گفتم: پس ايمان و اسلام را براى اینجانب توصيف نما. فرمود:
اسلام، يعنى شهید شدن به توحيد و تصديق به رسالت پيامبر اسلام. با اين شهیدشدنها آدم مسلمان مىخواهد شد، جانش مصونيت مىيابد و تزویج وارث تجويز مىشود. اسلام مسلمين، طبق همين ظاهر میباشد.
البته ايمان، هدايت و يقين قلبى و شغل مبتنی بر آن مىباشد. ايمان يك مرتبه از اسلام فراتر میباشد؛ در حالتیکه چه با اسلام در ظواهر شريك میباشد، ولى در داخل چنين نيست.[١٢] پک پذیرایی ترحیم مشهد
خدا در قرآن مىفرمايد:
عربهاى باديه نشين گفتند: ايمان آورديم: بگو: ايمان نياوردهايد، بلكه بگوييد: اسلام آوردهايم، هنوز ايمان در دلهايتان درون نشده میباشد.[١٣]
جميل بن دراج مىگويد: از حضرت درستگو(ع) از تفسير آيهی:
«قالَتِ الأَعْرابُ آمَنّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَلَمّا يَدْخُلِ الإِيمانُ فِى قُلُاینترنتِكُمْ».
سؤال كردم: فرمود: آيا نمىدانى كه ايمان غير از اسلام میباشد.[١٤]
حمران بن اعين روايت كرده میباشد امام محمد باقر(ع) فرمود: ايمان، چيزى میباشد كه در قلب نفوذ كرده و آن را به سوى آفریدگار سوق مىدهد. اطاعت و تسليم در قبال دستورهاى خداوند نيز ايمان واقعى را تصديق مىكند. البته اسلام به عبارتی عهد و فعل ظاهرى میباشد و اين به عبارتی میباشد كه عموم برآنند. اين اسلام، موجب نگهداری جان و تجويز تزویج وارث مىخواهد شد.
مسلمانها بر نماز و زكات و روزه و حج حادثه نمودهاند و بدين وسيله از كفر بیرون گردیده و به ايمان منسوب گشتهاند. اسلام با ايمان شريك نيست، ولى ايمان با اسلام مشترك میباشد. ايمان و اسلام در گفتار و كردار با هم توده مىشوند، چنان كه كعبه باطن مسجد الحرام میباشد، ولى مسجد در كعبه نيست. همينطور ايمان با اسلام شريك میباشد، البته اسلام با آن چنين نيست. خداى متعال در قرآن مىفرمايد:
«قالَتِ الأَعْرابُ آمَنّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَلَمّا يَدْخُلِ الإِيمانُ فِى قُلُاینترنتِكُمْ».
پس فرمودهی آفریدگار، راست گوترين گفتهها میباشد.[١٥]
اما بايد ذکر کرد كه ايمان داراى مراتب و درجات میباشد. همگیی مؤمنان از جهت اطمينان قلبى در يك سکو نيستند، بلكه درجات متفاوتى داراهستند، زيرا ايمان اشخاص قابل تكامل و ارتقاء میباشد.
آفریدگار مىفرمايد:
مؤمنان كسانىاند كه زیرا اسم معبود برده گردد، ترس بر دلهايشان چيره شود و زیرا آيات پروردگار بر آن ها خوانده گردد، ايمانشان افزون شود و بر پروردگارشان توكل مىكنند.[١٦]
عبدالعزيز مىگويد: امام درست گو(ع) به اینجانب فرمود: اى عبدالعزيز! ايمان ده جايگاه داراست، و به منزلهی پلهاى میباشد كه يكى يكى از آن بالا مىفرایند، پس كسى كه داراى دو سکو و امتياز میباشد، نبايد به مالک يك سکو بگويد: تو ايمان ندارى؛ تا اين كه به جايگاه دهم رسد. پس تو اشخاص پايينخیس از خویش را از ايمان ساقط نكن، زيرا اشخاص فراتر از تو نيز تورا ساقط مىسازند. وقتى كسى را در ايمان پايينخیس از خویش ديدى اورا با مدارا بالا ببر و چيزى را بر وی تحميل نكن كه شکیبایی آن را ندارد، زيرا هر كس شخصيت مؤمنى را بشكند بايد آن را جبران كند.[١٧]
علامهی مجلسى رحمه الله در اين باره مىنويسد: حق اين میباشد كه ايمان قابل افزايش و كاستى میباشد، زيرا جاری ساختن را جزء ايمان يا شرط آن، و يا اثر ها آن مىدانيم، زيرا هرچه ايمان قوىخیس گردد، آثارش بر جوارح و اعضاوجوارح نيز زيادتر مىخواهد شد. پس زيادى و كمى انجام بر شدت و ضعف ايمان دلالت دارااست. هر درجهاى از ايمان، انجام مطلوب با خویش را در ادامه داراست. وقتى مؤمن آن انجام را جاری ساختن اعطا کرد، ايمانش نيز قوىخیس مىگردد.
از سوى ديگر، وقتى مؤمن مرتكب گناه كبيره شد ايمانش نقصان مىيابد، تا حدى كه امكان دارااست حقيقت ايمان را از دست بدهد. كسى كه به خداوند و معاد ايمان دارااست، چه طور ممكن میباشد مرتكب گناهى گردد كه موجب دخول در دوزخ وجهنم میباشد. پس ارتكاب گناه جز در تاثیر ضعف يقين نيست.[١٨]
خودآزمایی
١- چهگونه اسلامى موجب بهروزی اخروى مىخواهد شد؟
٢- با قبول و اعتراف به کدام اصول، هر که مسلمان محسوب مىخواهد شد؟
گفتم: پس ايمان و اسلام را براى اینجانب توصيف نما. فرمود:
اسلام، يعنى شهید شدن به توحيد و تصديق به رسالت پيامبر اسلام. با اين شهیدشدنها آدم مسلمان مىخواهد شد، جانش مصونيت مىيابد و تزویج وارث تجويز مىشود. اسلام مسلمين، طبق همين ظاهر میباشد.
البته ايمان، هدايت و يقين قلبى و شغل مبتنی بر آن مىباشد. ايمان يك مرتبه از اسلام فراتر میباشد؛ در حالتیکه چه با اسلام در ظواهر شريك میباشد، ولى در داخل چنين نيست.[١٢] پک پذیرایی ترحیم مشهد
خدا در قرآن مىفرمايد:
عربهاى باديه نشين گفتند: ايمان آورديم: بگو: ايمان نياوردهايد، بلكه بگوييد: اسلام آوردهايم، هنوز ايمان در دلهايتان درون نشده میباشد.[١٣]
جميل بن دراج مىگويد: از حضرت درستگو(ع) از تفسير آيهی:
«قالَتِ الأَعْرابُ آمَنّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَلَمّا يَدْخُلِ الإِيمانُ فِى قُلُاینترنتِكُمْ».
سؤال كردم: فرمود: آيا نمىدانى كه ايمان غير از اسلام میباشد.[١٤]
حمران بن اعين روايت كرده میباشد امام محمد باقر(ع) فرمود: ايمان، چيزى میباشد كه در قلب نفوذ كرده و آن را به سوى آفریدگار سوق مىدهد. اطاعت و تسليم در قبال دستورهاى خداوند نيز ايمان واقعى را تصديق مىكند. البته اسلام به عبارتی عهد و فعل ظاهرى میباشد و اين به عبارتی میباشد كه عموم برآنند. اين اسلام، موجب نگهداری جان و تجويز تزویج وارث مىخواهد شد.
مسلمانها بر نماز و زكات و روزه و حج حادثه نمودهاند و بدين وسيله از كفر بیرون گردیده و به ايمان منسوب گشتهاند. اسلام با ايمان شريك نيست، ولى ايمان با اسلام مشترك میباشد. ايمان و اسلام در گفتار و كردار با هم توده مىشوند، چنان كه كعبه باطن مسجد الحرام میباشد، ولى مسجد در كعبه نيست. همينطور ايمان با اسلام شريك میباشد، البته اسلام با آن چنين نيست. خداى متعال در قرآن مىفرمايد:
«قالَتِ الأَعْرابُ آمَنّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَلَمّا يَدْخُلِ الإِيمانُ فِى قُلُاینترنتِكُمْ».
پس فرمودهی آفریدگار، راست گوترين گفتهها میباشد.[١٥]
اما بايد ذکر کرد كه ايمان داراى مراتب و درجات میباشد. همگیی مؤمنان از جهت اطمينان قلبى در يك سکو نيستند، بلكه درجات متفاوتى داراهستند، زيرا ايمان اشخاص قابل تكامل و ارتقاء میباشد.
آفریدگار مىفرمايد:
مؤمنان كسانىاند كه زیرا اسم معبود برده گردد، ترس بر دلهايشان چيره شود و زیرا آيات پروردگار بر آن ها خوانده گردد، ايمانشان افزون شود و بر پروردگارشان توكل مىكنند.[١٦]
عبدالعزيز مىگويد: امام درست گو(ع) به اینجانب فرمود: اى عبدالعزيز! ايمان ده جايگاه داراست، و به منزلهی پلهاى میباشد كه يكى يكى از آن بالا مىفرایند، پس كسى كه داراى دو سکو و امتياز میباشد، نبايد به مالک يك سکو بگويد: تو ايمان ندارى؛ تا اين كه به جايگاه دهم رسد. پس تو اشخاص پايينخیس از خویش را از ايمان ساقط نكن، زيرا اشخاص فراتر از تو نيز تورا ساقط مىسازند. وقتى كسى را در ايمان پايينخیس از خویش ديدى اورا با مدارا بالا ببر و چيزى را بر وی تحميل نكن كه شکیبایی آن را ندارد، زيرا هر كس شخصيت مؤمنى را بشكند بايد آن را جبران كند.[١٧]
علامهی مجلسى رحمه الله در اين باره مىنويسد: حق اين میباشد كه ايمان قابل افزايش و كاستى میباشد، زيرا جاری ساختن را جزء ايمان يا شرط آن، و يا اثر ها آن مىدانيم، زيرا هرچه ايمان قوىخیس گردد، آثارش بر جوارح و اعضاوجوارح نيز زيادتر مىخواهد شد. پس زيادى و كمى انجام بر شدت و ضعف ايمان دلالت دارااست. هر درجهاى از ايمان، انجام مطلوب با خویش را در ادامه داراست. وقتى مؤمن آن انجام را جاری ساختن اعطا کرد، ايمانش نيز قوىخیس مىگردد.
از سوى ديگر، وقتى مؤمن مرتكب گناه كبيره شد ايمانش نقصان مىيابد، تا حدى كه امكان دارااست حقيقت ايمان را از دست بدهد. كسى كه به خداوند و معاد ايمان دارااست، چه طور ممكن میباشد مرتكب گناهى گردد كه موجب دخول در دوزخ وجهنم میباشد. پس ارتكاب گناه جز در تاثیر ضعف يقين نيست.[١٨]
خودآزمایی
١- چهگونه اسلامى موجب بهروزی اخروى مىخواهد شد؟
٢- با قبول و اعتراف به کدام اصول، هر که مسلمان محسوب مىخواهد شد؟

پک پذیرایی ترحیم مشهد برای مراسم ختم در مسجد؛ چه ترکیبی مناسبتر است؟