اویس قرنی
ابوعمرو اُوَیس بن عامر قَرَنی (شهید شدن ۳۷ق)، از تابعین و شهدای صفین. وی در حین نبی اکرم(ص) برای دیدار حضرت به مدینه آمد، البته برنده به دیدار وی نشد. اویس با حضرت علی(ع) بیعت کرد و در نزاع صفّین در رکاب آنحضرت به شهید شدن رسید. اویس به تقوا و پارسایی شناخته گردیده و اورا یکیاز زاهدان هشتگانه بین تابعین پک پذیرایی ترحیم مشهد خواندهاند.
معاش
ابوعمرو اویس بن عامر بن جزء قرنی مرادی یمنی[۱] از تیره قَرَن، شاخهای از قوم یمانی بنی خواسته بود.[۲] اسم بابا وی عامر و در بعضا منابع انیس، خلیص یا این که عمرو هم آمده میباشد. [۳] اویس یکبار به مدینه آمد تا رسول(ص) را ببیند البته نتوانست و به عبارتیروز به یمن رجوع. وی در خلافت قدمت بن خطاب و برپایی کوفه (۱۷ق) بدین شهر آمد.[۴] و در ۳۷ق/۶۵۷م، سن ۶۷ سالگی، در پیکار صفین بهیاروهمدم امام علی(ع) کمپانی کرد و بدست نیروهای معاویه کشته شد.[۵]
قبری در حوزه رقه در سوریه و نیز در جاهای دیگری همانند آرامستان بابالصغیر دمشق، اسکندریه و دیار دیده نشده به قبر او منسوب میباشد.[۶] مزار منسوب به اویس در رقه، سمت چپ قبر عمار یاسر جای دارد. و گنبد، ضریح و صحن دارااست. روی سنگی که نصف روی قبر را گرفته به خط کوفی اسم اویس مندرج میباشد.[۷]
دیدار با نبی(ص)
اویس در حین نبی(ص)، در یمن میزیست و هیچ گاه برنده به دیدار آن حضرت نشد. وی از شیوه شتربانی دوران را با مامان پیر، نابینا و ناتوان خویش سپری میکرد. هنگامی که شهرت دعوت نبی (ص) را شنید، از مادرش درخواست کرد برای دیدن فرستاده آفریدگار (ص) به مدینه برود. مادرش به وی اذن بخشید اما شرط کرد که بیشتراز نصف روز در آنجا نماند. اویس به مدینه هجرت کرد اما وقتی که به خانۀ نبی رسید، او در منزل خلا. به خیال و خاطر قولی که مامان از وی گرفته بود مدینه را به قصد یمن شکاف کرد. وقتی که رسول اسلام(ص) به منزل رجوع، فرمود: این نوروفروغ چه کسی است که دراین منزل مینگرم؟. گفتند: شتربانی که اویس اسم داشت به اینجا آمد و زود رفت. فرمود: این نور و روشنایی را در منزل ما کادو گذاشت و رفت.[۸]
شخصیت
سنائی غزنوی
سالها بایستی که تا یک سنگ مهم ز آفتاب
لعل خواهد شد در بدخشان یا این که عقیق اندر یمن
قرنها می بایست که تا از پشت انسان نطفهای
بایزید اندر خراسان یا این که اویس اندر یمن
دیوان سنایی غزنوی، ص۴۸۴
اختلاف حیث در جزئیات معاش اویس، حتیدر سدههای اولیه هجری، چنان بوده که بعضی درباره شخصیت وی با شک وتردید حرف گفتهاند.[۹]
با اینهمگی، گفتهاند که وی از امیرالمؤمنین علی(ع) و قدمت بن خطاب ماجرا کرده و برخی از رجال و محدثین سده ۱ق - که بیشتر کوفیاند - از وی حدیث شنیدهاند. [۱۰]
عبادت
نوشتهعلمیٔ اساسی: عبادت
در حالات عرفانی اویس گویند: برخی از شبها میاعلامکرد: امشب شب رکوع میباشد و به یک رکوع شب را به صبح میرساند. یک شب میاعلامکرد: امشب شب سجود میباشد و به یک سجده شب را سپری میکرد. به وی گفتند: اویس، چرا این قدر به خودت زحمت میدهی؟! اذعان کرد: کاش از ازل تا ابد یک شب بود و اینجانب آن را به یک سجده سپری میکردم.[۱۱]
تقوا
نوشته ی علمیٔ مهم: تقوا
تمامی مداقه احادیث برجای باقیمانده در ارتباط اویس قرنی درین نکته میباشد که وی از اولیه الگوهای تقوا و پارسایی میان مسلمان ها بهشمار رفته و بعد ها نزد صوفیه حائز اهمیت و رده بلندی گردیده و یکی زاهدان هشتگانه در بین تابعین خوانده شدهاست.[۱۲]
قدیمیترین احادیث درباره اویس، تصویری تماماً صوفیانه از وی ارائه میدهد. همگی عده ای که درین احادیث اویس را چشماند، اورا در فقر و سرگشتگی و گمنامی در عین آوازه وصف کرده و گفتهاند که خرقه قابل قبولی نداشت و همین فرمان، یکیاز کارداران کنارهنشینی وی از جامعه بوده میباشد.[۱۳]
در داستانهای دیگری آمده میباشد که وی لباسی از متاع پشم بر بدن داشت[۱۴] دراین احادیث، پاراگرافهای حکمتآمیزی غالباً بر طبق بیاعتباری جهان و مجاورت بودن مرگ، به اویس منسوب شده میباشد.[۱۵] در ادبیات صوفیه، اشارههای مفصلی به حال و روز اویس گردیدهاست.[۱۶]
منزلت
اویس قرنی
ابوعمرو اُوَیس بن عامر قَرَنی (شهید شدن ۳۷ق)، از تابعین و شهدای صفین. وی در حین نبی اکرم(ص) برای دیدار حضرت به مدینه آمد، البته برنده به دیدار وی نشد. اویس با حضرت علی(ع) بیعت کرد و در نزاع صفّین در رکاب آنحضرت به شهید شدن رسید. اویس به تقوا و پارسایی شناخته گردیده و اورا یکیاز زاهدان هشتگانه بین تابعین پک پذیرایی ترحیم مشهد خواندهاند.
معاش
ابوعمرو اویس بن عامر بن جزء قرنی مرادی یمنی[۱] از تیره قَرَن، شاخهای از قوم یمانی بنی خواسته بود.[۲] اسم بابا وی عامر و در بعضا منابع انیس، خلیص یا این که عمرو هم آمده میباشد. [۳] اویس یکبار به مدینه آمد تا رسول(ص) را ببیند البته نتوانست و به عبارتیروز به یمن رجوع. وی در خلافت قدمت بن خطاب و برپایی کوفه (۱۷ق) بدین شهر آمد.[۴] و در ۳۷ق/۶۵۷م، سن ۶۷ سالگی، در پیکار صفین بهیاروهمدم امام علی(ع) کمپانی کرد و بدست نیروهای معاویه کشته شد.[۵]
قبری در حوزه رقه در سوریه و نیز در جاهای دیگری همانند آرامستان بابالصغیر دمشق، اسکندریه و دیار دیده نشده به قبر او منسوب میباشد.[۶] مزار منسوب به اویس در رقه، سمت چپ قبر عمار یاسر جای دارد. و گنبد، ضریح و صحن دارااست. روی سنگی که نصف روی قبر را گرفته به خط کوفی اسم اویس مندرج میباشد.[۷]
دیدار با نبی(ص)
اویس در حین نبی(ص)، در یمن میزیست و هیچ گاه برنده به دیدار آن حضرت نشد. وی از شیوه شتربانی دوران را با مامان پیر، نابینا و ناتوان خویش سپری میکرد. هنگامی که شهرت دعوت نبی (ص) را شنید، از مادرش درخواست کرد برای دیدن فرستاده آفریدگار (ص) به مدینه برود. مادرش به وی اذن بخشید اما شرط کرد که بیشتراز نصف روز در آنجا نماند. اویس به مدینه هجرت کرد اما وقتی که به خانۀ نبی رسید، او در منزل خلا. به خیال و خاطر قولی که مامان از وی گرفته بود مدینه را به قصد یمن شکاف کرد. وقتی که رسول اسلام(ص) به منزل رجوع، فرمود: این نوروفروغ چه کسی است که دراین منزل مینگرم؟. گفتند: شتربانی که اویس اسم داشت به اینجا آمد و زود رفت. فرمود: این نور و روشنایی را در منزل ما کادو گذاشت و رفت.[۸]
شخصیت
سنائی غزنوی
سالها بایستی که تا یک سنگ مهم ز آفتاب
لعل خواهد شد در بدخشان یا این که عقیق اندر یمن
قرنها می بایست که تا از پشت انسان نطفهای
بایزید اندر خراسان یا این که اویس اندر یمن
دیوان سنایی غزنوی، ص۴۸۴
اختلاف حیث در جزئیات معاش اویس، حتیدر سدههای اولیه هجری، چنان بوده که بعضی درباره شخصیت وی با شک وتردید حرف گفتهاند.[۹]
با اینهمگی، گفتهاند که وی از امیرالمؤمنین علی(ع) و قدمت بن خطاب ماجرا کرده و برخی از رجال و محدثین سده ۱ق - که بیشتر کوفیاند - از وی حدیث شنیدهاند. [۱۰]
عبادت
نوشتهعلمیٔ اساسی: عبادت
در حالات عرفانی اویس گویند: برخی از شبها میاعلامکرد: امشب شب رکوع میباشد و به یک رکوع شب را به صبح میرساند. یک شب میاعلامکرد: امشب شب سجود میباشد و به یک سجده شب را سپری میکرد. به وی گفتند: اویس، چرا این قدر به خودت زحمت میدهی؟! اذعان کرد: کاش از ازل تا ابد یک شب بود و اینجانب آن را به یک سجده سپری میکردم.[۱۱]
تقوا
نوشته ی علمیٔ مهم: تقوا
تمامی مداقه احادیث برجای باقیمانده در ارتباط اویس قرنی درین نکته میباشد که وی از اولیه الگوهای تقوا و پارسایی میان مسلمان ها بهشمار رفته و بعد ها نزد صوفیه حائز اهمیت و رده بلندی گردیده و یکی زاهدان هشتگانه در بین تابعین خوانده شدهاست.[۱۲]
قدیمیترین احادیث درباره اویس، تصویری تماماً صوفیانه از وی ارائه میدهد. همگی عده ای که درین احادیث اویس را چشماند، اورا در فقر و سرگشتگی و گمنامی در عین آوازه وصف کرده و گفتهاند که خرقه قابل قبولی نداشت و همین فرمان، یکیاز کارداران کنارهنشینی وی از جامعه بوده میباشد.[۱۳]
در داستانهای دیگری آمده میباشد که وی لباسی از متاع پشم بر بدن داشت[۱۴] دراین احادیث، پاراگرافهای حکمتآمیزی غالباً بر طبق بیاعتباری جهان و مجاورت بودن مرگ، به اویس منسوب شده میباشد.[۱۵] در ادبیات صوفیه، اشارههای مفصلی به حال و روز اویس گردیدهاست.[۱۶]
منزلت

چگونه بهترین پک پذیرایی برای مراسم ترحیم را انتخاب کنیم؟