معاشطومار و علم آموزی
میرزا علی غروی تبریزی در سال ۱۳۰۹ش (۱۳۴۹ق) در تبریز متولد شد.[۱۰] در بعضی دیگر منابع، فرصت به دنیا آمدن او ۱۳۳۴ق نام برده میباشد.[۱۱] پدرش اسدالله از تجار آذربایجان بود که در بادکوبه قفقاز دفتر کار تجاری داشت و با استارت کودتای کمونیستی، آنجا را رها کرد و به تبریز رجوع و پک پذیرایی ترحیم مشهد برگشت.[۱۲]
غروی از ششسالگی در تبریز به مدرسهمنزل می رفت. بعداز آن وارد مکتب طالبیه تبریز شد و کتابهای سطح حوزه را نزد میرزا علیاصغر باغمیشهای آموخت.[۱۳] بعد از طی فرایند مقدماتی، وارد حوزه علمیه قم شد و دروس رسائل، کفایه و مکاسب را از روضه خوان محمد مجاهدی تبریزی، سید حسین حکم کننده طباطبائی و سید احمد خوانساری آموخت.[۱۴] در سال ۱۳۷۰ق برای کامل شدن فقه و اصول، راهی نجف شد و از عده ای مثل حسین حلی، میرزا محمدباقر زنجانی، آقا رضا همدانی[۱۵] و سید ابوالقاسم خوئی[۱۶] بهره برد.
درس دادن و شاگردان
غروی تبریزی، در طول علم آموزی درس بیرون فقه و اصول در نجف، به درس دادن سطح بهتر حوزه در مکتب دارالحکمه و مسجد روحانی انصاری نیز اشتغال داشت. در سال ۱۳۳۹ش نیز به درس دادن بیرون فقه و اصول در مسجد جواهری نجف سرگرم شوید.[۱۷] بیان شده که از جهت معدودّی و کیفی، درسهای حوزه نجف در میان وی و سید علی حسینی سیستانی از مراجع تاسی تقسیم گردیده بود.[۱۸]
غروی تبریزی به هم پا سید علی سیستانی
وی بیش تر از ۴۰ سال به درس دادن اشتغال داشت و از اول سال درس دادن بیرون، دو عصر بی نقص بیرون فقه و اصول درس دادن کرد.[۱۹] سید علاء الدین بحرالعلوم، یوسف دعموش، سید حسین ابوسعیده، عباس کشف کنندهالغطاء، باتقوا طائی، سید کمال حیدری و سید علیاکبر ابوترابی از شاگردان وی میباشند.[۲۰][۲۱]
وفات
غروی در شب آدینه ۲۸ خرداد ماه سال ۱۳۷۷ش، بعد از زیارت امام حسین(ع)، بین رویکرد کربلا و نجف به یار داماد و رانندهاش به گلوله بسته شد.[۲۲] بعد از وفات وی، مجلس اعلای اسلامی عراق، تیراندازی به سوی غروی تبریزی و همراهانش را به رژیم بعث عراق نسبت بخشید و مجلس اعلای اسلامی شیعه ها لبنان، خواهان برگزاری همایش جانبداری از مراجع نجف شد.[۲۳] سید علی خامنهای، رهبر ایران، در پیام تسلیتی، از وی بهتیتر یکی فقها و مراجع گرانقدر پیروی در نجف حافظه کرد.[۲۴]
پیکر او مخفیانه در گورستان وادی السلام نجف به خاک امانت شد.[۲۵] به امر سید علی سیستانی حرمای برای او ساخته شد.[۲۶]
تقریظ سید ابوالقاسم خویی بر کتاب التنقیح و جملات وی درباره میرزا علی غروی تبریزی
اثرها
میرزا علی غروی تبریزی کتابهای زیادی در قضیه دینی و اصولی تألیف کرد که بعضا از آنها به گستردن تحت میباشد:
التنقيح فی تفصیل العروة الوثقى، تقریر اولین تاثیر دینی سید ابوالقاسم خوئی
الفتاوى المستنبطة، رساله مقلدین در خصوص عبادات و معاملات؛
موجز الفتاوى المستنبطة، مختصر رساله عملیه؛
مناسک الحج؛
زمان اصولی بدون نقص میرزا محمدباقر زنجانی؛[۲۷]
سید ابوالقاسم خویی
سید ابوالقاسم موسوی خویی (۱۲۷۸ش-۱۳۷۱ش) از مراجع تاسی شیعه، رجالی و مولف تیم ۲۳ جلدی معجم رجال الحدیث و همینطور مالک تاثیر تفسیری البیان فی تعبیر القرآن بود. میرزای نائینی و پژوهشگر اصفهانی دو بدن از پررنگترین استادان وی در فقه و اصول فقه بودهاند. شروع قانونی مرجعیت خویی بعد از درگذشت سید حسین طباطبایی بروجردی دانسته گردیده و درگذشت سید محسن طباطبائی حکیم، استارت مرجعیت او مخصوصاً در عراق خوانده گردیده است. خویی، در طی هفتاد سال درس دادن، یک عصر بی نقص درس بیرون فقه و شش عصر درس بیرون اصول فقه را درس دادن کرده و یک زمان کوتاه هم به درس دادن تعبیر قرآن پرداخت. عالمانی مثلا محمد اسحاق فیاض، سید محمدباقر صدر، میرزا جواد تبریزی، سید علی سیستانی، حسین وحید خراسانی، سید موسی شبیری زنجانی، سید موسی صدر و سید عبدالکریم موسوی اردبیلی از شاگردان خویی معرفی گردیدهاند.
آیتالله خویی در فقه و اصول فقه، ایده ها و آرای قابل توجهی داشته که گاه با نظرها دارای شهرت فقیهان شیعه مختلف میباشد. برخی منابع، فتاوای گوناگون اورا تا ۳۰۰ گزینه دانستهاند. مخالفت با ملزم بودن کافران به اعمال فروع آیین، عدم تایید نسبی بودن شروع ماه قمری و مخالفت با اعتبار آوازه فتوایی و اجماع، برخی از ایده ها گوناگون وی در فقه و اصول فقه میباشد. خویی در روزگار مرجعیت خویش، اقداماتی در راستای تبلیغ آیین، اشاعه تشیع و امداد رساندن به نیازمندان نموده است؛ مثلا ساختن کتابخانه، مکتب، مسجد، حسینیه و مریض خانه در کشورهای کشور ایران، عراق، مالزی، انگلستان، امریکا، هندوستان.
خویی در دهه ۱۳۴۰ش، موضع ها و بیانیههایی علیه دولت پهلوی داشته میباشد؛ اعتراض به حادثه فیضیه در سال ۱۳۴۲ش از این گزارهاند. او بعد از استارت انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ در کشورایران و دیدار فرح دیبا، همسر محمدرضا پهلوی با وی و شک و تردید و شبهههای اتفاق افتاده بعداز این دیدار، در مواقعی به عنوان مثال کلیهپرسی انتخاب نظام جمهوری اسلامی و همینطور پیکار عراق علیه کشور ایران، به حفاظت از انقلاب و ایران پرداخت. وی در جریان انتفاضه شعبانیه شیعهها عراق و انتخاب شورای رهبری برای اداره بخشها زیر رئیس شیعهها، زیر فشار حکومت صدام حسین قرار گرفت و تا نقطه پايان قدمت در حصر خانگی بود.
معاش
گاهشمار معاش سید ابوالقاسم خویی
۱۲۷۸ش به دنیا آمدن در خلق
۱۲۸۹ش مسافرت به عراق برای علم آموزی
۱۳۴۱ش ارسال تلگراف به محمدرضا پهلوی و نامشروع پی بردن لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی
۱۳۵۰ش اخراج بخش اعظمی از شاگردان خویی از عراق به وسیله دولت عراق
۱۳۶۹ش پشتیبانی از انتفاضه شعبانیه عراق و دستگیری و زور ملاقات با صدام
۱۳۷۱ش درگذشت و دفن در نجف
نبو
نماز سیدعلی سیستانی بر لاشه خویی
سیدابوالقاسم موسوی خویی در ۱۵ رجب ۱۳۱۷ق مبتنی بر با ۲۸ آبان ۱۲۷۸ش در شهر خلق و خوی از توابع آذربایجان غربی دیده به جهان گشود.[۱] پدرش سید علیاکبر خوئی، از شاگردان عبدالله مامقانی بود که به جهت عدم موافقت با مشروطه غیرمشروعه،[۲] در سال ۱۳۲۸ق از کشور ایران به نجف هجرت کرد.[۳] خویی، ۸ صفر ۱۴۱۳ق مبنی بر با ۱۷ مرداد ۱۳۷۱ش، در ۹۶ سالگی (۹۳ سالگی مبنی بر تاریخ خورشیدی) به انگیزه بیماری قلبی در کوفه درگذشت و در کنار مسجد الخضراء در صحن بقاع امام علی دفن شد.[۴]
همسر و فرزندان
خویی دو توشه وصلت کرد. فرزندان او، سه پسر و سه دختر از همسر اولیه، و چهار پسر و دو دختر از همسر دوم میباشند.[۵] برخی از فرزندان شناختهگردیده خویی عبارتند از:
سید جمالالدین خویی، فرزند ارشد خویی که بیشتر قدمت خویش را صرف کارها مرجعیت پدرش در نجف کرد. بعضا از اثر ها وی عبارتند از گستردن کفایة الاصول، گفت و گو فی الفلسفة و دانش الکلام، توضیح المراد فی گستردن تجرید الاعتقاد، تفصیل دیوان مُتَنبّی، و دیوان اشعار به فارسی.[۶]
سید محمدتقی خویی، بعد از تأسیس مؤسسه خیریه امام خویی ۱۳۶۸ش دبیرکل آن شد. بعد از انتفاضه شعبانیه در ۱۳۶۹ش، وی عضو هیئت منتخب پدرش برای اداره بخشها آزادشده بود؛ البته درپی سرکوب این قیام و قتلعام شیعهها، به یار پدرش در حصر خانگی قرار گرفت و آخر و عاقبت در ۳۰ تیر ۱۳۷۳ش در اتفاق رانندگی درگذشت. برخی این حادثه را نتایج اپریزی دولت صدام دانستهاند.[۷] خلال تقریرات درس فقه پدرش، الالتزامات التبعیة فی العقود از اثر ها اوست.[۸]
آرامگاه آیتالله خویی در بقعه امام علی(ع)
داده ها دقیقی دربارهٔ دختران خویی در اختیار وجود ندارد، ولی بعضا از دامادهای او عبارتند از سید نصرالله مستنبط، سید مرتضی حکمی، سید جلال الدین فقید ایمانی، جعفر غروی نائینی، و سید محمود میلانی.[۹]
زیست علمی
ابوالقاسم خویی سال ۱۳۳۰ق در ۱۳ سالگی، یاور با برادرش عبدالله خویی به بابا خویش در نجف پیوست.[۱۰] وی شش سال به علم آموزی مقدمات و سطح ها خوب حوزه پرداخت و آنگاه ۱۴ سال در درس استادان علم ها متعدد به عنوان مثال فقه و اصول کمپانی کرد. از این در میان، چنانکه خویش وی در معاشطومار خودنوشت آورده، بیشترین استعمال را از محمدحسین نائینی و محمدحسین غروی اصفهانی داشته میباشد.[۱۱]