loading...

???? ???? ???????

بازدید : 21
شنبه 3 آذر 1403 زمان : 11:28


یک مثال از جنبه‌های مراسم عبادت در هنر، بافت فرش‌های ویژه برای نماز است که بدین فرش‌های ویژه، فرش سجاده ای یا این که سجاده فرش گفته میشود.

زمانی‌که نمازگزاران در مساجد و نمازخانه‌ها درگیر نماز قرائت می‌باشند، نیاز به یک پک پذیرایی ترحیم مشهد فضای تکرار شونده و به پیروی از یکدیگر در باطن مسجد و نمازخانه می‌باشد تا به‌طور نمادین مؤمنان و نمازگزاران را از دنیای خارج برای رابطه با خدای یگانه غیر وابسته نماید. فرش سجاده مسجد که برای نمازگزاران پهن میگردد، در واقع این نیاز را به طور کاملً برآورده می‌نماید.

فرش سجاده ای به‌تیتر نشان وحدت و یگانه پرستی نقش بسیار مهمی در تداول بها‌ها و ایده‌های جامعه داراست. طراحان این نوع فرش مسجدی با ساخت و ساز نقش‌ها و الهام از مفاهیم مذهبی و فرهنگی، عملکرد می‌نمایند تا یکپارچگی اجتماعی را رفلکس دهند.
فرش طرح سجاده یک هنر بی‌نمونه و نشان شگفت‌انگیز میباشد که در ساختار و تاریخ هنر و صنعت های دستی کشور ایران علی‌الخصوص، منزلت ممتازی داراست.

این هنر به صورت ژرف با تاریخ و فرهنگ وتمدن این میهن لینک و پیوند خورده و خیر‌فقط نمایانگر توجه و زیبایی در پیاده سازی و ساخت و ساز، بلکه به‌تیتر یک نشانه عمیق از قیمت‌ها و اصول اجتماعی، مذهبی و فرهنگی بی نیاز این ملت شناخته می گردد.
تاریخچه بافت فرش سجاده ای به وسیله مسلمان‌ها
در قرن ها وسطی، بافت سجاده فرش برای نماز در کشورهای اسلامی رایج گردیده بود، که‌این نشانه از رابطه و لینک و پیوند مجاورت در میان آئین و معاش روزانه‌ی عموم داشت. سابق‌ترین مثال‌های فرش سجاده ای را می‌اقتدار در مینیاتورهای ایرانیان در نصفه‌ی نخستین قرن چهاردهم و همینطور نصفه‌ی اولیه قرن پانزدهم رؤیت کرد.

هنرمندان ایتالیایی زمان‌ی رنسانس در نصفه‌ی دوم قرن 15 همانند جیووانی بلینی، ویتور کارپچو و لورنزو لوتو، فرش‌های اسلامی ترکی را بر روی بوم‌های خویش منقوش کرده‌اند، که‌این دستور موجب پارادوکس فرهنگی نادری گردیده بود.

در قرن‌های 16 و 17، سجاده فرش‌های مجلل اهل ایران نمود پیدا کردند. فرش‌های سجاده هم در کارخانه‌های گرانقدر با به کارگیری از الگوهای هنرمندان و هم در منزل‌های روستایی به وسیله عموم معمولی بافته می‌شدند.

گونه های فرش سجاه ای به‌واسطه‌ی تزئینات مجلل و چگونگی تکنولوژیکی و بی نیاز بودن مواد آنان معلوم می‌شدند. فرش‌های نماز از پشم و ابریشم برای طبقه‌ی تسلط بافته می‌شدند. تک تک تزئینات فرش‌های اسلامی، برگرفته از طرح‌های تشکیل‌شده به وسیله هنرمندان بود و فضای صمیمیت و همبستگی باایمان را ساخت و ساز می‌کردند.

این سجاده فرش‌ها معمولاً با نوشته‌هایی که نقل عهدوپیمان از قرآن و تکریم آفریدگار و نبی پیامبر بود، نمود بهتری پیدا می‌کردند. آنان مدام در نصیب بالای فرش و بالای قوس، قرار می‌گرفتند چون لغات و صورت نوشته شدن آنها مقدس بودند. نقش مایه‌های برگ انتزاعی که در تزئین فرش مساجد برنده بود، درواقع پروردگار را مجسم می‌کردند که تولیدکننده فردوس و زمین میباشد.

بازدید : 65
پنجشنبه 1 آذر 1403 زمان : 10:14


طریق هاى اجرایى نظام هاى سکولار و دینى، در پاره اى از مفاد مختلف میباشد. تفاوت در هدف ها و عمل ویژه ها، در انتخاب طرز ها مؤثر میباشد؛ به عبارت دیگر در نظام هاى بى دقت به آئین، انگاره «مقصود وسیله را توجیه مى نماید»، امرى پذیرفته گردیده و عقلانیت ابزارى(Instrumental Reason) واپسین پک پذیرایی ترحیم مشهد مرجع تصمیم گیرى میباشد. البته در حکومت دینى، به کار گیری از طریق هاى معارض با کرامت الهى و بها هاى والاى اخلاقى و ویرانگر خوشبختی جاودانى آدم مجاز وجود ندارد. بدین ترتیب عقل ابزارى در فریم قانون ها الهى و احکام عقل فرا ابزارى و توحیدى فعالیت می کند.
چهار. تفاوت در خاستگاه ضابطه
در نظام هاى غیردینی، خاستگاه ضابطه چیزى جز تمایلات، آمال، هوس ها و رغبت هاى آدمیان -اعم از مراد هاى شخص، دسته و حزب حکم دهنده و یا این که آرزوها و تمایلات عمومى وجود ندارد. البته در حکومت دینى منشأ اصلى ضابطه «آفریدگار» میباشد و صرفا قانونى رسمیت دارااست که از سوى وی جعل گردیده و یا این که لااقل با اصول و قواعد کلى مقبول شارع، سازگار باشد. به این ترتیب کارکرد مجارى ضابطه گذارى در اینگونه نظامى، کشف و استنباط مقررات الهى و تطبیق آن بر نیازمندى هاى مجال میباشد.
پنجم. تفاوت در مبانى مشروعیت
هرکدام از نظام هاى سیاسى مبتنى بر یکى از منابع مشروعیت پیش گفته (وراثت، قهر و غلبه، تفاهم نامه اجتماعى و...) میباشد؛ ولی مبناى مشروعیت ولایت عالم نصب الهى میباشد.
ششم. تفاوت در زمامداران و کارگزاران
در نظام هاى لائیک و سکولار معمولاً شرایطى براى رهبرى اجتماعى، گزینش نشده و در صورتی‌که شرایطى در فعالیت باشد، عمدتاً بیشتراز توانایى نسبى مدیر کبیر اجتماعى وجود ندارد. ولی در نظام اسلامى حالت بیشترى ما یحتاج میباشد که مهم‌ترین آن، صلاحیت علمى و اخلاقى میباشد. حد اعلاى این موقعیت عصمت و طهارت و درجه نازل خیس آن ولایت فقید میباشد.

بازدید : 32
چهارشنبه 30 آبان 1403 زمان : 11:43


طریق قرائت نماز وتر عشاء که سه رکعت میباشد:

مانند نماز سه رکعتی مغرب میباشد،در رکعت اولیه ودوم ستایش سوره پک پذیرایی ترحیم مشهد را خوانده

وپس از تلاوت تشهد(التحیات)در رکعت دوم،

باگفتن الله اکبر برای تلاوت رکعت سوم بلند می شویم وپس از خواندنحمد

وسوره در رکعت سوم با اعلام کردن الله اکبر دستها را تانزدیک گوش بالابرده ومی

بندیم وسپس پیش از رفتن به رکوع، قنوت را می خوانیم

« اَلَّلهُمَّ اِنَّا نَسْتَعِيْنُكَ وَ نَسْتَغْفِرُكَ وَ نُؤْمِنُ بِكَ وَ نَتَوَكَّلُ عَلَيْكَ وَ نُثْنِيْ عَلَيْكَ الْخَيْرَ،

نَشْكُرُكَ وَ لاَ نَكْفُرُكَ، وَ نَخْلَعُ وَ نَتْرُكُ مَنْ يَّفْجُرُكَ. اَلَّلهُمَّ اِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ لَكَ نُصَلِّيْ

وَنَسْجُدُ وَ اِلَيْكَ نَسْعَي وَ نَحْفِدُ، نَرْجُوْ رَحْمَتَكَ وَ نَخْشَي عَذَابَكَ اِنَّ عَذَابَكَ بِالْكُفَّارِ

مُلْحِقْ»

آنگاه به رکوع رفته وبعد سجده وبعد تشهد ودرودها ودرپایان درود می‌دهی

بازدید : 32
سه شنبه 29 آبان 1403 زمان : 11:04


کلیه چیز از یک دیدار شروع شد، زمانی که برای دیدار با مرجع پک پذیرایی ترحیم مشهد والا شیعه ها، سید روح الله خمینی به پاریس هجرت کرد تا راهی باشد برای تغییر‌و تحول مسیر زندگی‌اش.

روحانی ابراهیم یعقوب زکزاکی در پنج مه ۱۹۵۳(۱۵ اردیبهشت ۱۳۳۲) در شهر زاریا در نیمه شمالی مملکت نیجریه چشم به جهان گشود. وی در خانواده اهل تسنن و مالکی مذهب به عالم آمده بود.

فی مابین فرقه‌های اهل سنت، مالکی‌ها تفاوت‌های عمده‌ای با سایر فرقه‌ها دارا‌هستند و بیشتر مسلمان‌ها غرب آفریقا نیز مالکی مذهب هستند. ابراهیم زکزاکی در کنار تحصیل در مدرسه، به یادگیری علوم فقاهتی نیز مشغول بود. به همین مراد به شهر کانو (شمال نیجریه) رفت و در مدرسه مطالعات عربی به علم‌آموزی پرداخت.

به دلیل عمل‌های علمی و تربیتی متعددش در کالج، بعد از بازه کوتاهی به عضویت اتحادیه دانشجو یان مسلمان درآمد و بعد در یک مدرسه فقاهتی امام جماعت شد

در سال ۱۹۷۵ (۱۳۵۴) وارد دانش گاه احمد بلو زاریا شد و یکسری سال آن‌گاه مدرک کارشناسی اقتصادش را از این دانشگاه گرفت. به دلیل کار‌های علمی و تربیتی متعددش در دانش کده، پس از فرصت کوتاهی به عضویت اتحادیه دانشجوها مسلمان درآمد و آن‌گاه در یک مدرسه فقاهتی امام جماعت شد. در نهایت همان سال توانست دبیرکلی اتحادیه دانشجویان مسلمان دانشگاه احمد بلو را برعهده بگیرد.

دیدار با امام در پاریس

زکزاکی در سفری که به فرانسه داشت، با امام راحل که در همان زمانه، تبعیدشان را در پاریس می‌گذراندند، دیدار و اذعان کرد‌وگو کرد. دیداری که سرنوشت ابراهیم و ده‌ها میلیون نفر را قرار بود تغییر‌و تحول دهد.
این دیدار آغازی بر یک نقطه پايان بود؛ دیداری که حنیف نیجریه را به علاقه حقیقی وواقعی و غایت خویش رسانده بود. ابراهیم زکزاکی با روحیه حق‌طلبی خود و مانند سلمان فارسی در پی حقیقت میدوید و وقتی که آن را می‌یافت، با سادگی از کنارش نمی‌گذشت. این ملاقات در تاریخ ثبت شد و نوفل‌لوشاتو حکم بهروزی و نجات ده‌ها میلیون قلب تسلیم شده را امضا کرد.

دیدار با امام در جمهوری اسلامی ایران

در اوایل انقلاب, ۳۰ تن از اعضای اتحادیه دانشجو یان مسلمان نیجریه با حفاظت (یا حداقل عدم مخالفت) دولت قاضی بر آبوجا، به ایران آمدند. ابراهیم زکزاکی نیز که معاونت امور دربین‌الملل کمیته ملی این اتحادیه را برعهده داشت، با شوق و اشتیاق فراوان و برای اول‌بار به ایران قدم نهاد.

مجال دیدار دوباره با امام خمینی این‌بار در قامت رهبر عالی انقلاب برای زکزاکی فراهم شد. امام در آن دیدار قرآنی به او هدیه دادند و فرمودند: برو و با قرآن، مردم کشورت را هدایت کن. او مجذوب امام و آیینش شده بود. زکزاکی به طور رسمی دین خود را از سنی مالکی به شیعه تغییر داد. وی که علوم فقهی اهل تسنن را به خوبی فرا گرفته بود، برای یادگیری علوم دینی تشیع وارد حوزه علمیه قم شده و طلبه فاضل این حوزه می‌گردد.

امام در سفر زکزاکی به تهران قرآنی به او هدیه دادند و فرمودند: برو و با قرآن، مردم کشورت را هدایت کن. او مجذوب امام و آیینش شده بود. زکزاکی به طور رسمی آئین خود را از سنی مالکی به شیعه تغییر تحول اعطا کرد

ابراهیم زکزاکی که حالا نامش با پیشوند «روحانی» گفته می‌شد، به کشورش برگشت و تلاش کرد مردم نیجریه را از موفقیت انقلاب اسلامی کشور ایران آگاه کند. به نقل از زینت‌الدین ابراهیم، همسر شیخ زکزاکی، وی مرتب به همه میگفت رجوع به اسلام و حکومت اسلامی قابلیت و امکان‌پذیر است. در حالتی‌که آفریدگار این موفقیت را برای مردم کشور‌ایران ممکن ساخته، پس در نیجریه هم این عمل امکانپذیر می باشد.

آغاز جنبش در نیجریه

جنبش شیخ زکزاکی در همان اوایل دهه هشتاد میلادی آغاز شد و به بخش‌های دیگری از کشور نیجریه به ویژه قسمت‌های شمالی (که غالبا مسلمان‌نشین‌اند) گسترش پیدا کرد. ولی بازخوردهای آن در قسمت‌های جنوبی هم دیده میشود اما این تاثیرات به اندازه آنچه در شمال صورت داده بود، نمی‌توانست باشد.

نیجریه در تاریخ خود، تجارب انقلابی اسلامی با عمر حدود ۲۰۰ سال (و با رهبری بن فودیو) داشته که با ورود استعمارگران اروپایی به این مرزوبوم و رویش تفکرات مسیحی، کم‌نادر دولت این میهن پرجمعیت غرب آفریقا را به نظامی سکولار تبدیل کرد. شیخ ابراهیم زکزاکی هم که ایده پدید آوردن تحولی اسلامی را در کشورش داشت، با پیروزی انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران روحیه مضاعف گرفت و با افزایش امیدهای وی، جنبش اسلامی نیز شروع به شغل کرد.

عملکرد برای سرکوب تکان

با شروع جنبش وی، مخالفت و سرکوب‌های دولت نیجریه نیز استارت شد. دولت نیجریه پایین تاثیر القائات غربی، صهیونیستی و وهابی، خطر وجود روضه خوان زکزاکی را حس کرد و اجاره کنش‌های سیاسی اجتماعی آزاد را از وی سلب کرد.
شیخ زکزاکی اما در طول دانشجویی نیز همواره از شکل‌های اصلی اعتراض‌های سراسری دانشجویی بود که می‌خواستند ضوابط شریعت در بازبینی قانون اساسی نیجریه لحاظ گردد. البته پس از رجوع از قم، کار‌هایش جنبه بدون شوخی‌تری یافت. زکزاکی چندبار به اتهام فتنه و اخلال در نظم عمومی زندانی شد.
او در همگی حکومت‌های نیجریه از اوباسناجو و شاجاری و بوهاری گرفته تا بابانگیدا و آباچا زندان را تجربه کرد.
روی هم رفته، ۹ سال در ۹ زندان این میهن به راز موفقیت، مثلا زندان انوگو (‎۱۹۸۱–۱۹۸۴)، زندان پورت هارکورت و زندان کادونا.

او در کلیه حکومت‌های نیجریه زندان را تجربه کرد. روی هم رفته، ۹ سال در ۹ زندان این میهن به راز برد


تأسیس ۳۰۰ مدرسه اسلامی

شیخ شیعه آفریقا پس از تاسیس حرکت اسلامی نیجریه، حدود ۳۰۰ مدرسه اسلامی در نیجریه و کشورهای همسایه آن تاسیس کرد. تاسیس موسسه الشهدا با هدف بازرسی به فرزندان شهدا و یتیمان، تاسیس موسسه خیریه الزهرا با هدف ارائه خدمات اجتماعی و عمرانی و تاسیس مرکزی با هدف ارائه خدمات درمانی و آموزشی، از دیگر اقدامات ابراهیم زکزاکی بوده هست.

به نقل از نسیبه زکزاکی (فرزندش)، با همت‌های روحانی نزدیک به ۱۲ میلیون نفر در نیجریه شیعه شده‌اند. این در حالیست که وی عمل تبلیغی خود را شروع از ده‌ها نفر آغاز کرد و درحال حاضر توانسته میلیون‌ها نفر را با اهل بیت پیامبر (علیهم السلام) آشنا کند. با وجود اینکه پیش از انقلاب اسلامی ایران، فقط یک‌سری محدودی از شیعیان در نیجریه زندگی می‌کردند، اما پس از انقلاب و با رهبری شیخ زکزاکی، در حال حاضر نیجریه به یکی پرجمعیت‌ترین کشورهای شیعی دانا تبدیل شده است.

بازدید : 27
يکشنبه 27 آبان 1403 زمان : 10:10


صدقه دادن یکی‌از انجام خیریه میباشد که در اسلام بسیار تأکید گردیده‌است و فواید صدقه خیر صرفا دربرگیرنده حالا بشر ها و جامعه درین جهان می گردد، بلکه جایزه اخروی نیز به یار و همدم دارااست. این اعم نه ، به تناسب نیت و خالصانه بودن از جایزه بسیار متعددی برخوردار‌است. همان در طی صدقه بایستی بیان کرد که نیت صدقه پک پذیرایی ترحیم مشهد چیست. بعضا از مزایای صدقه دادن در اسلام مشتمل بر مفاد ذیل می گردد:

پاک سازی دل و روح
صدقه دادن قادر است سبب به تمیز شدن دل و روح بشر خواهد شد و او‌را از تعلقات دنیوی و معاش دنیوی فراری می‌دهد. این شغل میتواند به ارتقا شم رضایت و ادب درونی یاری دهد.

بهبود اوضاع مالی
یکی فواید گرانقدر صدقه دادن این میباشد که قادر است بهبود احوال مالی شخص را به یاور داشته باشد. اجرا خیری مانند صدقه دادن می‌تواند به اشخاص اذن میدهد برکت مالی که معبود از آن به کثرت حافظه کرده را در کالا خویش ببینند.

رفع نیازهای جامعه
کار صدقه دادن و امداد به نیازمندان میتواند به رفع نیازهای اجتماعی یاری دهد و در بسط و توسعه جامعه نقش مهمی انجام نماید.

بهبود ارتباط ها اجتماعی
صدقه دادن و اعمال ایفا نیکوکاری میتواند به ارتقا همدلی و همبستگی در جامعه یاری دهد و ارتباط ها اجتماعی را بهبود بخشد.

اجر اخروی
از طریقه اسلام، صدقه دادن و جاری ساختن اجرا نه می‌تواند سبب ساز به ارتقای درجات اخروی شخص گردد و در زمره اعمالی باشد که در متانت در دیار باقی را به یار و همدم داشته باشد.

بدین ترتیب، جاری ساختن انجام نیکوکاری مانند صدقه دادن می‌تواند اثرات مثبتی بر روحیه و جاری اشخاص داشته باشد و به بهبود حالت اجتماعی و شخصی یاری دهد.

شایسته ترین فرصت صدقه دادن
در اسلام، صدقه دادن و اجرا جاری ساختن نه در هر وقتی آیتم تأکید قرارگرفته میباشد. البته برخی از مجال هایی که می شود به تیتر شایسته ترین فرصت برای صدقه دادن در حیث گرفت عبارت اند از:

ماه های خجسته: به عنوان مثال شایسته ترین وقت ها برای صدقه دادن، ماه های خوش‌یمن اسلامی مانند ماه رمضان و ماه محرم میباشد که اجرا ایفا نه و صدقه دادن درین ماه ها بها بیشتری دارااست.
روزهای ویژه: روزهایی مانند روز آدینه، روزهای عید، و روزهای ویژه دیگر به عنوان مثال مجال های قابل قبولی برای جاری ساختن اجرا نه و صدقه دادن به نیازمندان میباشند.
شب های ویژه: صدقه دادن در شب خاص مانند شب های قدر و شب نصفه شعبان بها و عنایت ویژه ای داراست.
فرصت های خاص در سال: به عنوان مثالً در طی های مانند ماه های خوش‌یمن رمضان و ذی الحجه که عبادات و انجام نیکوکاری قیمت بیشتری دارا هستند، صدقه دادن و جاری ساختن انجام نیکوکاری میتواند تاثیر بیشتری داشته باشد.
وقتی که داده های عددی اشخاص مستلزم بیشتر میباشد: وقتی که جامعه یا این که شخصی به یک نیاز خاص و فوری نیاز دارااست، صدقه دادن قادر است به شدت مفید باشد

بازدید : 68
شنبه 26 آبان 1403 زمان : 11:15


حج به سه شکل قابل اجرا میباشد.
۱. حج تمتع: افضل گونه های حج میباشد و بر اشخاصی واجب می‌گردد که از مکه بدور باشند.
۲. حج اشخاص: بر افرادی واجب میشود که مستقر مکه و دور و اطراف پک پذیرایی ترحیم مشهد آن باشند. و یا این که افرادی که به عمره و تمتع نرسند و یا این که قابلیت آن را پیدا نکنند.
۳. حج قران: حجی میباشد که حاجی از میقات، قربانی‌اش را به همدم دارااست.

۲ - پیشینه گونه های حج
[دستکاری]
تاریخ شروع حج به طور، «تمتع»، یقینا به حجة الوداع بر میگردد. قبل از آن حج به طور اشخاص و قران بوده میباشد و هر که وارد مکه می‌گردیده، تا مجال عرفات و اجرا بعد از آن، می بایست در احرام باقی می ماند.
در حجة الوداع و بعداز نزول آیه واتموا الحج و العمرة لله، نبی معبود در مروه برای عموم سخنرانی کرد و بعد از ثنا و ثنای الهی فرمود: «اینجانب عمره را باطن در حج نمودم، به این شکل تا روز قیامت (و حضرت انگشت‌های دو دست خویش را در یکدیگر باطن کردند)».[۱]
به عبارتی مجال این زمینه، آیتم انکار بعضی اشخاص کودن قرار گرفت و فردی از «بنی عدی» برخاست و ذکر کرد: ما به منا برویم؛ در حالی که آب غسل (به دلیل قربت با زنان) از سرهای ما می‌ریزد! ؟ حضرت فرمود: تو هیچ زمان ایمان نمی‌آوری تا بمیری …[۲]
این قضیه بعداز ارتحال رسول اکرم نیز ادامه یافت و بعضا از اشخاص مدل مغز، با حج تمتع مخالفت کردند. در مقابل، ائمه معصوم (علیهم‌السّلام) بر حج تمتع و فضیلت آن پافشاری ورزیدند و آن را افضل اقسام حج دانسته و برای افرادی که از مکه به دور می باشند آن را مایحتاج شمردند.
از صفوان نقل گردیده است: «قلت لابی عبدالله ان بعض الناس یقول جرد الحج و بعض الناس یقول اقرن و سق و بعض الناس یقول تمتع بالعمرة الی الحج فقال لو حججت الف عام لم اقرنها الا متمتعا»؛ [۳]
«به امام راست گو(علیه‌السّلام) گفتم: بابا و مادرم فدایت، بعضی می گویند: حج قران بجای آور و قربانی‌ات را یار و همدم ببر و برخی می گویند: حج تمتع بجای آور، حضرت فرمود: در صورتی‌که اینجانب هزار سال حج به جا آورم، جز تمتع اجرا نمی‌دهم».[۴]
تاکید فراوان اهل بیت بر حج تمتع و قابلیت و امکان تبدیل نیت اشخاص و قران- با قوانینی- به حج تمتع، گویای برتری و فضیلت این نوع حج، بر اقسام دیگر حج میباشد. و این به دلیل سهولت و پناه هدف ها متبوع شارع در حج میباشد.
اما برای حاضران در مکه و محیط آن تا ۴۸ تمایل، حج اشخاص و قران واجب میباشد و این بدان جهت میباشد که با دقت به حضورشان در حوزه‌ بقعه، چندان مشکلی در احرام حج نداشته و میتوانند در مسافت قربت از روز عرفه، برای حج محرم شوند. برخلاف عده ای که از رویکرد بدور میایند و برای عبور از میقات، می بایست محرم شوند. اینان به دلیل آن گاه فاصله و فرصت زمان بر احرام، مبتلا ایرادات فراوانی میشوند و نیرو و فکرشان آنالیز می‌رود و برای هدف ها فراوان حج فرصتی باقی نمی‌گذارد.

۲.۱ - کلام امام رضا درباره اقسام حج
امام هشتم (علیه‌السّلام) درباره راز اقسام حج اینگونه فرموده میباشد:
«قال انما امروا بالتمتع الی الحج آشیانه تخفیف اینجانب ربکم و رحمة لان یسلم الناس فی احرامهم و لا یطول ذلک علیهم فیدخل علیهم الفساد و ان یکون الحج و العمرة واجبین جمیعا فلا تعطل العمرة و تبطل و لا یکون الحج مفردا اینجانب العمرة و یکون بینهما فصل و تمییز و ان لا یکون الطواف بالبیت محظورا لان المحرم اذا طاف بالبیت احل الا لعلة فلو لا التمتع لم یکن للحاج ان یطوف آشیانه ان طاف احل و افسد احرامه»[۵]
عموم به حج تمتع دستور یافتند، زیرا تخفیفی از جانب پروردگارتان و عفو وی میباشد؛ بدان جهت که عموم در احرام‌شان سلامت بمانند و احرام بر آنان وقت گیر نشود که موجب بروز خرابی در فعالیت‌شان خواهد شد (با ارتکاب محرمات احرام) و نیز به دلیل آن که عمره و حج، هر دو در کنار هم واجب باشند و عمره تعطیل نشده و حج از عمره خالی نباشد و هر دو با ویژگی ها و خصوصیت‌های از هم شناخته شوند.
همینطور برای اینکه جهت طواف کعبه، محظوری برای حاجی نباشد؛ زیرا فرد محرم (به احرام حج) با طواف محل می گردد؛ مگر به جهتی خاص. در‌حالتی که حج تمتع عدم وجود، حاجی نمی‌توانست (در طی احرام حج) طواف مستحبی به جا آورد؛ زیرا در‌این‌حالت‌ محل گردیده و احرامش پیش از ادای حج فاسد می شد. (از همین جهت علما در کتاب ها خویش بر سوراخ طواف مستحبی برای هر کس به احرام حج محرم شد‌ه‌است تاکید کرده‌اند.)

بازدید : 35
چهارشنبه 23 آبان 1403 زمان : 13:18


سو‌مین زمان خلافت اسلامی با قیامی همگانی، که طی تعدادی دهه در قلمرو شرقی امویان پیشرفت یافت و رهبری آن را نوادگان عباس عموی نبی (صلی‌ اللّه‌ علیه و آله‌ و سلم) برعهده داشتند، نض جگرفت. مهم‌ترین شیوه محرکان این قیام، جابجایی خلافت به قبیله رسول بود که با شعار «الرَّضا مِن آل‌محمد» رواج و با استقبال پک پذیرایی ترحیم مشهد همگانی مواجه شد. لحاظ به احساسات همدلانه اکثری از مسلمانها نسبت به علویان، اسم این فرد برگزیده طی یکسری دهه دعوت عباسی، افشا نشد و امام عباسی و غرض اساسی وی جز برای معدودی خاصیت شناخته‌گردیده خلا. مهارتِ به‌فعالیت رفته درین نهفته‌کاری به سیرتکامل‌ای بود که حتی چندین روز قبل از سقوط امویان، گروهی از علویان به رهبری عبداللّه‌ بن حسن و پسرانش، با امیدواری بی نقص به جابجایی خلافت به علویان به دریافت بیعت مبادرت کردند. با این اکنون، دیری نپایید که مشخص شد غرض همگی تلاشهای شکل‌گرفته طی سالها شغل سازمان‌یافته تبلیغاتی و کبیر، جز جابجایی خلافت به عباسیان نبوده میباشد و علویان سهمی در خلافت نو ندارند. این مورد از به عبارتی شروع با برخورد شدید تیم‌هایی از علویان مواجه شد و به ندرت به رویا رویی نظامی ـ سیاسی آن‌ها با عباسیان در مجموع ادوار حکومتشان انجامید. با این حالا، موضع سرسختانه عباسیان که با سرکوب شدید علویان یاروهمدم شد، توأم با تایید تدریجی مشروعیت حکومت عباسی در ذهن ها اکثری از مسلمانها، تلاشهای علویان برای احراز رده خلافت را ناکام گذاشت.

۷.۱.۱ - حکومت کردن بیشتراز پنج قرن
عباسیان بیش تر از پنج قرن (۱۳۲ـ۶۵۶) با ۳۷ خلیفه بر نصیب مهمی از قلمرو دنیا اسلام حکم راندند. بی‌شک در هنگام به توان وصال آن ها، برای اکثری پیش‌بینی حاکمیتی اینگونه درازمدت ممکن خلا، ولی هم عباسیان و هم بقیه افراد این تفاوت اصلی را فهم می‌کردند که بنیان خلافت در دوران آن‌ها تجارب سیاسی صد و‌اند ساله‌ای را در عرصه شغل و تفکر پشت راز گذارده میباشد. شعور این حقیقت خلفای نو را از به عبارتی استارت به لزوم تدوین یک نظام فکری متناسب با عقاید و اهدافشان باخبر ایجاد کرد. به‌ویژه آن‌که مدعیان بانفوذی زیرا علویان را پیش رو داشتند. ازاین‌رو بعداز ثبت سیاسی، ثبت بنیانهای فکری خلافت عباسی مهمترین حق تقدم آن‌ها شد.
تدوین این نهاد فکری برای عباسیان که سوابق‌ای زمان بر در ساماندهی فعالیتهای قادر تشکیلاتی و سیاسی داشتند، طاقت فرسا خلا. مسئله فکری مهمی با شعار «الرِّضا مِنْ آل محمد» از سالها گذشته مهیا گردیده بود و قدم عملی مهمی نیز هنگام بیعت با اول خلیفه عباسی برداشته شد. بیعت با سفاح بر مبنای احقاق حقوق و دستمزد اهل‌بیت و رجوع به جا مانده الهی (جانشینی) رسول (صلی‌ اللّه‌ علیه‌ و آله‌ و سلم) به خاندانش [۲۷۸] شکل گرفت. براین اساس، از آن پس معنی اهل‌بیت، که تا آن مجال دایره محصور خانواده رسول (نبی، امام علی، فاطمه، امام حسن و امام حسین) را دربرمی‌گرفت، تفسیری نو و دامنه شمولی کلان‌خیس یافت، بی‌آنکه در قداستش خدشه‌ای وارد شود. بر این تعبیر ذوق‌ای ابعاد در طومار‌نگاریهای خصمانه منصور عباسی با محمد بن عبداللّه‌ بن حسن، دارای شهرت به نفس زکیّة نیز تأکید میشد و منصور حتی عمل را به آن‌جا رساند که (به نحوه عرب جاهلی) عباسیان را به جهت عموزادگی، بیش تر از دخترزادگان (علویان) مستحق جانشینی فرستاده دانست. [۲۷۹][۲۸۰] این موضع که آشکارا ادعای علویان در زمینه‌ی خلافت را مردود می‌شمرد، بعد ها خیر صرفا با برساختن احادیثی که براساس آنان نبی حکومت عباسیان را پیش‌بینی کرده بود [۲۸۱][۲۸۲] تقویت شوید، بلکه به طریق‌ای آگاهانه و هدفمند در لقب ها و عنوان ها خلفا نیز به عمل دریافت شد. شدت آلرژی عباسیان بدین مورد را می‌اقتدار از برخورد شدید آن ها به مبادرت مأمون در سپردن ولایتعهدی به امام رضا (علیه‌ السلام) [۲۸۳][۲۸۴] به روشنی اخذ. همچنان که ابعاد نیز تمایلات شیعی بعضا خلفای عباسی [۲۸۵][۲۸۶][۲۸۷] به تغییر و تحول خط مش آن‌ها درین خصوص باعث نشد.

۷.۱.۲ - سلطنت ارثی
مبنای فکری یادشده، به‌رغم بی‌سوابق بودن و بعضا تفاوتهای شکلی، در مبنا و غرض، به عبارتی ساختار خلافت ـ سلطنت ارثی امویان بود. در مورد اشرافی‌گری عباسیان، به‌ویژه بر تأثیرپذیری آن‌ها از سنن اهل ایران و تشبُّث آن‌ها به نحوه شاهان اهل ایران قبل از اسلام تأکید گردیده است، [۲۸۸][۲۸۹] ولی (در عین تایید این حیث) نباید از خاطر موفقیت که راه سلطنت‌مآبانه به خلافت از زمان امویان به ساختار خلافت راه و روش یافته و حتی به جهت خوگرفتن مسلمانها با در حدود یک سده زمامداری شاهانه امویان، نهادینه گردیده بود. شواهد این نهادینه شدن عبارت‌اند از: کتابت اثرها مرتبط با تشریفات و آداب و رسوم دربار خلفا از به عبارتی قرنها دوم و سوم، قرار به دست آوردن تجملات و تشریفات در تمامی بعدها در زمره شئون ما یحتاج برای خلیفه و دستگاه خلافت، [۲۹۰][۲۹۱][۲۹۲][۲۹۳] حیث نشدن بی آلایش‌زیستی در زمره ویژگیهای ضروری خلفا در اثرها مؤلفان، و معرفی خلفای ابتدا و خلفایی زیرا قدمت بن عبدالعزیز صرفآ به مثابه الگوهای نمادین تقوا و معمولی‌زیستی و خیر الگوهای قابل انجام. [۲۹۴] حتی‌در نصایح زهّاد و عرفا خطاب به خلفا نیز، شاید به جهت یقین از بی‌سود بودن، عمومآ اثری از این نکته وجود ندارد. [۲۹۵][۲۹۶] این اشرافی‌گری به سیرتکامل‌ای بود که بنابه روایتی، در به عبارتی قرن نخستین خلافت عباسیان، جداسازی خلیفه از سایر افراد چنان شد که همسانی با وی، حتی‌در کفش و خرقه نیز مذموم شمرده می شد. [۲۹۷] بعد ها عمل به آن‌جا رسید که تنها تعداد حاجبان خلیفه هفتصد نفر بود و گاه از خلیفه با تیتر فرمانروا حافظه می شد. [۲۹۸][۲۹۹] نیز می دانیم که گنج خلفای عباسی به اندازه‌ای بود که بیت‌المالی ویژه به‌اسم بیت‌المال خاصه در چنگ داشتند که اموال منقول و غیرمنقول آن ها، هدایا، اموال مصادره‌ای و نظایر آن را در برمی‌گرفت. [۳۰۰][۳۰۱][۳۰۲][۳۰۳]
مبرهن میباشد که در اینگونه ساختاری، وراثت رکن ما یحتاج‌الاجرا به شمار می‌آمد. سفاح که خویش به پیشنهاد واپسین امام عباسی به اقتدار رسیده بود، دو جانشین از پیش گزینش‌گردیده داشت که برادرش منصور و برادرزاده‌اش عیسی‌ بن موسی بودند. [۳۰۴][۳۰۵][۳۰۶] منصور نیز که با کودتایی باطن خاندانی، برادرزاده‌اش را به عایدی پسر خود کنار زد، دو ولیعهد برگزید و بعد ها نیز پسرش مهدی، به عبارتی طرز را برای ولایتعهدی دو پسرش بهره مند شد. [۳۰۷][۳۰۸][۳۰۹] هارون‌ الرشید، یکی دو جانشین مهدی، دو ولیعهد را به سه ولیعهد ارتقا بخشید، [۳۱۰] ولی معضل جانشینی او که به جنگی خونین دربین دو پسرش امین و مأمون سبب شد، خلفای آجل را متقاعد کرد که تاحد قابلیت و امکان، بیشتراز یک ولیعهد برنگزینند. [۳۱۱][۳۱۲]
ساختار خلافت عباسی که طی پانصد سال حکومت آن ها تداوم یافت، به‌رغم همانندی بنیادینش با خلافت اموی، وجه تمایزی اساسی نیز داشت که همانا ضابطه‌مندشدن بود. این اصلی نتیجه ها همت آن گروه از اندیشمندان سنّی‌مذهب بود که به جهت تعامل مثبتشان با خلافت عباسی و به‌رغم اذعان به انحصار خلافت راستین در سی سال خلافت خلفای راشدین، صورت جان دار خلافت را می‌پذیرفتند. درین ساختار ضابطه‌مند، کلیه وجوه مرتبط با خلیفه و خلافت اعم از شیوه گزینش خلیفه، ویژگیهای ضروری او، وظایفش، ولایتعهدی، وضعیت برکنار خلیفه، طرز تعیین کارگزاران حکومتی و نظایر آن گزینه گفت و گو و رسیدگی قرار گرفته و ماحصل آن تحت عنوان مقررات فقهی و عرفی عرضه گردیده بود. براساس این مقررات، قریشی بودن، دانش، عدل و داد، آگاهی، شجاعت، تندرست حواس و تندرست جسمانی از مهم ترین شروط احراز منزلت خلافت بود.
خلیفه یا این که از روش صلاحدید اهل حل و عقد (شورا) یا این که از روش گزینش خلیفه قبلی (استخلاف) یا این که از روش اجبار و غلبه (تغلّب) مجاز به تصدی جایگاه خلافت بود. منصب خلافت با بیعت رسمیت می‌یافت. تنفیذ احکام، اقامه حدود، جهاد با کفار، دریافت صدقات ( زکات) و صرف آن برای مستحقان، دفع اشرار و برپایی نمازهای جمعه و اعیاد به عنوان مثال وظایف خلیفه به شمار می رفت. خلیفه مجاز به انتخاب یک یا این که تعدادی ولیعهد بود و برکنار خلیفه در قوانینی خاص قابلیت داشت. [۳۱۳][۳۱۴][۳۱۵][۳۱۶][۳۱۷][۳۱۸] نظیر اینگونه مباحثی در آرای معارضان سیاسی ـ عقیدتی نظام خلافت هم رفلکس داشت. [۳۱۹]
بیعت با خلیفه، به‌ویژه با آداب و رسومی خاص یار بود که از آن گزاره بودند: بیعت خاصه (بیعت بزرگان و اعیان و مالک‌منصبان) و بیعت عامه، [۳۲۰][۳۲۱] اعطای بُمنزلت ( عبا) و عصا و خاتم تحت عنوان نماد‌های خلافت به خلیفه، [۳۲۲][۳۲۳][۳۲۴][۳۲۵] تهیه و تنظیم بیعت‌طومار‌ای (در بعضی موردها) که بر صلاحیت خلیفه برای استحصال منزلت خلافت و درستی وضعیت بیعت صحه می‌گذاشت، [۳۲۶] و اعطای متاع بیعت به سپاهیان برای پرهیز از کودتا آن ها. سازمانهای مربوط به خلافت، همانند وزارت و امارت و قضاوت و دواوین دولتی نیز به ندرت ساختاری ضابطه‌مند یافتند [۳۲۷] و این فرمان موجب شد عقیده‌پردازان پندار خلافت به مطرح شدن تعاریف و شرایطی معلوم راجع به ماهیت و حدود وظایف هر مورد از آن ها و ذیل تیم‌هایشان بپردازند. [۳۲۸][۳۲۹][۳۳۰][۳۳۱]
به موازات این ضابطه‌مندی، حوزه‌ توان خلیفه نیز محل مباحث متفاوت بود، اگرچه تلقی خلافت تحت عنوان منصبی سیاسی ـ مذهبی سبب ساز نشد تا قدرت خلیفه در هر دو حوزه فقهی و سیاسی به رسمیت شناخته گردد، دامنه این توان در ادوار گوناگون خلافت عباسیان و به تناسب وضع سیاسی، متغیر بود. نسلهای نخستین خلفای عباسی شأن مذهبی ـ سیاسی مقتدرانه‌ای داشتند و توان فقاهتی آنها شالوده اقتدار سیاسیشان محسوب میشد. [۳۳۲][۳۳۳][۳۳۴] مثال شاخص این خلفا مأمون بود که خیر تنها توان سیاسی‌اش را با زور شکستی هنگفت بر امین و نیز مبادرت بی‌سوابق در اعلام ولایتعهدی امام رضا (علیه‌السلام) به چهره کشید، بلکه با ورود به عرصه جدالهای مذهبی (محنت)، برپایی جلسات مناظره علمی و مذهبی [۳۳۵][۳۳۶][۳۳۷][۳۳۸] و تدوین سیاستهای فرهنگی موردنظر خویش توان مذهبی خلیفه را نیز به نصیب لاینفک شأن خلافت تبدیل کرد. [۳۳۹][۳۴۰]

۷.۱.۳ - افول سياسى عباسيان
زمان مأمون، به‌ویژه به جهت نفوذ عمیق خویشاوندان اهل ایران سهل وآسان ( حسن‌ بن سهل و آسان؛ فضل و ادب ‌بن آسوده)، با تأثیرپذیری فراوان از طریقه اهل ایران در حکومت متمایز میشود. [۳۴۱][۳۴۲][۳۴۳] این تأثیرپذیری که ریشه‌های آن به زمانه قدرت برمکیان بازمی‌گشت و بعد ها نیز در اثر ها دولتمردان، مؤلفان و عقیده‌پردازان اهل ایران، به انحای متعدد، رفلکس یافت، [۳۴۴][۳۴۵][۳۴۶][۳۴۷][۳۴۸][۳۴۹][۳۵۰][۳۵۱] در تقویت توان سیاسی ـ مذهبی خلیفه که همچون پاد شاه نماینده پروردگار و دارنده اختیارات مطلق بود، مؤثر واقع شد.
این اوضاع و احوال با احاطه نظامیان رخنه‌ بر دستگاه خلافت، به ویژه از زمان متوکل علی‌اللّه، تغییر تحول کرد. تغییرات از تعقیب و آزار معتزله (به تلافی روز ها محنه/ محنت) و رواج تسنن کم آب و متعصب اهل حدیث شروع شوید [۳۵۲][۳۵۳] و در قرن پنجم، در زمانه القادر باللّه طی فتوایی مذهبی ـ حکومتی، با گزینش حدودی نو توأم با مجازات مرگ برای شرک، [۳۵۴][۳۵۵] به نقطع ی عطف خویش رسید. برخلاف عصر در آغاز عباسی، این وضع و اوضاع بیش تر از آن‌که ناشی از قدرت مذهبی خلیفه باشد، برخاسته از اشراف اهل حدیث بر دستگاه خلافت بود. توان سیاسی خلیفه نیز تا بدانجا افول کرد که برکنار و نصب خلفا و تداوم حکومت و حتی مرگ و زندگیشان‌ به‌طور مطلق در مشت نظامیان شکاف قرار داشت. [۳۵۶][۳۵۷][۳۵۸] بعد ها اشراف آل‌ بویه و متعاقب آن سلجوقیان، خیر تنها اضمحلال شأن سیاسی خلفا را سرعتی بیش‌خیس اعطا کرد، بلکه به مکان خلیفه، پادشاه و به مکان خلافت، سلطنت اعتبار یافت. [۳۵۹] خلفا اما از مدتها پیشین (تقریبآ اواخر قرن سوم) درپی ظهور حکومتهای غیر وابسته حاذق در نقاط گوناگون قلمرو خلافت، که معمولا مناسباتشان با بغداد از حد به رسمیت شناختن خلیفه عباسی، [۳۶۰] اخذ آرم و کنیه از سوی خلیفه و ارسال با جو خرا جسالیانه بالاتر نمی‌رفت، تجربیات تعامل با سلاطین را داشتند. تفاوت عمده این بود که آل‌بویه و سلجوقیان بغداد را تسخیر کرده بودند. این قضیه به بنیان سلطنت شأنی در تراز خلافت و قدرتی مطلق اعطا کرد که خلفا راه حل‌ای جز به رسمیت شناختن و حکومت کردن در سایه قدرت آن را نداشتند. [۳۶۱] نادر خلفایی که درصدد رویا رویی بی واسطه با آن برآمدند نیز، جز هلاکت خود طرفی نبستند.
اینگونه وضعی به به عبارتی اندازه که برای سلاطین خوشایند بود، علما و فقهای اهل سنّت را ــکه ساختار خلافت را با مجموع کاستیهایش، تحت عنوان مثال عملی حکومت اسلامی پذیرفته بودندــ نگران می‌ایجاد کرد. این نگرانی را می‌قدرت از علاوه بر آرای آن‌ها که تلاشی برای «محافظت موجودیت خلافت به هر صورت» بوده میباشد، به روشنی اخذ. مهم ترین موضع‌گیری در‌این خصوص که ریشه در دوران اموی و نیز آرای نابته [۳۶۲] داشت، به رسمیت شناختن انتخاب خلیفه از روش تغلّب و مجاز فهمیدن خلافت شخص گناه کار و فاجر و ممنوعیت قیام بر او بود. [۳۶۳][۳۶۴][۳۶۵][۳۶۶] ابوالحسن ماوردی که بر نقش هم زمان فقاهتی و مادی بنیان خلافت تأکید داشت، [۳۶۷] راهکارهایی متفاوت برای انتخاب خلیفه در وضع مختلف مطرح کرد [۳۶۸] و کوشید تا از تضعیف بیشتراز پیش خلافت خودداری نماید. هم زمان، حالت احراز خلافت نیز در آرای این عقیده‌پردازان صورت آسوده‌تری به خویش گرفت. چنان‌که، مسئله‌های برکنار خلیفه بسیار کاهش یافت. [۳۶۹][۳۷۰][۳۷۱][۳۷۲][۳۷۳] تقویت بنیان خلافت اما با مراعات رده پادشاه توأم بود. این عقیده‌پردازان که سیطره سلاطین بر خلیفه را شاهد بودند، پرداختن به تعامل فی مابین خلیفه و فرمان روا و مواقعی زیرا بنیان امارت را فراموش نمی‌کردند. [۳۷۴][۳۷۵] این بدان شکل بود که مراقبت موجودیت خلافت را جز از این شیوه ممکن نمی‌دانستند. هرچند در شغل، این علما (خیر خلیفه) بودند که علاوه بر جاری ساختن قدرت شرعی با پادشاه هم‌زیستی داشتند. [۳۷۶]
استدلال اصلی دیگر افول سیاسی عباسیان پیدایی خلفای حریف در نواحی گوناگون عالم اسلام بود. مهم ترین آنها در نواحی غربی عالم اسلام حضور داشتند. نواحی شرقی، یعنی قلمرو عباسیان، نیز به دفعات با ادعاهای خلیفه‌گری مواجه شدند. علویان مهمترین حریف عباسیان درین نواحی بودند و عباسیان اول دهه‌های خلافت خویش را به درگیریهای خونین با آنها سپری کردند. به جز آن، ابتدا قرن سوم، عباسیان بغداد در اعتراض به تصمیم مأمون بر اساس ولایتعهدی (امام رضا) علیه‌السلام، ابراهیم‌ بن مهدی عباسی را به خلافت نشاندند. در به عبارتی عصر، از مدعا دیگری به اسم سهل وآسان‌ بن سلامه انصاری حافظه گردیده که در ۲۰۱ با شعار دستور به مشهور و نهی از منکر، مدتی بغداد را به آشوب کشید. [۳۷۷][۳۷۸] همینطور، یعقوب لیث صفاری برای خلع خلیفه وقت، لشکرکشی نافرجامی به بغداد کرد [۳۷۹] و در ۲۸۰، الهادی الی الحق، امام زیدی یمن، با تیتر امیرالمؤمنین بر مسند اقتدار جلسه. [۳۸۰] در سالهای آنگاه، مهم ترین معاندان خلیفه در قلمرو شرقی خلافت، اسماعیلیان نزاری بودند که با رویکردی اعتقادی، شبه‌دولتی در باطن قلمروِ عباسیان تولید کردند و تشکیلاتی قادر با مقصود انذار معارضان سیاسی و عقیدتی خویش سازه نهادند و سالهای متمادی، خلافت بغداد را به وحشت انداختند. این شبه‌دولت به جهت تضادومغایرت کلی با فکر و مذهب اکثریت سنّی‌مذهب رعایای خلیفه، که در دوران حسن عَلی ذِکرهِالسلام با اعلام قیامت به اباحی‌گری نیز انجامید و نیز به جهت اقدامات وحشت‌آفرین خویش در تقابل با معارضان، در قبال بنیان خلافت توفیقی نیافت و سرنوشت در دوران جلال‌الدین حسن جدید مسلمان، مجبور از مصالحه با خلافت عباسی شد. با این مصالحه و اطلاقِ کلمه و واژه نومسلمان بر امام اسماعیلی، همه سابقه خلیفه‌ستیزی این شبه‌دولت ۱۲۴ ساله، که روزگاری کشته شدن خلفای عباسی را جشن و پای کوبی می‌گرفت و عباسیان را با تیتر تحقیرآمیز «سیاه عَلَم» خطاب میکرد، [۳۸۱] مطرود اعلام شد.
یکی از دیگر از دعاوی اساسی خلیفه‌گری در مشرق، تقابل پادشاه‌محمد خوارزمشاه با الناصر لدین‌اللّه عباسی بود. پاد شاه محمد که با اصل خلافت عباسی درافتاده بود، در ۶۱۴ به اتکای فتوای یکسری بدن از علمای مشهور قلمروش به عنوان مثال امام فخررازی، خلال ابطال مشروعیت و صلاحیت عباسیان و مستحق درک کردن سادات حسینی برای خلافت، یک کدام از بزرگان حسینی‌ نسب ماوراء النهر به اسم سیدعلاءالدین تِحافظه موقتِذی را خلیفه خواند و با سپاهی گران عازم فتح بغداد شد. سود این کشمکش نیز که برخلاف شکل ظواهر، ماهیتی سیاسی و سودجویانه داشت، موفقیت خلیفه و شکست معاند او بود. [۳۸۲][۳۸۳][۳۸۴][۳۸۵] این دستور، چه‌بسا درصورتی که هجوم هنگفت مغولان به قلمرو اسلامی صورت نمی‌اعطا کرد، اعتقاد و باور رعایای خلیفه به ناکامی‌ناپذیری عباسیان [۳۸۶][۳۸۷] را بیش تر از پیش تقویت می کرد.

بازدید : 30
يکشنبه 20 آبان 1403 زمان : 9:23


در فرهنگ و تمدن اسلامى اولی روز ماه شوال تحت عنوان عید فطر و جشن و پایکوبی رجوع و برگشت ‏به فطرت معلوم گردیده‌است، چون مسلمانها روزه‏دار در طی ماه رمضان با رابطه هاى پى در پى با پروردگار متعال و استغفار از گناهان به تصفیه روح و جان خود کارایی گماشته و از آحاد آلودگى‏هاى ظاهرى و باطنى که خلاف فطرت آنهاست، خویش را تمیز نموده و به فطرت واقعى خویش برمى‏گردند . امیرمؤمنان على علیه السلام نیز پک پذیرایی ترحیم مشهد از همین زاویه به عید فطر مى‏نگرد و با اشاره آپدیت عید مى‏فرماید: «انما هو عید لمن قبلی الله صیامه وشکر قیامه وکل یوم لا یعصى الله فهو عید (1)؛ این عید کسى میباشد که پروردگار روزه‏اش را پذیرفته و نماز اورا ستوده میباشد و هر روز که خداوند نافرمانى نشود، آن روز عید میباشد.»

بله روز سوراخ گناه و مسافت تصاحب کردن از زشتى‏ها و پلیدى‏ها و روز غلبه بر شیاطین، روز عید میباشد. عید فطر روز برگشت ‏به فطرت میباشد، این مفهوم را مى‏قدرت از لغت «عید فطر» هم فهمید، به دلیل آن که «عید» به معناى برگشت و «فطر» به معناى «فطرت و طبیعت‏» میباشد .

مسلمان ها درین روز در تاثیر یک ماه مهمانی و مهمانى آفریدگار به صفاى داخل دست‏ یافته و در واقعیت، شخصیت واقعى خود را بازیافته‏اند. آرى، فطرت منزه آدم در زمان سال در تاثیر غبارهاى جهل و نادانى و غفلت ‏به اشکال گناهان و معصیت‏ها در گیر گردیده و از واقعیت ‏خویش به دور مى‏گردد و در فیض مبتلا خویش فراموشى و آفریدگار فراموشى مى‏خواهد شد . البته با فرا وصال ماه خجسته رمضان، بشر مسلمان در پرتو فضاى معنوى آن ماه و کارایی‏هاى خود به یک زندگى نوین دست مى‏یابد، که مى‏اقتدار آن را «رجوع ‏به خویشتن‏» نامید .

در روز عید فطر گویى یک مسلمان از جدید متولد مى‏خواهد شد، به این دلیل‌که طبق گفتار امیرمؤمنان علیه السلام، روزه ‏داران در شب عید فطر از تک تک آلودگى‏ها و پلیدى‏ها تمیز گردیده‏اند و کمترین مشوق خویش را که پاکى و پاکیزگى میباشد اخذ نموده‏اند. آن حضرت اینگونه مى‏فرماید: « واعلموا عبادالله! ان ادنى ما للصائمین والصائمات ان ینادیهم ملک فى انتها یوم اینجانب شهر رمضان: ابشروا عباد الله! فقد غفر لکم ما سلف اینجانب ذنوبکم فانظروا کیف تکونون فیما تستانفون (2)؛ اى بندگان آفریدگار! بدانید که کوچکترین چیزى که براى مردان و زنان روزه‏دار میباشد، این میباشد که فرشته‏اى در روز انتها ما خجسته رمضان به آن ها ندا مى‏دهد: اى بندگان پروردگار! بشارتتان باد که [معبود متعال ] تک تک گناهان قبلی شما‌را آمرزید، پس بنگرید که پس از این چه‌طور شغل خواهید کرد .»

روضه خوان اثرگذار مى‏نویسد: این که روز نخستین ماه شوال عید اهل ایمان قرار داده گردیده‌است، به خیال این میباشد که آن ها براى قبولى اعمالشان در ماه رمضان خوشحالند و از این که خدا متعال گناهانشان را بخشیده و بر عیب‏هاى آن‌ها پرده کشیده و مژده و بشارت از طرف خدا رسیده میباشد که اجر‏هاى بسیارى براى روزه ‏داران عطا خواهد کرد و از این که مؤمنین در تاثیر کارایی‏هاى شب و روز ماه خوش یمن رمضان یکسری مرحله به قرب الهى مجاورت گردیده‏اند، وضعیت ‏سرور و نشاط دارا‌هستند .در‌این روز غسل مشخص و معلوم گردیده و این نشان پاکى از گناهان مى‏باشد، رایحه زدن و بوى خوش به کار گیری کردن و لباس قشنگ و پاک پوشیدن و به صحرا رفتن و پایین افق نماز تلاوت تمامی‏اش نشان‏ شادى و سرور و از روى حکمت مى‏باشد. (3)


مراتب روزه ‏داران در عید فطر
فارغ از شک وتردید کل مسلمان ها با فرا وصال عید سعید فطر نوعى شادى و لذت درونى در خویش شم مى‏نمایند، البته استقبال مسلمانها از روز عید فطر یکنواخت و مساوى وجود ندارد . چون هر کسى نسبت‏ به معرفت و ایمان خویش به‌این عید تبارک و با عظمت مى‏نگرد و از آن فایده مى‏گیرد. مورد‏ها، ذهنیت‏ها، مراتب ایمان و دست اندرکاران دیگرى در دیدگاه و علت اشخاص دخالت دارااست.

به همین جهت عارف واصل میرزا جواد آقا ملکى تبریزى ‏قدس سره (4) روزه دارانى را که به عید سعید فطر وارد مى‏شوند، به پنج تیم تقسیم مى‏نماید و نوع بینش آنها‌را نسبت ‏بدین روز با عظمت توضیح مى‏دهد . وی در زمینه ی زیر‏ترین مراتب استقبال کنندگان از عید فطر مى‏نویسد: «گروهى از روزه ‏داران واقعیت روزه را نشناخته‏اند و با زحمت و تکلف از میل کردن و آشامیدن و بقیه مبطلات خویش دارى مى‏نمایند و این را نوعى طاعت مى‏شمارند و خویش را منت‏دار خدا مى‏دانند. آن ها از اعضاء و اعضا خویش حفظ نکرده و با لاف و غایب بودن و تهمت و تهمت و دشنام، به آزار سایر افراد پرداخته و زحمات خویش را هدر مى‏نمایند و در نزد خداى عالمیان منزلتى ندارند، مگر این که حضورشان در روز عید براى حسن ظن به مداقه‏ خداى بلندمرتبه باشد و در نمازگاه خویش در روز عید فطر از گناهان استغفار نموده و طلب آمرزش نمایند .»

وى عالى‏ترین رتبه استقبال کنندگان از عید فطر را از آن روزه‏ داران عارفى مى‏داند که لذت نداى خداى «جل جلاله‏»، مشقت گرسنگى و تشنگى و شب زنده دارى را از حافظه آن ها برده و با اشتیاق و شکر بلکه با وجد و سکر (5) آن را پیشواز نموده، در سرعت ‏سیر و سلوک و پیشروى به سوى نه، جدیت ‏به خرج داده و از عمق جان به نداى رب الارباب لبیک گفته‏اند.

آفریدگار متعال ایفا را از این دسته به حسن قبول مى‏پذیرد و آن ها را به رده قرب مجاورت مى‏کند و در پیشگاه صحت در مجاورت خویش با اولیاء و اصفیاء مى‏نشاند و از «استکان اوفى‏» به آن‌ها مى‏چشاند و به جایگاه «وی ادنى‏» مى‏رساند. (6) آرى، در واقعیت در سحرگاه عید فطر اولیاء الهى با حضرت حق اینگونه نجوا دارا‌هستند:

اى عید عاشقان به واقعیت جمال تو هر لحظه عیدیى رسدم از رسیدن تو

عید کسان غره شوال و عید اینجانب آن ساعتى بود که ببینم جمال تو

حل خطاها اقتصادى و اجتماعى در زمینه‌ی بعد ها اقتصادى و اجتماعى عید فطر مى اقتدار به پرداخت زکات فطره تحت عنوان عاملى باارزش براى فقرزدایى، توسعه و گسترش اقتصادى و حل خطاها اجتماعى در جامعه اسلامى اشاره کرد . افزون بر این که در کنار یاری به فقراء، مفاد مصرف دیگرى نیز براى زکات فطره در اسلام خواسته شد‌ه‌است که به عنوان مثال آن ها احیاى روحیه همیارى و تعاون، رسیدگى به وضع و اوضاع بهداشتى، درمانى و فرهنگى مسلمان ها مى‏باشد . از زکات فطره مى‏اقتدار قرض بدهکاران حقیقى و افرادى را که در روش معصیت و بر خلاف بدهکار نشده‏اند، پرداخت نمود . در ساختن مسجد، مکتب، پل‏ها و رویکرد‏ها و درمان گاه‏ها و برطرف کردن بقیه نیازهاى مسلمان ها نیز مى‏قدرت از این میزان دارایی مردمى استفاده نمود .

همینطور با این میزان دارایی مى‏اقتدار باورهاى دینى و اعتقادات مسلمان ها ضعیف الایمان را تقویت نمود و کسانى را که در معرض شبهه ها و وسوسه‏هاى معاندان قرار دارا هستند یارى کرد .

مسلمان ها با شغل بدین موردها که با پرداخت زکات فطره جاری ساختن مى‏گردد، در واقعیت‏ به بخشى از دعاهاى ماه رمضان - که در دوران یک ماه بعداز نماز زمزمه مى‏کردند - ، در روز عید فطر لباس شغل مى‏پوشانند . قبلی از این‏ها، پرداخت زکات فطره که با نیت عبادت و تقرب به پروردگار متعال ایفا مى‏خواهد شد، نوعى منفعت‏گیرى از مادیات براى وصال به معنویات میباشد .

به این جهت گفته‏اند که قبول روزه موکول به پرداخت زکات فطره مى‏باشد، به این دلیل که دادن زکات موجب جدایى از تعلقات مادى و هواهاى دنیوى و نفسانى میباشد و بشر مؤمن براى دوام فطرت الهى خود و رجوع ‏به عهدوپیمان فطرى «الست‏» از هر آنچه رنگ وابستگی دارااست، می بایست رها و آزاد باشد و زنجیر مادیات را از پاى خویش برکند تا مدل بال و پر به سوى آفریدگار قدم نهد . همچنانکه امام على علیه السلام فرمود: « تخففوا تلحقوا (7)؛ سبکبال باشید تا [به مقصد] برسید .»

وصال به رسیدن حق با گران بارى و تعلقات بسیار سازگار وجود ندارد . آفریدگار متعال مى‏فرماید: « قد افلح اینجانب تزکى و بیان نام ربه فصلى‏» (8)؛ «همانا رستگار شد کسى که [ با پرداخت زکات] خویش را تزکیه نمود و آن که اسم پروردگارش را خاطر نموده و بعد نماز خواند .»

یکى از مصادیق این آیه، عید فطر و زکات فطره مى‏باشد . در احادیث آمده میباشد که همواره فرستاده آفریدگار صلى الله علیه و آله روزهاى عید فطر پیش از رفتن به مصلى، فطره را تقسیم مى‏کرد و این آیه را مى‏خواند . (9)

تعظیم شعائر اسلامى
پروردگار متعال مى‏فرماید:« و اینجانب یعظم شعائر الله فانها اینجانب تقوى القلوب‏» (10)؛ هر که شعائر الهى را گرانقدر دارااست، این عمل نماد تقواى دل‏هاست .

تعظیم شعائر الهى یکى دیگر از ویژگى‏هاى عید سعید فطر مى‏باشد . شعار تکبیر و تهلیل و تحمید و تقدیس مثلا اعمالى میباشد که آپ تو دیت عید جلوه خاصى مى‏بخشد .

یک مسلمان بایستی از روش‏هاى گوناگون نداى حیاتبخش توحید را به گوش جهانیان برساند، که یکى از آن راه و روش‏ها ذکر شعارهاى مذهبى میباشد . نبی پروردگار صلى الله علیه و آله مى‏فرماید: «زینوا اعیادکم بالتکبیر (11)؛ عیدهاى خویش را با [شعار] تکبیر زینت دهید .» و در حدیث دیگرى مى‏فرماید: « زینوا العیدین بالتهلیل والتکبیر والتحمید والتقدیس (12)؛ عیدهاى فطر و قربان را با شعارهاى لا اله الا الله و الله اکبر و الحمدلله و سبحان الله زینت دهید .»

فرستاده اکرم صلى الله علیه و آله خویش نیز اینگونه مى‏کرد . آن حضرت در روز عید فطر از خانه خارج مى‏آمد و تا وصال به مصلا با صداى بلند، شعار«لا اله الا الله‏» و «الله اکبر» رمز مى‏بخشید و حتى فی مابین خطبه‏ها و پیشین و آن گاه با صداى رسا این لغت ها را تکرار مى‏نمود . حضرت رضا علیه السلام درخصوص انگیزه تکبیرهاى زیاد در روز عید فطر مى‏فرماید: «تکبیر، تعظیم و بزرگداشت‏ پروردگار متعال میباشد و نوعى قدردانی از هدایت‏ها و نعمت‏هاى معبود جهانیان مى‏باشد .

بازدید : 22
شنبه 19 آبان 1403 زمان : 9:19


گفتم: پس ايمان و اسلام را براى‌ اینجانب توصيف نما. فرمود:
اسلام، يعنى‌ شهید شدن به توحيد و تصديق به رسالت پيامبر اسلام. با اين شهیدشدن‏ها آدم مسلمان مى‌‏خواهد شد، جانش مصونيت مى‌‏يابد و تزویج وارث تجويز مى‌‏شود. اسلام مسلمين، طبق همين ظاهر میباشد.
البته ايمان، هدايت و يقين قلبى‌ و شغل مبتنی بر آن مى‌‏باشد. ايمان يك مرتبه از اسلام فراتر میباشد؛ در حالتی‌که چه با اسلام در ظواهر شريك میباشد، ولى‌ در داخل چنين نيست.[١٢] پک پذیرایی ترحیم مشهد
خدا در قرآن مى‌‏فرمايد:
عرب‏هاى‌ باديه نشين گفتند: ايمان آورديم: بگو: ايمان نياورده‌‏ايد، بلكه بگوييد: اسلام آورده‌‏ايم، هنوز ايمان در دل‏هايتان درون نشده میباشد.[١٣]
جميل بن دراج مى‌‏گويد: از حضرت درستگو(ع) از تفسير آيه‌ی:

«قالَتِ الأَعْرابُ آمَنّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَلَمّا يَدْخُلِ الإِيمانُ فِى‌ قُلُاینترنتِكُمْ».
سؤال كردم: فرمود: آيا نمى‌‏دانى‌ كه ايمان غير از اسلام میباشد.[١٤]
حمران بن اعين روايت كرده میباشد امام محمد باقر(ع) فرمود: ايمان، چيزى‌ میباشد كه در قلب نفوذ كرده و آن را به سوى‌ آفریدگار سوق مى‌‏دهد. اطاعت و تسليم در قبال دستور‏هاى‌ خداوند نيز ايمان واقعى‌ را تصديق مى‌‏كند. البته اسلام به عبارتی عهد و فعل ظاهرى‌ میباشد و اين به عبارتی میباشد كه عموم برآنند. اين اسلام، موجب نگهداری جان و تجويز تزویج وارث مى‌‏خواهد شد.
مسلمان‌ها بر نماز و زكات و روزه و حج حادثه نموده‏اند و بدين وسيله از كفر بیرون گردیده و به ايمان منسوب گشته‏اند. اسلام با ايمان شريك نيست، ولى‌ ايمان با اسلام مشترك میباشد. ايمان و اسلام در گفتار و كردار با هم توده مى‌‏شوند، چنان كه كعبه باطن مسجد الحرام میباشد، ولى‌ مسجد در كعبه نيست. همين‏طور ايمان با اسلام شريك میباشد، البته اسلام با آن چنين نيست. خداى‌ متعال در قرآن مى‌‏فرمايد:

«قالَتِ الأَعْرابُ آمَنّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَلَمّا يَدْخُلِ الإِيمانُ فِى‌ قُلُاینترنتِكُمْ».

پس فرموده‌ی آفریدگار، راست گو‏ترين گفته‏‌ها میباشد.[١٥]
اما بايد ذکر کرد كه ايمان داراى‌ مراتب و درجات میباشد. همگی‌ی مؤمنان از جهت اطمينان قلبى‌ در يك سکو نيستند، بلكه درجات متفاوتى‌ دارا‌هستند، زيرا ايمان اشخاص قابل تكامل و ارتقاء میباشد.
آفریدگار مى‌‏فرمايد:
مؤمنان كسانى‌‏اند كه زیرا اسم معبود برده گردد، ترس بر دل‏هايشان چيره شود و زیرا آيات پروردگار بر آن ها خوانده گردد، ايمانشان افزون شود و بر پروردگارشان توكل مى‌‏كنند.[١٦]
عبدالعزيز مى‌‏گويد: امام درست گو(ع) به اینجانب فرمود: اى‌ عبدالعزيز! ايمان ده جايگاه داراست، و به منزله‌ی پله‏اى‌ میباشد كه يكى‌ يكى‌ از آن بالا مى‌‏فرایند، پس كسى‌ كه داراى‌ دو سکو و امتياز میباشد، نبايد به مالک يك سکو بگويد: تو ايمان ندارى‌؛ تا اين كه به جايگاه دهم رسد. پس تو اشخاص پايين‏خیس از خویش را از ايمان ساقط نكن، زيرا اشخاص فراتر از تو نيز تو‌را ساقط مى‌‏سازند. وقتى‌ كسى‌ را در ايمان پايين‏خیس از خویش ديدى‌ او‌را با مدارا بالا ببر و چيزى‌ را بر وی تحميل نكن كه شکیبایی آن را ندارد، زيرا هر كس شخصيت مؤمنى‌ را بشكند بايد آن را جبران كند.[١٧]
علامه‌ی مجلسى‌ رحمه الله در اين باره مى‌‏نويسد: حق اين میباشد كه ايمان قابل افزايش و كاستى‌ میباشد، زيرا جاری ساختن را جزء ايمان يا شرط آن، و يا اثر ها آن‏ مى‌‏دانيم، زيرا هرچه ايمان قوى‌‏خیس گردد، آثارش بر جوارح و اعضاوجوارح نيز زيادتر مى‌‏خواهد شد. پس زيادى‌ و كمى‌ انجام بر شدت و ضعف ايمان دلالت دارااست. هر درجه‏اى‌ از ايمان، انجام مطلوب با خویش را در ادامه داراست. وقتى‌ مؤمن آن انجام را جاری ساختن اعطا کرد، ايمانش نيز قوى‌‏خیس مى‌‏گردد.
از سوى‌ ديگر، وقتى‌ مؤمن مرتكب گناه كبيره شد ايمانش نقصان مى‌‏يابد، تا حدى‌ كه امكان دارااست حقيقت ايمان را از دست بدهد. كسى‌ كه به خداوند و معاد ايمان دارااست، چه طور ممكن میباشد مرتكب گناهى‌ گردد كه موجب دخول در دوزخ وجهنم میباشد. پس ارتكاب گناه جز در تاثیر ضعف يقين نيست.[١٨]


خودآزمایی

١- چه‌گونه اسلامى‌ موجب بهروزی اخروى‌ مى‌‏خواهد شد؟
٢- با قبول و اعتراف به کدام اصول، هر که مسلمان محسوب مى‌‏خواهد شد؟

بازدید : 38
پنجشنبه 17 آبان 1403 زمان : 11:02


معماری مسجد
معماری مسجد تحت عنوان عبادتگاه رهروان اسلام در هنر رده ویژه ای داراست. تجلی انوار حق که در دانا هستی و کاینات به ظهور رسیده میباشد بوسیله هنرمندان مسلمان در معماری پرمعنای خویش جلوه گر گردیده است. پک پذیرایی ترحیم مشهد معماران اسلامی با نیت قربت و در مجاورت حضرت حق کوشیده اند تا روح معنویت اسلامی را در بناهای خویش اکران دهند و در مجموع اجزای آن مظاهر الهی را به اکران گذارند.

معماری اسلامی با مساجد شروع می شود، پس می اقتدار اعلام کرد: شاخصه های معماری کشورهای اسلامی بیش تر از هر چیز در مسجد تجلی یافته میباشد که خویش تجسم” بازآفرینی” و “تکرار” و هماهنگی و نظم و وقار طبیعت میباشد که خدا آن را به مثابه منزل همه مسلمان‌ها برای عبادت انتخاب نموده است.

برای مشاهده مثال شغل های پیاده سازی و اجرای مسجد کلیک فرمائید.

معماری مسجد لینک و پیوند تنگاتنگی با عبادات روزمره مسلمان ها داراست به شکلی که ادای نماز نیازی به مکانی خاصی ندارد ولی زمانی که به اقدامی مجموعه جمعی تبدیل شد نیاز به فضایی برای اعمال ان پدیدار شد از این رو معماران و هنرمندان مسلمان در ایجاد کرد و پیاده سازی مساجد غایت ابتکار و هنر خویش را بی‌دقت به ثواب دنیوی آن به فعالیت بردند. خصوصیت های معماری مسجد اسلامی در کشور ایران بدون صدا و وقار باشکوه الهی را به اکران می‌گذارد که نماد از ذوق و سلیقه سرشار زیبایی‌شناسی میباشد و منبعی جز ایمان مذهبی و الهام آسمانی نمی‌تواند داشته باشد.

معماران و هنرمندان همواره در مسجد سازی اهل ایران، به‌سیرتکامل‌ای کار کردند که گاه حتی از نصب هویت خویش نیز غافل گردیده‌‌اند بر این شالوده قشنگ ترین و جاودانه ترین شاهکارهای هنری خویش را در مساجد، زیارتگاه ها و اماکن مقدس به اکران نهاده اند. معماری مسجد اهل ایران رفلکس تاریخ کشور ایران و اسلام میباشد چشم انداز و تصاویر ترکیبی خوب از رنگ ها، طرح های هندسی و تقارن هایی میباشد که دیده بازدیدکنندگان را به خویش جلب می نماید به طور تقریب در ساختارفیزیکی تمامی مساجد برخی خصوصیت های مشترک وجود دارااست و در بیشتر مورد ها، رنگ آبی رنگ قلب و گویش معماری مسجد میباشد.

در کل، معماری مسجد در جمهوری اسلامی ایران ترکیبی ازتقارن ، طرح های هندسی و رنگ های زنده میباشد. معماری مساجد در کشور ایران به جهت ساختارهای هندسی ، مصالح و مدل های خاص جای جای متعدد میباشد این مساجد اکثر زمان ها دارنده ساختارهای بسیار غامض ای میباشند که در آن‌ها از رنگ ها، کاشی ها و طرح های نمادین به کار گیری می‌شود.

برای خرید کاشی مسجدی کلیک فرمائید.

تاریخچه ایجاد کرد و معماری مسجد
فرستاده اکرم (ص) بعد از مهاجرت به مدینه به مراد تشکیل جامعه اسلامی و استقرار نظام اعتقادی و اجتماعی اسلام، به طور رسمی دولت اسلامی را در‌این شهر نهاد بنیان. بنابراین فرستاده (ص) مسجد را تحت عنوان اولیه مقر و مجتمع مسلمان‌ها برای پرداختن به اینگونه اموری برگزید. پس زمینی گزینش و ساختن مسجد استارت شد. مسجدی بی آلایش و بی پیرایه و بسیار ابتدایی بود.

زمینش از ریگ و دیوارهایش از آجر، منبرش درخت بنی و سقفش از شاخ و برگ درختان بود. طرح مسجد که برای اولیه توشه جهت اقامه نماز بی آلایش و بی پیرایه بوسیله رسول اکرم (ص) و یارانش در مدینه ساخته شد، فضایی محدود بود که بخشی از آن راز گشوده و فارغ از اسمانه و بخشی دیگر برای خودداری از تابش آفتاب رمز پوشیده بود.

یعنی زمینی که داخل آن یک شبستان ردیف دار در سوی قبله دارااست این طرح مسجد معمولی، الگوی کلیه مسجدهای سده های در آغاز و بعد از آن، کشورهای مسلمان نشین شد. در کشور‌ایران با این سر مشق مسجدهای فهرج، تاریخانه دامغان ، جامع ساوه، جامع نایین و اردستان، اصفهان و شوشتر و بخش اعظمی جاهای دیگر ساخته شد و این سرمشق همچنان استوار ماند و هیچ وقت کنار گذاشته نشد.

با اعتنا به معماری مسجد اهل ایران، می اقتدار اشاره نمود که به صورت کلی معماری قبل از اسلام در ایجاد کرد مساجد در کشور‌ایران بسیار اثرگذار بوده میباشد. مساجد در کشور‌ایران او‌لین بناهایی بودند که فورا بعد از فتح کشور ایران به وسیله مسلمان ها در قلمرو ساسانیان ساخته شد و مسجد جامع فهرج یزد یکی او‌لین مساجدی میباشد که به قرن نخستین عصر اسلامی منسوب شده میباشد.

خصوصیت های معماری مسجد اسلامی با خصوصیت های معماری ساسانی تا حدی یکسان میباشد میباشد به نحوی که در بالا برخی از دانشمندان آن را بنایی ساسانی می دانستند. این مسجد شبیه بنای ساسانیان در دامغان، دارنده طاق لوله ای با قوس بیضی صورت و ستونهای کلفت گرد با طول سه و نیم متر و قطر دو متر و حیاطی (میانسرا) که یاروهمدم با رواق ها و شبستان ها در جهت مکه ایجاد شده است.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 511
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 298
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 292
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 867
  • بازدید ماه : 998
  • بازدید سال : 3883
  • بازدید کلی : 34152
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی