loading...

???? ???? ???????

بازدید : 23
يکشنبه 9 شهريور 1404 زمان : 16:15


محمد بن احمد بن جعفر قَطّان قمی از وکیلان و دستیاران خاص نایب اولیه و نایب دوم امام فرصت(عج) در زمان غایب بودن صغرا. روحانی طوسی اورا جزو اصحاب امام عسکری(ع) شمرده که محضر امام هادی(ع) را نیز فهم و شعور کرده و به نقل روحانی صدوق غالب به دیدار امام مجال(عج) پک پذیرایی ترحیم مشهد نیز شد‌ه‌است.

معرفی
در خبرها از وی با پسوند «قمی» حافظه گردیده که شاید اشاره به زادگاه و معاش اول وی داشته باشد. وی در عصر غایب بودن صغرا در شهر بغداد حضور داشته میباشد. کنیه اورا قطّان (پنبه فروش)[۱] و همینطور عطّار[۲] بیان کرده‌اند که اشاره به کار اوست. لقب وی ابوجعفر بوده میباشد.[۳]

در محضر سه امام
روحانی طوسی از او تحت عنوان صحابی و نماینده قانونی امام عسکری(ع) حافظه کرده و اضافه کرده که وی امام هادی(ع) را نیز شعور نموده است.[۴] همینطور روضه خوان صدوق او را در ستون آن گروه از وکلای بغداد بیان می‌نماید که پیروز به دیدن حضرت مهدی(عج) گردیده‌اند.[۵]

قربت خاص به امام بعد از ظهر
در رجال کشی در روایتی از لهجه احمد بن ابراهیم مراغی در تعریف وی آمده میباشد:

و لیس له ثالث فی الارض فی القرب اینجانب الاصل یصفنا لصاحب الناحیة [۶]
این عبارت آرم دهنده قربت خاص وی به امام بعدازظهر(عج) میباشد.

وکالت
از گزارش‌ها برمی‌آید که محمد بن احمد قطان در سال‌های نخستین غایب بودن، یکی‌از وکلای مهم و دستیاران ارشد سفیر اولیه و دوم در بغداد بوده و گاه خویش امام مهدی(عج) مستقیماً امر مراجعه به او و تحویل وجوه فقهی به او‌را صادر می‌نموده است.[۷]

با دقت به مطرح شدن کنیه «قمّی» برای او، بیان کننده ناحیه وکالت و عمل او منطقه قم بوده میباشد؛ البته با اعتنا به برخی شواهد، او بعد از آغاز بعد از ظهر غایب بودن صغرا به بغداد منتقل، و تحت عنوان دستیار سفیر اولیه و دوم به همپا «احمد بن اسحاق» و «حاجز بن یزید وشّاء» سرگرم کار شد.[۸] روضه خوان صدوق او را در ستون آن گروه از وکلای بغداد بیان می‌نماید که برنده به دیدار حضرت مهدی گردیده‌اند.[۹]

محمد بن احمد قطّان در سازمان وکالت دارنده مراتب خوب بوده و در نقش نائب رئیس سفیر، اجرای نقش می‌کرده و چنانکه از داستان روضه خوان موءثر[۱۰] برمی‌آید، مرتبت والای «محمد بن احمد» در سازمان وکالت موجب آن گردیده بود که بعضا از شیعه‌ها او‌را سفیر حیطه مقدّسه قلمداد کنند.[۱۱]

از بعضا گزارش‌ها برمی‌آید که وی واسطه طومار‌نگاری شیعه ها با حیطه مقدسه و همینطور واسطه صدور توقیعات از منطقه حضرت بوده میباشد.[۱۲]

بازدید : 113
جمعه 7 شهريور 1404 زمان : 14:40


طرح تقسیم فلسطین

نقشه تقسیم فلسطین تصویب شدهِ سازمان ملل: زرد رنگ: دولت عربی و رنگ نارنجی رنگ: دولت یهودی. رنگ سپید:بیت‌المقدس.
سازمان ملل در ۲۹ نوامبر ۱۹۴۷م/۸ آذر ۱۳۲۶ش، قطعنامه ۱۸۱ بر پایه ی طرح تقسیم فلسطین را با همت‌ها و فشارهای صهیونیست‌ها و ایالات متحده ثبت کرد.[۶۴] به موجب این طرح، فلسطین به دو مرزو بوم یهودی و عربی تقسیم میشد و اداره بیت‌المقدس برعهده سازمان ملل متحد قرار داده شد.[۶۵] طبق این طرح، مرزو بوم یهودی با حدود ۵۴٪[۶۶] یا این که ۵۵٪[۶۷] یا این که ۵۶.۴٪[۶۸] از خاک فلسطین و مرزوبوم عربی با ۴۲.۸٪[۶۹] یا این که ۴۵٪[۷۰] از خاک فلسطین تشکیل می شد. بیان شده در سال ۱۹۴۶م، یهودیان صاحب ۵.۶٪ و عرب‌ها صاحب ۷۷.۴٪ از خاک فلسطین بودند؛ البته طبق این طرح، به یهودیان ده موازی زمینی که صاحب و مالک بودند، وابستگی گرفت.[۷۱] این طرح را استارت حقیقی دولت اسرائیل[۷۲] و آغازگر پیکار ۱۹۴۸م[۷۳] دانسته‌اند. فلسطینی‌ها و کشورهای عربی این طرح را بی‌اعتبار و ناقض منشور سازمان ملل بر طبق حق رأی‌گیری عموم درباره سرانجام میهن خویش پک پذیرایی ترحیم مشهد دانستند.[۷۴]

همت‌های صهیونیست‌ها برای اشغال فلسطین قبل از ۱۹۴۸م
در سال ۱۸۸۱[۷۵] یا این که ۱۸۸۲م[۷۶] اولیه کوچ یهودیان (که از روسیه بود) به فلسطین چهره اعطا کرد. در‌این فرصت فلسطین زیر حکومت دولت عثمانی بود.[۷۷] روان شدن یهودیان به فلسطین از ۱۹۰۵ تا ۱۹۰۷م را موج دوم هجرت نامیده‌اند.[۷۸] بعداز بیانیه بالفور نیز بخشی از خاک فلسطین به وسیله نیروهای نظامی یهود اشغال شد[۷۹] و در مسافت سال‌های ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۲م،‌ به‌رغم قیام عظیم اعراب مسلمان علیه هجرت یهودیان، ۳۵ هزار یهودی به فلسطین مسافرت کردند.[۸۰]

هِرْبِرْت ساموئِل یهودی در سال ۱۹۲۰م، از سوی بریتانیا مدیریت حکومت سرپرستی فلسطین شد و حالت و اوضاع و احوال سیاسی و اداری و اقتصادی را به‌سیرتکامل‌ای اپ‌ریزی کرد تا موضوع ساخت‌و‌ساز وطن ملی یهودی مهیا خواهد شد. به عنوان مثال: یهودیان افراطی به مسئولیت‌های اساسی گماشته شدند، لهجه عبری در کنار عربی و انگلیسی قانونی شد، بیشتر زمین‌های دولتی به یهودیان واگذار شد و زمین‌های کشاورزان عرب به عذر مقروض بودن مصادره شد.[۸۱] نقشه صهیونیست‌ها و دولت سرپرستی فلسطین برای اشغال فلسطین و یهودی کردن آن را دارنده سه رکن دانسته‌اند:

خرید زمین: خرید زمین برای یهودیان هموار شد و زمین‌های زیادی از مالکین آن‌ها خریداری شد. دولت سرپرستی، به مراد تضعیف کشاورزان عرب، از صادر نمودن تولیدها آن‌ها مانند زیتون خودداری می کرد تا از ذمه هزینه های و مالیات برنیایند و بدون چاره به فروش زمین خویش شوند.
هجرت: مسافرت یهودیان به فلسطین تسهیل و آنان به مسافرت تشویق شدند. از سال ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۸م، بیش تر از صدهزار یهودی از سراسر دنیا به فلسطین مسافرت کردند.
یاری‌های اقتصادی: از طرق متفاوت قدرت اقتصادی عرب‌ها تضعیف و اقتصاد یهودیان تقویت می شد. برای مثال قراردادن گمرگ و مالیات هنگفت برای تولیدات عرب‌ها و معافیت یهودیان از آن و واگذاری امتیاز حصول معادن از دریای مرده (بَحْر المَیّت).[۸۲]
طی سال‌های ۱۹۳۲ تا ۱۹۳۵م، ۱۴۵ هزار یهودی به طور قانونی و ذیل نگهبانی انگلیس،‌ فرانسه و ایالات متحده و ده‌ها هزار نفر به طور قاچاق به فلسطین هجرت کردند.[۸۳] گفته میگردد در سال ۱۹۳۸م،‌ ۳۰ درصد جمعیت فلسطین را یهودی‌ها تشکیل می‌دادند.[۸۴]

قبل از ۱۹۴۸م، فلسطینی‌ها بارها علیه اقدامات صهیونیست‌ها و ایده اشغال فلسطین با آن‌ها سرگرم گردیده و قیام کردند مانند قیام ۱۹۲۰م، قیام یافا در ۱۹۲۱م،‌ قیام بُراق در ۱۹۲۹م و قیام روحانی عِزّالدین قَسّام.[۸۵]

بازدید : 32
چهارشنبه 5 شهريور 1404 زمان : 22:57


شجره‌طومار بنی‌امیه
تاریخ صدر اسلام
شخصیت‌ها
فرستاده اسلام(ص) • ابوطالب • حضرت خدیجه(س) • حضرت علی (ع) • حضرت
در زمینه‌ی امیه، والا خویشان بنی‌امیه، دو عهدوپیمان وجود داراست. ۱- بر طبق تنی چند از احادیث، امیه غلام عبدشمس بن عبدمناف بود و ازآنجاکه فردی زیرک بود، عبدالشمس او را آزاد کرد و به پسری برگزید. در واقع ریشه نسب معاویه از روم میباشد هر یکسری به ظواهر از قوم و قبیله قریش محسوب می گردند.[۱] پاراگراف حضرت علی(ع) خطاب به معاویه («لَا الصَّرِیحُ کاللَّصِیق؛ مصرح مانند الحاق گردیده وجود ندارد»[۲]) اشاره بدین مقاله دارااست که معاویه نیز آن را انکار پک پذیرایی ترحیم مشهد نکرد.[۳][یادداشت ۱]

۲- برخی از منابع او را پسر عبدالشمس دانسته‌اند. بر این شالوده در صورتی امیه فرزند عبدالشمس باشد، نسب بنی‌امیه و بنی‌هاشم در عبدمناف به یکدیگر می‌پیوندد. بنابر نقلی، نیای امویان، «امیه اکبر» خوانده می‌گردیده است؛ چون اخوی خرد‌تری به اسم امیه اصغر داشت.[۵]

برای امیه ۱۰ فرزند پسر برشمرده‌اند. چهار بدن از آنها با اسم‌های حرب، ابوحرب، سفیان و ابوسفیان، عنابس خوانده می‌گردیده، چهار بدن دیگر با اسم‌های عاص، ابوالعاص، عیص، ابوالعیص، معروف به اعیاص بوده‌اند[۶] و دو فرزند دیگر به اسم عمرو و ابوعمرو. از فی مابین فرزندان امیه، دو بدن در کودکی درگذشتند و دو بدن دیگر از ما‌نده فرزندان او نیز نسلی بر مکان نگذاشتند.[۷]

حرب، فرزند والا امیه و بابا ابوسفیان از بزرگان مکه به شمار می رفت و مدتی با عبدالمطلب مراوده و دوستی داشت، ولی آخر و عاقبت کارشان به مبارزه و داوری کشید.[۸] اگرچه بعید وجود ندارد اینگونه روایتی زیر‌تأثیر قصهِ دشمنی امیه و هاشم پدید آمده باشد.[۹] حرب در نبردهای اعراب مانند یوم عُکاظ[یادداشت ۲] و دو نزاع فِجار فرمانده سپاه قریش بود و بعداز او این منصب به ابوسفیان رسید.[۱۱] فرزند دیگر امیه، ابوالعاص، نیای عثمان بن عفان و مروان بن حکم و شماری از فرزندان وی بود که به خلافت رسیدند.[۱۲]

شاخه دیگر بنی‌امیه از روش اسید، فرزند ابوالعیص بن امیه ادامه یافت که دو فرزندش عتاب و خالد در فتح مکه مسلمان شدند.[۱۳] از سایر شاخه‌های پر اسم و رسم بنی‌امیه، فرزندان عاص و سعید بن عاص میباشند که برخی از آن‌ها در زمان عثمان و دیگر اعضای این خویشاوندان در حادثه ها تاریخی نقش داشتند و به مناصب مهمی دست یافتند.[۱۴] یکی‌از فرزندان سعید بن عاص،‌ خالد اسم داشت که از او‌لین مسلمان ها بود[۱۵] و بعد از رسول با شورای سقیفه مخالفت کرد و حاضر به بیعت با ابوبکر نشد.[۱۶] خالد بن سعید را با حجب و حیاِ بنی‌امیه اسم گذاشته‌اند.[۱۷]

شاخه دیگری از بنی‌امیه نیز از روش ابوعمر بن امیه به وجود آمد و عقبة بن ابی‌معیط و فرزندش، ولید، از مشهورترین اعضای این شاخه میباشند.[۱۸] نادر‌التفات‌ترین شاخه این فامیل، جا ماندگان سفیان بن امیه دانسته میگردند که شمارشان اندک بود و نقش چندانی در تحولات و حوادث نداشتند.[۱۹]

بازدید : 27
سه شنبه 4 شهريور 1404 زمان : 22:49


غیاث الدین محمد خدابنده دارای شهرت به اولیهْجایتو یا این که اُلجایتو (۶۸۰ق - ۷۱۶ق)، از فرمانروایان سلسله ایلخانان کشور ایران که در طی معاش چندبار مذهب خویش را تغییر‌و تحول اعطا کرد و اول کسی بود که در زمان حکومتش به مذهب شیعه در جمهوری اسلامی ایران رسمیت بخشید و به اسم امامان شیعه سکه زد و خطبه پک پذیرایی ترحیم مشهد خواند.

معاش
ایلخانان
سلاطین
تیتر زمانٔ سلطنت
هلاکوخان ۶۶۳-۶۵۱
باقاخان ۶۶۳-۶۸۰
احمد تکودار ۶۸۳-۶۸۱
ارغون ۶۹۰-۶۸۳
گیخاتو ۶۹۴-۶۹۰
بایدو ۶۹۴-۶۹۴
غازان‌خان ۷۰۳-۶۹۴
اولجایتو ۷۱۶-۷۰۳
ابوسعید ۷۳۶-۷۱۶
وزیر و وزرا و امرای سرشناس
خواجه نصیر الدین طوسی
شمس الدین محمد جوینی
خواجه صدرالدین احمد
خواجه رشیدالدین فضل و ادب الله
رخ‌های سرشناس هم‌بعدازظهر
خواجه نصیر الدین طوسی
علامه حلی
...
رویدادهای اساسی
ناکامی اسماعیلیان
سقوط خلافت عباسی
...
نبو
اولجایتو، آغاز اولجایبوقا‌، آن‌گاه ماتمودار‌ و عاقبت خربنده‌ نامیده شد‌ه‌است.[۱] خربنده، بعد از آنکه بر تخت جلسه، اولجایتو (مرکب از دو جزء مغولی «‌اولجای‌» یعنی نیکبختی و «‌تو‌» که نماد مالکیت و نسبت، یعنی دارنده نیکبختی) و آن گاه فرمان روا محمد خدابنده خوانده شد‌ه‌است.[۲]

وی دو‌مین یا این که سومی پسر ارغون خان و اروک خاتون دانسته گردیده و در جایی بین مرو و سرخس زاده شد‌ه‌است.[۳]

اولجایتو در طول فرمانروایی غازان (۶۹۴ -۷۰۲ق) بنابر سنت ایلخانان، در رده ولایتعهدی، به امارت خراسان منصوب شد[۴] و در سرکوب امرای شورشی سوراخ و شاهزادگان مغولی حریف، کفایت آرم اعطا کرد.[۵]

پس از درگذشت غازان در شوال ۷۰۳ق (می ۱۳۰۴)، اولجایتو قبل از آنکه خبر مرگ ایلخان را آشکار نماید، دو بدن از مدعیان و معارضان احتمالی خویش را از در بین برداشت. اولجایتو در ۱۵ ذی‌الحجه به عبارتی سال بر تخت گردهمایی. آن گاه سعدالدین و رشیدالدین ادب الله را در وزارت ابقا کرد و قتلغ فرمانروا را به رده امیرالاُمَرایی(فرمانده مجموع نظامیان) گمارد.[۶]

اولجایتو در ۳۶ سالگی در سلطانیه درگذشت.[۷] گفته‌اند که مرگ وی بر تاثیر زهری بود که عزالدین ابراهیم پسر خواجه رشیدالدین به اشاره بابا به ایلخان خورانده بود و خواجه و پسرش نیز به همین اتهام کشته شدند.[۸] پیکر اولجایتو در آرامگاهی در قلعه سلطانیه که خویش در حین حیات به ساختن آن امر داده بود، به خاک ودیعه شد؛ آن‌گاه طبق وصیت وی، پسرش ابوسعید، بر تخت گرد‌همایی.[۹]

حکومت‌داری
اولجایتو در زمان عصر حکومت خویش، چندان سرگرم پیکار و سرکوب کودتا‌ها نبوده میباشد؛ از همین رو، اصلاحاتی که غازان‌خان قبل از وی در دستگاه دیوانی استارت کرده بود و نقطه عطفی در تاریخ این سلسله به شمار میرفت، ادامه یافت.

اصلاحات
اولجایتو از استارت حکمرانی خویش دستور بخشید که کلیه قانون ها (یاسا) صادر گردیده از سوی برادرش غازان، از هر سیرتکامل تحریف مصون بماند و نیز رشیدالدین فضل و ادب الله، وزیر پرآوازه غازان را که تدبیرهای وی موجد این اصلاحات بود، در سراسر حکومت خود به سرویس گرفت.[۱۰]

بعداز مرگ قوبیلای قاآن، خان بلندمرتبه مغول در ۶۹۳ق (۱۲۹۴م)، تحقیق عالیه این خانات بر سراسر قلمرو تیره‌های گوناگون حکام مغول روی به ضعف بنیان. اندکی بعد از شروع حکومت اولجایتو، فرستادگان برخی از فرمانروایان مغول نزد وی آمدند و پیمانی بستند بر طبق آنکه از کشمکش با یکدیگر غربت نمایند و کاروان‌های بازرگانی آزادانه در سراسر قلمرو مغولان به عمل بپردازند.[۱۱]

اهتمام به دانش
در کتاب تاریخ وصاف، از مکتب‌ای به اسم «‌مکتب سیاره‌» حرف نقل شده[۱۲] که از ابتکار‌های‌رشیدالدین و تاج الدین، وزیران اولجایتو، بود. در سفرهای اولجایتو، چادر‌هایی برپا میشد و گروهی از علما و محققان مثلا نظام الدین عبدالملک، عبدالرحمان حکیم تستری، پژوهشگر حلی وعلامه حلی، در آن به درس دادن می‌پرداختند.[۱۳].

مورخان و نویسندگان نامداری در عصر فرمانروایی اولجایتو می‌زیسته‌اند.[۱۴] ابوالقاسم عبدالله بن علی کاشانی در دربار اولجایتو بود و کتاب تاریخ اولجایتو را درباره معاش و پادشاهی وی نوشت.[۱۵] رشیدالدین فضل و ادب الله، مورخ و دانشمند پرآوازه آن بعدازظهر، جلد دوم جامع التواریخ را به اسم اولجایتو نوشتن کرد.[۱۶] مولف تاریخ وصاف هم کتاب خویش را به وی نثار کرد.[۱۷]

بازدید : 131
پنجشنبه 30 مرداد 1404 زمان : 10:40


آقاعلی استاد طهرانی(۱۲۳۴-۱۳۰۷ق)، دارای شهرت به حکیم مؤسس، او‌لین حکیم از حکمای مدرسه فلسفی طهران و مروج فلسفه ملاصدرا میباشد. او در فلسفه از صدرالدین شیرازی تاسی می کرد، اما در بعضی مسائل فلسفی برای مثال معاد جسمانی با وی مخالفت نموده است. او دراین مورد دست به ابتکاراتی زده که باعث آوازه او به حکیم مؤسس و نیز دقت بعضا متأخران در قضیه معاد جسمانی به او گردیده‌است. بدایع الحکم از مهم ترین اثرها فلسفی اوست. بقیه اثر ها او به عنوان گروه مصنفات حکیم مؤسس آقا علی مدرّس طهرانی توده پک پذیرایی ترحیم مشهد گردیده است.

معاش
او در سال ۱۲۳۴ق در اصفهان دیده به جهان گشود. پیشوند آقا (یا این که آغا) غالباً همراه اسم اوست.[۱] آوازه او، مدرّس، زنوزی، طهرانی و حکمی ضبط گردیده‌است.[۲] به‌رغم آنچه پر اسم و رسم میباشد، آقاعلی در هیچ‌یک از آثارش خویش را زنوزی یا این که مدرّس زنوزی معرفی نکرده و عنوانی که برای خویش برگزیده، آقا علی مدرّس طهرانی میباشد. [۳]

آقا علی به جهت جامعیت در سنجیده و منقول به «استاد» و به منجر کمالات صوری و معنوی به «حکیم الهی» و «معلم الاساتید» آوازه یافت.[۴] او همینطور یک کدام از حکمای اربعه طهران بود که سبب ساز ثبت و رونق مدرسه فلسفی طهران شدند. معلم طهرانی هم علم ها نقلی و هم علم ها عقلی را درس دادن می کرد، ولی آوازه او بیشتر در علم ها عقلی بود.[۵] ظاهراً بعداز مدتی او تنها به درس دادن حکمت پرداخته و این فرمان سبب ساز جابجایی مجلس درس وی از مدرسه های قانونی به منزلش گردیده‌است.[۶] ولی، به نقل از کُنت دو گوبینو [یادداشت ۱][۷] این زمینه از آوازه او و اقبال شاگردان به وی نکاسته میباشد.

آقا علی مدرّس در ۱۳۰۷ق. وفات یافت و در بقعه عبدالعظیم حسنی در شهر ری دفن شد.[۸]

تحصیلات
بابا آقا علی، ملا عبدالله زنوزی، محصل ملا علی نوری و از مروّجان فلسفۀ ملاصدرا و مؤسس حوزه فلسفی طهران بود. آقا علی در سال ۱۲۳۷ (در سه سالگی) به همپا پدرش به طهران آمد و بعد از یادگرفتن مقدمات علم ها، برای مثال ادبیات عرب و منطق و اصول فقه و حرف، در حلقۀ درس بابا کمپانی نمود. بعد از درگذشت پدرش در ۱۲۵۷، برای ادامۀ علم آموزی به عراق، اصفهان و قزوین رفت و نزد استادانی زیرا میرزا حسن نوری فرزند ملا علی نوری، سید رضی لاریجانی، ملا آقا قزوینی، ملا محمد جعفر لنگرودی، میرزا محمدابراهیم نقشه فروش و ملا محمد جعفر لاهیجی تلمذ کرد و آنگاه به طهران برگشت.[۹] آقا علی مدرّس نزدیک به سال ۱۲۷۰ درس دادن در علم ها سنجیده را در طهران شروع کرد؛ ابتدا در مدرسۀ قاسم خان و آن گاه در مدرسۀ سپهسالار به یاد دادن فلسفه پرداخت. ظاهراً در‌‌ به عبارتی روزها نزد میرزا حسن آشتیانی به آموزش علم ها نقلی نیز سرگرم بوده میباشد. [۱۰] مدرّس طهرانی به تصوف نیز میل داشته و سازه به نقل معصوم‌علیشاه [۱۱] به منور علیشاه (از اقطاب سلسلۀ نعمت‌اللهیه) دست اردت داده و به نقل از مدرّس گیلانی مرید روحانی غلامرضا شیشه‌گر بوده میباشد.

فلاسفه معاصر او
آقابزرگ تهرانی با آقا علی در طهران ملاقات داشته و او‌را در حکمت، بر‌خیس از معاصرانش دانسته و مجلس درس او را در طهران مالامال رونق وصف نموده است؛ البته، قضاوت دربارۀ برتری آقا علی از معاصرانش طاقت فرسا میباشد. ملا هادی سبزواری، محمدرضا قمشه‌ای و سید ابوالحسن جلوه از معاصران مدرّس طهرانی بودند و از نگاه استادان، هم طبقه به شمار میایند و به غیر از حکیم جلوه، از مروّجان فلسفۀ ملاصدرا بودند. با وجود این، آوازه سبزواری به سیرتکامل‌ای میباشد که بخش اعظمی، اورا تبارک‌ترین فیلسوف پس از ملاصدرا میدانند.[۱۲]آقا علی مدرّس در اثر ها خویش[۱۳] از سبزواری با احترام و تعظیم- با تفسیر «وحید عصرنا» - خاطر نموده است. سید جلال‌الدین آشتیانی بعداز شک و تردید در برتری آن دو به یکدیگر، در ‌‌غایت به برتری سبزواری رأی داده میباشد.[۱۴] به حیث او، سبزواری از نگاه سرعت جابجایی و تحریر مطالب بغرنج با عباراتی کوتاه و سرازیر و اجتناب از تطویل سخن بر آقا علی ترجیح‌ دارااست. البته مهدی حائری یزدی [۱۵] آقا علی را، به باعث داشتن سلیقه نقادانه و اختراع درعرضۀ راهکار‌های‌ تازه برای خطاها فلسفی، از سبزواری بر‌خیس دانسته و عامل آوازه کمتر آقا علی را، طرز نقادانه داشتن و تاسی صرف نکردن از ملاصدرا دانسته میباشد.

فی مابین دیگر حکمای حوزۀ طهران، آقا علی مدرّس و محمدرضا قمشه‌ای، از جهت علمی، از حکیم جلوه بسیار بر‌خیس بوده‌اند.[۱۶] گفتنی میباشد که ارتفاع درس دادن آقا علی در طهران بیشتر از قمشه‌ای و میل وی بیشتر حکمت برهانی بوده، البته قمشه‌ای به عرفان و جنبه‌های ذوقی حکمت متعالیه دقت بیشتری داشته میباشد.[۱۷]

شاگردان
بزرگان اکثری نزد وی حکمت آموخته‌اند که بعضی از آنها عبارت‌اند از:

محمدباقر اصطهباناتی
میرزا حسن آشتیانی
حیدر قلی خان قاجار نهاوندی
میرزا هاشم اشکوری
حسن کرمانشاهی
میرزا علی‌اکبر حکمی یزدی
محمدطاهر تنکابنی
روضه خوان عبدالنبی مازندرانی.[۱۸]

بازدید : 33
چهارشنبه 29 مرداد 1404 زمان : 14:31


مذهب مسعودی
نویسندگان منابع متقدم شیعه و بیشتر پژوهشگران و نویسندگان معاصر، مسعودی را از شیعه‌ها و حتی از امامیه شناخته‌اند. با این اکنون برخی از محققان، مسعودی را شیعه نمی‌دانند و شواهدی از اثرها او در ثابت عقیده خویش طرح می‌نمایند. ظاهرا اولیه توشه بین نویسندگان شیعه، آقا محمد علی کرمانشاهی تالیف کننده کتاب «مقامع» در تشیع مسعودی شک وتردید نموده پک پذیرایی ترحیم مشهد است.[۲۱]

در بین اهل سنت نیز درباره‌ی مذهب مسعودی اختلاف حیث است. بعضا او را معتزلی[۲۲] و بعضی شافعی به شمار آورده و بعضا او‌را شیعه دانسته‌اند. ابن حجر عسقلانی کتاب‌های مسعودی را حاکی از نشان‌هایی بر تشیع معتزلی او دانسته میباشد. کتاب‌شناس متاخر، اسماعیل پاشا بغدادی نیز در اثرها خویش مسعودی را شیعه دانسته میباشد. بعضی از نویسندگان اهل سنت و نیز بعضا از خاورشناسان نیز به تشیع مسعودی رای داده‌اند.

هر دو تیم موافق و مخالف تشیع مسعودی، برهان‌ای را برای ثابت ادعای خویش بیان کرده‌اند:

درپی بعضی دلایل تشیع مسعودی همدم با انتقاد آن از سوی معارضان، گزارش می گردد:

دلایل موافقان
شناخته شدن مسعودی به تشیع در منابع رجال شیعی
نجاشی در کتاب فهرست خویش که از اثرها مهم رجال شیعی میباشد، اسم او را آورده و فهرستی از اثر ها او به دست داده میباشد.[۲۳] رجالیان آینده نیز ظاهرا مبتنی بر همین گزارش نجاشی، اسم مسعودی را در زمره رجال شیعه تصویب کرده‌اند.[۲۴] رأی نجاشی درباره او از دلایل اساسی تشیع مسعودی میباشد به دلیل آنکه نجاشی نزدیکترین شخص به روزگار معاش مسعودی بوده میباشد و نظراتش درباره رجال شیعه اعتبار متعددی دارااست.[۲۵]

وجود شواهدی بر تشیع مسعودی در اثراتی که از وی به مکان ماندهمانند:
۱-اشاره مسعودی در کتاب مروج الذهب به جابجایی نوروروشنایی الهی و وصایت از پیامبران قبل به رسول اسلام و بعد به امامان [۲۶]
۲- طرح اعتقاد و باور به برتری علی(ع) بر بقیه صحابه رسول(ص) [۲۷]
۳- طرح مورد به دنیاآمدن علی(ع) در کعبه [۲۸]

کتابت اثراتی با معنی و مفهوم شیعی:
مسعودی، اثراتی نگاشته میباشد که هرچند اصل آن ها در دسترس ما وجود ندارد، اسامی آن اثر ها حاکی از محتوای شیعی آن ها میباشد. مانند: «مزاهر الاخبار و طرائف(ظرائف) الآثار»[۲۹] الصفوة النوریة و الذریة الزکیة و ابواب الرحمة و ینابیع الحکمة»[۳۰]، «الصفوة فی الامامة»،[۳۱] «الهدایة الی تفحص الولایة»[۳۲]، «البیان فی اسماء الائمه»[۳۳] و «الاستبصار فی الامامه»[۳۴].

دلایل معارضان
معارضان تشیع مسعودی شواهد تحت را دلیلی بر عدم تشیع او می دانند:

مدح ابوبکر و قدمت در مروج الذهب[۳۵]
مسعودی هر یکسری به اهل بیت عمیقا عشق و علاقه دارااست،اعتقادی به نامشروع بودن خلافت خلفای اولیه پیش از حضرت علی (ع)ندارد[۳۶][یادداشت ۱]
مسعودی درباره وقایعی که بعداز وفات فرستاده(ص) چهره داده اظهار شک کرده و درباره آن به صراحت داوری نمی‌نماید.
مسعودی، آزر بت‌پرست را بابا حضرت ابراهیم می داند که بر اساس با نظریه اهل سنت میباشد.
مسعودی از رخداد غدیر خاطر نکرده میباشد.
معارضان با دقت به گروه برهان معتقدند که مسعودی احتمالا شافعی مذهب بوده میباشد.[۳۸]

بازدید : 17
سه شنبه 28 مرداد 1404 زمان : 10:55


مبارزات انقلابی و اقدامات فرهنگی تا سال ۱۳۵۷
هاشمی در سال‌های نخستین اقامت در قم با فدائیان اسلام آشنا شد. او به فدائیان عشق و علاقه داشت البته بعضی از رفتارهای سیاسی آن ها را نمی‌پسندید و جانب مرجع تاسی خویش آیت الله بروجردی را می‌گرفت.[۶] او تعدادی سال آن گاه با امام خمینی آشنا شد و در عده شاگردان او قرار گرفت.[۷] هاشمی در سال ۱۳۳۶ش برای نخستین دفعه با آیت‌الله خامنه‌ای پک پذیرایی ترحیم مشهد آشنا شد.[۸]

در سال ۱۳۳۷ش که روز ها تبلیغی محرم را در همدان میگذراند، در روز عاشورا خلال اشاره به عاقبت سقوط نظام سلطنتی عراق، عیب گیری تندی را متوجه نظام سلطنتی پهلوی کرد که به همین ادله بازداشت و بعداز تعدادی روز آزاد شد.[۹]

هاشمی در سال ۱۳۳۸ش با همیاری دوستان خویش به‌ویژه محمدجواد باهنر و مشاوره امام خمینی، نشریه مدرسه تشیع را منتشر کرد.[۱۰] درین نشریه مسائل اجتماعی و سیاسی به صورت جدید بوسیله متفکران اسلامی و فضلای حوزوی عرضه می شد تا در رقابت با فکر‌های مارکسیستی و ملی‌گرایانه از طریقه‌های اسلامی پشتیبانی نماید.[۱۱]

هاشمی در سال ۱۳۴۱ش و در ماجرای لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی از سوی امام خمینی به استان‌های یزد و کرمان رفت و پیام امام را به علما رساند. در ۲۱ فروددین ماه ۱۳۴۲ بعد از اتفاق رخداد فیضیه بازداشت و جزء اولی طلاب به سربازی اعزام شد[۱۲] و بعداز حادثه ۱۵ خرداد ماه پادگان را رخنه‌ کرد و بازنگشت.[۱۳] او در سال ۱۳۴۳ش کتاب سرگذشت فلسطین نوشته اکرم زعیتر را به فارسی ترجمه کرد.[۱۴] در زمان حصرِ امام خمینی، هاشمی با همیاری دوستانش دو نشریه بعثت و انتقام را منتشر کردند.[۱۵] هاشمی با امضای اعلامیه‌ای اعتراضی به تبعید امام خمینی به وسیله ساواک در تاریخ ۱۳۴۳/۱۲/۱۲ بازداشت و چهار ماه زندانی شد.[۱۶] وی در ۶ دی ۱۳۴۴ش در نجف‌آ‌باد در نقطه پایان یک سخنرانی برای سالمی امام خمینی دعا کرد و بازداشت گردیده و به قم بازگردانده شد.[۱۷]

با کشف اساسنامه دسته نهفته یازده نفره از شاگردان آیت الله خمینی، هاشمی پایین تعقیب قرار گرفت و معاش نصفه‌پنهان در پیش گرفت.[۱۸] در همین روزگار کتاب «امیرکبیر یا این که قهرمان نزاع با استعمار» را منتشر کرد و در علاوه بر این کتاب، تامل‌های اصلاحی امیرکبیر در کشور‌ایران و نیاز میهن به دگرگونی و از بین بردن مفاسد را مطرح کرد.[۱۹]

ساواک در سال ۱۳۵۰ش برای پیشگیری از اخلال در جشن و پای کوبی‌های ۲۵۰۰ ساله، عده ای از روحانیان برای مثال هاشمی را بازداشت کرد، البته در سال ۱۳۵۱ش با وثیقه آزاد شد.[۲۰] او توشه دیگر به منجر شغل‌های رازّی و هجرت به آن سوی مرز، در سال ۱۳۵۴ش بازداشت و تا فصل پاییز ۱۳۵۷ش زندانی شد.[۲۱] هاشمی بعداز آزادی از زندان به یار و همدم مرتضی مطهری، محمدجواد باهنر، مهدوی کنی، سید علی حسینی خامنه‌ای، سید محمد حسینی بهشتی، جامعه روحانیت مبارز و جنگجو طهران را تشکیل دادند.[۲۲]

از شورای انقلاب تا مسئولیت‌های اجرایی بعد از برد انقلاب
در سال ۱۳۵۷ش با تشکیل شورای انقلاب، هاشمی به عضویت این شورا درآمد و در ساماندهی راهپیمایی‌ها و در صورت‌گیری و رئیس اعتصاب دانشکده طهران برای بازگشایی فرودگاه مهرآباد نقش داشت.[۲۳] وی همینطور برای حل اختلال سوخت عموم در پوسته هیئت اعزامی امام خمینی به بخش ها نفتی مسافرت کرد[۲۴] و در تشکیل ستاد استقبال و تأمین امنیت رهبر انقلاب فعال بود. هاشمی در ۱۵ بهمن ۱۳۵۷ حکم امام خمینی برای در آغاز وزیری مهدی تاجر را تلاوت کرد.[۲۵] وی در بهمن ۱۳۵۷ به هم پا سید محمد حسینی بهشتی، سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، سید علی خامنه‌ای و محمدجواد باهنر، حزب جمهوری اسلامی را تأسیس کردند تا در رقابت با دسته‌های دیگر به نیروهای همفکر انسجام دهند.[۲۶]


هاشمی در ۴ خرداد ماه ۱۳۵۸، بوسیله تیم فرقان گزینه سوء قصد قرار گرفت، ولی با یاری همسرش از ترور جان تندرست به‌در موفقیت و زخمی شد. در‌پی این حادثه،امام خمینی پیامی صادر کرد و پاراگراف‌ای از آن پیام معروف شد: «بدخواهان بدانند هاشمی زنده میباشد، زیرا نهضت زنده میباشد.»[۲۷]

در تیر ۱۳۵۸، شورای انقلاب و دولت موقت مخلوط شدند و بعضا از روحانیان به وزارتخانه‌ها رفتند. هاشمی به وزارت مرزوبوم رفت و نماینده شورای انقلاب و نائب رئیس سپاه پاسداران وزارت مرزوبوم شد. درین زمان، مسئولیت وزارت مرز و بوم با هاشم صباغیان بود.[۲۸] هاشمی بعد از استعفای دولت موقت، سرپرست وزارت میهن شد.[۲۹]او هم‌چنان از تیرماه ۱۳۶۰ تا تیرماه ۱۳۸۸ با اقامه ۴۲۰ نماز آدینه در طهران مالامال کارترین خطیب آدینه طهران به حساب آورده می شود.[۳۰]

بازدید : 114
دوشنبه 27 مرداد 1404 زمان : 10:37


مدفن و اجر زیارت عبدالعظیم
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: مقبره عبدالعظیم حسنی

امام خمینی در بقاع عبدالعظیم حسنی
عبدالعظیم در شهر ری وفات یافت و در همانجا دفن شد[۲۲] آرامگاه وی به مسجد شجره (به معنای مسجد درخت) دارای شهرت میباشد.[۲۳] این نامگذاری به خوابی اشاره داراست که در آن فرستاده(ص) محل دفن یکی‌از فرزندانش را کنار درخت سیب در باغی در ری پیش‌بینی پک پذیرایی ترحیم مشهد کرده بود.[۲۴]

مبنی بر روایتی که از امام هادی(ع) آورده شده اجر زیارت قبر عبدالعظیم هم‌تراز زیارت امام حسین(ع) میباشد.[۲۵] محققان این قصه را آرم مقام عبدالعظیم[۲۶] و یا این که دوراندیشی امام هادی برای محافظت شیعه ها از خطرها زیارت امام حسین(ع) میدانند.[۲۷] با این درحال حاضر علی‌اکبر غفاری این نظر را دارد این صحبت ممکن میباشد ناظر به وضعیت خاصی باشد. او برابری این دو زیارت را بعید میداند، ولی مطابق قاعده تسامح در دلیل سنن و خبر‌ها اینجانب بلغ اعتقاد دارد زیارت عبدالعظیم با نیت اجر زیارت امام حسین(ع) میتواند دربرگیرنده ادب الهی شود.[۲۸]

فضائل و مقامات
علامه حلی عبدالعظیم را عالمی پرهیزکار معرفی می‌نماید.[۲۹] محدث نوری نیز درباره فضائل وی از رساله مالک بن عباد نقل می‌نماید که او مردی با ورع، باتقوا، مشهور به سپرده، صداقت در گفتار، فقیه به کارها آئین، قائل به توحید و عدل و دارنده روایات بسیار بود.[۳۰]

در ذکر امام معصوم(ع)
امام هادی(ع) در سفری که عبدالعظیم به سامرا داشت، او‌را تصدیق کرد. امام هادی(ع) او را این‌سیرتکامل خطاب می‌نماید: یا این که اباالقاسم! تو به حق اما ما هستی... تو به عبارتی فقهی را که نیکو خداست، تعیین کرده‌ای... معبود تورا با گفتار اثبات در جهان و آخرت ثبت نماید.[۳۱] این رای زنی در میان امام و عبدالعظیم به حدیث پهنا آئین دارای اسم و رسم میباشد.[یادداشت ۱]

جایگاه علمی
ابوتراب رویانی می گوید: شنیدم که ابوحماد رازی می‌اعلام کرد در سامرا بر امام هادی(ع) وارد شدم و از برخی مسائل حلال و حرام پرسیدم. زیرا قصد وداع داشتم حضرت فرمود: در صورتیکه در کارها فقاهتی در [تشخیص] حلال و حرام، مورد‌ای بر تو سخت شد، از عبدالعظیم بن عبدالله حسنی سؤال کن و درود من‌را به وی برسان.[۳۲]

احادیث عبدالعظیم
در کتاب ها حدیثی، بیش تر از صد ماجرا از عبدالعظیم حسنی نقل شد‌ه‌است.[۳۳]

از او کتاب‌هایی در اختیار میباشد؛ مانند کتاب «خُطَب امیرالمؤمنین‌»[۳۴]و کتاب «یوم و لیله»[۳۵] که ظاهرا اعمالی میباشد که بر حسب خبرها ائمه با ذکر ها خاصه داستان گردیده است و هر مکلفی می تواند در مجموع روز و شب از مستحبات و واجبات به جا آورد.[۳۶]همینطور کتابی با تیتر «احادیث عبدالعظیم حسنی‌» نیز آوازه داراست.[۳۷]

روضه خوان صدوق، تیم احادیث او را با تیتر «جامع خبر‌ها عبدالعظیم‌» توده نموده است.[۳۸] او دو ماجرا از امام رضا(ع)، ۲۶ ماجرا از امام جواد(ع) و ۹ داستان از امام هادی(ع) بی‌واسطه نقل نموده است. احادیث باواسطه او هم به ۶۵ حدیث میرسد.[مستلزم منبع]

اخیرا، در سرزمین یمن، ورژن‌ای خطی از کتابی به اسم روایات امیر المؤمنین (باملاء القاضی جعفر الیمانی) کشف شد که در آن حکمت‌هایی منسوب به امام علی(ع) به داستان حضرت عبدالعظیم از امام جواد(ع) آورده شده بود.[۳۹] این کتاب به سعی مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث در سال ۱۴۴۲ق به چاپ رسید.[۴۰] در سلسله مدرک روایات این کتاب مذکور که راوی آن‌ها‌را از حضرت عبدالعظیم(ع) در منزلٔ وی در ری دریافت کرده است.[۴۱] ترجمه این روایات[۴۲] و نیز تفصیل آنها[۴۳] در دو تاثیر جدا به چاپ رسیده میباشد.

اثرها درباره عبدالعظیم
در خرداد ماه سال ۱۳۹۲ش، برای معرفی شخصیت حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) کنگره بزرگداشتی در سالن روضه خوان صدوق بنا شده در بقعه او برگزار شد؛ تیم اثرها این کنگره در ۲۹ جلد منتشر شوید که بعضی از آن‎ها عبارتند از:


کتاب جنة النعیم
رسالة فی فضل و ادب سیدنا عبدالعظیم الحسنی المدفون بالری، نوشته مالک بن عباد.
خبر ها عبدالعظیم بن عبدالله بن علی بن الحسن بن زید بن الحسن بن علی بن ابی طالب(ع)، نوشته روحانی الصدوق، و در الذریعة به اسم "حیاة عبدالعظیم الحسنی" گفت.
جنات النعیم فی وضع سیدنا الشریف عبدالعظیم، عربی، نوشته ملا اسماعیل کزازی اراکی متوفای سال ۱۲۳۶ق.
روح وریحان، یا این که جنة النعیم والعیش السلیم فی أحوال السید الکریم والمحدث العلیم عبدالعظیم الحسنی (علیه‌السلام)، فارسی، نوشته: الشیخ باقر کجوری مازندرانی متوفای سال ۱۲۵۵ق.
التذکرة العظیمیة، عربی، نوشته الشیخ محمدابراهیم کلباسی متوفای سال ۱۳۶۲ق.
الخصایص العظیمیة فی اوضاع السید ابی‌القاسم عبدالعظیم بن عبدالله الحسنی(ع)، نوشته روحانی جواد پادشاه عبدالعظیمی متوفای سال ۱۳۵۵ق.

پوستر فیلم سینمایی مسافر ری
مخلوق العظیم الحسنی حیاته ومسنده،
مسند حضرت عبدالعظیم حسنی، فارسی، نوشته عزیزالله عطاردی، متوفای ۱۳۹۳ش.
آشنائی با حضرت عبد و بنده العظیم حسنی(ع) و مصادر گستردن اکنون وی، نوشته رضا استادی.
نظارت کلی احادیث حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)، نوشته محمدکاظم رحمان ثنا.
آشنایی‌طومار حضرت عبدالعظیم حسنی و شهر ری، نوشته سید محمدحسین حکیم و علی‌اکبر وقتی‌نژاد.
مجموعة مقاله‌ها کنگره حضرت عبدالعظیم حسنی(ع).
حکمت‌طومار حضرت عبدالعظیم الحسنی(ع)، فارسی، نوشته محمد محمدی ری‌‎شهری.
عبدالعظیم الحسنی العالم الفقیه والمحدّث المؤتمن، سیرته ومسنده، عربی، نوشته احمد بن حسین العبیدان.
تفصیل حدیث پهنا آیین حضرت عبدالعظیم حسنی، فارسی، نوشته لطف‌الله صافی گلپایگانی.
ایجاد کرد سریال
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: مسافر ری (فیلم)
فیلم مسافر ری ماجرا‌گر مسافرت عبدالعظیم حسنی(ع) از سامراء به ری و رویدادهای این مسافرت میباشد. این فیلم به کارگردانی داود میرباقری در سال ۱۳۷۹ش ساخت‌و‌ساز و نمایش گردیده است.[۴۴] آنگاه در سیمای کشور‌ایران به طور سریال پخش گردیده است.[۴۵]

بازدید : 15
يکشنبه 26 مرداد 1404 زمان : 10:50


بعد از پنجاه سال، کتابی با اسم بی نقص «بعد از پنجاه سال؛ پژوهشی نو پیرامون قیام حسین(ع)»، تاثیر سید جعفر شهیدی، تاریخ‌نگار شیعه، که در سال ۱۳۵۸ش به چاپ رسید. شهیدی در‌این کتاب، در عین وفاداری به داستان‌های تاریخی، نگاه تحلیلی دارااست و موضوع‌های اجتماعی، سیاسی، قومی و مذهبی را در صورت‌گیری قیام امام حسین(ع)، گزینه دقت قرار میدهد. کتاب در ۳۰ نصیب کوتاه تهیه و تنظیم گردیده و سیر تاریخی اتفاق ها به همدم محاسبه تالیف کننده، مذکور میباشد. گزیده‌ای از این تاثیر نیز تحت عنوان «خلاصه کتاب قیام حسین(ع)» پک پذیرایی ترحیم مشهد منتشر شد‌ه‌است.

درباره مؤلف
نوشته ی علمیٔ مهم: سید جعفر شهیدی
سید جعفر شهیدی (۱۲۹۷-۱۳۸۶ش) مولف، ترجمه کننده، متفحص گویش و ادبیات فارسی، فقه، تاریخ اسلام، علم‏‌آموخته حوزه علمیه نجف و قم و معلم کالج ادبیات و علم ها انسانی کالج طهران بود. از اثر ها تاریخی وی می‌اقتدار بدین کتاب‌ها اشاره نمود:

تاریخ تحلیلی اسلام،
زندگانی حضرت فاطمه(س)،
شناخت با زندگانی امام درستگو(ع)،
زندگانی علی بن الحسین(ع)،
علی از لهجه علی: تفصیل زندگانی امیر مؤمنان(ع).
«زمامداری از قریش، به مداخله‌ی تیره‌ی اموی، و زمامداری اموی به سلطنت ارثی، و سلطنت ارثی به استبداد مطلق کشیده شد. حق مداخله‌ی عموم در امور از آن ها سلب شوید، چنان‌که در بیست سال انتها این پنجاه سال[بعد از وفات فرستاده]، دیگر کلام در‌این عدم وجود که زمامدار بایستی چه نماید؟ عادل باشد یا این که خیر؟ درصورتی که خلاف عدل و داد رفت بایستی بدو هشدار دهند یا این که خیر؟ آنچه در‌این سالها اصلی می‌نمود اینکه چه بایستی کرد تا زمامدار را راضی نگاه داشت.»

شهیدی، بعداز پنجاه سال، ص۳۲.

علت کتابت
سید جعفر شهیدی، علت خویش از کتابت «بعد از پنجاه سال» را تحقیق دلایل «خونسردی و بی‌اعتنایی» عموم در عوض رخداد عاشورا دانسته میباشد. یک کدام از سوال‌های مهم تالیف کننده، این میباشد که چه شد که بعد از سپری شد نیم‌قرن از وفات نبی معبود(ص)، جامعه مسلمین آن اندازه از فقه اسلام و احکام آیین بی‌اگاهی ماندند که ندانستند چه منکری را مرتکب می گردند و چه ننگی دامنگیرشان میشود؟ علت سید جعفر شهیدی از تایپ کردن این کتاب، یافتن جواب این پرسش میباشد که در حالتی که یزید برای نگهداری حکومت خویش، اصول مسلم اسلامی را نادیده گرفت، چرا عموم تا آن حد خونسرد و بی‌توجه بودند؟[۱]


خلاصه کتاب بعد از پنجاه سال.
طریق نوشتن
نگاه تاریخی سید جعفر شهیدی، بر پایه ی این اصل کلی میباشد که کمتر رخداد تاریخی میباشد که از رنگ تبلیغات سیاسی امویان و عباسیان و یا این که تعصبات فقهی مذهبها متفاوت بر کنار باقی‌مانده و واقعیت آن دگرگون نشده باشد. وی این نظر را دارد که برای اخذ واقعیت تاریخی، تلاوت متن تاریخ به تنهایی کفاف نمی دهد و می بایست تاریخ را در کنار اوضاع و احوال جغرافیایی، اقتصادی و اجتماعی آیتم تفحص قرار اعطا کرد.[۲] وی در‌این کتاب، نگاهی تحلیلی و تطبیقی دارااست و چنانکه خویش گفته، حادثه ها را با هم معقول تا گرفتار نقل‌های نادرست منابع تاریخی نشود.[۳]

چاپ کتاب
این کتاب در ۲۱۶ ورقه به وسیله دفتر کار انتشار تمدن اسلامی چاپ گردیده، و تا سال ۱۳۹۹ هجری خورشیدی ۵۵ چاپ منتشر گردیده است.

گزیده این تاثیر، به وسیله دفتر کار انتشار فرهنگ و تمدن اسلامی در انقطاع پالتویی منتشر گردیده که بارها تجدید چاپ گردیده است.

پانویس
شهیدی، بعد از پنجاه سال، ۱۳۸۰ش، ص ۱۴ و ۱۵.
شهیدی، بعد از پنجاه سال، ۱۳۸۰ش، ص ۴ و ۵.
شهیدی، بعد از پنجاه سال، ۱۳۸۰ش، ص ۴.
منابع
شهیدی، سید جعفر؛ «بعد از پنجاه سال؛ پژوهشی جدید پیرامون قیام حسین(ع)»، دفتر کار انتشار تمدن اسلامی، طهران، ۱۳۸۰ش.
نبو
کتاب‌شناسی امام حسین(ع)
تاریخ
حیاة الامام الحسین • مع الرکب الحسینی • بعداز پنجاه سال
فضائل
الخصائص الحسینیة
احادیث
مسند الامام الشهید • موسوعة لغات الامام الحسین • اربعین حسینیه
مقتل
مثیر الاحزان • اللهوف • ذخیرة الدارین • روضة الشهداء • مقتل ابومخنف • نفس المهموم • مقتل مقرم • مقتل خوارزمی • لواعج الاشجان • سود الدموع • موسوعة کربلاء • الحسین و بطلة کربلاء • تسمیة اینجانب قتل مع الحسین • ذوب النضار • درسی که حسین به انسانها فراگرفت • تسلیة المجالس • تظلم الزهراء • اسرار الشهادة • الدمعة الساکبة • قمقام زخار • گردباد البکاء • نفثة المصدور • المنتخب • معالی السبطین • نوروروشنایی العین • تیتر الکلام • تذکرة الشهداء • محرق القلوب • مقتل جامع سیدالشهدا • الامام الحسین و اصحابه
بقیه
شهید جاوید • ابصار العین • حماسه حسینی • فرهنگ و تمدن عاشورا • اقناع اللائم • الارض و التربة الحسینیة • الاستشفاء بالتربة الشریفة الحسینیة • مع الحسین فی نهضته • دائرة المعارف الحسینیة • آفتاب در مصاف • الحسین فی الفکر المسیحی • مسافرت شهیدشدن

بازدید : 30
شنبه 25 مرداد 1404 زمان : 17:57


حکومت ادریسیان او‌لین حکومت اسلامی مراکش که برخی آن را اولیه حکومت شیعی عالم هم دانسته‌اند. این حکومت در اواخر قرن دوم هجری قمری، به‌دست یک کدام از نوادگان امام حسن مجتبی(ع) به اسم ادریس بن عبدالله تأسیس شد. حکومت ادریسیان بر مراکش و قسمت‌هایی از الجزایر کنونی سیطره داشت و قریب به دو قرن به حیات خویش خاطر نشان نمود و سرنوشت، در سال ۳۷۵ق با قتل حکم کننده ادریسی به وسیله اُمویان اندلس پک پذیرایی ترحیم مشهد نابودشد.

رده ادریسیان را در پیشرفت اسلام، شکوفایی فرهنگ مغرب، گسترشٔ عدل و داد و تولید رونق اقتصادی پر رنگ دانسته‌اند. در زمان ادریسیان، دانش گاه قَرَوییّن سازه گردیده‌است؛ دانشگاهی که از آن به‌تیتر اولیه مؤسسهٔ یادگرفتن خوب دنیا حافظه می گردد که همچنان فعال میباشد.

گفته میشود به‌ادله آماده‌نبودن موقعیت، آن ها در راستای تبلیغ تشیع فی مابین عموم مغرب اقدامی اجرا نداده‌اند. طرز حکمرانی آنها شورایی بود و رجال و بزرگان در تصمیمات دولتی دارنده نقش بودند. به همین جهت، سیاست ادریسیان را مجاورت‌ترین نظام به نظام سیاست اسلام قلمداد کرده‌اند میباشد.

آمادگی آن ها در ادارهٔ کارها و انتسابشان به رسول اکرم(ص) باعث مقبولیتی همگانی برای آن ها گردیده بود. آنها برای به‌دست‌آوردن توان یا این که تثیبت آن، جاری ساختن تحمیل نکردند.

امروزه، ادریسیان با تیتر تسلط شناخته میشوند و همچنان نزد عموم مغرب دارنده احترام می‌باشند. احاطه جُوطی، مَشیشی، عَلَمی و وزانی برای مثال خویشان‌های ادریسی شناخته‌گردیدهٔ جانور میباشند.

مداقه حکومت ادریسیان
حکومت ادریسیان را اولیه حکومتی شیعی در عالم اسلام، و اولی حکومت اسلامی مراکش دانسته[۱] و گفته‌اند نقش مهمی در بسط اسلام به‌این حوزه‌ داشته‌ میباشد.[۲] همینطور این حکومت را از تاثیرگذارترین دولت‌های غرب عالم اسلام شمرده‌اند[۳] که توانسته بعدازظهر درخشانی را اخلاق و رفتار نماید.[۴]

اقدامات علمی‌فرهنگی
تأثیر ادریسیان در حوزه تمدن کارکشته و اساسی آنالیز گردیده و بیان شده فرهنگ و تمدن مغربی درین عصر، شکوفایی عظیمی داشته میباشد.[۵] مسجد و دانشکده قرویین که در کتاب گینس به‌تیتر سابق‌ترین دانش کده جانور عالم تصویب گردیده[۶] در بعدازظهر ادریسی تأسیس گردیده است.[۷] شهر فاس که‌این مسجد و دانش گاه در آن جای دارد نیز در اولِ دولت ادریسی سازه و در عصر‌های آنگاه به مرکزی علمی و محل رفت‌وآمد عالمانی از سایر بلاد تبدیل شد.[۸] همینطور گفته میگردد این زمان شاهد شکوفایی ادبی چشمگیری بوده‌ میباشد.[۹]

اقدامات اجتماعی
توفیق در موضوعٔ عدل و داد و اقتصاد در سایهٔ کار به احکام شرع و رعایت برابری در بین عرب‌ها و بربرهای آفریقا از خصوصیت‌های این دولت شمرده گردیده است.[۱۰] عدم تعصب ادریس بر نژاد عربی سبب ساز دل‌گرمی و جذب بربرهای معترض به انحصار‌طلبی عرب‌ها شد[۱۱] و برقراری لینک خانوادگی وی با آن‌ها محور‌های حکومت ادریسی را تقویت کرد.[۱۲]
منزلت زنان در بعد از ظهر ادریسی نیز از نکات مثبت این سلسله قلمداد گردیده است.[۱۳] در این باره، از نقش کِنزه همسر ادریس اولیه و حُسنی همسر ادریس دوم در ادارهٔ حکومت حافظه گردیده است.[۱۴] مؤسس مسجد و دانش کده قرویین نیز زنی به اسم فاطمه الفهری بوده میباشد.[۱۵]

خصوصیت‌های سیاسی
به‌گفتهٔ مولفٔ تاریخ و فرهنگ وتمدن مغرب، نحوه حکومت‌داری ادریسیان را مجاورت‌ترین نوع حکمرانی به امامت مدنظر اسلام بوده میباشد.[۱۶] برپایهٔ این گزارش، آنها با اقتدار نظامی سرکوب‌گر یا این که دسیسه و توطئه، خویش را به عموم اجبار نکردند؛ بلکه اقبال عموم به آن‌ها به‌انگیزه آمادگی و نیز انتسابشان به فرستاده اسلام(ص) بود. در ساختار سیاسی ادریسیان، اقتدار در انحصار امام خلا؛ بلکه نظام سیاسی نظامی شورایی بود که در آن، رجال و مشایخ قبایل در تصمیمات دولتی نقش داشتند و این فرمان منجر می شد که عموم دولت را از خویش بدانند. همین ارتباطٔ آنها با عموم باعث به تضعیف دسته‌های زندقه شد.[۱۷]
تاریخ‌پژوهان نوشته‌اند ادریسیان به معارضان خویش آزادی شغل میدانند. از باب مثال، به گروهی که با آن ها از حیث سیاسی و مذهبی مخالف بودند حفاظت دادند[۱۸] و حتی از در بین آنها عده ای را به وزارت منصوب کردند.[۱۹]
آن ها خیر مالیات‌های هنگفت از عموم اخذ می‌کردند، خیر کاخ‌های آن‌چنانی داشتند و خیر اهل خوشگذرانی و معاش در ناز و نعمت بودند و تنهافردی از آنان که در گیر انحراف شوید بوسیله عموم عزل شد.[۲۰]
حکومت ادریسی گرچه نیروی روحی و معنوی کارکشته داشت و بین عموم دارنده احترام بود، از اقتدار سیاسی و نظامی فوق‌العاده‌ای بهره مند عدم وجود[۲۱] و از ضعف اداری مشقت می برد. همین نقاط ضعف موضوع‌ساز ناکامی آنها در مقابل معاندان شد.[۲۲]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 508
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 20
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 21
  • بازدید ماه : 26
  • بازدید سال : 1689
  • بازدید کلی : 31958
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی