رویا رویی با شکافها
متوکل که با امداد سوراخها به اقتدار رسیده بود، در بالا کارهایی را برای جلب رضایت آنان ایفا بخشید و به آنها در ایفا کارها سیاسی اقتدار بخشید؛ البته بعد از مدتی این نحوه را کنار گذاشت و کوشش کرد اقتدار شکافها را محصور نماید.[۷۱] متوکل عباسی سه فرزندش، محمد، ابوعبدالله و ابراهیم را ولیعهد کرد؛ محمد با کنیه مُنتَصَر، ولیعهد خلیفه عباسی شد، ابوعبدالله با کنیه مُعتَز، ولیعهد منتصر و ابراهیم با کنیه مُؤَیّد، ولیعهد مُعتز شد.[۷۲] حکومت آفریقا و مغرب به منتصر، خراسان و ری به معتزّ و شام و فلسطین به مؤید ودیعه شد.[۷۳] محمد سهیل طقّوش، تالیف کننده کتاب تاریخُ الدولةِ العباسیه این مبادرت متوکل را در راستای تضعیف توان و نفوذ ترکانی دانسته میباشد که در زمان خلافت معتصم و واثق عباسی، نصیبهایی از مرزو بومهای ذیل حکومت عباسیان را در مشت پک پذیرایی ترحیم مشهد داشتند.[۷۴]
طقوش اعتقاد دارد شکافها که از تصمیم متوکل برای نادر کردن نفوذ آنان با خبر گردیده بودند، خیانتهای بخش اعظمی اعمال دادند، و به همین انگیزه بود که متوکل برای غربت از کارشکنی آن ها قصد به جابجایی پایتخت گرفت.[۷۵] متوکل در ۲۴۴ق به دمشق رفت تا آنجا را پایتخت حکومت خویش قرار دهد؛ ولی آبوهوا و حالت معاش را در آنجا مطلوب ندید. ازاینرو بعداز دو ماه آنجا را سوراخ کرد و به سامرا رجوع.[۷۶] بهگفته طقوش، بعداز رجوع خلیفه به سامرا، دشمنی سوراخها و خلیفه به مرحله غیرقابل رجوع رسید و هر مورد در صدد حذف حریف برآمدند.[۷۷]
مرگ
متوکل عباسی در سال ۲۴۷ق بعداز چهارده سال و ده ماه خلافت، در سن چهل سالگی به دست فرزندش منتصر کشته[۷۸] و در قصر خویش در شهر ماحوزه [یادداشت ۳] دفن شد.[۷۹] اگرچه متوکل فرزندش منتصر را خلیفه خویش کرده بود، ارتباط خیر با وی نداشت و در اکثری مواقع او را به تمسخر میگرفت و گاهی دشنام میاعطا کرد و به کشتنش انذار می کرد.[۸۰] در گزارش دیگری که طبری، تاریخنگار قرن چهارم قمری آن را نقل کرده، متوکل تصمیم گرفته بود منتصر و تنی چند از فرماندهان تُرک را بکشد.[۸۱] همینطور ابنخلدون، تاریخنگار قرن هشتم قمری این نظر را دارد در جریان توهین متوکل به علی بن ابیطالب، که منتصر در برابرش ایستاد و اورا از عملش نهی کرد، متوکل او را به برکنار از خلافت( جانشینی بعداز خودش) و به قتل ارعاب کرد.[۸۲] منتصر که از رفتارهای پدرش خشمگین گردیده بود، با همیاری فرماندهان سوراخ، متوکل را در درحال حاضر بادهگساری و مستی، به قتل رساند.[۸۳]
در بعضاگزارشها این رخداد در جریان توهین متوکل به حضرت زهرا نقل شدهاست.[۸۴] محمدجواد مغنیه، مولف کتاب الشیعة و الحاکمون نوشته میباشد روزی مُنتَصِر شنید که پدرش به فاطمه زهرا(س) دشنام میدهد و به همین استدلال نزد یک کدام از فقیهان رفته، حکم این شغل پدرش را پرسید.[۸۵] دانا، پدرش را مهدورالدم خواند؛ البته به وی ذکر کرد که هر کسی بابا خویش را بکشد عمرش کوتاه میگردد.[۸۶] با این اکنون، منتصر متوکل را به قتل رساند و صرفا بعداز هفت ماه، خویش نیز کشته شد.[۸۷]
با کشته شدن متوکل، شکافها اقتدار و نفوذ بیشتری در حکومت پیدا کردند[۸۸] و توان و فرم خلفای بنیعباس رو به افول بنیان؛ تا اندازهای که صرفا در یک سده بعداز متوکل، یازده خلیفه که کلیه آنان دستنشانده رخنهها بودند، روی شغل آمدند و بعد از آن به قتل رسیدند یا این که برکنار شدند.[۸۹]
پانویس
ابنجوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۱۱، ص۱۷۸.
ابنجوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۱۱، ص۱۷۸.
طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۹، ص۱۲۳.
ابناثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۷، ص۳۳-۳۴.
خضری، تاریخ خلافت عباسی، ۱۳۸۴ش، ص ۱۰۷.
طقوش، تاریخ الدولة العباسیة، ۱۴۳۰ق، ص۱۵۴-۱۵۶.
دیندار ابطحی، نقش شیعه ها در ساختار حکومت عباسیان، ۱۳۹۲ش، ص۲۷.
جعفریان، از پیدایش اسلام تا کشورایران اسلامی، ص۳۱۲.
مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۱، ص۳۲۲؛ حسینی طهرانی، امام شناسی، ۱۴۳۰ق، ج۱۲، ص۱۷۰.
ابناثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۷، ص۵۵-۵۶.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، دار المعرفه، ص۴۷۸.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، دار المعرفه، ص۴۷۸.
ذهبی، تاریخ الاسلام، ۱۴۱۳ق، ج۱۸، ص۵۵۲.
ابناثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۷، ص۵۶.
ابنخلدون، تاریخ ابنخلدون، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۳۴۹.
ابناثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۷، ص۵۵-۵۶.
سید بن طاووس، مصباح الزائر، ۱۴۱۷ق، ص۴۶۳؛ قمی، مفاتیح الجنان، تکثیر مشعر، ۱۳۷۸ش، زیارت جامعة ائمةالمؤمنین.
خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۱۳، ص۲۸۹.
خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۱۳، ص۲۸۹.
ابنجوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۱۱، ص۲۳۷.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، دار المعرفه، ص۴۷۹.
ابنجوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۱۱، ص۲۳۷.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، دار المعرفه، ص۴۷۹.
استاد، شهر حسین(ع)، ۱۳۸۰ش، ص۲۰۶-۲۰۷.
سیوطی، تاریخ الخلفاء، ۱۴۲۵ق، ص۲۵۳.
یعقوبی، تاریخ یعقوبی، بیروت، ج۲، ص۴۸۴؛ نوبختی، فرق الشیعه، ۱۴۰۴ق، ص۹۲؛ اشعری قمی، المقالات و الفرق، ۱۳۶۰ش، ص۱۰۰.
روحانی موثر، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۱۰.
جعفریان، پیامبر، حيات فكرى و سياسى ائمه، ۱۳۸۱ش، ص۵۰۳
اثرگذار، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۰۹.
مسعودی، ثابت الوصیه، ۱۴۲۶ق، ص۲۳۳.
سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ۱۴۲۶ق، ج۲، ص۴۹۳.
اثرگذار، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۰۹.
اثر گذار، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۰۹.
کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۵۰۱؛ اثر گذار، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۰۹.
مسعودی، ثابت الوصیه، ۱۴۲۶ق، ص۲۳۳.
سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ۱۴۲۶ق، ج۲، ص۴۹۲.
موثر، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۱۱.
طبرسی، اعلام الوری، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۱۲۶.
جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ۱۳۸۱ش، ص۵۱۰.
ابن طاووس، مهج الدعوات، ۱۴۱۱ق، ص۲۶۵-۲۷۱.
سجادی، «بنیعباس»، ص۶۷۴.
سجادی، «بنیعباس»، ص۶۷۴.
بلاذری، فتوح البلدان، ۱۹۸۸م، ص۴۲-۴۳.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، دار المعرفه، ص۴۷۸.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، دار المعرفه، ص۵۰۶.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، دار المعرفه، ص۴۹۰.
کندی، کتاب الولاة، ۱۴۲۴ق، ص۱۴۹.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، دار المعرفه، ص۴۹۰.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، دار المعرفه، ص۴۹۲.
پرسنده، پژوهش سیاستهای مذهبی متوکل عباسی، در خبر نامه تاریخ اسلام در آینه رسیدگی، فصل بهار ۱۳۸۸، ص ۶۰.
دین دار ابطحی، نقش شیعه ها در ساختار حکومت عباسیان، ۱۳۹۲ش، ص۱۴۴.
ذهبی، تاریخ الاسلام، ۱۴۱۳ق، ج۱۸، ص۵۵۲.
یاقوت حموی، معجم البلدان، ۱۹۹۵م، ص ۳۶۷.
محلاتی، مآثر الکبراء فی تاریخ سامراء، ۱۳۸۴ش، ص۶۷-۱۱۱.
یاقوت حموی، معجم البلدان، ۱۹۹۵م، ص ۳۶۸.
ابنجوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۱۱، ص۲۵۲.
ابنجوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۱۱، ص۲۵۲.
ارجح، «جامع عظیم»، ص۳۵۳.
رویا رویی با شکافها
متوکل که با امداد سوراخها به اقتدار رسیده بود، در بالا کارهایی را برای جلب رضایت آنان ایفا بخشید و به آنها در ایفا کارها سیاسی اقتدار بخشید؛ البته بعد از مدتی این نحوه را کنار گذاشت و کوشش کرد اقتدار شکافها را محصور نماید.[۷۱] متوکل عباسی سه فرزندش، محمد، ابوعبدالله و ابراهیم را ولیعهد کرد؛ محمد با کنیه مُنتَصَر، ولیعهد خلیفه عباسی شد، ابوعبدالله با کنیه مُعتَز، ولیعهد منتصر و ابراهیم با کنیه مُؤَیّد، ولیعهد مُعتز شد.[۷۲] حکومت آفریقا و مغرب به منتصر، خراسان و ری به معتزّ و شام و فلسطین به مؤید ودیعه شد.[۷۳] محمد سهیل طقّوش، تالیف کننده کتاب تاریخُ الدولةِ العباسیه این مبادرت متوکل را در راستای تضعیف توان و نفوذ ترکانی دانسته میباشد که در زمان خلافت معتصم و واثق عباسی، نصیبهایی از مرزو بومهای ذیل حکومت عباسیان را در مشت پک پذیرایی ترحیم مشهد داشتند.[۷۴]
طقوش اعتقاد دارد شکافها که از تصمیم متوکل برای نادر کردن نفوذ آنان با خبر گردیده بودند، خیانتهای بخش اعظمی اعمال دادند، و به همین انگیزه بود که متوکل برای غربت از کارشکنی آن ها قصد به جابجایی پایتخت گرفت.[۷۵] متوکل در ۲۴۴ق به دمشق رفت تا آنجا را پایتخت حکومت خویش قرار دهد؛ ولی آبوهوا و حالت معاش را در آنجا مطلوب ندید. ازاینرو بعداز دو ماه آنجا را سوراخ کرد و به سامرا رجوع.[۷۶] بهگفته طقوش، بعداز رجوع خلیفه به سامرا، دشمنی سوراخها و خلیفه به مرحله غیرقابل رجوع رسید و هر مورد در صدد حذف حریف برآمدند.[۷۷]
مرگ
متوکل عباسی در سال ۲۴۷ق بعداز چهارده سال و ده ماه خلافت، در سن چهل سالگی به دست فرزندش منتصر کشته[۷۸] و در قصر خویش در شهر ماحوزه [یادداشت ۳] دفن شد.[۷۹] اگرچه متوکل فرزندش منتصر را خلیفه خویش کرده بود، ارتباط خیر با وی نداشت و در اکثری مواقع او را به تمسخر میگرفت و گاهی دشنام میاعطا کرد و به کشتنش انذار می کرد.[۸۰] در گزارش دیگری که طبری، تاریخنگار قرن چهارم قمری آن را نقل کرده، متوکل تصمیم گرفته بود منتصر و تنی چند از فرماندهان تُرک را بکشد.[۸۱] همینطور ابنخلدون، تاریخنگار قرن هشتم قمری این نظر را دارد در جریان توهین متوکل به علی بن ابیطالب، که منتصر در برابرش ایستاد و اورا از عملش نهی کرد، متوکل او را به برکنار از خلافت( جانشینی بعداز خودش) و به قتل ارعاب کرد.[۸۲] منتصر که از رفتارهای پدرش خشمگین گردیده بود، با همیاری فرماندهان سوراخ، متوکل را در درحال حاضر بادهگساری و مستی، به قتل رساند.[۸۳]
در بعضاگزارشها این رخداد در جریان توهین متوکل به حضرت زهرا نقل شدهاست.[۸۴] محمدجواد مغنیه، مولف کتاب الشیعة و الحاکمون نوشته میباشد روزی مُنتَصِر شنید که پدرش به فاطمه زهرا(س) دشنام میدهد و به همین استدلال نزد یک کدام از فقیهان رفته، حکم این شغل پدرش را پرسید.[۸۵] دانا، پدرش را مهدورالدم خواند؛ البته به وی ذکر کرد که هر کسی بابا خویش را بکشد عمرش کوتاه میگردد.[۸۶] با این اکنون، منتصر متوکل را به قتل رساند و صرفا بعداز هفت ماه، خویش نیز کشته شد.[۸۷]
با کشته شدن متوکل، شکافها اقتدار و نفوذ بیشتری در حکومت پیدا کردند[۸۸] و توان و فرم خلفای بنیعباس رو به افول بنیان؛ تا اندازهای که صرفا در یک سده بعداز متوکل، یازده خلیفه که کلیه آنان دستنشانده رخنهها بودند، روی شغل آمدند و بعد از آن به قتل رسیدند یا این که برکنار شدند.[۸۹]
پانویس
ابنجوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۱۱، ص۱۷۸.
ابنجوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۱۱، ص۱۷۸.
طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۹، ص۱۲۳.
ابناثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۷، ص۳۳-۳۴.
خضری، تاریخ خلافت عباسی، ۱۳۸۴ش، ص ۱۰۷.
طقوش، تاریخ الدولة العباسیة، ۱۴۳۰ق، ص۱۵۴-۱۵۶.
دیندار ابطحی، نقش شیعه ها در ساختار حکومت عباسیان، ۱۳۹۲ش، ص۲۷.
جعفریان، از پیدایش اسلام تا کشورایران اسلامی، ص۳۱۲.
مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۱، ص۳۲۲؛ حسینی طهرانی، امام شناسی، ۱۴۳۰ق، ج۱۲، ص۱۷۰.
ابناثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۷، ص۵۵-۵۶.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، دار المعرفه، ص۴۷۸.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، دار المعرفه، ص۴۷۸.
ذهبی، تاریخ الاسلام، ۱۴۱۳ق، ج۱۸، ص۵۵۲.
ابناثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۷، ص۵۶.
ابنخلدون، تاریخ ابنخلدون، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۳۴۹.
ابناثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۷، ص۵۵-۵۶.
سید بن طاووس، مصباح الزائر، ۱۴۱۷ق، ص۴۶۳؛ قمی، مفاتیح الجنان، تکثیر مشعر، ۱۳۷۸ش، زیارت جامعة ائمةالمؤمنین.
خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۱۳، ص۲۸۹.
خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۱۳، ص۲۸۹.
ابنجوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۱۱، ص۲۳۷.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، دار المعرفه، ص۴۷۹.
ابنجوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۱۱، ص۲۳۷.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، دار المعرفه، ص۴۷۹.
استاد، شهر حسین(ع)، ۱۳۸۰ش، ص۲۰۶-۲۰۷.
سیوطی، تاریخ الخلفاء، ۱۴۲۵ق، ص۲۵۳.
یعقوبی، تاریخ یعقوبی، بیروت، ج۲، ص۴۸۴؛ نوبختی، فرق الشیعه، ۱۴۰۴ق، ص۹۲؛ اشعری قمی، المقالات و الفرق، ۱۳۶۰ش، ص۱۰۰.
روحانی موثر، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۱۰.
جعفریان، پیامبر، حيات فكرى و سياسى ائمه، ۱۳۸۱ش، ص۵۰۳
اثرگذار، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۰۹.
مسعودی، ثابت الوصیه، ۱۴۲۶ق، ص۲۳۳.
سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ۱۴۲۶ق، ج۲، ص۴۹۳.
اثرگذار، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۰۹.
اثر گذار، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۰۹.
کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۵۰۱؛ اثر گذار، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۰۹.
مسعودی، ثابت الوصیه، ۱۴۲۶ق، ص۲۳۳.
سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ۱۴۲۶ق، ج۲، ص۴۹۲.
موثر، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۱۱.
طبرسی، اعلام الوری، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۱۲۶.
جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ۱۳۸۱ش، ص۵۱۰.
ابن طاووس، مهج الدعوات، ۱۴۱۱ق، ص۲۶۵-۲۷۱.
سجادی، «بنیعباس»، ص۶۷۴.
سجادی، «بنیعباس»، ص۶۷۴.
بلاذری، فتوح البلدان، ۱۹۸۸م، ص۴۲-۴۳.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، دار المعرفه، ص۴۷۸.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، دار المعرفه، ص۵۰۶.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، دار المعرفه، ص۴۹۰.
کندی، کتاب الولاة، ۱۴۲۴ق، ص۱۴۹.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، دار المعرفه، ص۴۹۰.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، دار المعرفه، ص۴۹۲.
پرسنده، پژوهش سیاستهای مذهبی متوکل عباسی، در خبر نامه تاریخ اسلام در آینه رسیدگی، فصل بهار ۱۳۸۸، ص ۶۰.
دین دار ابطحی، نقش شیعه ها در ساختار حکومت عباسیان، ۱۳۹۲ش، ص۱۴۴.
ذهبی، تاریخ الاسلام، ۱۴۱۳ق، ج۱۸، ص۵۵۲.
یاقوت حموی، معجم البلدان، ۱۹۹۵م، ص ۳۶۷.
محلاتی، مآثر الکبراء فی تاریخ سامراء، ۱۳۸۴ش، ص۶۷-۱۱۱.
یاقوت حموی، معجم البلدان، ۱۹۹۵م، ص ۳۶۸.
ابنجوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۱۱، ص۲۵۲.
ابنجوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۱۱، ص۲۵۲.
ارجح، «جامع عظیم»، ص۳۵۳.

پک پذیرایی ترحیم مشهد برای مراسم ختم در مسجد؛ چه ترکیبی مناسبتر است؟