علم و فرهنگ و تمدن نو
تأسیس دارالفنون:
با اعتنا به نتیجه ها و خلق بد زعمای دولت انگلیس نسبت به شاگردانی که در طی عباس میرزا و آنگاه در زمان محمدشاه برای علم آموزی به انگلیس اعزام گردیده بودند، امیرکبیر اینگونه تشخیص بخشید که تأسیس مکتبای در خویش مرزوبوم و استخدام مدرس از بیرون باصرفهخیس و اثرگذارخیس خواهد بود. به همین خواسته در سال ۱۲۶۶ق مقدمات بهرهبرداری مکتبای که در آن جوان ها اهل ایران بتوانند با علم ها تازه و صنعت های اروپایی شناخت پیدا نمایند مهیا تشکیل داد تا در آنجا مانند مدرسه های پُلیتکنیک آن فرصت تک تک علم ها و صنعت های و فوت و فن نظامی درس دادن گردد. به همین مناسبت نام مکتب را دارالفنون گذاشت. در سال اولیه تأسیس مکتب بر طبق گستردن اتفاق ها اتفاقیه ۹۵ نفر فراگیر داشته و در هفت فن به قرار ذیل درگیر علم آموزی بودند. ۲۶ نفر توپخانه، ۲۰ نفر طب، ۲۰ نفر پیاده نظام، ۵ نفر سواره نظام، ۱۲ نفر مهندسی، ۷ نفر داروسازی، ۵ نفر معدن پک پذیرایی ترحیم مشهد شناسی.[۲۱]
پرونده:تصویری از مجله اتفاق ها اتفاقیه.jpg
تصویری از مجله اتفاق ها اتفاقیه.
خبر نامه اتفاق ها اتفاقیه:
امیرکبیر برای بیداری اذهان و اگاهی عموم از جریان کارها مملکتی تصمیم گرفت خبرنامهای در طهران دایر کند. به امر امیر خبر نامه اتفاق ها اتفاقیه تأسیس یافت. اولی شمارهی آن در آدینه ۵ ربیعالثانی ۱۲۶۷ق در طهران به نام روزنامچه خبرها دارالخلافه طهران منتشر شد اما شماره دوم بنام خبرنامه اتفاق ها اتفاقیه تکثیر یافت و آن گاهها زیر عنا وین مجله دولت علیه کشور ایران، خبرنامه کشور ایران، خبر نامه قانونی دولت کشور ایران طبع و توزیع شوید.[۲۲]
سیاستهای اقتصادی
صنعت تازه
امیر برای فوت و فن غربی بها بسزایی قائل بود و به تأثیر اقتصادی آن پی برده بود و یکیاز مواد اساسی نرمافزار وی در ترقی جمهوری اسلامی ایران ساختوساز صنعت های تازه بود. نقش امیر در بنای صنعت ملی مشمول حصول معادن، ساختوساز سولههای متعدد، استخدام استادان فنی از انگلیس یا این که پروس(قسمتی از مملکت آلمان)، صادر کردن صنعتکاران به روسیه، خرید سوله از فرنگ و مدد از تولیدها داخلی بود. به همین خیال و خاطر وی دستور آزادی حصول معادن برای اتباع اهل ایران را صادر کرد. و دولت و عموم هر دو بهاین فعالیت دست زدند. ارتقا ایجاد معادن نیازمند یادگرفتن اصول فنی تازه بود. پس برای مکتب دارالفنون استادان معدنشناس از اطریش استخدام کرد. برای ترقی صنعت از حمایت و امداد به اهل رشته هیچ دریغ نمیکرد.[۲۳]
کشاورزی
ایمنی اجتماعی و محافظت دستمزد کشاورزان دو دلیل مهم ترقی کشاورزی بود. با برانداختن دین کهنه سیورسات [یادداشت ۳]و تامین از روستائیان، معیار ساختوساز مواد کشاورزی ارتقا یافت و کشت تولیدات جدیدای نیز استارت شوید. بنای بندِّ ناصری بر رودخانه کرخه، ساخت و ساز پل شوشتر، اشاعه کشت نیشکر، بنای حایل جدید گرگان، و زراعت پنبه آمریکایی از سایر شغل های امیرکبیر میباشد.[۲۴]
اقتصاد ملی در واکنش با اقتصاد استعمار
پایه سیاست امیر را تامین اقتصاد ملی میتشکیل داد. جوهر تامل اقتصادی وی این بود که صنعت داخلی ترقی پذیرد و صادرات ارتقاء یابد و بازار کالای خارجی محصور گردد. محور اقتصاد بازرگانی فرنگی ما بر آزادی بیزنس قرار گرفته بود البته این اوضاع زاده گردیده طبیعی اقتصاد جمهوری اسلامی ایران خلا، بلکه باخت سیاسی نظام سرمایه داری انگلیس و روس آنرا بر ما زور کرده بود. ارقام مهم کسب و کار مارا واردات و صادرات به سه مملکت انگلیس، روسیه و عثمانی تشکیل میبخشید البته از دید چگونگی و کمیت، تعادل و هماهنگی وجود نداشت. که امیر جلوی این وادرات بیروش را گرفت. از جمله در طول محمدشاه کالای وارد شده کشور ایران از انگلیس به سالی یک میلیون لیره رسید. پس از ترازو آن کاسته شد و در سال۱۲۶۷ق. هنگام صدارت امیرکبیر به نصف آن تقلیل یافت.[۲۵]
تبعید و قتل
خزینه فین کاشان، محل قتل امیرکبیر
اصلاحات امیرکبیر وضعیت برخی از سفارتخانهها و درباریان را متزلزل کرد و آنان به امیرکبیر افترا زدند که علت سلطنت دارااست از این رو خواهان برکنار او شدند. ملازمت و همراهی مهدعلیا مامان فرمانروا، اعتمادالدوله و میرزا آقاخان نوری با معارضان نیز در برکنار وی مفید بود. ایناینگونه بود که آنها ناصرالدین پادشاه را ذیل تأثیر قرار دادند و با این دلیل که امیر قصد کارشکنی علیه فرمانروا را دارااست او را به برکنار امیرکبیر ترغیب کردند. از این رو، حکم برکنار امیرکبیر در ۱۹ محرم سال ۱۲۶۷ق به او ارسال شد. چهار روز بعداز آن، میرزا آقاخان نوری به سمت صدارت منصوب شد.
امیرکبیر دو روز بعداز برکنار در ۲۵ محرم سال ۱۲۶۸ق به کاشان تبعید شد و در ۱۸ دی ۱۲۳۰ش در گرمابه فین کاشان با برش دادن رگ دستانش به قتل رسید.[۲۶] به ماجرا میرزا محمدجعفرخان، حقایقنگار خورموجی در کتاب معروف «حقایقالاخبار ناصری» پیکر امیر را روز پس از قتل آغاز در آرامستان «پشت مشهد» کاشان دفن کردند البته یک سری ماه آن گاه، با همت همسرش عزتالدوله، پیکر امیرکبیر را به کربلا حمل کردند و در اتاقی که در آن به سوی صحن امام حسین(ع) گشوده می شود، به خاک سپردند.[۲۷]
پانویس
علم و فرهنگ و تمدن نو
تأسیس دارالفنون:
با اعتنا به نتیجه ها و خلق بد زعمای دولت انگلیس نسبت به شاگردانی که در طی عباس میرزا و آنگاه در زمان محمدشاه برای علم آموزی به انگلیس اعزام گردیده بودند، امیرکبیر اینگونه تشخیص بخشید که تأسیس مکتبای در خویش مرزوبوم و استخدام مدرس از بیرون باصرفهخیس و اثرگذارخیس خواهد بود. به همین خواسته در سال ۱۲۶۶ق مقدمات بهرهبرداری مکتبای که در آن جوان ها اهل ایران بتوانند با علم ها تازه و صنعت های اروپایی شناخت پیدا نمایند مهیا تشکیل داد تا در آنجا مانند مدرسه های پُلیتکنیک آن فرصت تک تک علم ها و صنعت های و فوت و فن نظامی درس دادن گردد. به همین مناسبت نام مکتب را دارالفنون گذاشت. در سال اولیه تأسیس مکتب بر طبق گستردن اتفاق ها اتفاقیه ۹۵ نفر فراگیر داشته و در هفت فن به قرار ذیل درگیر علم آموزی بودند. ۲۶ نفر توپخانه، ۲۰ نفر طب، ۲۰ نفر پیاده نظام، ۵ نفر سواره نظام، ۱۲ نفر مهندسی، ۷ نفر داروسازی، ۵ نفر معدن پک پذیرایی ترحیم مشهد شناسی.[۲۱]
پرونده:تصویری از مجله اتفاق ها اتفاقیه.jpg
تصویری از مجله اتفاق ها اتفاقیه.
خبر نامه اتفاق ها اتفاقیه:
امیرکبیر برای بیداری اذهان و اگاهی عموم از جریان کارها مملکتی تصمیم گرفت خبرنامهای در طهران دایر کند. به امر امیر خبر نامه اتفاق ها اتفاقیه تأسیس یافت. اولی شمارهی آن در آدینه ۵ ربیعالثانی ۱۲۶۷ق در طهران به نام روزنامچه خبرها دارالخلافه طهران منتشر شد اما شماره دوم بنام خبرنامه اتفاق ها اتفاقیه تکثیر یافت و آن گاهها زیر عنا وین مجله دولت علیه کشور ایران، خبرنامه کشور ایران، خبر نامه قانونی دولت کشور ایران طبع و توزیع شوید.[۲۲]
سیاستهای اقتصادی
صنعت تازه
امیر برای فوت و فن غربی بها بسزایی قائل بود و به تأثیر اقتصادی آن پی برده بود و یکیاز مواد اساسی نرمافزار وی در ترقی جمهوری اسلامی ایران ساختوساز صنعت های تازه بود. نقش امیر در بنای صنعت ملی مشمول حصول معادن، ساختوساز سولههای متعدد، استخدام استادان فنی از انگلیس یا این که پروس(قسمتی از مملکت آلمان)، صادر کردن صنعتکاران به روسیه، خرید سوله از فرنگ و مدد از تولیدها داخلی بود. به همین خیال و خاطر وی دستور آزادی حصول معادن برای اتباع اهل ایران را صادر کرد. و دولت و عموم هر دو بهاین فعالیت دست زدند. ارتقا ایجاد معادن نیازمند یادگرفتن اصول فنی تازه بود. پس برای مکتب دارالفنون استادان معدنشناس از اطریش استخدام کرد. برای ترقی صنعت از حمایت و امداد به اهل رشته هیچ دریغ نمیکرد.[۲۳]
کشاورزی
ایمنی اجتماعی و محافظت دستمزد کشاورزان دو دلیل مهم ترقی کشاورزی بود. با برانداختن دین کهنه سیورسات [یادداشت ۳]و تامین از روستائیان، معیار ساختوساز مواد کشاورزی ارتقا یافت و کشت تولیدات جدیدای نیز استارت شوید. بنای بندِّ ناصری بر رودخانه کرخه، ساخت و ساز پل شوشتر، اشاعه کشت نیشکر، بنای حایل جدید گرگان، و زراعت پنبه آمریکایی از سایر شغل های امیرکبیر میباشد.[۲۴]
اقتصاد ملی در واکنش با اقتصاد استعمار
پایه سیاست امیر را تامین اقتصاد ملی میتشکیل داد. جوهر تامل اقتصادی وی این بود که صنعت داخلی ترقی پذیرد و صادرات ارتقاء یابد و بازار کالای خارجی محصور گردد. محور اقتصاد بازرگانی فرنگی ما بر آزادی بیزنس قرار گرفته بود البته این اوضاع زاده گردیده طبیعی اقتصاد جمهوری اسلامی ایران خلا، بلکه باخت سیاسی نظام سرمایه داری انگلیس و روس آنرا بر ما زور کرده بود. ارقام مهم کسب و کار مارا واردات و صادرات به سه مملکت انگلیس، روسیه و عثمانی تشکیل میبخشید البته از دید چگونگی و کمیت، تعادل و هماهنگی وجود نداشت. که امیر جلوی این وادرات بیروش را گرفت. از جمله در طول محمدشاه کالای وارد شده کشور ایران از انگلیس به سالی یک میلیون لیره رسید. پس از ترازو آن کاسته شد و در سال۱۲۶۷ق. هنگام صدارت امیرکبیر به نصف آن تقلیل یافت.[۲۵]
تبعید و قتل
خزینه فین کاشان، محل قتل امیرکبیر
اصلاحات امیرکبیر وضعیت برخی از سفارتخانهها و درباریان را متزلزل کرد و آنان به امیرکبیر افترا زدند که علت سلطنت دارااست از این رو خواهان برکنار او شدند. ملازمت و همراهی مهدعلیا مامان فرمانروا، اعتمادالدوله و میرزا آقاخان نوری با معارضان نیز در برکنار وی مفید بود. ایناینگونه بود که آنها ناصرالدین پادشاه را ذیل تأثیر قرار دادند و با این دلیل که امیر قصد کارشکنی علیه فرمانروا را دارااست او را به برکنار امیرکبیر ترغیب کردند. از این رو، حکم برکنار امیرکبیر در ۱۹ محرم سال ۱۲۶۷ق به او ارسال شد. چهار روز بعداز آن، میرزا آقاخان نوری به سمت صدارت منصوب شد.
امیرکبیر دو روز بعداز برکنار در ۲۵ محرم سال ۱۲۶۸ق به کاشان تبعید شد و در ۱۸ دی ۱۲۳۰ش در گرمابه فین کاشان با برش دادن رگ دستانش به قتل رسید.[۲۶] به ماجرا میرزا محمدجعفرخان، حقایقنگار خورموجی در کتاب معروف «حقایقالاخبار ناصری» پیکر امیر را روز پس از قتل آغاز در آرامستان «پشت مشهد» کاشان دفن کردند البته یک سری ماه آن گاه، با همت همسرش عزتالدوله، پیکر امیرکبیر را به کربلا حمل کردند و در اتاقی که در آن به سوی صحن امام حسین(ع) گشوده می شود، به خاک سپردند.[۲۷]
پانویس

راهنمای انتخاب پک پذیرایی ترحیم مشهد برای مراسم ختم