان می کرد، پشت راز وی قرار گرفت.[۵۲] وقتی که نبی متوجه شد سلمان در ادامه دیدن خاتم نبوت میباشد، ردای خویش را کنار زد و مهر نبوت را به وی علامت اعطا کرد.[۵۳] بعد از آن سلمان خویش را به گام‌های فرستاده افکند و پاهای اورا بوسید و ناله کرد.[۵۴]

فرستاده(ص) با ملازمت و همراهی صحابه، سلمان را از صاحبش به غرس ۳۰۰ نهال و ۴۰ اوقیه طلا و جواهرات (هر اوقیه نسبتاً متساوی هفت مثقال طلا و جواهرات میباشد[۵۵]) خریداری کرد؛ ولی آزادی وی تا مبارزه احزاب به درازا کشید و سلمان نتوانست در پیکار‌ بدر و اُحد کمپانی نماید.[۵۶] با این هم اکنون طبری، از مورخان اهل تسنن، اعتقاد دارد وی در نبرد بدر و احد نیز کمپانی داشته میباشد.[۵۷] گزارش‌های مختلفی در زمینه ی عقد برادری سلمان وجود داراست؛ مبتنی بر بعضا گزارش‌ها رسول(ص) دربین وی و حذیفه،[۵۸] یا این که فی مابین وی و ابوذر[۵۹] و یا این که در بین وی و ابوالدرداء عقد اخوت بست.[۶۰]

وفایی شوشتری
خیر هرکس شد مسلمان می اقتدار گفتش که سلمان شد
کز نخستین بایدش سلمان خواهد شد و آنگه مسلمان شد
خیر هر سنگ ار بدخشان میباشد، لعلش می قدرت اعلام کردن
بسی خون جگر می بایست که تا لعل بدخشان شد

بازدید : 24
دوشنبه 25 فروردين 1404 زمان : 16:49


رِبایِ قَرضی یا این که قَرضِ رَبَاو شرط کردن هر نوع زیاده و سود‌ دنیوی یا این که غیرمادی ضمنا عقد قرض، به عایدی قرض‌دهنده یا این که فرد ثالث میباشد. ربای قرضی در مقابل ربای مُعاملی میباشد که در معاوضه و معامله متفحص می گردد. قرض ربوی، سه شرط (تفاهم نامه قرض، شرط به زیاده، هر نوع زیاده به عایدی قرض‌دهنده یا این که فرد ثالث) داراست و در صورتیکه یک یا این که یک‌سری شرط وجود نداشته باشد، پک پذیرایی ترحیم مشهد ربا وجود ندارد.

تمدید مهلت بدهی و دَیْن با شرط پرداخت پولی بیشتر از قرض (ربای اِمهالی و جاهلی) در برخی از مصادیق با قرض ربوی مشترک میباشد. از حیث دینی، شرط به زیاده در قرض یا این که تمدید مهلت پرداخت آن، ربا و حرام میباشد.

مضمون‌‌شناسی
ربای قرضی (قرض ربوی)، هر نوع زیاده‌ای میباشد که درضمن عقد قرض، به عایدی قرض‌دهنده شرط گردد؛ یعنی کسی «جنسی» یا این که «مبلغی» را قرض دهد و «منفعتی» بیشتراز آنچه که قرض داده میباشد بگیرد. بهره، ما یحتاج وجود ندارد از محصول به عبارتی چیزی باشد که قرض داده گردیده است، بلکه دربرگیرنده هر چه که فایده تلقی می شود میباشد.[۱] بدین ترتیب زیاده و فایده در قرض ربوی، مشمول زیاده عینی (چیزی که وجود فرنگی داراست، مانند پول، ماشین و ساختمان، یا این که حیث خصوصیت و صفت خاصی برای شیء قرض داده گردیده) و حُمقداری (هر نوع شغل یا این که سرویس؛ مانند کارچاق‌کنی، اعمال فرمان واجب، امانت و سپرده پیش از تصاحب کردن وام) میباشد.[۲]

یکی از دیگر از مصادیق ربا، ربا در تمدید مهلت بدهی میباشد که در بعضا از مصادیق با قرض ربوی مشترک میباشد. ربا در تمدید مهلت بدهی و دِیْن (ربای اِمهالی)، هر نوع زیاده و فایده‌ دنیوی یا این که غیر دنیوی میباشد که برای تمدید مهلت پرداخت آن بدهی شرط ‌گردد؛ چه این بدهی از قرض باشد یا این که عقد و تفاهم نامه دیگری؛ مانند آن که کسی جنسی را نسیه بخرد و با وصال موعد پرداخت بهای آن، از فروشنده بخواهد در عوض ارتقاء بهای جنس، فرصت پرداخت آن را به تأخیر بیندازد.[۳]

تفاوت ربای قرضی و ربای مُعاملی
در منابع دینی ربا به دو نوع ربای معاملی و ربای قرضی تقسیم گردیده‌است.[۴]

اشتراک ربای معاملی و قرضی، در وجود منفعتی افزون بر اصل محصول میباشد و تفاوت مهم این دو درین میباشد که ربای معاملی، در معاوضه و معامله پژوهشگر میشود، ولی ربای قرضی فقط در عقد قرض یا این که تمدید مهلت پرداخت بدهی وجود داراست. همینطور وضعیت تحقق این دو گوناگون میباشد. ربای معاملی در معاوضه دو شیء و کالای هم‌کالا میباشد که ترازو سنجش آنان «وزن‌کردن» (کالای موزون) یا این که «پیمانه‌کردن» باشد؛[۵] ولی در ربای قرضی، هم‌فرآورده بودن یا این که نوع خاصی از متاع شرط تحقق ربا وجود ندارد.[۶]

حالت تحقق قرض ربوی
در قرض ربوی، برای تحقق ربا، سه شرط وجود داراست: ۱. قرض، ۲. شرط زیاده، ۳. هر نوع زیاده به عایدی قرض‌دهنده یا این که فرد ثالت (خیر قرض‌دهنده و خیر قرض‌گیرنده).

بدین ترتیب در صورتی‌که یک یا این که چندین شرط وجود نداشته باشد، ربا وجود ندارد. مانند اینکه:

۱. عقد، قرض نباشد. برای مثالً ودیعت سرمایه‌گذاری امتیازی باشد و خزانه به وکالت از امانت‌گذار عمل‌های اقتصادی فقهی و رسمی اعمال دهد و ودیعه‌گذار به‌مکان سهم سودش، از وام ها بانکی منفعت‌مند گردد؛[۷]

۲. در عقد قرض، شرط هیچ سیرتکامل زیاده‌ای نباشد؛[۸]

۳. قرض‌گیرنده سوای شرط، اضافه‌ای به قرض‌دهنده دهد؛[۹]

۴. قرض‌دهنده به آرزو زیاده خیر شرط زیاده، قرض دهد، چه زیاده‌ای به وی داده گردد یا این که نشود؛[۱۰]

۵. شرط زیاده، عینی یا این که حکمی نباشد؛ شرط‌هایی مثل دریافت کردن وثیقه یا این که بررسی یا این که معرفی ضمانت کننده یا این که تسویه در برهه زمانی مشخص؛[۱۱]

۶. زیاده، به عایدی قرض‌گیرنده شرط گردد؛[۱۲]

۷. قرض‌دهنده بپذیرد که مبلغ یا این که کالای کمتری از مقدار قرض داده را پس بگیرد. مانند نیت نه وی در ایفا شغل اقتصادی شخصی یا این که عدم قابلیت مراقبت کالای فاسدشدنی.[۱۳]

همینطور قرض ربوی دربین بابا (خیر مامان) و فرزند (دختر یا این که پسر)، زن و شوهر (تا هنگامی زن و شوهر میباشند) و قرض ربوی دادن مسلمان به کافر حربی (خیر برعکس) حلال میباشد.[۱۴]

بیان دو نمونه
نمونه ۱ ـ قرض پول: در صورتی‌که فردی پولی را به خزانه یا این که کمپانی یا این که شخصی قرض دهد تا به وی (قرض‌دهنده) به طور ماهانه منفعت دهد، این سودها، ربا و تصاحب کردن آن حرام میباشد. درین نمونه، در شرایطی‌که آن فرد پول را با غرض سرمایه‌گذاری و طبق قراردادی غیر از قرض و با رعایت قانون ها فقهی، به خزانه یا این که کمپانی یا این که شخصی بسپارد، در‌این‌حالت‌، عقد قرض نیست و بهره نتایج ربا وجود ندارد.
نمونه ۲ ـ قرض فرآورده: در حالتی‌که فردی ابزار یا این که وسیله‌ای را به دیگری قرض دهد و شرط نماید که ضمن برگرداندن آن، پولی را نیز به وی پرداخت نماید، این قرض، ربوی میباشد. ولی چنانچه این عمل به طور عقد اجاره برقرار گردد و مبلغ پرداختی «اجاره‌قیمت» باشد، این معامله از شرایط ربای قرضی بیرون میباشد. همینطور در صورتی‌که این معامله به طور قرض باشد ولی شرط زیاده نباشد، ربا پدید نمی‌آید.

بازدید : 22
شنبه 23 فروردين 1404 زمان : 14:54


اَبرار نیکوکارانی میباشند که در قرآن جایگاهی پرنعمت در پردیس به آنها وعده داده شد‌ه‌است. قرآن از ابرار حمد نموده و آن‌ها‌را با خصوصیت‌هایی خاص معرفی نموده است. در آیه ها متعددی شایسته ترین نعمت‌های بهشتی و محرک‌های کلان، که ابرار از آن بهره مند خواهند بود، تعریف گردیده‌است. در تمجید مفسران از ابرار آمده که آن ها نیکوکارانی می‌باشند که فعالیت نیک را صرفا برای رضای معبود اعمال می دهند. بعضا نیز گفته‌اند ابرار اشخاصی‌اند که خداوند را اطاعت و شغل های بهتر پک پذیرایی ترحیم مشهد می‌نمایند.

مفسران مبتنی بر آیه ها قرآن برای ابرار خصوصیت‌هایی برشمرده‌اند؛ برای مثال: وفای به نذر، اخلاص، اِخوراک حاجتمند و مسکین و اسیر، انفاق از مالی که آن را دوست دارا هستند، هراس از خدا و آخرت، زهد و تقوا، اقامه نماز و دادن زکات. برخی مفسران انبیاء و اولیاء را مصداق ابرار دانسته‌اند و عده ای از مفسران شیعه مصداق ابرار را امام علی(ع)، حضرت فاطمه(س)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) بیان کرده‌اند.

ابرار در اصطلاح تصوف، به اهل سلوک و بندگان خاص پروردگار گفته می گردد که در معرفت پروردگار و سیر الی‌الله مراحلی را طی کرده‌اند. در تصوف درباره ابرار نقل شده آن‌ها مانند اوتاد و ابدال، آدم‌های بدون نقص و واصلان به حق می باشند که ایمان و یقین آن‌ها پایدار میباشد.

معرفی و مقام ابرار در قرآن
مفسران ابرار در قرآن را به معنای نیکوکاران دانسته‌اند.[۱] بر پایه ی نشانه‌ها قرآن جایگاهی لبریز نعمت در فردوس به ابرار وعده داده گردیده است که از نعمت‌های مختلف آن منتفع خواهند شد.[۲] در آیه‌ها متعددی برگزیدگان و شایسته ترین نعمت‌های بهشتی و جایزه‌های کبیر، که ابرار از آن بهره مند خواهند بود، تعریف شد‌ه‌است.[۳] مبنی بر آیه ۱۸ سوره مطففین آورده شده طومار اجرا ابرار در عِلّیّین[یادداشت ۱] میباشد.[۴]

طبرسی (درگذشت: ۵۴۸ق) ابرار را افرادی می داند که آفریدگار را اطاعت و شغل های بهتر می‌نمایند.[۵] در وصف ابرار آمده که آنان افرادی می باشند که مورچه‌ای را اذیت نمیکنند و شرّ و بدی را دوست ندارند.[۶] علامه طباطبایی گفته میباشد ابرار اشخاصی می باشند که کار نه را به خیال ایمان به خداوند و فرستاده وی و آخرت اعمال میدهند.[۷] در تعاریف دیگر آمده که ابرار مؤمنانی می‌باشند که در ایمانشان درستگو[۸] و فرمان بردار معبود می‌باشند.[۹] برخی نیز گفته‌اند در معنای هر نوع نیکوکاری میباشد که عقاید نیک، نیات نه و اجرا با تقوا را مشمول میشود.[۱۰] در تفسیری دیگر از ابرار آمده که آنان اشخاصی می باشند که روحی عظیم و همتی بلند دارا‌هستند.[۱۱] و همچنین پاکانی میباشند که در نقط ی اوج عظمت و قرب به معبود هستند.[۱۲] بعضا مفسران انبیاء و اولیاء را مصداق ابرار،[۱۳] و بعضا نیز مصداق ابرار را امام علی(ع) و حضرت فاطمه(س) و امام حسن(ع) و امام حسین(ع) دانسته‌اند.[۱۴]

کلمه و واژه ابرار ۶ توشه و در ۶ آیه[یادداشت ۲] از قرآن تکرار گردیده[۱۵] که با مشتقاتش ۲۰ توشه در قرآن نام برده میباشد.[۱۶] قرآن از ابرار حمد و تعریف‌و‌تمجید فراوان کرده است.[۱۷] ابرار از الگوهای تربیتی قرآن شناخته می گردد.[۱۸] ابرار با مفاهیمی مانند اِحسان، اِنفاق، تعاون، نه و ایمان دارنده همبستگی معنایی میباشد.[۱۹] مبنی بر آیه ۱۹۳ سوره آل‌عمران ابرار مقامی دارا‌هستند که اولو الالباب (خردمندان) آرزوی منزلت آن ها را دارا‌هستند.[۲۰] رده ابرار را با دقت به آیه‌ها قرآن [یادداشت ۳] [۲۱] و نیز با دقت به عبارت «حَسَناتُ الاْبْرارِ سَیئاتُ الْـمُقَرَّفی مابینَ» از منزلت مقربین زیر‌خیس دانسته‌اند.[۲۲] در قرآن فُجّار در قبال ابرار آمده میباشد.[۲۳]

خصوصیت‌های ابرار در قرآن
در نشانه‌ها سوره بشر[یادداشت ۴] از خصوصیت‌های ابرار ذکر شده گردیده و از رده آن ها، اعمالشان در عالم و پاداشی که به آن‌ها داده میشود خاطر نموده است.[۲۴] بر طبق این آیه‌ها خصوصیت‌هایی برای ابرار بیان شده میباشد: وفای به نذر، واهمه از روزی که عذابش محصل میباشد،[۲۵] اطعام به مسکین و یتیم و اسیر، واهمه از خدا و قیامت[۲۶] و اخلاص[۲۷] مثلا این اوصاف می باشند. برخی نیز معنای حقیقی وواقعی ابرار را در آیه ۱۷۷ سوره بقره کاوش کرده‌اند که یک سری خصوصیت برای نیکوکاری بیان نموده است.[۲۸] بیان شده قرآن در‌این آیه نماد‌های نیکوکاری را ذکر نموده است که آن را به عبارتی خصوصیت‌های ابرار دانسته‌اند؛ برای مثال: ایمان به آفریدگار، ملائکه، پیامبران الهی، قرآن و قیامت، انفاق، نماز، زکات، وفای به قسم، زهد و تقوا و طاقت.[۲۹] بعضی با دقت به آیه ۱۷۷ سوره بقره، فرقی میان خیر و ایمان و فعالیت پارسا ندانسته‌اند.[۳۰]

درباره ابرار بیان شده آنان آنچه را دوست دارا‌هستند در رویکرد خداوند انفاق می‌نمایند.[۳۱] آن ها در مقابل انفاق خویش و سرویس‌هایی که نسبت به دیگر افراد جاری ساختن می دهند، به چیزی جز خرسندی پروردگار و پاداشی که وی می دهد لحاظ ندارند، و این را آرم یکتاپرستی وی دانسته‌اند.[۳۲] در تفصیل خصوصیت انفاق نیکوکاران مبنی بر آیه ۹۲ سوره آل‌عمران نقل شده کسی هیچوقت به واقعیت خیر و خوبی نمیرسد مگر اینکه از آنچه دوست داراست در منش آفریدگار انفاق نماید.[۳۳] در آیه ۲ سوره مائده به همگان سفارش گردیده‌است که در جاری ساختن خیر و خوبی همدیگر را کمک نمایند.[۳۴]

بازدید : 16
پنجشنبه 21 فروردين 1404 زمان : 11:32


دلایل قرآنی
صحبت نگفتن قرآن مهربان از حرمت تبرک: قرآن درضمن یک سری آیه از تبرک کلام گفته و هیچ اشاره‌ای به حرمت آن و بی دینی‌آمیز بودنش نکرده میباشد. افزون بر این، در برخی آیه ها به فعالیت تبرک به وسیله پیامبران یا این که اجرا دادن آن در محضر وی اشاره گردیده که‌این بر تایید صلاحیت تبرک سند پک پذیرایی ترحیم مشهد می دهد.
تبرک حضرت یعقوب به تی شرت فرزندش یوسف: وقتی که یوسف به برادرانش خاطرنشان کرد پیراهنش را بر چشمان پدرشان بیفکنند:[یادداشت ۲] عفو آفریدگار از تی شرت یوسف بر چشمان یعقوب فرستاده سرازیرشد و او با برکت کشف کردن از آن خرقه[۴۷] بصیرت چشمان خویش را بازیافت.
تبرک بنی اسرائیل به تابوت عهدوپیمان: تابوت قسم صندوقی بود که در آن اشیای وابسته به قوم موسی و هارون و الواح مقدسی که بر حضرت موسی (ع) نازل گردیده بود، قرار داشت و حضرت موسی آنان را به یوشع بن نون ودیعت بود.[۴۸] بنی اسرائیل این صندوق را بسیار مقدس می‌شمردند و در نزاع با بت پرستان آن را با خویش حمل می‌نمودند. صندوق مایه ادب آن ها بود:[۴۹][یادداشت ۳] و به آن تبرک می‌جستند.[۵۰] بعضی متکلمان شیعه معتقدند که حمل این تابوت به ویژه در طول مبارزه، جز به دلیل تبرک و امداد به چنگ آوردن از آن وجهی نداشته میباشد.[۵۱]
مصلی قرار به دست آوردن منزلت ابراهیم[یادداشت ۴]: منزلت ابراهیم در کنار منزل کعبه میباشد و به همین سبب ساز محل نماز عموم قرار داده گردیده است:[۵۲] و مسلمانها به واسطه تماس آن سنگ با پای حضرت ابراهیم، به آن تبرک میجویند.[۵۳] از این روی تبرک به محل نشستن و نماز فرستاده اسلام نیز مجاز میباشد.[۵۴] در روایتی، محل در بین حجر الاسود و رده ابراهیم، محل دفن شماری از پیامبران معرفی شد‌ه‌است و به همین سبب ساز میمون میباشد.[۵۵]
تایید صلاحیت تبرک در سنت نبوی
سنت حضرت نبی(ص) حامی اساسی تایید صلاحیت تبرک میباشد. نبی اکرم (ص) در برخی احادیث، اصحاب را به تبرک کشف کردن از خودش تشویق نموده است.

بنابر بعضی احادیث، فرستاده (ص) به اصحاب دستورداد که از چاه ناقه باتقوا تبرک بجویند و این ادله بر تایید صلاحیت تبرک به اثرها انبیا و صالحان میباشد، اگرچه از جهان رفته باشند.[۵۶]

گفته‌اند که در شب وصلت حضرت فاطمه(س)، نبی اکرم(ص) بعداز وضو، سایر آب وضوی خود را به راز و شکل و تن وی پاشید و از خداوند خواست تا به وی و نسلش برکت بخشد.[۵۷]

امام علی(ع) در روایتی ذکر می‌کند که به برکت لمس کردن چشمان او بوسیله نبی (ص) در نزاع خیبر که به شدت درد میکرد، دیگر گرفتار دیده درد نشده میباشد.[۵۸]

در نقلی آورده شده که حضرت آب وضویش را بر روی شخص بیماری جاری شد و به برکت آن شفا یافت.[۵۹]

در تعدادی ماجرا بیان شده که وی بعداز ایفا انجام حج، موهای خود را تراشید و مسلمان‌ها موها را برای تبرک میان خویش تقسیم کردند.[۶۰]

در شب معراج، در جای ‌هایی که منسوب به پیامبران بوده، نماز خواندند. [۶۱] این نماز تلاوت در آن جای ‌ها وجهی نداشته جز اینکه آن جای ‌ها به واسطه آن پیامبران متبرک گردیده بود.

در جریان دفن فاطمه بنت اسد؛ مامان حضرت علی(ع)، رسول(ص) او را با خرقه خودشان کفن نمود[۶۲] و پیش از به خاک اختیار وی، لحظاتی در قبرش خوابید تا به واسطه وی مشقت قبر بر وی سهل و آسان شود.[۶۳]

عبدالله بن ابی نیز از حضرت درخواست کرد که اورا در لباسی که بر بدن داشته‌اند به خاک بسپارد و با این کار در‌پی تبرک به جامه حضرت و دوری از عذاب الهی بوده میباشد.[۶۴][یادداشت ۵]

نبی قریش در جریان صلح حدیبیه حکایت می‌نماید که اصحاب رسول (ص) آنچنان نسبت به وی دقت دارا هستند که اذن نمی‌دهند حتی قطره‌ای از آب وضوی وی بر روی زمین بریزد و هرگاه وضو می گیرند، صحابه قطرات آب وضوی وی را به طور خویش می‌مالند.[۶۵]

با وجود اینکه این کار که در پیش دیده حضرت واقعه می‌زمین‌خورد و وی منعی از آن نکرده‌اند، تحت عنوان تقریر معصوم میتواند مستندی برای حکم به مجوز و مباح بودن این کار باشد.

همان گونه که تبرک به آب وضوی وی و ما‌نده آن خیر صرفا با منعی از سوی حضرت روبرو نشده، بلکه در برخی مفاد، خودشان به اصحاب می‌فرمودند به آن آب تبرک بجویند.

تایید صلاحیت تبرک در سیره اهل بیت(ع)
فاطمه زهرا(س) دختر نبی (ص) بعداز وفات پدرش بر راز قبر وی حاضر شد و تربت وی را به آرم تبرک بر راز و شکل خود می‌مالیدند.[۶۶]
در منابع روایی تبرک امام حسین(ع)،[۶۷] امام درستگو(ع)،[۶۸] امام رضا(ع)[۶۹] و امام جواد(ع)[۷۰] به قبر رسول نقل گردیده است.
امام حسن(ع) نیز به واسطه برکت قبر نبوی، وصیت نمود در شکل قابلیت و امکان و سوای اینکه سبب جنگ گردد، در کنار وی به خاک ودیعت خواهد شد.[۷۱]
تبرک امام راستگو(ع) به عصای نبی(ص)[۷۲] و نیز تبرک حضرت علی(ع) به باقی‌مانده حنوط فرستاده آفریدگار(ص)[۷۳] شاهدهای دیگری بر این سیره میباشد.

بازدید : 60
سه شنبه 19 فروردين 1404 زمان : 16:26


خداشناسی
از حیث دروزیان، خداوند سازنده اولیه و تمیز از کل صفات میباشد، هیچ مشابه و ضدی ندارد و فارغ دایرۀ فهم و شعور عقل و ورای فهم و شعور آدم میباشد. از این رو، به وصف در نمی‌آید و با هیچ اسمی نمی‌قدرت به وی اشاره نمود.[۷] با این هم اکنون معبود خویش را در تجلیات متفاوت، آشکار نموده است تا آدم بتواند شناختی از وی نتیجه ها نماید و به وی انس بگیرد و تقرب پک پذیرایی ترحیم مشهد جوید.[۸]

نظریۀ تجلی نظریۀ تجلی، که گاه از آن به کشف الهی تعبیر و تفسیر میشود، از بنیانی‌ترین اعتقادات دروزیه میباشد.[۹] تجلی معبود در ۷۲ بدور از قدمت حیات عالم... در پوسته العلی الاعلی بوده که پیش از به دور هفتاد و یکم چهره نموده و برهه زمانی آن کلاً ۷۰ به دور و موازی با ۳۴۳ میلیون سال بوده میباشد. ظهور بشر و سجدۀ فرشتگان در مقابل وی در همین ادوار بوده میباشد.[۱۰] آن گاه پروردگار در به دور هفتاد و یکم در پوسته البارّ متجلی گردیده‌است.[۱۱]

در دورۀ «البارّ» عقل در «بشر صفاالکی» یا این که «شَطنیل» ظواهر شد؛ شطنیل عموم را به توحید و غربت از مشرکین فرا خواند. قومی دعوت اورا پذیرا شدند که شطنیل آنها‌را به سبب ساز طلاق از مشرکین به «بنّ» نامبردار کرد.[۱۲]در غایت، درین بدور عموم به سوی مشرکان متمایل شدند، و البارّ بر آن ها خشم گرفت و شریعت‌هایی پیاپی به واسطۀ نوح، ابراهیم، موسی، عیسی، محمد صلی الله علیه و آله و سلم و محمد بن اسماعیل برای آن‌ها ارسال کرد.[۱۳]

بعد از فترتی وقت گیر، خداوند در به دور هفتاد و دوم به ترتیب در ابو زکریا، علی، مُعل، القائم بامرالله، فرزند معل، منصور بالله، المُعِزّ، العزیز و سرنوشت در الحاکم بامر الله متجلی شد.[۱۴]این ادوار تجلی حجتی برای کردار، و غایب شدن پروردگار از انظار برای تست ایمان موحدان میباشد.[۱۵]

اینک نیز خداوند به سبب ساز ترویج شرک دربین عموم برای مدام خویش را از آنها پنهان نموده است.[۱۶]

دروزیه معتقدند که خدای واحد برای واپسین توشه آشکارا در فرد الحاکم بامر الله متجلی گردیده‌است و نباید کسی را در پرستش الحاکم سهم دار کرد.[۱۷]به همین باعث آئین خویش را آیین توحید می‌نامند.[۱۸]

به لحاظ دروزیان تجلی خداوند در شکل بشری، که از آن به تجلی لاهوت در ناسوت تعبیر و تفسیر می شود، این لطف را داراست که زیرا متعلَّق تجلی از محصول خویش انسان میباشد آدم خوب میتواند با وی انس بگیرد و به وی تقرب جوید.[۱۹]

به لحاظ آن ها این تجلی بشری سزاوارتر و با حکمت و عدل معبود سازگارتر میباشد تا تجلی پروردگار بر درختی که به واسطۀ آن با موسی صحبت اظهار کرد.[۲۰]انسانی که آفریدگار در وی متجلی می گردد دو جنبۀ لاهوتی و ناسوتی دارااست. تبیین این مورد همواره از مناقشه آمیزترین مباحث دروزیان بوده میباشد.[۲۱]الحاکم حقیقتی لاهوتی دارااست که وصف ناپذیر میباشد، با حواس فهم و شعور نمیشود و تمیز از فرصت و جای میباشد.[۲۲]

به این ترتیب، هنگامی اینگونه وجودی در پوسته انسانی متجلی میگردد، نمی‌قدرت اعلام کرد شکل مرئی خداست، به این دلیل‌که در این‌حالت اورا محصور کرده‌ایم. در واقع، وی از باب تأنیس و تقرب به‌این شکل درآمده میباشد و نسبت این شکل وی به واقعیت لاهوتی‌اش نسبت سراب به آب یا این که تصویر منقوش در آیینه به طور حقیقی وواقعی میباشد.[۲۳]

آشنایی تجلی لاهوت در ناسوت به تنهایی ممکن وجود ندارد و به موعظه عقل کلی نیاز میباشد، که در پوسته حمزه ظواهر گردیده است.[۲۴]

خلقت و حدود دعوت
نظام فکری دروزیان در ارتباط خلقت درصورتی که چه همانند دیگر جماعت‌های اسماعیلیه بر نظام خلقت افلاکی و نوافلاطونی سازه گردیده است، اندکی با عقاید اسماعیلیان تفاوت داراست.[۲۵]

مطابق تعالیم دروزی، آفریننده با البارّ به فرمان خویش عقل کلی را از فروغ خود آفرید و ارکان همۀ موجودات را در دانش وی به ودیعه بنیان و اورا انگیزه همۀ مخلوقات قرار بخشید. عقل کلی زیرا به خویش حیث کرد و خویش را فارغ از مشابه و ضد یافت در گیر عجب شد و در‌این هنگام از وی ضد صادر شد. عقل کلی اخذ که تست شد‌ه‌است، بعد از آفریدگار آمرزش طلبید و از وی خواست که او را در مقابل ضد کمک نماید. از این طلبِ آمرزش نفس کلی به وجود آمد، ولی هنگام خلقتش، یاروهمدم فروغ و روشنایی عقل، موادتشکیل دهنده کوچکی از ظلمت نیز در وی متجلی شد.[۲۶] از روشنایی نفس کلی واژه و از واژه و کلمه قدیمی یا این که جبهه اَیمن و از دیرین تالی یا این که جبهه اَیسَر صادر شد. عاقبت، از روشنایی تالی زمین و آنچه در آن میباشد و آسمان ها و بروج دوازده گانه و طبایع چهارگانه و هیولی پدید آمدند.[۲۷]

حمزه، بر پایۀ این نظریه درباره‌ی خلقت، مراتب عُلوی فوق را به اعضای اصلی تشکیلات دعوت خود نیز اطلاق کرد. پنج رتبه یا این که حد وجود دارااست:

عقل کلی
نفس کلی
کلمه و واژه
جبهه ایمن قدیمی
جبهه ایسر تالی
مرتبۀ عقل کلی در فرد حمزه متجسد شد‌ه‌است و چهار مرتبۀ آجل به ترتیب به اسماعیل بن محمد تمیمی، محمد بن وَهب قرشی، سلامة بن عبدالوهاب سامری و علی بن احمد سموقی وابستگی دارااست. اینان اربعۀ حُرُم برگرفته از آیه ۳۶ سوره توبه یا این که حجج اربعه‌اند که در هر فرصت با صور و اسامی متفاوت ظواهر میگردند.[۲۸] این حدود وزیران یا این که داعیان بهتر رتبۀ الحاکم‌اند که تجسد پنج انبعاث کیهانی یا این که پنج اصل دانا عُلوی به شمار می روند.[۲۹] پایین این حدود پنج‌گانه به ترتیب داعی، مأذون، و مُکاسر نقیب جای دارد، که با سه اصل علوی جد، فتح و خیال و خاطر همخوانی میباشد. کل مؤمنان معمولی تابع این حدودند.[۳۰] به جز این حدود، حدود دیگری نیز وجود داراست که همپا آنهاست.[۳۱]

در نظام فکری دروزیان، برخلاف فاطمیان، در میان حدود عُلوی و سِلفی دوگانگی نیست، بلکه حدود جسمانی به عبارتی حدود روضه خوان و عُلوی میباشد خیر بر اساس آنان.[۳۲]

از مجال گوشه‌گیری مقتنی سلسله مراتب سازمان تبلیغی حمزه، به عنوان مثال مرتبۀ داعی و مراتب تحت‌خیس آن، کم کم کاربردش را از دست بخشید و مجموعۀ نوشته‌های مقدّس دروزیان مکان خویش غایب را گرفت.[۳۳]

بازدید : 30
يکشنبه 17 فروردين 1404 زمان : 16:54


ایالات متّحده ایالات متحده (به انگلیسی: The United States of America) (به طور اختصاری USA یا این که ایالات متحده) کشوری در آمریکای شمالی و سو‌مین مرزوبوم پرجمعیت و گسترده دنیا میباشد. پایتخت آن، شهر واشینگتن، دی. سی. میباشد و از دید نژادی و گوناگونیِ عموم، متنوع‌ترین میهن دنیا شناخته پک پذیرایی ترحیم مشهد می‌گردد.

ایالات متحده رسما یک مرزو بوم سکولار میباشد؛ اما بیشتر عموم آن مسیحی می باشند. یک درصد از جمعیت این مرزو بوم، مسلمان ها می‌باشند که حدود دو تا خیر میلیون نفر بیان شده میباشد. براساس داده های عددی مجمع جهانی اهل‌بیت در سال ۲۰۰۸ میلادی، جمعیت شیعه ها این میهن ۲.۳۰۰.۰۰۰ نفر یعنی نزدیک به ۰.۸ درصد از آحاد جمعیت آمریکاست.

جغرافیا
آمریکأ ایالات متحده در نیمکرهٔ غربی زمین، و در شمال مجموعه کشور ها ایالات متحده واقع میباشد. این سرزمین از ۴۸ ایالت همجوار، و دو ایالت غیر وابسته از سایر افراد (شبه جزیره آلاسکا در شمال شرق مجموعه کشور هأ ایالات متحده و مجمع‌الجزایر هاوائی در اقیانوس آهسته) تشکیل‌شده‌میباشد. همینطور، در دو ناحیهٔ حوزهٔ دریای کارائیب، و نیز نصیب‌هایی از اقیانوس آهسته، جزیره ها خرد و متفرق‌ای وجود دارا‌هستند که قلمرو ایالات متحده محسوب میگردند، اما به سیرتکامل‌ای خودمختار اداره می شوند (مانند پورتوریکو).

از لحاظ مجموع حجم آب و خاک، ایالات متحده بعداز روسیه و کانادا، سو‌مین میهن کبیر عالم میباشد.[۱] به صورت تقریبی، سرزمین ایالات متحده، شش موازی تعالی‌خیس از کشور‌ایران، ۲۵ درصد والا‌خیس از استرالیا، ۳۵ موازی تبارک‌خیس از انگلستان، ۱۴ موازی گرانقدر‌خیس از فرانسه، و نصف روسیه میباشد. همینطور این مملکت، کمتر از یک سوم مجموعه کشور هأ آفریقا، نصف آمریکای جنوبی، اندکی گرانقدر‌خیس از برزیل، ۳۰۰ موازی بلندمرتبه‌خیس از مرز و بوم هائیتی، و دو و نیم موازی گرانقدر‌خیس از کل کشورهای اروپای غربی میباشد.

آمریکأ ایالات متحده از شمال با مرز و بوم کانادا، و در جنوب با مرزوبوم مکزیک مرز خاکی داراست. این مرز و بوم در شمال غرب مجموعه کشور هأ ایالات متحده و سواحل آلاسکا نیز با روسیه مرزهای مشترک آبی رنگ دارااست. ۴۸ ایالت به هم پیوسته که خاک اساسی ایالات متحده را تشکیل می دهند، از شرق و جنوب شرقی به اقیانوس اطلس و خلیج مکزیک، و از غرب به اقیانوس آهسته منتهی می گردند. ایالت آلاسکا نیز از شمال به اقیانوس یخ‌زده شمالی، از غرب به تنگهٔ برینگ، و از جنوب غربی به اقیانوس آهسته ختم میشود. مجمع‌الجزایر هاوایی هم در جنوب غرب خاک اساسی ایالات متحده و در اقیانوس آهسته واقع گردیده‌اند.

عموم
جمعیت آمریکا ایالات متحده بر شالوده برآورد سال ۲۰۲۳ میلادی ادارهٔ داده های عددی آمریکا ایالات متحده نزدیک به ۳۳۴٬۹۹۴٬۵۱۱ نفر تقریب زده گردیده است.[۲]

مبتنی بر داده های عددی منتشرهٔ سال ۲۰۰۳، مخلوط نژادی عموم آمریکا ایالات متحده، به‌این گستردن میباشد:

سفیدها: ۸۱٪
سیاهان (آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار): ۱۲٫۹٪
آسیایی‌ها: ۴٫۲٪
سرخ‌پوستان آمریکایی: ۱٪
بومیان هاوایی و جزیره ها اقیانوس آهسته|پاسفیک: ۰٫۲٪
آیین در ایالات متحده
ادیان در ایالات متحده
آئین درصد
مسیحیت

۷۸٫۴٪
بی‌آئین

۱۶٫۱٪
یهودیت

۱٫۷٪
بودایی

۰٫۷٪
اسلام

۰٫۶٪
هندو

۰٫۴٪
دیگر

۱٫۲٪
ایالات متحده رسما یک مرزو بوم سکولار( آزادی آئین و باور) میباشد. در آمریکا ایالات متحده بر طبق متمم اولیه قانون اساسی کشور آمریکا ایالات متحده، هیچ شرعی بطور قانونی نیست.

با وجود طلاق آئین از سیاست در ایالات متحده، آیین مداقه و نقش مهمی درین میهن دارااست که نشانه آن گزاره (In God We Trust) «تکیه ما به خداست(ما به خداوند ایمان و اعتقادوباور داریم) این پاراگراف که شعار مرزوبوم ایالات متحده به حساب می آید، بر روی اسکناس دلار ایالات متحده نیز نقش بسته میباشد.[۳]

دسته‌های مذهبی توان تاثیر گذاری قابل توجهی در ایالات متحده دارا‌هستند در دهه ۱۹۲۰م. این گروهها توانستند دولت را ترغیب به ممنوعیت ساخت‌و‌ساز و مصرف مشروبات الکلی نمایند[۴](اصلاحیه هجدهم قانون اساسی ایران آمریکا ایالات متحده البته با ارتقاء خشونت‌ها در‌پی توسعه و گسترش قاچاق در اصلاحیه بیست و یکم برداشته شد)و برای درس دادن عقیده تکامل در مدرسه ها ایالات متحده بصورت محصور و در برخی ایالات محدودیت ساخت و ساز نمایند.[۵]

گروههای مذهبی به خصوص پروتستانهای اونجلیکال و کاتولیک‌ها، موضع ها سرسختانه‌ای را در قبال موضوعاتی زیرا همجنسگرایی، سقط جنین و یادگرفتن مختلط در مدرسه های ایالات متحده، اتخاذ کرده‌اند.

بر پایه ی داده های عددی سال ۲۰۰۲م، مخلوط مذهبی عموم ایالات متحده به گستردن ذیل بوده‌میباشد: پروتستان ۵۲٪، کاتولیک ۲۴٪، مورمون ۲٪، یهودی ۲٪، مسلمان ۱٪، دیگر افراد ۱۰٪، فارغ از آئین ۱۰٪.

پروتستان‌های ایالات متحده نیز به فرقه‌های زیادی تقسیم می گردند. بعضا از آن ها میلیون‌ها نفر را دربر می گیرند، در حالی که کلیساهای خرد، فقط هزاران عضو دارا‌هستند.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 508
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 92
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 350
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 444
  • بازدید ماه : 449
  • بازدید سال : 2112
  • بازدید کلی : 32381
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی