loading...

???? ???? ???????

بازدید : 44
شنبه 17 خرداد 1404 زمان : 16:19


فتنه جمل
نوشته‌ی علمیٔ مهم: نبرد جمل
بعد از قتل عثمان، جمعیت متعددی که طلحه و زبیر نیز بین آنها بودند، به منزل حضرت علی(ع) هجوم برده و گفتند ما آمده‌ایم تا با شما به خلافت بیعت کنیم. بعداز پافشاری زیاد، حضرت علی(ع) به عهده گرفت.[۴۵] زبیر در‌این اتفاق به ملازمت طلحه، بیعت مهاجران را ضمانت کرد[۴۶] ولی دیری نپایید که از حیث خویش بازگشت و به مخالفت با خلافت حضرت علی برخاست.[۴۷] به گفته پیامبر جعفریان طلحه و زبیر به بیعت با امام راضی شدند تا از این طرز در حکومت تازه جایی برای خویش دست و پا نمایند.[۴۸] به همین عامل آن دو به عذروبهانه عمره از مدینه خارج آمدند. هنگامی قصد هجرت خویش را به علی گفتند، امام به آنها فرمود: وی برای زیارت منزل خداوند نمی‌مراحل، بلکه به قصد حیله و خیانت و مکر هجرت پک پذیرایی ترحیم مشهد می‌نمایند.[۴۹]

آن دو، در مکه عایشه را که از خلافت علی خشمگین بود و از مظلومیت عثمان صحبت می اعلام‌کرد[۵۰] با خویش همدم کرده به قصد خروج علیه حضرت علی(ع) با تشکیل سپاهی عظیمی عازم بصره شدند. آن ها بعداز مصادره اموال یمنیان که به وسیله یعلی بن منبه برای حضرت علی(ع) رسول میشد، رسما و علنی مخالفت خویش را اظهار نمودند.[۵۱]

آن‌ها وارد بصره گردیده و عثمان بن حنیف استاندار حضرت علی(ع) را گزینه ضرب و شتم قرار دادند.[۵۲] حضرت علی(ع) با سپاه، خویش را به حوالی بصره رساند و بعد از کارایی برای ختم غائله با آنها سرگرم شد. اکثری به قتل رسیدند و بعضی گریختند.[۵۳] زبیر را، به‌ادله بیعت‌شکنی و رویا رویی با امام علی(ع)، از سران عثمانیه قلمداد کرده‌اند.[۵۴]

طومار امام علی(ع) به طلحه و زبیر
سید رضی طومار‌ای را خطاب طلحه و زبیر نقل نموده است که امروزه با طومار ۵۴ نهج البلاغه شناخته میشود.[۵۵]‌ حضرت درین طومار ذکر می‌نماید که وی برای حکومت اصراری نداشته میباشد و عموم بر این موضوع سماجت داشته‌اند. آن‌گاه طلحه و زبیر را کاربر ساخته می‌نویسد که شما یا این که در آن روز با اطمینان قلبی با اینجانب بیعت کردید که الان می بایست پایبند به بیعت خویش باشید، یا این که ریاودورویی و تدلیس کردید. امام علی(ع) با نفی اتهام شرکت کردن در قتل عثمان که طلحه و زبیر عذروبهانه نقض بیعت کرده‌ بودند، آن‌ها‌را به عذاب الهی هشدار می دهد.[۵۶]

طومار امام علی(ع)‌ به طلحه و زبیر (طومار ۵۴ نهج‌البلاغه)
البته آنگاه (از ثنا و ثناى الهى) شما مى‌دانيد- هر یک‌سری كتمان كنيد- كه اینجانب به‌دنبال عموم نرفتم؛ آن ها به سراغ اینجانب آمدند و اینجانب دست بيعت به سوى آنان نگشودم تا آن‌ها با سماجت با اینجانب بيعت كردند و شما دو نفر از كسانى بوديد كه به سراغ اینجانب آمديد و با اینجانب بيعت كرديد. جمع عموم به دلیل تحمیل و سلطه يا کالا دنيا با اینجانب بيعت نكردند. (بنابراين از دو اکنون بیرون نيست) در‌حالتی که شما از روى ميل و گرایش با اینجانب بيعت كرده‌ايد (بيعت‌شكنى شما حرام بوده) بايد گشوده گرديد و بلافاصلهً در پيشگاه آفریدگار توبه كنيد و در شرایطی که بيعت شما از روى اكراه و نارضايى بوده منش را براى اینجانب نسبت به خویش باز‌ايد، زيرا ظاهرا اظهار اطاعت كرديد و در دل، قصد عصيان‌ اشتيد (زيرا رویه منافقان را پيموديد و اين حركت منافقانه مستوجب عقوبت میباشد). به جان خودم قسم و سوگند شما از ساير مهاجران سزاوارتر به تقيه و كتمان عقيده نبوده‌ايد (هيچ كس در آن روز بدون چاره به چنين چيزى خلا مخصوصاً شما كه از قدرتمندان صحابه بوديد) بنابراين هرگاه از استارت، كناره‌گيرى از بيعت كرده بوديد كار شما راحت‌خیس بود تا اينكه ابتدا بيعت كنيد و آن گاه (به عذروبهانه‌اى) رمز گشوده زنيد. شما چنين پنداشته‌ايد (و به لاف تبليغ كرده‌ايد) كه اینجانب آدم کش عثمانم. بياييد ميان اینجانب و شما كسانى حكم كنند كه اكنون در مدينه‌اند؛ خیر به طرفدارى اینجانب برخاسته‌اند خیر به طرفدارى شما، آن‌گاه هركس به اندازه جرمى كه در اين اتفاق داشته محكوم و موظف گردد. اى دو پيرمرد كهنسال! (كه خویش را از پيشگامان و شيوخ اسلام مى‌دانيد و آفتاب عمرتان بر لب بام میباشد) از عقيده خویش برگرديد (و تجديد بيعت كنيد يا لااقل دست از حریق‌افروزى پیکار برداريد و به كنارى رويد) زيرا الان اساسی‌ترين چيزى كه دامان شمارا مى‌گيرد سرافكندگى و ننگ و عار میباشد (آن هم به عقيده شما) ولى ادامه اين منش هم منجر ننگ (شكست در مبارزه) میباشد و هم حریق دوزخ وجهنم! والسلام».

مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمومنین(ع)، ۱۳۸۶ش، ج۱۱، ص۱۵۹-۱۶۰.

ملاقات زبیر و علی(ع) در بین دو سپاه
زیرا حضرت علی(ع) به مجاورت سپاه جمل رسید، اردو زد و زبیر را فرا خواند، ملاقات آن دو در بین صفوف دو لشکر و بر روی مرکب‌هایشان شکل گرفت. امام به وی بیان کرد: اى ابا بنده الله ترا به آفریدگار قسم مى‌‏دهم آيا به خیال دارى كه روزى دست اینجانب در اختیار تو بود و به حضور پيامبر (ص) رسيديم و آن حضرت به تو فرمود آيا على را دوست مى‌‏دارى؟ و تو گفتى آرى! و آن حضرت فرمود: ولى تو با وی مبارزه و نسبت به وی ستم خواهى كرد؟ زبير اعلام‌کرد آرى به ياد دارم.[۵۷][۵۸] اینک آمده‌ای با اینجانب بجنگی؟[۵۹] زبیر بعداز این دیدار مجاورت پسرش عبدالله رفت و بدو اذعان کرد اینجانب از میدان مبارزه میروم چه علی(ع) امری را به یادم آورد که از آن غافل بودم.[۶۰] سپس على(ع) نزد لشكر خویش رجوع و برگشت و فرمود بر آن‌ها حمله كنيد كه حجت بر ايشان آحاد كرديم‏.[۶۱]

اورده شده میباشد درین مجال زبیر می‌اذعان کرد وقتى آيه وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً[انفال–۲۵] نازل شد، کلیه متعجّب شديم كه چه فتنه‏‌اى فرا خواهد رسيد و چه واقعه عجيبى فیس خواهد بخشید تا اين كه این فتنه را ديديم. اورده شده زبير بن عوّام مى‏‌اظهار کرد: سال‌ها این آيه را تلاوت مى‏ كردم؛ امّا نمى‏‌دانستم كه اینجانب به عنوان مثال مصاديق آن هستم. [۶۲]


فتنه جمل
نوشته‌ی علمیٔ مهم: نبرد جمل
بعد از قتل عثمان، جمعیت متعددی که طلحه و زبیر نیز بین آنها بودند، به منزل حضرت علی(ع) هجوم برده و گفتند ما آمده‌ایم تا با شما به خلافت بیعت کنیم. بعداز پافشاری زیاد، حضرت علی(ع) به عهده گرفت.[۴۵] زبیر در‌این اتفاق به ملازمت طلحه، بیعت مهاجران را ضمانت کرد[۴۶] ولی دیری نپایید که از حیث خویش بازگشت و به مخالفت با خلافت حضرت علی برخاست.[۴۷] به گفته پیامبر جعفریان طلحه و زبیر به بیعت با امام راضی شدند تا از این طرز در حکومت تازه جایی برای خویش دست و پا نمایند.[۴۸] به همین عامل آن دو به عذروبهانه عمره از مدینه خارج آمدند. هنگامی قصد هجرت خویش را به علی گفتند، امام به آنها فرمود: وی برای زیارت منزل خداوند نمی‌مراحل، بلکه به قصد حیله و خیانت و مکر هجرت پک پذیرایی ترحیم مشهد می‌نمایند.[۴۹]

آن دو، در مکه عایشه را که از خلافت علی خشمگین بود و از مظلومیت عثمان صحبت می اعلام‌کرد[۵۰] با خویش همدم کرده به قصد خروج علیه حضرت علی(ع) با تشکیل سپاهی عظیمی عازم بصره شدند. آن ها بعداز مصادره اموال یمنیان که به وسیله یعلی بن منبه برای حضرت علی(ع) رسول میشد، رسما و علنی مخالفت خویش را اظهار نمودند.[۵۱]

آن‌ها وارد بصره گردیده و عثمان بن حنیف استاندار حضرت علی(ع) را گزینه ضرب و شتم قرار دادند.[۵۲] حضرت علی(ع) با سپاه، خویش را به حوالی بصره رساند و بعد از کارایی برای ختم غائله با آنها سرگرم شد. اکثری به قتل رسیدند و بعضی گریختند.[۵۳] زبیر را، به‌ادله بیعت‌شکنی و رویا رویی با امام علی(ع)، از سران عثمانیه قلمداد کرده‌اند.[۵۴]

طومار امام علی(ع) به طلحه و زبیر
سید رضی طومار‌ای را خطاب طلحه و زبیر نقل نموده است که امروزه با طومار ۵۴ نهج البلاغه شناخته میشود.[۵۵]‌ حضرت درین طومار ذکر می‌نماید که وی برای حکومت اصراری نداشته میباشد و عموم بر این موضوع سماجت داشته‌اند. آن‌گاه طلحه و زبیر را کاربر ساخته می‌نویسد که شما یا این که در آن روز با اطمینان قلبی با اینجانب بیعت کردید که الان می بایست پایبند به بیعت خویش باشید، یا این که ریاودورویی و تدلیس کردید. امام علی(ع) با نفی اتهام شرکت کردن در قتل عثمان که طلحه و زبیر عذروبهانه نقض بیعت کرده‌ بودند، آن‌ها‌را به عذاب الهی هشدار می دهد.[۵۶]

طومار امام علی(ع)‌ به طلحه و زبیر (طومار ۵۴ نهج‌البلاغه)
البته آنگاه (از ثنا و ثناى الهى) شما مى‌دانيد- هر یک‌سری كتمان كنيد- كه اینجانب به‌دنبال عموم نرفتم؛ آن ها به سراغ اینجانب آمدند و اینجانب دست بيعت به سوى آنان نگشودم تا آن‌ها با سماجت با اینجانب بيعت كردند و شما دو نفر از كسانى بوديد كه به سراغ اینجانب آمديد و با اینجانب بيعت كرديد. جمع عموم به دلیل تحمیل و سلطه يا کالا دنيا با اینجانب بيعت نكردند. (بنابراين از دو اکنون بیرون نيست) در‌حالتی که شما از روى ميل و گرایش با اینجانب بيعت كرده‌ايد (بيعت‌شكنى شما حرام بوده) بايد گشوده گرديد و بلافاصلهً در پيشگاه آفریدگار توبه كنيد و در شرایطی که بيعت شما از روى اكراه و نارضايى بوده منش را براى اینجانب نسبت به خویش باز‌ايد، زيرا ظاهرا اظهار اطاعت كرديد و در دل، قصد عصيان‌ اشتيد (زيرا رویه منافقان را پيموديد و اين حركت منافقانه مستوجب عقوبت میباشد). به جان خودم قسم و سوگند شما از ساير مهاجران سزاوارتر به تقيه و كتمان عقيده نبوده‌ايد (هيچ كس در آن روز بدون چاره به چنين چيزى خلا مخصوصاً شما كه از قدرتمندان صحابه بوديد) بنابراين هرگاه از استارت، كناره‌گيرى از بيعت كرده بوديد كار شما راحت‌خیس بود تا اينكه ابتدا بيعت كنيد و آن گاه (به عذروبهانه‌اى) رمز گشوده زنيد. شما چنين پنداشته‌ايد (و به لاف تبليغ كرده‌ايد) كه اینجانب آدم کش عثمانم. بياييد ميان اینجانب و شما كسانى حكم كنند كه اكنون در مدينه‌اند؛ خیر به طرفدارى اینجانب برخاسته‌اند خیر به طرفدارى شما، آن‌گاه هركس به اندازه جرمى كه در اين اتفاق داشته محكوم و موظف گردد. اى دو پيرمرد كهنسال! (كه خویش را از پيشگامان و شيوخ اسلام مى‌دانيد و آفتاب عمرتان بر لب بام میباشد) از عقيده خویش برگرديد (و تجديد بيعت كنيد يا لااقل دست از حریق‌افروزى پیکار برداريد و به كنارى رويد) زيرا الان اساسی‌ترين چيزى كه دامان شمارا مى‌گيرد سرافكندگى و ننگ و عار میباشد (آن هم به عقيده شما) ولى ادامه اين منش هم منجر ننگ (شكست در مبارزه) میباشد و هم حریق دوزخ وجهنم! والسلام».

مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمومنین(ع)، ۱۳۸۶ش، ج۱۱، ص۱۵۹-۱۶۰.

ملاقات زبیر و علی(ع) در بین دو سپاه
زیرا حضرت علی(ع) به مجاورت سپاه جمل رسید، اردو زد و زبیر را فرا خواند، ملاقات آن دو در بین صفوف دو لشکر و بر روی مرکب‌هایشان شکل گرفت. امام به وی بیان کرد: اى ابا بنده الله ترا به آفریدگار قسم مى‌‏دهم آيا به خیال دارى كه روزى دست اینجانب در اختیار تو بود و به حضور پيامبر (ص) رسيديم و آن حضرت به تو فرمود آيا على را دوست مى‌‏دارى؟ و تو گفتى آرى! و آن حضرت فرمود: ولى تو با وی مبارزه و نسبت به وی ستم خواهى كرد؟ زبير اعلام‌کرد آرى به ياد دارم.[۵۷][۵۸] اینک آمده‌ای با اینجانب بجنگی؟[۵۹] زبیر بعداز این دیدار مجاورت پسرش عبدالله رفت و بدو اذعان کرد اینجانب از میدان مبارزه میروم چه علی(ع) امری را به یادم آورد که از آن غافل بودم.[۶۰] سپس على(ع) نزد لشكر خویش رجوع و برگشت و فرمود بر آن‌ها حمله كنيد كه حجت بر ايشان آحاد كرديم‏.[۶۱]

اورده شده میباشد درین مجال زبیر می‌اذعان کرد وقتى آيه وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً[انفال–۲۵] نازل شد، کلیه متعجّب شديم كه چه فتنه‏‌اى فرا خواهد رسيد و چه واقعه عجيبى فیس خواهد بخشید تا اين كه این فتنه را ديديم. اورده شده زبير بن عوّام مى‏‌اظهار کرد: سال‌ها این آيه را تلاوت مى‏ كردم؛ امّا نمى‏‌دانستم كه اینجانب به عنوان مثال مصاديق آن هستم. [۶۲]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 508
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 307
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 308
  • بازدید ماه : 313
  • بازدید سال : 1976
  • بازدید کلی : 32245
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی