loading...

???? ???? ???????

بازدید : 18
سه شنبه 6 خرداد 1404 زمان : 15:38


انتقاد عقل‌گرایی فلسفی
علامه مجلسی مخالف عقل‌گرایی فلسفی بود و در اثرها خویش به برخی از آرای فلاسفه اعتراض کرد. وی فلاسفه مسلمان را به جهت تبعیت از یونانیان و رهاکردن قرآن و احادیث اسلامی ملامت میکرد. علامه مجلسی کاربرد عقل را فقط درصورتی که مجاز می‌دانست که دستاوردهای عقل با مبانی فقهی سازگار پک پذیرایی ترحیم مشهد باشند.[۳۶]

وی در آثارش آرای فلاسفه مسلمان را به عیب گیری کشیده و بعضا از این آرا را مخالف ضروریات آیین دانسته میباشد. اطمینان به حدوث وقتی فقید، دنیوی بودن ملائکه، دنیوی بودن معراج و معاد جسمانی به عنوان مثال آرای مجلسی میباشد که در آن‌ها به مخالفت با فلاسفه پرداخته میباشد. علامه مجلسی درین آرا حیث خویش را مستند به احادیث کرده و مخالفت تامل فلاسفه با احادیث را نکوهیده میباشد.[۳۷] نظرها وی بعد ها گزینه اعتراض بعضا از متخصصان فلسفه اسلامی قرار گرفت؛ برای مثال علامه طباطبایی با اعتراض بر فکر‌های علامه مجلسی اورا گرفتار تناقض می‌دانست و ورود علامه مجلسی به مباحث عمیق عقلانی را خطایی از سوی وی بررسی میکرد.[۳۸]

با اینکه علامه مجلسی خویش در بعضی آثارش به برهان‌های عقلانی و فلسفی پرداخته البته وقتی که روش وصال به معرفت در اصول آیین را پژوهش می‌نماید، کاربرد عامل عقلی را انکار نموده است. به لحاظ علامه با اعتنا به مشکلات عقل استناد به آن در کارها آئین روا وجود ندارد. وی در جایی از اثرها خویش برهان نقلی را برای اخذ اصول آیین دارای اعتبار دانسته میباشد. این حیث مخالف لحاظ بیشتر علمای مسلمان میباشد که رویکرد اخذ اصول آیین را عقل میدانند.[۳۹]

مخالفت با صوفیه
علامه همچون بعضا دیگر از فقیهان آن بعدازظهر، در اثر ها خویش به عیب گیری طریق صوفیه پرداخت و پندار‌ها و عادات و آدابشان را بر خلاف با تعالیم امامان شیعه نظارت نموده است.[۴۰] عدم پایبندی به احکام شرعی، ترویج یافتن آداب و آئین‌های غیرشرعی از قبیل رینگ‌های بیان و سماع و تعبیر درون گرایانه از آیین و متن ها شرعی برای مثال مسائل گزینه عیب گیری علامه مجلسی در اخلاق و تامل صوفیان میباشد.[۴۱]

چنان‌که از برخی نوشته‌های علامه مجلسی برمی‌آید و بعضی نویسندگان معاصر نیز بر آن تأکید کرده‌اند علامه با ریاضت و تهذیب نفس، در شرایطی که همپا با رعایت آداب شرعی و گردآوری فی مابین ظواهر و داخل آئین باشد مخالفتی نداشته میباشد و زمینه مهم برای او پایبندی به احکام دینی بوده میباشد. از همین روست که بعضا از علمای شیعه مانند روحانی صفی‌الدین اردبیلی، سید علی بن طاووس، احمد بن فهد حلی، شهید ثانی، روضه خوان بهائی و پدرش محمدتقی مجلسی را از صوفیه امامیه دانسته و آنها را ستوده (و فی مابین صوفیه شیعه و صوفیه‌ای که از اهل سنت تبعیت کرده‌اند فرق گذاشته) و خویش در جاهایی از اثر ها خویش به ارائه تفاسیری عرفانی از روایات امامان دست یازیده میباشد.[۴۲]

مجلسی در منصب روحانی الاسلامی
علامه مجلسی از سال ۱۰۹۸ در طی پاد شاه سلیمان صفوی و در حالی که ۶۱ ساله بود به منصب روضه خوان الاسلامی رسید. بعداز مرگ این سلطان و جانشینی فرمان روا حسین، مجلسی از سوی شاه نو بر منصب روحانی الاسلامی ابقا شد.[۴۳] روحانی الاسلام در زمانه صفویان خلال اخذ وجوهات فقهی به تحقیق بر اجرای احکام فقهی و دستگاه قضاوت، اداره کارها مدرسه ها و مساجد و زیارتگاه‌ها و انتخاب ائمه آدینه و بقیه مسائل مذهبی سرزمین می‌پرداخت.[۴۴]

انتقادها از علامه
اقدامات علامه مجلسی در سمت روحانی الاسلام در روزگار سلطنت پادشاه شاه حسین صفوی برخورد‌های متعدد و متضادی را در بین محققان و تاریخ نگاران در ادامه داشته میباشد. گروهی از تاریخ نگاران علاوه بر اشاره به توان زیاد علامه مجلسی در سال‌های حکومت پادشاه حسین، او‌را همانند فقیهی متعصب تصویر کرده‌اند که به آزار رسانی مجموعه‌های اقلیت مذهبی می‌پرداخت. در‌این زمان سلاطین صفوی بیشتراز پیش به فقهای شیعه مجاورت گردیده بودند و از بالا به دست آوردن اقتدار آنها در قبال بقیه تیم‌های شرعی مانند صوفیه یا این که حکما و فلاسفه هواخواهی می‌کردند.[۴۵]

اتهام سختگیری و تعصب
علامه مجلسی در مراسم تاجگذاری پاد شاه حسین صفوی حضور داشت و از او خواست فرامینی در جهت شکستن بت هندیان مستقر در اصفهان، ممانعت شراب‌خواری، جلوگیری کردن کبوتر بازی و توقف نزاع‌های طایفه‌ای، صادر نماید.[۴۶]فرمان روا نیز به عهده گرفت و میگساری را ممنوع و همه باده‌فروشی‌ها را مهندم کرد.[۴۷] این اقدامات معمولاً از سوی نویسندگان شیعه اقدماتی در جهت اصلاحات مذهبی و پیکار با مفاسد اجتماعی تحلیل شد‌ه‌است[۴۸] ولی بعضی از محققان غربی پاره‌ای از این اقدامات مانند جلوگیری کردن شراب‌خواری و کبوتربازی یا این که محصور کردن هندیان را نکوهیده و آن را مثال‌ای از سختگیری‌های بی‌سود‌ای دانسته‌اند که به مخالفت‌های وسیع اجتماعی انجامید.[۴۹]

اتهام آزار اقلیت‌های فقهی
بعضی از نویسندگان غربی همینطور علامه مجلسی را به آزار رسانی اقلیت‌های مذهبی جنایتکار کرده‌اند.[۵۰] برای مثال علامه مجلسی را جنایتکار به شیعه کردن اجباری سنی مذهبان و نیز فشار بر اقلیت‌های فقهی مانند زردشتیان، یهودیان و مسیحیان کرده‌اند.[۵۱] این در حالی میباشد که بنابر برخی بازرسی‌ها، شواهد روشنی در منابع تاریخی در تأیید این سیرتکامل اتهامات، یافت نمیشود و بعضا از آن‌ها فیض مشکلات فاحشی میباشد که در اثرها تنی چند از خاورشناسان وارداتی و نشر یافته میباشد.[۵۲]

اتهام آزار صوفیان
بعضی مستشرقان علامه مجلسی را جنایتکار به بی‌رحمی ناشی از تعصب فقاهتی در تعقیب و قتل صوفیان کرده‌اند.[۵۳] شاید مهم ترین برهان در ارائه تصویر فقیهی متعصب و سختگیر از علامه مجلسی گزارش‌هایی میباشد که در برخی از منابع تاریخی آمده و از جنگ وی با صوفیه و بستن اماکن تجمع صوفیه و اخراج آنها از اصفهان خبر می دهد.[۵۴]

توجه و صدق این گزارش‌ها از سوی بقیه دانشمندان آیتم شک و تردید قرار گرفته میباشد[۵۵] هر یک سری درباره ستیز حکومت صفوی و نیز فقها با صوفیه در‌این زمانه تردیدی نیست و نزاع علامه مجلسی با صوفیان نیز به کتابت اثراتی در نکوهش نگرش آن ها محصور بوده میباشد.[۵۶] بعضا گفته‌اند دامن زدن به آوازه علامه مجلسی تحت عنوان فقیهی متعصب و سختگیر، ریشه در اثر ها خاورشناسان دارااست و ناشی از دلبستگی آن ها به جریان تصوف میباشد.[۵۷]


انتقاد عقل‌گرایی فلسفی
علامه مجلسی مخالف عقل‌گرایی فلسفی بود و در اثرها خویش به برخی از آرای فلاسفه اعتراض کرد. وی فلاسفه مسلمان را به جهت تبعیت از یونانیان و رهاکردن قرآن و احادیث اسلامی ملامت میکرد. علامه مجلسی کاربرد عقل را فقط درصورتی که مجاز می‌دانست که دستاوردهای عقل با مبانی فقهی سازگار پک پذیرایی ترحیم مشهد باشند.[۳۶]

وی در آثارش آرای فلاسفه مسلمان را به عیب گیری کشیده و بعضا از این آرا را مخالف ضروریات آیین دانسته میباشد. اطمینان به حدوث وقتی فقید، دنیوی بودن ملائکه، دنیوی بودن معراج و معاد جسمانی به عنوان مثال آرای مجلسی میباشد که در آن‌ها به مخالفت با فلاسفه پرداخته میباشد. علامه مجلسی درین آرا حیث خویش را مستند به احادیث کرده و مخالفت تامل فلاسفه با احادیث را نکوهیده میباشد.[۳۷] نظرها وی بعد ها گزینه اعتراض بعضا از متخصصان فلسفه اسلامی قرار گرفت؛ برای مثال علامه طباطبایی با اعتراض بر فکر‌های علامه مجلسی اورا گرفتار تناقض می‌دانست و ورود علامه مجلسی به مباحث عمیق عقلانی را خطایی از سوی وی بررسی میکرد.[۳۸]

با اینکه علامه مجلسی خویش در بعضی آثارش به برهان‌های عقلانی و فلسفی پرداخته البته وقتی که روش وصال به معرفت در اصول آیین را پژوهش می‌نماید، کاربرد عامل عقلی را انکار نموده است. به لحاظ علامه با اعتنا به مشکلات عقل استناد به آن در کارها آئین روا وجود ندارد. وی در جایی از اثرها خویش برهان نقلی را برای اخذ اصول آیین دارای اعتبار دانسته میباشد. این حیث مخالف لحاظ بیشتر علمای مسلمان میباشد که رویکرد اخذ اصول آیین را عقل میدانند.[۳۹]

مخالفت با صوفیه
علامه همچون بعضا دیگر از فقیهان آن بعدازظهر، در اثر ها خویش به عیب گیری طریق صوفیه پرداخت و پندار‌ها و عادات و آدابشان را بر خلاف با تعالیم امامان شیعه نظارت نموده است.[۴۰] عدم پایبندی به احکام شرعی، ترویج یافتن آداب و آئین‌های غیرشرعی از قبیل رینگ‌های بیان و سماع و تعبیر درون گرایانه از آیین و متن ها شرعی برای مثال مسائل گزینه عیب گیری علامه مجلسی در اخلاق و تامل صوفیان میباشد.[۴۱]

چنان‌که از برخی نوشته‌های علامه مجلسی برمی‌آید و بعضی نویسندگان معاصر نیز بر آن تأکید کرده‌اند علامه با ریاضت و تهذیب نفس، در شرایطی که همپا با رعایت آداب شرعی و گردآوری فی مابین ظواهر و داخل آئین باشد مخالفتی نداشته میباشد و زمینه مهم برای او پایبندی به احکام دینی بوده میباشد. از همین روست که بعضا از علمای شیعه مانند روحانی صفی‌الدین اردبیلی، سید علی بن طاووس، احمد بن فهد حلی، شهید ثانی، روضه خوان بهائی و پدرش محمدتقی مجلسی را از صوفیه امامیه دانسته و آنها را ستوده (و فی مابین صوفیه شیعه و صوفیه‌ای که از اهل سنت تبعیت کرده‌اند فرق گذاشته) و خویش در جاهایی از اثر ها خویش به ارائه تفاسیری عرفانی از روایات امامان دست یازیده میباشد.[۴۲]

مجلسی در منصب روحانی الاسلامی
علامه مجلسی از سال ۱۰۹۸ در طی پاد شاه سلیمان صفوی و در حالی که ۶۱ ساله بود به منصب روضه خوان الاسلامی رسید. بعداز مرگ این سلطان و جانشینی فرمان روا حسین، مجلسی از سوی شاه نو بر منصب روحانی الاسلامی ابقا شد.[۴۳] روحانی الاسلام در زمانه صفویان خلال اخذ وجوهات فقهی به تحقیق بر اجرای احکام فقهی و دستگاه قضاوت، اداره کارها مدرسه ها و مساجد و زیارتگاه‌ها و انتخاب ائمه آدینه و بقیه مسائل مذهبی سرزمین می‌پرداخت.[۴۴]

انتقادها از علامه
اقدامات علامه مجلسی در سمت روحانی الاسلام در روزگار سلطنت پادشاه شاه حسین صفوی برخورد‌های متعدد و متضادی را در بین محققان و تاریخ نگاران در ادامه داشته میباشد. گروهی از تاریخ نگاران علاوه بر اشاره به توان زیاد علامه مجلسی در سال‌های حکومت پادشاه حسین، او‌را همانند فقیهی متعصب تصویر کرده‌اند که به آزار رسانی مجموعه‌های اقلیت مذهبی می‌پرداخت. در‌این زمان سلاطین صفوی بیشتراز پیش به فقهای شیعه مجاورت گردیده بودند و از بالا به دست آوردن اقتدار آنها در قبال بقیه تیم‌های شرعی مانند صوفیه یا این که حکما و فلاسفه هواخواهی می‌کردند.[۴۵]

اتهام سختگیری و تعصب
علامه مجلسی در مراسم تاجگذاری پاد شاه حسین صفوی حضور داشت و از او خواست فرامینی در جهت شکستن بت هندیان مستقر در اصفهان، ممانعت شراب‌خواری، جلوگیری کردن کبوتر بازی و توقف نزاع‌های طایفه‌ای، صادر نماید.[۴۶]فرمان روا نیز به عهده گرفت و میگساری را ممنوع و همه باده‌فروشی‌ها را مهندم کرد.[۴۷] این اقدامات معمولاً از سوی نویسندگان شیعه اقدماتی در جهت اصلاحات مذهبی و پیکار با مفاسد اجتماعی تحلیل شد‌ه‌است[۴۸] ولی بعضی از محققان غربی پاره‌ای از این اقدامات مانند جلوگیری کردن شراب‌خواری و کبوتربازی یا این که محصور کردن هندیان را نکوهیده و آن را مثال‌ای از سختگیری‌های بی‌سود‌ای دانسته‌اند که به مخالفت‌های وسیع اجتماعی انجامید.[۴۹]

اتهام آزار اقلیت‌های فقهی
بعضی از نویسندگان غربی همینطور علامه مجلسی را به آزار رسانی اقلیت‌های مذهبی جنایتکار کرده‌اند.[۵۰] برای مثال علامه مجلسی را جنایتکار به شیعه کردن اجباری سنی مذهبان و نیز فشار بر اقلیت‌های فقهی مانند زردشتیان، یهودیان و مسیحیان کرده‌اند.[۵۱] این در حالی میباشد که بنابر برخی بازرسی‌ها، شواهد روشنی در منابع تاریخی در تأیید این سیرتکامل اتهامات، یافت نمیشود و بعضا از آن‌ها فیض مشکلات فاحشی میباشد که در اثرها تنی چند از خاورشناسان وارداتی و نشر یافته میباشد.[۵۲]

اتهام آزار صوفیان
بعضی مستشرقان علامه مجلسی را جنایتکار به بی‌رحمی ناشی از تعصب فقاهتی در تعقیب و قتل صوفیان کرده‌اند.[۵۳] شاید مهم ترین برهان در ارائه تصویر فقیهی متعصب و سختگیر از علامه مجلسی گزارش‌هایی میباشد که در برخی از منابع تاریخی آمده و از جنگ وی با صوفیه و بستن اماکن تجمع صوفیه و اخراج آنها از اصفهان خبر می دهد.[۵۴]

توجه و صدق این گزارش‌ها از سوی بقیه دانشمندان آیتم شک و تردید قرار گرفته میباشد[۵۵] هر یک سری درباره ستیز حکومت صفوی و نیز فقها با صوفیه در‌این زمانه تردیدی نیست و نزاع علامه مجلسی با صوفیان نیز به کتابت اثراتی در نکوهش نگرش آن ها محصور بوده میباشد.[۵۶] بعضا گفته‌اند دامن زدن به آوازه علامه مجلسی تحت عنوان فقیهی متعصب و سختگیر، ریشه در اثر ها خاورشناسان دارااست و ناشی از دلبستگی آن ها به جریان تصوف میباشد.[۵۷]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 508
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 166
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 167
  • بازدید ماه : 172
  • بازدید سال : 1835
  • بازدید کلی : 32104
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی