loading...

???? ???? ???????

بازدید : 15
شنبه 31 خرداد 1404 زمان : 16:33


به کنیۀ ابوسهل راضی شدم. پس این لقب بر وی ماند و آن اسم فسخ شد.[۸]
به یقین ابن ندیم، ابوسهل بن نوبخت کتاب‌هایی از فارسی به عربی ترجمه کرده‌ و محور علم وی بر کتاب‌های ایرانیان میباشد. [۹] ابن ندیم در کتاب الفهرست بعضا از کتاب‌های ابوسهل بن نوبخت را ذکر شده‌ میباشد. [۱۰] به عنوان مثال تالیفات ابوسهل کتاب النّهمطان فی الموالید میباشد که در دانش نجوم و موالید بوده میباشد.[۱۱] ابن ندیم مطالبی را از این کتاب درباره تاریخ دانش نجوم نقل نموده است. [۱۲] وی منشأ این دانش را به ایرانیان در طی جمشید نسبت داده میباشد و تدوین دوباره آن را که بعد از غلبۀ اسکندر و بعد از زمان ملوک الطوایف (اشکانیان) اعمال گرفته شغل اردشیر ساسانی و پسرش شاپور دانسته میباشد و به‌ویژه سهم انوشیروان را درین‌باره یادآور گشته و از علم دوستی وی کلام گفته میباشد. به گفته ابن ندیم‌، ابوسهل در «بانک الحکمه» هارون الرشید عمل می‌نموده است.[۱۳] به یقین بعضا از محققین‌، فقط تاثیر باقی‌مانده از ابوسهل بن نوبخت، کمی از صفحه های کتاب النهمطان فی معرفه طالع الانسان پک پذیرایی ترحیم مشهد میباشد.[۱۴]

ابوسهل نوبختی
نوشته ی علمیٔ مهم: ابوسهل نوبختی
اسماعیل بن علی بن اسحاق بن ابی آسان ابن نوبخت (۲۳۷ ـ شوال ۳۱۱ق)، دارای اسم و رسم به ابوسهل نوبختی متکلم نام دار امامی بومی بغداد از فامیل نوبختیان بود. اقبال آشتیانی با استناد به گفته ذهبی، درگذشت ابوسهل را در شوال ۳۱۱ق میداند. [۱۵] او در بیشتر عصر غایب بودن صغری یکی‌از پیشوایان و حامیان بلند رتبه امامیه بغداد بوده و بین عامه شیعه‌ها امامی جایگاهی ویژه داشته میباشد. او نصیب متعددی از شغل‌های علمی خویش را به دعوا در مورد مسأله امامت، به ویژه غایب بودن امام دوازدهم(ع) مصروف داشته میباشد.

ابوسهل در طول کودکی امام غایب(ع)، به ملاقات آن حضرت دست یافته میباشد. همینطور وی در زمان سفارت حسین بن روح نوبختی، با او همیاری قربت داشته میباشد.

حسین بن روح نوبختی
نوشته‌ی علمیٔ مهم: حسین بن روح نوبختی
ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی (درگذشت ۳۲۶ق) سومی نایب خاص امام مهدی(عج) که از معتمدان محمد بن عثمان (دو‌مین نایب امام فرصت(ع)) و از نزدیکان او در بغداد به شمار می‏رفت.[۱۶] وی از اصحاب امام حسن عسکری(ع) بود.محمد بن عثمان در آخرین روزهای حیات، به فرمان امام مهدی(عج) او‌را تحت عنوان جانشین خویش معرفی کرد؛ بعد از آن شیعه‌ها برای تحویل اموال به او بازگشت می‌کردند.[۱۷] دوران نیابت وی ۲۱سال زمان برد.

حسن بن موسی نوبختی
نوشته‌علمیٔ مهم: حسن بن موسی نوبختی
ابو محمد حسن بن موسی نَاینترنتَختی، از متکلمان و فلاسفه امامیه قرن سوم و چهارم قمری. وی از اول پژوهشگران مسلمانی میباشد که درباره ملل و نحل کتاب نوشته‌‌اند. او نزد ابو آسان نوبختی شاگردی کرد.

نوبختی در زمان غایب بودن، با تمایل‌های‌ فلسفی و دوراندیشی از اصول و مبانی اعتقادی فرقه‌های متعدد، دلیل‌های عقلی را در تحکیم مبانی اعتقادی امامیه به‌عمل گرفت.

او با متکلمان معتزلی و امامی مشهوری زیرا ابوعلی جبائی، ابوالقاسم بلخی، محمد بن عبدالله بن مَمَلک اصفهانی و ابن قبه رازی، مناظره داشته میباشد. نوبختی اثر ها زیادی نگاشت که بعضی از آن ها تا قرن هفتم هجری قمری جان دار بوده میباشد؛ فرق الشیعه صرفا اثری میباشد که از وی بر مکان باقی مانده میباشد.

قوم و قبیله نوبختی در منابع
عباس اقبال آشتیانی کتابی را با تیتر فامیل نوبختی در زمینه ی قبیله نوبختی نوشته میباشد.[۱۸] این کتاب به گویش عربی نیز ترجمه گردیده‌است.[۱۹]

پانویس
اقبال آشتیانی، قوم و قبیله نوبختی، ۱۳۴۵ش، ص۶-۷.
زریاب، «آل نوبخت»، ص۱۷۷.
مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۲۲۳.
خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۹۹۷م، ج۱، ص۸۸.
ابوریحان بیرونی، اثرها الباقیه، ۱۳۸۶ش، ج۳، ص ۴۲۱.
خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۰، ص۵۶-۵۷.
طبری، تاریخ طبری، ۱۸۷۹م، ج۶، ص۲۶۲.
قفطی، تاریخ الحکماء، ۱۳۷۱ش، ص۵۵۰.
ابن ندیم، الفهرست، بی‌تا، ص۳۸۲.
ابن ندیم، الفهرست، بی‌تا، ص۳۸۲-۳۸۳.
ابن ندیم، الفهرست، بی‌تا، ص۳۸۲-۳۸۳.
ابن ندیم، الفهرست، بی‌تا، ص۳۳۱.
ابن ندیم، الفهرست، بی‌تا، ج۱، ص۳۸۲.
ابن ندیم، الفهرست، ۱۳۴۶ش، ص۳۸۲.
اقبال آشتیانی، قبیله نوبختی، ۱۳۴۵ش، ص۱۰۰.
طوسی، الغیبه، ۱۴۱۱ق، ص۲۲۳
طوسی، الغیبه، ۱۴۱۱ق، ص ۲۲۴- ۲۲۶
اقبال آشتیانی، خویشاوندان نوبختی، ۱۳۴۵ش، ص۱.
اقبال آشتیانی، آل نوبخت، ۱۳۸۳ش، ص۱.
منابع
ابن ندیم، محمد بن اسحاق،ٰ‌ٰ الفهرست، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا.
ابن ندیم، محمد بن اسحاق، الفهرست، ترجمه محمد‌رضا تجدد، طهران، خزانه بازرگانی کشور ایران، ٰ۱۳۴۶.
اقبال آشتیانی، عباس، آل نوبخت، تعریب علی هاشم اسدی، مشهد، بنیاد بازرسی‌های اسلامی آستان قدس رضوی، ۱۳۸۳ش.
اقبال آشتیانی، عباس، خویشان نوبختی، طهران، طهوری، ۱۳۴۵ش.
بیرونی، ابوریحان، محمد بن احمد، آثارالباقیه، ترجمه اکبر فقیه سرشت، طهران، امیرکبیر، ۱۳۸۶ش.
خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، بیروت، دارالكتب العلميه، ۱۹۹۷م.
زریاب، عباس، «آل نوبخت»، در گروه دایره المعارف تبارک اسلامی، طهران، راءس دایره المعارف

بازدید : 26
چهارشنبه 28 خرداد 1404 زمان : 13:55


این نوشته‌ی علمی دربارهٔ مودت اهل‌بیت(ع) میباشد. برای شناخت با آیه‌ای با همین اسم آیه مودت را ملاحظه کنید.

آیه مودت بر بارگاه امام حسین(ع)
مَوَدَّتِ اهل‌بیت(ع)، به معنای دوست داشتن اهل‌بیت نبی میباشد که بر طبق آیه ۲۳ سوره شوری مشوق رسالت فرستاده(ص) قرار داده گردیده‌است. مبتنی بر روایتی که شیعه ها و اهل‌سنت از فرستاده(ص) نقل کرده‌اند، محبت اهل‌بیت محور اسلام میباشد. مسلمانان بر واجب بودن مودت اهل‌بیت حادثه‌لحاظ دارا‌هستند. از‌این‌رو، آن را عاملی مطلوب برای وحدت مسلمان ها معرفی کرده‌اند. بعضی پژوهشگران معتقدند فلسفه واجب شدن مودت اهل‌بیت، اطاعت از آنان بوده پک پذیرایی ترحیم مشهد میباشد.

در احادیث برای محبت اهل‌بیت(ع) اثرها دنیایی و اخروی زیادی نام برده میباشد. دست‌یابی به شفاعت اهل‌بیت، قبولی جاری ساختن، ثبات گام بر پل صراط از اثرها اخروی و توبه قبل از مرگ، طمع نداشتن به محصول عموم و سرازیر شدن حکمت بر گویش از اثرها دنیایی آن دانسته گردیده است. بر پایه ی بعضی روایات دوست داشتن اهل‌بیت آرم حلال‌زادگی و دوستی با معاندان آن‌ها نماد نداشتن محبت حقیقی به اهل‌بیت معرفی گردیده است.

محمد محمدی ری‌شهری، سوگواری برای اهل‌بیت را یکی شیوه های اظهار محبت به اهل‌بیت دانسته میباشد؛ چنان‌که زیارت قبور ائمه‌(ع)، شور در مراسم سرور آن ها و اسم‌گذاری فرزندان به اسم اهل‌بیت را از طرق دیگر ابراز محبت معرفی کرده‌اند. بعضا از پژوهشگران شیوه‌عمل‌هایی را برای ساخت‌و‌ساز محبت اهل‌بیت بیان کرده‌اند که بیان کردن فضائل و فرهنگ وتمدن اهل‌بیت و برگزاری هیئت‌های مذهبی برای مثال آن ها میباشد.

برخی اشخاص با استناد به داستان‌هایی محبت داشتن به اهل‌بیت را چهت نیل به به روزی اخروی کافی دانسته، معتقدند با داشتن اینگونه محبتی، اعمال گناهان به آخرت آن‌ها ضرری نمی‌رساند؛ البته علمای شیعه اینگونه اباحه‌گری را انتقاد کرده، برای این روایات معنای دیگری ذکر کرده‌اند؛ برای مثالً گفته‌اند این حدیث‌ها مرتبط با گناهانی میباشد که از روی غفلت انجام یافته میباشد و به گناهانی که به طور عمدی انجام یافته‌، ارتباطی ندارد.

در زمینه محبت اهل‌بیت کتاب‌هایی مختلفی مندرج میباشد که مثلا آنان می‌اقتدار به «حبّ اهل البیت فی الکتاب و السنة» به خودکار محمدتقی السید یوسف الحکیم و «قرآن و محبت اهل‌بیت(ع)» نوشته علیرضا عظیمی‌فر اشاره نمود.

التفات و منزلت
مودت اهل‌بیت اصطلاحی برگرفته از آیه ۲۳ اهل سوریه شوری دارای شهرت به آیه مودت، به معنای دوست داشتن اهل‌بیت فرستاده(ص) میباشد که مطابق این آیه، مودت اهل‌بیت تحت عنوان ثواب رسالت فرستاده معرفی گردیده‌است.[۱] برخی از عالمان شیعه همانند محمدرضا مظفر، وجوب محبت اهل‌بیت را از ضروریات آیین اسلام شمرده‌اند.[۲] در زیارت جامعه کبیره دوست‌داشتن اهل‌بیت، به عبارتی دوست‌داشتن خداوند[۳] و در احادیثی که شیعه و سنی از نبی نقل کرده‌اند، محبت اهل‌بیت، محور اسلام دانسته شد‌ه‌است.[۴] در روایتی از امام باقر، حبّ اهل‌بیت، به عبارتی ایمان و دشمنی با آنان، شرک دانسته شد‌ه‌است.[۵]

علامه حلی فقید و متکلم شیعه در قرن هشتم، با این برهان که «مخالفت کردن با امام علی(ع)، با مودت داشتن به وی منافات دارااست در حالی که مودت امام علی(ع) واجب و مودت خلفای دیگری واجب نبوده میباشد»، بر امامت امام علی(ع) و حقانیت مذهب شیعه ادله نموده است.[۶]

از شافعی، از فقهای چهارگانه اهل‌سنت، نقل گردیده است:

إنْ كانَ رَفْضاً حُبُّ آلِ مُحَمَّد
فَلْيَشْهَد الثََقلان أنّى رافِضی[۷]
ترجمه: درصورتی که حب آل محمد، رفض میباشد، پس جن و انس شهیدشدن دهند که اینجانب هم رافضی هستم.مودّت را محبّت[۸] و تولّی[۹] یا این که جايگاه بالاتری از محبت[۱۰] و شاخه‌ای از محبت به معبود دانسته‌اند.[۱۱]

تعظیم شعائر
محمد محمدی ری‌شهری حدیث‌پژوه شیعه، سوگواری برای اهل‌بیت را از طرق اظهار محبت به آن ها و از مهم ترین مصداق‌های تعظیم شعائر دانسته میباشد.[۱۲] همینطور زیارت قبور ائمه‌(ع)[۱۳] شور در مراسم سرور آن ها،[۱۴] بیان فضائل اهل‌بیت[۱۵] و اسم‌گذاری فرزندان به اسم اهل‌بیت از طرق اظهار محبت به آن‌ها دانسته گردیده‌است.[۱۶]

بازدید : 19
سه شنبه 27 خرداد 1404 زمان : 14:05


حسین بن موسی بن جعفر فرزند امام هفتم شیعه ها و اخوی امام رضا(ع) که از هر دو امام حدیث نقل کرده‌ میباشد. طبق روایتی وی بیشتر از سایر فرزندان امام موسی کاظم(ع)، به امام جواد(ع) عشق و محبت علامت می‌بخشید. در بعضی شهرهای کشور ایران مقبره‌هایی به او منسوب میباشد که دارای شهرت‌ترین آن ها شیراز و طبس میباشد. در شیراز دارای شهرت به علاءالدین حسین و در طبس پر اسم و رسم به مفقود پک پذیرایی ترحیم مشهد میباشد.

اصل و نسب
بابا حسین، موسی بن جعفر(ع) و مادرش ام ولد بوده[۱] و اخوی کوچکتر احمد بن موسی میباشد.[۲] علامه مجلسی در بحار حدیثی نقل کرده که با رعایت آن مادرش نیز از محدثین محسوب میشود.[مستلزم منبع] لقبش مفقود[۳] و علاء الدین میباشد.[۴] احتمالاً کنیه علاءالدین در اواخر قرن چهارم که افزودن «الدین» رایج بوده به حسین بن موسی نسبت داده‌ شده است.[۵]

نبو
امام موسی کاظم (ع)
رسول اکرم
حضرت فاطمه‌ امام علی
امام حسین
امام سجاد
امام محمد باقر
امام جعفر درست گو
امام موسی کاظم
پسران دختران
امام رضا ابراهیم احمد اسحاق حسین حمزه زید
عبدالله قاسم محمد اسماعیل هارون عباس
جعفر عبیدالله حسن ادب سلیمان
حضرت معصومه فاطمه صغری حکیمه رقیه ام‌أبیها رقیه صغری کلثوم
ام‌ جعفر لبابه زینب خدیجه علیه آمنه حسنه
بریهه عایشه ام سلمه میمونه ام‌کلثوم
مقام
بعضا از علمای رجال، محدثان و راویان، حسین بن موسی را به عنوان مثال راویان آیتم پشت گرمی بر شمرده‌اند. او روایاتی از پدرش امام موسی کاظم(ع) و برادرش امام رضا(ع) یا این که با واسطه از مادرش نقل کر‌ده‌میباشد.[۶]

موضوعات اعتقادی مانند دانش امام رضا(ع) نسبت به آجل،[۷] مقام اهل بیت(ع)،[۸] «خوف مؤمنین»[۹] و «عفووبخشش پروردگار در طومار انجام به مؤمنان»،[۱۰] برخی موضوعات اخلاقی،[۱۱] بعضا احکام دینی مانند «روا بودن غسل آدینه در پنج‌شنبه در بعضا وضعیت»،[۱۲] «فضیلت و منفعت حنا بستن»،[۱۳] و «پرداخت مزد پرسنل»،[۱۴] رابطه ها اجتماعی[۱۵] مانند «شرایط مالی و اجتماعی جعفر بن قدمت علوی در بعدی»،[۱۶] «منفعت رساندن به فرزندان نبی(ص)»[۱۷] و طلب عفووبخشش و مغفرت برای عبدالله بن اعین[۱۸] از موضوعات مطرح گردیده در روایات حسین بن موسی(ع) میباشد.

بعضی امامزادگان جمهوری اسلامی ایران
اسم امامزاده حرم از نسل امام شهر، استان
هلال بن علی امامزاده هلال بن علی امام علی (ع) اصفهان-آران و بیدگل
هاشم بن حسن بن یحیی امامزاده هاشم امام علی (ع)
امام حسن(ع) مازندران-آمل
عبدالعظیم حسنی بقاع حضرت عبدالعظیم امام حسن(ع) ری
شرف‌الدین داود الحسنی امامزاده داود امام حسن(ع) طهران-کوه‌های کن
حسن بن حسین بن اسحاق امام حسن(ع) لرستان-الیگودرز
جلال الدین اشرف امامزاده جلال الدین اشرف امام حسن(ع) گیلان-آستانه اشرفیه
محسن بن علی بن حسین (الاثرم) امامزاده محسن یا این که امامزاده کوه امام حسن(ع) همدان
علی‌اکبر بن ابراهیم بن حسین امامزاده علی‌اکبر چیذر امام سجاد(ع) محله چیذر طهران
محمد بن محمد بن زید امامزاده محروق امام سجاد(ع) خراسان رضوی - نیشابور
عبدالله بن حسین بن علی اصغر بن زین‌العابدین امامزاده عبدالله امام سجاد(ع) خوزستان-شوشتر
محمد بن زید بن علی امامزاده محمد بن زید امام سجاد(ع) خوزستان - شوشتر
حسن، حسین، ابراهیم و جعفر مقبره چهار امامزاده قم امام سجاد(ع) قم
اظهر بن علی امامزاده اظهر بن علی امام سجاد(ع) روستای درگزین، شهر رزن، همدان
احمد بن علی امامزاده احمد امام باقر(ع) اصفهان - حسن آباد
علی بن محمد باقر(ع) مشهد اردهال امام باقر(ع) اصفهان - کاشان
علی بن جعفر الصادق سه بقاع منسوب در عُریض (مدینه)، قم و سمنان امام راستگو(ع) مدینه/قم/ سمنان
علی زین العابدین درب امام امام درست گو(ع) اصفهان
جعفر بن علی امامزاده جعفر امام درست گو(ع) یزد
خدیجه خاتون مقبره خدیجه‌خاتون امام راست گو(ع) قم
حمزه بن موسی(ع) در مجاورت آستانه حضرت عبدالعظیم امام کاظم(ع) طهران - ری
حسین بن موسی بن جعفر(ع) علاءالدین حسین امام کاظم(ع) عجم - شیراز
محمد بن موسی بن جعفر(ع) سید میرمحمد امام کاظم(ع) عجم - شیراز
حکیمه دختر امام کاظم(ع) امام کاظم(ع) کهکیلویه و بویراحمد - گچساران
اسحاق بن موسی(ع) مشهدِ فروغ گرگان امام کاظم(ع) شهر گرگان
اسحاق بن موسی(ع) امامزاده اسحاق بن موسی بن جعفر (ساوه) امام کاظم(ع)
جعفر بن موسی کاظم امامزاده شاهرضا امام کاظم(ع) اصفهان - شهرضا
زینب بنت موسی بن جعفر زینبیه امام کاظم(ع) اصفهان
آقاعلی عباس امامزاده آقا علی عباس امام کاظم(ع) اصفهان - کاشان
با تقوا بن موسی کاظم امامزاده پارسا امام کاظم(ع) طهران - تجریش
حسین بن موسی بن جعفر امام کاظم(ع) کوفه/ شیراز/ خراسان جنوبی - طبس
محمد بن موسی کاظم امامزاده سبز قبا امام کاظم(ع) خوزستان-دزفول
سید بهاءالدین محمد امامزاده سید بهاء الدین محمد (روضه خوان شبان) امام کاظم(ع) چهارمحال وبختیاری
علی بن حمزه امامزاده پاد شاه میر علی بن حمزه امام کاظم(ع) عجم - شیراز
محمد بن حسن آقامشهید امام کاظم(ع) عجم - فراشبند
یحیی بن موسی کاظم امامزاده یحیی بن موسی امام کاظم(ع) سمنان
عبیدالله بن موسی کوسه هجیج امام کاظم(ع) کرمانشاه - روستای هجیج
سید فرمانروا‌محمد امامزاده سید فرمان روا‌محمد (پیرچوگان) امام کاظم(ع) هرمزگان - رودان
عبدالله بن احمد الشعرانی امامزاده عبدالله امام کاظم(ع) همدان
حسن بن عبدالله امامزاده امام حسن امام کاظم(ع) شهرستان دیلم، استان بوشهر
حبیب بن موسی بن جعفر زیارتگاه حبیب بن موسی امام کاظم(ع) کاشان
خدیجه خاتون حرم خدیجه‌خاتون امام کاظم(ع) قم
حسین بن علی امامزاده حسین امام رضا(ع) قزوین
جعفر بن علی بن موسی الرضا امامزاده جعفر بن رضا دارای اسم و رسم به امامزاده پادشاه‌کرم امام رضا(ع) اصفهان
موسی بن محمد امامزاده موسی مبرقع - چهل‌اختران امام جواد(ع) قم
احمد بن موسی مبرقع امامزاده پاد شاه میراحمد یا این که احمد بن موسی مبرقع امام جواد(ع) اصفهان - کاشان
امامزاده اسماعیل امام جواد(ع) عجم - فسا
حسین بن علی النقی شاهزاده حسین امام هادی(ع) همدان
نبو

نیز از امام جواد(ع) پرسیدند کدام‌یک از عموهایت بیشتر به تو احسان می‌نماید؟ فرمود: حسین. امام رضا(ع) بعد از شنیدن این پاراگراف آن را تأیید کرد.[۱۹]. در روایتی دیگر حسین بن موسی بن جعفر از امام جواد(ع) از انگشتریشان سؤال می‌نماید که امام(ع) در جواب می گوید: این انگشتر حضرت سلیمان(ع) میباشد.[۲۰]

سن
نویسده بحر الانساب سن او را هنگام شهید شدن یا این که وفات ۱۳ سال نقل کرده‌،[۲۱] ولی به‌این عقیده عیب گیری شد‌ه‌است.[۲۲] اورده شده از آن‌جا که شهیدشدن امام کاظم(ع) در سال ۱۸۳ق بوده[۲۳] و امام کاظم(ع) نیز چهار سال[۲۴] پایان قدمت خویش را در زندان به‌راز می‌برده میباشد[۲۵] بایستی سن حسین در هنگام شهید شدن بابا چهار یا این که پنج ساله باشد و هنگام سفر امام رضا(ع) به خراسان ۲۲ سال؛[۲۶] به دلیل آنکه امام رضا(ع) در سال ۲۰۱ به خراسان سفر کرد[۲۲] و سفر امامزادگان به کشور ایران بعداز ولایتعهدی امام رضا (ع) انجام شده میباشد.[۲۷]

محل دفن
درباره محل دفن حسین بن موسی(ع) اختلاف میباشد، برخی معتقدند او در کوفه از عالم رفت، بعضا مدفن او را در شیراز میدانند. به گفته برخی دیگر محل دفن او در طبس میباشد.

ضمن شیراز و طبس در کرمان، بهبهان، قزوین، ساری و کجور نیز مقبره‌های به حسین بن امام موسی کاظم(ع) منسوب میباشد.[۲۸]

بازدید : 21
دوشنبه 26 خرداد 1404 زمان : 15:30


کیفیت دفن و جای آن
دربارهٔ کیفیت دفن علی‌اصغر در منابع اختلاف میباشد؛ بر طبق برخی از منابع امام حسین(ع) با چاقو خویش قبری نماید و او‌را به خاک سپرد.[۳۷] البته توده‌ای از مورخان نوشته‌اند امام(ع) قنداقه خون‌آلود اورا به زینب(س) سپرد.[۳۸] برخی نیز نوشته‌اند که بدنش را کنار تن دیگر شهدای خویشاوندان خویش قرار بخشید.[۳۹] برخی محل دفن او‌را در کنار دیگر شهدای کربلا دانسته و برخی دیگر معتقدند وی بر روی سینه امام حسین(ع) دفن شد‌ه‌است.[۴۰]بعضی از مورخان حتی گزارش کرده‌اند که امام بر تن علی‌اصغر بعداز شهیدشدن نماز گزارده و بعد از آن او‌را به خاک ودیعت پک پذیرایی ترحیم مشهد میباشد. [یادداشت ۱][۴۱]

عزاداری
شیعه ها علی‌اصغر را باب‌الحوائج می دانند[۴۲] و برخی از مساجد، حسینیه‌ها و هیئت‌های سوگواری خویش را به اسم وی اسم‌گذاری می‌نمایند. آنها شب هفتم محرم را به وی تخصیص داده‌اند و در‌این شب با محوریت وی به مرثیه‌خوانی و سوگواری می پردازند.[۴۳] بیان شده مدیحه وی از مدیحه‌های سوزناک رخداد عاشورا شناخته می گردد.[۴۴] همینطور در برخی بخشها شیعه‌ها در دهه محرم، تعزیه علی‌اصغر را به اکران میگذارند؛ درین تعزیه گهواره‌ای را با پارچه سبز تزیین می‌نمایند تا نشانه شیرخوارگی و خردسالی وی باشد.[۴۵]

سالانه برای بزرگداشت علی‌اصغر(ع)، همایش شیرخوارگان حسینی در اولی آدینه ماه محرم از سوی مجمع جهانی بزرگداشت حضرت علی‌اصغر(ع) برگزار می شود.[۴۶]

خون خورم در حزن آن بچه که مکان لَبَنش
سرازیر شد دست ستمِ حرمله، خون در دهنش
کودکی کآب ز سرچشمه طهارت می خورد
گشت از سوز عطش، آب سراپا بدنش
گر بدن نوگل لیلا نبُوَد لاله سرخ
از چه آغشته به خون گشت اینگونه پیرهنش
غنچه‌ای از چمن زاده زهرا بشکفت
که شد از آسیب سنان، زیرا گل صد برگ، تنش
گلشنی ساخته در دشت بلا گشت که بود
غنچه‌اش اصغر و گل، قاسم و اکبر، سَمَنش
تشنه‌لب، کشته شد آن سلطان که با چاقو و تیر
گشت بُبریده و شد دوخته بر بدن، کفنش[۴۷]


جستارهای متعلق
علی اکبر
امام سجاد(ع)
حضرت رقیه
پانویس
موءثر، الارشاد، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۱۳۵.
نگاه نمایید به: طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۷۸ق، ج۵، ص۴۴۸ و ۴۶۸؛ سبط ابن جوزی، تذکره الخواص، ۱۴۱۸ق، ص۲۲۷.
محمدی ری‌شهری، دانشنامه امام حسین، ۱۳۸۸ش، ج۷، ص۳۳.
محمدی ری‌شهری، دانشنامه امام حسین، ۱۳۸۸ش، ج۷، ص۳۳، پانویس.
«دانشنامه عالم اسلام»، کتابخانه مکتب فقاهت.
خوارزمی، مقتل الحسین، ۱۴۲۳ق، ج۲، ص۳۷.
ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، مؤسسه انتشارات علامه، ج۴، ص۱۰۹.
برای مثال نگاه نمایید به: اربلی، کشف الغمة، انتشار رضی، ج۱، ص۵۸۱ و ۵۸۲؛ شافعی، مطالب السئول، ۱۴۱۹ق، ص۲۵۷.
روحانی اثرگذار، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۳۵.
برای مثال نگاه فرمایید به: ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، مؤسسه انتشارات علامه، ج۴، ص۱۰۹؛ اربلی، کشف الغُمّة، تکثیر رضی، ج۱، ص۵۸۱ و ۵۸۲.
نگاه نمایید به: موءثر، الارشاد، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۱۳۵؛ ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، مؤسسه انتشارات علامه، ج۴، ص۱۰۹.

بازدید : 21
يکشنبه 25 خرداد 1404 زمان : 11:12


رجوع به جمهوری اسلامی ایران
نصر بعد از برگشت به جمهوری اسلامی ایران، کرسی استادیاری فلسفه و تاریخ دانش در کالج ادبیات و علم ها انسانی دانشکده طهران را ذمه ‌دار شد.[۱۳] او بعداز برگشت به کشور‌ایران در سال ۱۹۵۸م، مجدد به مقطع ۲۰ سال، در جلسات اساتید فلسفه و عرفان اسلامی کمپانی کرد که سه روز در هفته در مکتب سپهسالار طهران و نیز منازل فردی در طهران، قم و قزوین برگزار میشد. مثلا این اساتید عبارت بودند از: سید محمدکاظم عصار، سیدمحمدحسین طباطبائی و سید ابوالحسن رفیعی قزوینی.[۱۴] او نزد عصار، تفصیل منظومه سبزواری و متن عرفانی اشعة اللمعات جامی را پک پذیرایی ترحیم مشهد خواند[۱۵]

و نزد طباطبائی، اسفار ملاصدرا، دیوان حافظ و مباحثی در فلسفه تطبیقی، گفت و گو‌هایی درباره کتاب سِرّ اکبر ترجمه فارسی اوپانیشادها و تصحیح نائینی و تارا یک سری (Tara Chand)، و تفاسیر اناجیل از منظر اسلام را یادگرفت.[۱۶] همینطور او در مباحثات علمی طباطبائی و هانری کربن، یک کدام از مترجمین مطالب آنان بوده میباشد.[۱۷] نصر ۵ سال را در درس‌های اسفار قزوینی کمپانی کرد و از او تحت عنوان شایسته ترین و پررنگ‌ترین مدرس اسفار خاطر می‌نماید.[۱۸] همینطور وی بعضا متن ها عرفانی مانند الانسان الکامل تاثیر عبدالکریم جیلی و حکایت الهی خاص و عام تاثیر خویش مهدی الهی قمشه‌ای را نزد الهی قمشه‌ای خواند و اشارات ابن سینا و گستردن اشارات خواجه نصیر را نزد جواد مصلح یادگرفت.[۱۹]

مسؤولیت‌های اجرایی
از سال ۱۹۶۸ (۱۳۴۷ش.) تا ۱۹۷۲ (۱۳۵۱ش.) مدیر دانش گاه و مدتی نیز نائب رئیس یادگرفتن کالج طهران.[۲۰]
۱۹۷۲م (۱۳۵۱ش.): سر کردگی دانشکده دانشکده صنعتی شریف .[۲۱]
۱۹۷۳م (۱۳۵۲ش.): تأسیس انجمن شاهنشاهی فلسفه جمهوری اسلامی ایران، با سر گروهی عالیه ملکه کشور‌ایران.[۲۲]
عضویت در بخش اعظمی از شوراها و انجمن‌های دولتی و دانشگاهی.[۲۳]
سازماندهی کنگره در بین المللی در آموختن و تربیت اسلامی، در سال ۱۹۷۷م در مکه، با همیاری برخی از اندیشمندان مسلمان کشورهای دیگر.[۲۴]
مدیریت هیئت مدیره شورای حوزه‌‌ای بسط.[۲۵]
عضو فعال «انجمن فی مابین المللی فلسفه» در پاریس.[۲۶]
۱۹۷۸م (۱۳۵۷ش): سرپرست دفتر کار ویژه فرح پهلوی.[۲۷]
عضو شورای خوب تمدن[۲۸]
عضو شورای خوب فراگیری[۲۹]
رییس راءس مطالعات اسلام و ارتباط ها مسلمان ها-مسیحیان، متعلق به دانشکده سالی اُکس در برمینگهام (۱۹۹۰)[۳۰]
سفر دایم از کشور ایران
نصر در ششم ژانویه۱۹۷۹م (۱۶ دی ۱۳۵۷ش)، به همدم همسر و دخترش، به لندن رفت تا از آنجا تحت عنوان مدیر محل کار ملکه جمهوری اسلامی ایران، به نمایندگی از جمهوری اسلامی ایران، برای بهره برداری نمایشگاه هنر اهل ایران در توکیو به ژاپن رود. ولی با به تأخیر افتادن نمایشگاه و وقوع انقلاب اسلامی در جمهوری اسلامی ایران، او از آنجا به ایالات متحده رفت و در آغاز، در دانش گاه یوتا تحت عنوان مدرس مهمان پر رنگ سرگرم به عمل شد.[۳۱] در پی او به دانشکده تمپل رفت و به برهه زمانی پنج سال (از ۱۹۷۹تا ۱۹۸۴م) در آنجا به شغل پرداخت.[۳۲]

عاقبت، در سال ۱۹۸۴م معلم مطالعات اسلامی کالج جورج واشنگتن شد که درین کالج واحدهای متعددی را در مطالعات اسلامی، فقهی و تطبیقی برای دانشجو ها مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد درس دادن نموده است. در علاوه بر امسال‌ها، در دانش گاه‌ها و مؤسسات بخش اعظمی در درون ایالات متحده و دیگر نقاط عالم سخنرانی نموده است.[۳۳]

نصر در محافل دانشگاهی ایالات متحده تحت عنوان فیلسوفی سنت‌گرا و مفسر و مدافع پررنگ «حکمت جاویدان» شناخته می شود. قسمت عمده اثرها و مطالعات عقلانی وی در ایالات متحده بدین حوزه و نیز به موضوعات ادیان تطبیقی، فلسفه و گفتگوی ادیان مربوط می‌گردد.[۳۴]

نصر مجرم میباشد که بعد از انقلاب اسلامی کشور‌ایران رابطه خویش را با خویشاوندان پهلوی محافظت نموده است؛ تحت عنوان مثال، بعداز سقوط سلطنت، به امر محمدرضا پهلوی، مأمور ترجمۀ انگلیسی کتاب «جواب به تاریخ» بوده میباشد. همینطور آورده شده میباشد واپسین پادشاه پهلوی، او‌را برای عضویت در «شورای نزاع با جمهوری اسلامی» برگزید. نصر همینطور تبهکار میباشد از اولِ دهۀ شصت تا به امروز از اعضاء بلندپایۀ «بنیاد اشرف پهلوی» در واشنگتن دی.سی و از تئوریسین‌های «کلوب روتاری رنچو پارک» در لس‌آنجلس میباشد. [۳۵]

تفکر

در جستجوی دستور قدسی(درباره زیست فکری نصر)
دستور قدسی
به عقیدۀ نصر فرمان قدسی تغذیه کنندۀ سنت، دانش، عقل، سر، سلوک، ذوق و سلیقه و قلب میباشد. نصر مفاهیمی مانند فرمان قدسی، مابعدالطبیعه، آئین، سنت، و حکمت خالده را در یک منظومه تحت عنوان جوهر هستی و مربوط به حق مطلق قلمداد می‌نماید.[۳۶] به لحاظ وی فرمان قدسی مبدا هر آن چیزی میباشد که در هستی مشاهده میگردد. جوهر فرمان قدسی، ذات حق میباشد که خویش، مطلق بوده و در آحاد سنت‌ها، رفتارها و طبیعت سرازیر میباشد. مدرنیته با غیردینی ساختن طبیعت و آدم، علامت‌های پروردگار را خیر فقط از فی مابین برمی‌دارااست، بلکه برای آنان جانشین تعبیه می‌نماید. [۳۷]

سنت
واژۀ سنت برگرفته از واژۀ لاتینی Traditio میباشد که در کلیسای کاتولیک آن را به معنای آموزه‌هایی می دانند که از دورۀ حواریون در طی تعدادی سده بر هم جمع شده و به ما رسیده[۳۸] این کلمه از حیث ریشه‌شناسی به جابجایی مربوط میشود و در حوزۀ معنایی‌اش مشتمل بر نظریۀ معرفت، کار، فوت‌و‌فن، مقررات، انواع و بعضی موادتشکیل دهنده دیگر میباشد که شفاهی یا این که مکتوب‌اند. البته سنت از لحاظ رنه گنون (که گزینه تایید نصر نیز است) به معنای حقایق یا این که اصولی میباشد که دارنده منشا الهی بوده و بر انسان و تمام قلمرو هستی، وحی و الهام گردیده‌است. آنچه از روش شخصیت‌هایی که به طور پیامبران، آواتارها و لوگوس نمود یافته‌اند و از روش دیگر مرکز ها جابجایی دهنده به یاروهمدم همۀ حاصل و تاثیرات این اصول در حیطههای گوناگونی مشمول دستمزد، ساختار اجتماعی، هنر، علم ها و نیز مشمول معرفت و علم خوب توام با ابزارهای استحصال آن میباشد.[۳۹]

نصر اعتقاد دارد سنت هم واقعیت میباشد و هم حضور. از منبعی می آید که هر چیزی از آن نشات گرفته و به آن بازمی‌خواهد شد. به این ترتیب همگی چیزها را دربرگرفته میباشد. دربردارندۀ معنای حقیقتی میباشد که هم منشا الهی دارااست و هم در سراسر یک زمان از تاریخ انسانی و از روش جابجایی یا این که احیای پیام وحیانی تداوم یافته میباشد. سنت در اینگونه معنایی لینک و رابطه محکمی با حکمت جاویدان دارااست.[۴۰] بنابراین سنت مبتنی بر تعریف و تمجید نصر و بقیه سنت گرایان، در قبال تجددگرایی (مدرنیته) قرار میگیرد.[۴۱] به علاوه این مفهوم از سنت به صورت طلاق ناپذیری با وحی و آیین، دستور قدسی، عقیدۀ راست کیشی، با توان و تداوم و ترتیب جابجایی واقعیت، با حیات آفاقی و انفسی و نیز با معاش شیخ، دانش و هنر مرتبط میباشد.[۴۲]

نسبت سنت و آئین

بازدید : 14
پنجشنبه 22 خرداد 1404 زمان : 12:22


فراگیری نظامی
در مصر
بعد از قیام ۱۵ خرداد ماه، چمران و دیگر اعضای اساسی شاخه نهضت آزادی جمهوری اسلامی ایران در آن سوی مرز، نزاع مسلحانه را راه‌حل قابل قبولی برای پیکار با حکومت پادشاه دانستند و تصمیم گرفتند با تشکیل پایگاهی در کشورهای عربی (الجزایر و مصر)، گروهی از اعضاوجوارح را برای فراگیری جنگ مسلحانه بدین کشورها اعزام نمایند. پیرو این تصمیم، چمران و ابراهیم یزدی در ملاقاتی با سرکنسول مصر در واشنگتن، از دعوت او برای هجرت به مصر استقبال نمودند و با سفیر مصر در سوئیس نیز مذاکراتی کردند. در ۱۳۴۳ش/۱۹۶۴ اولیه هیئت اعزامی با تیتر «سازمان منحصربه‌فرد اتحاد و کار» (سماع) برای یادگرفتن راهی مصر پک پذیرایی ترحیم مشهد شد.[۱۲]

در لبنان
اپ‌های آموزشی در مصر تا ۱۳۴۵ش ادامه یافت اما به جهت مبارزهِ تبلیغاتی مصر علیه تمامیت ارضی کشور ایران، رابطه ها «سماع» با دولت مصر تیره شد و ستاد عملیات به لبنان منتقل گشت. استقرار در لبنان نیز طولی نکشید، چون نزاع شش روزه اعراب و اسرائیل (۱۹۶۷) حال و روز لبنان را آشفته کرد و علاوه بر آن تیرگی رابطه ها کشور ایران و لبنان در ۱۳۴۶ش، که به جدا ارتباط دو سرزمین انجامید، ادامه کار اعضای نهضت را غیر ممکن ایجاد کرد و در فیض فشارِ دولت لبنان، آن‌ها ناچار به رخنه‌ این میهن شدند.

حضور در لبنان
چمران به امریکا برگشت، اما در اواخر ۱۳۴۹ش توشه دیگر برای ادامه نبرد سیاسی و به دعوت امام موسی صدر، رهبر شیعه ها لبنان، راهی لبنان شد و در جنوب آن اقامت گزید و از همانجا با فلسطینی‌ها راجع به بود.

احداث حرکة المحرومین
وی با همیاری امام موسی صدر «حرکة المحرومین» و شاخه نظامی آن، اَمَل، را محور ریزی کرد و مدیر مکتب صنعتی جبل استدلال را در صور پذیرفت. بعد از ربوده شدن امام موسی صدر، چمران تحت عنوان یکی اعضای اساسی رهبری حرکةالمحرومین برگزیده شد.[۱۳]

دیگر شغل‌ها
وی در اقامت هشت ساله‌اش در لبنان، بیشتر اتفاق ها سیاسی و انقلابی آنجا را ذیل لحاظ داشت. او در راءس سازمان امل در جنوب شرقی بیروت در ناحیه شِیاح، از بخشها فقیرنشین شیعه ها، مجدّانه عمل می کرد و برای تربیت جوان ها مسلمانِ شیعه و ارائه درس‌های اسلامی، سازمان‌های اسلامی دانشجو یان را در بیروت و شهرهای جنوبی لبنان، به طرز انجمن‌های اسلامی دانشجوها، تأسیس کرد که ابعاد جوان هاِ این مرکزها هسته نخستین حرکة المحرومین را به وجود آوردند.[۱۴] چمران در امداد به عموم حاجتمند لبنان نیز نقش مؤثری داشت، برای مثال در صور برای شیعه ها حاجتمند کارخانه قالی بافی دایر کرد.[۱۵]

حضور در کشور‌ایران
بعداز موفقیت انقلاب اسلامی (بهمن ۱۳۵۷ش)، چمران بعد از ۲۳ سال غربت از وطن به جمهوری اسلامی ایران برگشت. اول مبادرت وی فعال‌سازی اولی زمان یادگرفتن سپاه پاسداران بود که خویش تربیت اعضاوجوارح را عهده دار شد و بعداز انتصاب به سمت معاونت در آغاز وزیر، به حل و فصل مسائل بخش ها بحرانی مرز و بوم پرداخت.[۱۶]

در کردستان
با سپری شد هشت روز از موفقیت انقلاب اسلامی، آشوب و مبارزه مسلحانه در کردستان شروع شد و چمران به یار و همدم سرتیپ فلاحی، فرمانده نیروی زمینی، مأموریت یافت تا با طریق‌های مسالمت آمیز معضل را رفع کند. وی بعد از حل وفصل زمینه مریوان، مأمور آهسته سازی پاوه و دیگر شهرهای کردستان شد. غائله کردستان آخر و عاقبت با ورود ارتش به حوزه‌ و استقامت چمران و نیروهای محلی فروکش کرد.[۱۷]

بازدید : 48
چهارشنبه 21 خرداد 1404 زمان : 11:35


معاش‌طومار
امام راست گو(ع) در ۱۷ ربیع‌الاول سال ۸۳ق در مدینه متولد شد و در سال ۱۴۸ق در ۶۵ سالگی به عبارتی‌جا به شهید شدن رسید.[۱۳] بعضا ولادتش را در سال ۸۰ق نوشته‌اند.[۱۴] همینطور ابن‌قتیبة دینوری وفاتش را در سال ۱۴۶ق تصویب نموده است[۱۵] که آن را خطای در ضبط می دانند.[۱۶] در باب روز و ماه شهیدشدن امام راستگو(ع) اختلاف‌ حیث وجود داراست. نگرش معروف علمای متقدم شیعه[۱۷] این میباشد که او در ماه شوال به شهیدشدن رسیده میباشد؛ البته در منابع متقدم روز شهیدشدن پک پذیرایی ترحیم مشهد نیامده میباشد.[۱۸]

طبرسی در کتاب تاج الموالید و روحانی عباس قمی در اتفاق ها الأیام، و شوشتری در کتاب رسالة فی تواریخ النبی و الآل روز شهیدشدن او‌را ۲۵ شوال دانسته‌اند.[۱۹] در مقابلِ نگرش پر اسم و رسم، طبرسی در اعلام الوری[۲۰] و علامه مجلسی در بحار الأنوار به گزارش کتاب مصباح کفعمی شهیدشدن امام راستگو(ع) را در ۱۵ رجب گزارش کرده‌اند؛ ولی پژوهشگرانِ کتاب بحار الأنوار این مقاله را در کتاب مصباح نیافته‌اند.[۲۱] روحانی عباس قمی فارغ از بیان منبع وفات امام راست گو(ع) در نصفه رجب را نقل نموده است. [۲۲]

امام درست گو(ع) یکی منزل‌های حارثة بن نعمان انصاری از اصحاب فرستاده[۲۳] را در نصفه اولیه قرن دوم هجری خرید.[۲۴] این منزل در جنوب شرقی مسجد النبی و در حوالی منزل ابو ایوب انصاری قرار داشت. این منزل محل سکونت امام درست گو(ع) بود و بعد از آن حضرت نیز تا قرن‌ها آیتم دقت زائران قرار داشت.[۲۵] کوچه‌ی باریکی که منزل امام راستگو(ع) در آن قرار داشت به «زُقاق جعفر» معروف بود.[۲۶] منابع شیعه به قرائت نماز در منزل امام درست گو(ع) پیشنهاد کرده‌اند.[۲۷] این سفارش‌ها در منابع را نشانگر قِدمت این منزل دانسته‌اند.[۲۸] این منزل و محله‌ بنی‌هاشم در مرمت دهه شصت از قرن چهاردهم هجری خورشیدی در طرح پیشرفت صحن‌های مسجدالنبی قرار گرفت و به‌شکل بدون نقص تخریب شد.[۲۹]

همینطور مشاهده کنید: محله بنی‌هاشم
همسران و فرزندان
روحانی موثر برای امام راستگو(ع) ده فرزند و چندین همسر برشمرده میباشد:[۳۰]در پاره‌ای از منابع به گزارش امام کاظم(ع) به دختر دیگری برای امام درست گو(ع) به اسم حکیمه یا این که حلیمه اشاره گردیده‌است.[۳۱]

همسران و فرزندان
همسر نسب فرزندان توضیحات
حمیده دختر صاعد یا این که با تقوا امام کاظم(ع)، اسحاق و محمد امام کاظم(ع) هفتمی امام شیعه‌ها امامیه میباشد.[۳۲]
فاطمه دختر حسین بن علی بن حسین(ع) اسماعیل، عبدالله افطح و ام فروة عبدالله بعد از درگذشت بابا ادعای امامت کرد و رهروان وی فطحیه اسم گرفتند.[۳۳] اسماعیل در طی حیات امام درست گو(ع) درگذشت البته جمع‌ای مرگ او‌را نپذیرفتند و فرقه اسماعیلیه را تشکیل دادند.[۳۴]
همسران دیگر ام ولد(کنیز) عباس، علی، اسماء و فاطمه به گفته روحانی موثر هر کدام از این فرزندان از یک کنیز (ام ولد) بوده میباشد.[۳۵]
روزگار امامت
خلافت در عصر امام راست گو(ع)
خلفای زمانه قبل از امامت
(۱۱۴-۸۳ق)
سال خلیفه
۸۳-۹۶ق عبدالملک بن مروان
۹۶-۹۹ق ولید بن عبدالملک
۹۹-۱۰۱ق سلیمان بن عبدالملک
۹۹-۱۰۱ق قدمت بن عبدالعزیز
۱۰۱-۱۰۵ق یزید بن عبدالملک
۱۰۵-۱۱۴ق هشام بن عبدالملک
خلفای زمان امامت
(۱۴۸-۱۱۴ق)
سال خلیفه
۱۱۴-۱۲۵ق هشام بن عبدالملک
۱۲۵-۱۲۶ق ولید بن یزید
۱۲۶-۱۲۶ق یزید بن ولید
۱۲۶-۱۲۷ق ابراهیم بن ولید
۱۲۷-۱۳۲ق مروان بن محمد
۱۳۲-۱۳۶ق سفاح
۱۳۶-۱۴۸ق منصور دوانیقی
نبو
حیات امام راست گو(ع)، با خلافت ده خلیفه انتها بنی‌امیه مثلا قدمت بن عبدالعزیز و هشام بن عبدالملک و دو خلیفه ابتدا عباسی، سَفّاح و منصور دوانیقی به طور همزمان بود.[۳۶] وی در هجرت امام باقر به شام که به درخواست هشام بن مخلوق الملک شکل گرفت، همدم بابا بود.[۳۷] در امامت امام راستگو(ع)، پنج خلیفه پایان اموی یعنی از هشام بن عبدالملک به آنگاه [یادداشت ۱] و سفاح و منصور خلفای عباسی حکومت کردند.[۳۸] در‌این زمان حکومت بنی‌امیه ضعیف و سرنوشت سرنگون شد و بعد از آن بنی‌عباس روی فعالیت آمدند. ضعف و عدم بررسی حکومت‌ها زمان قابل قبولی برای امام درست گو(ع) جهت ایفا کار‌های علمی آماده کرد.[۳۹] اما این آزادی فقط در دهه سوم قرن دوم قمری، وجود داشت و قبل از آن در طول بنی‌امیه و بعداز آن به دلیل قیام نفس زکیه و برادرش ابراهیم فشارهای سیاسی فراوانی بر ضد امام راست گو(ع) و پیروانش وجود داشت.[۴۰]

بازدید : 17
سه شنبه 20 خرداد 1404 زمان : 13:47


اعتبار کتاب
کتاب المناقب را می‌قدرت از کتاب ها معتبری دانست که اهل دانش را به تحسین واداشته میباشد و در حدی از اعتبار جای‌دارد که علمای شیعه و سنی به آن اتکا کرده و احادیث آن را سوای هیچ گرفتاری‌ای نقل می‌نمایند.[۳]

محتوا
این کتاب در چهار جلد تهیه و تنظیم گردیده‌است:

جلد ویّل به اوضاع رسول(ص) مثلا بشارت به نبوت، تولد، بعثت، نزاع‌ها و... پرداخته میباشد.
جلد دوّم دربرگیرنده مقامات، کرامات و فضائل امام علی(ع) ، قضاوت‌های آن حضرت، ظلم‌ها و مصیبت‌های وارده بر اهل بیت(ع) میباشد که به ترتیب وقتی مذکور پک پذیرایی ترحیم مشهد میباشد.
جلد سوّم با روایات فرستاده در جانشینی حضرت علی(ع) شروع و فضائل معنوی، شجاعت‌های آن حضرت و منزلت وی در قیامت را در تعدادی فصل ذکر کرده و نکاتی مانند مساوات وی با تمامی انبیاء(ع) و معاش‌طومار و اوضاع و احوال آن حضرت در ادامه آن آمده میباشد و بعداز حضرت علی(ع) به معاش طومار و فضیلت ها حضرت زهرا(س) و در نقطه پايان به مشاجره امامت فرزندان حضرت زهرا (س) پرداخته میباشد.
جلد چهارم اوضاع و احوال و فضائل و معاش طومار سایر ائمه(ع) تا امام یازدهم و با نقطه پايان یافتن فصول مرتبط با امام حسن عسکری(ع) کتاب نیز به نقطه پايان می رسد.[۴]
ابواب
اسم بعضی از ابواب المناقب به‌این تفصیل میباشد:

باب بیان سیدنا نبی الله(ص)
باب الإمامة
باب فی إمامة الأئمّة الإثنی عشر
باب درجات امیر المؤمنین(ع)
باب ما تفرّد اینجانب مناقبه
باب ذکره عند الخالق و عند المخلوقین
باب قضایا امیر المؤمنین(ع)
باب النصوص علی امامته
باب تعریف و تمجید باطنه
باب مختصر اینجانب مغازیه
باب ما یتعلق بالآخرة اینجانب مناقبه
باب النُّکَت و اللطائف
باب فی احواله
باب مناقب فاطمة الزهرا (س)
باب إمامة السبطین.[۵]
مؤلف، آن‌گاه ابواب امامت هرمورد از ائمه (ع) از امام حسن مجتبی(ع) تا امام حسن عسکری(ع) را آورده و برای هریک از آنان یک باب جدا تولید نموده است. بعد از آن هر باب را در تعدادی فصل آراسته نموده است.[مستلزم منبع]

خصوصیت‌ها
ابن شهر آشوب قصد داشت کلیه آنچه را که درباره مناقب اهل بیت(ع) وارداتی عده نماید، در حالی که بخش اعظمی از مسائل و روایات مو جود در منابع دیرین درین کتاب جان دار وجود ندارد.[۶]
بعضی از مطالب مناقب ابن شهر آشوب، گاه منحصربه‌فرد به نقل مؤلف بوده و در مکان دیگری یافت نمیشود.[۷]
نویسنده گاهی بعداز نقل احادیث، شواهدی از اشعاری که معنی ها آن احادیث در آنان آمده میباشد آورده و به تفسیر خویش در پیشگفتار کتاب مطالب را با نقل این اشعار زینت داده میباشد.[۸]
ناقص‌بودن مناقب چاپ‌گردیده
شواهد علامت می‌دهد که کتاب مناقب بیشتراز آن چیزی بوده میباشد که فعلا چاپ شد‌ه‌است به این دلیل که خویش ابن‌شهرآشوب در پیشگفتار میگوید که بابی را در زمینه ی اصحاب فرستاده و تابعین نوشته میباشد،[۹] البته در کتاب حاضر جان دار وجود ندارد. همینطور بر پایه ی با گفته آقابزرگ تهرانی، ابن شهر آشوب در معالم العلماء در ذکر وجه کنیه روحانی اثر گذار بدین کتاب ارجاع داده میباشد و آن فعلا در‌این کتاب وجود ندارد و می بایست در حال و روز حضرت حجت باشد که روحانی موثر را بدین کنیه نامیده میباشد.[۱۰]

مطالعه‌های پیرامون کتاب
حسین بن جبیر، طلبه علی بن فرج که از شاگردان ابن شهر آشوب میباشد، کتاب مناقب را تلخیص کرده و نخب المناقب لآل ابی طالب اسم گذارده میباشد.[۱۱] کتابی با تیتر نهج الایمان هم بوسیله علی بن یوسف بن جبیر (از نوادگان حسین بن جبیر) دارای اسم و رسم به سبط بن جبیر در تلخیص المناقب نگاشته شد‌ه‌است.[۱۲] تاثیر دیگر ابن شهر آشوب، مثالب النواصب را می‌اقتدار کامل شدن‌کننده کتاب مناقب دانست.[۱۳]

چاپ
این کتاب در آغاز در ۱۳۱۳ق در بمبئی چاپ[۱۴] و بعداز آن بارها در کشور‌ایران، عراق و لبنان چاپ گردیده است. کتاب مناقب ابن شهر آشوب بوسیله حسین صابری به فارسی ترجمه شد‌ه‌است.[۱۵]

پانویس
مناقب آل ابی‌طالب، کتابخانه دیجیتال فروغ.
ابن شهرآشوب، المناقب، ۱۳۷۶ق، پیشگفتار کتاب.
مناقب آل ابی‌طالب، کتابخانه دیجیتال نور و روشنایی.

بازدید : 15
دوشنبه 19 خرداد 1404 زمان : 17:28


محمد بن محمدباقر حسینی مختاری، ملقب به سید بهاءالدین، عالم، محدّث، متکلم و ادیب شیعی قرن دوازدهم و از شاگردان علامه مجلسی و روحانی حر عاملی. وی بیش تر از شصت تاثیر در فقه، حرف، حدیث و ادبیات فارسی و عربی دارااست. وی اولیه معنی کننده مقتل لهوف به فارسی پک پذیرایی ترحیم مشهد میباشد.

زیست‌طومار
تحصیلات
او نزدیک به ۱۰۸۰ق در نائین اصفهان دیده به جهان گشود. در اصفهان نزد استادانی زیرا محمد باقر مجلسی و فاضل هندی به حصول دانش پرداخت و از آن ها و روضه خوان حر عاملی اذن ماجرا حدیث گرفت.[۱]

اقامت در اصفهان
بهاءالدین بعد از اتمام تحصیلات، در اصفهان اقامت گزید و از فقهای دارای اسم و رسم آنجا شد.[۲] در منابع از شاگردان و نزدیکان او کمتر کلام به بین آمده، جز از پسر عمویش، ناصرالدین احمد مختاری سبزواری، که از شاگردان فاضل هندی بوده میباشد.[۳] آقا تعالی طهرانی[۴] از وجود زندگینامه خویشْنوشت سیدبهاءالدین گزارش داده میباشد. با این کلیه، مطالب در زمینه ی معاش وی در منابع معدود میباشد. از گزارشی درباره یکی اثرها کلامی او می‌اقتدار اخذ که مدتی در کابل به رمز برده و آنگاه به مشهد رفته میباشد، البته از جزئیات این سفرها اطلاعی وجود ندارد.[۵]

درگذشت
سالِ وفات حسینی مختاری را با اعتنا به تاریخ تألیف بعضا آثارش، دربین سال‌های ۱۱۳۰ تا ۱۱۴۰ق دانسته‌اند.[۶] او را در دارالسلطنه اصفهان به خاک سپردند؛[۷] البته خوانساری[۸] قبر اورا در آنجا نیافته و احتمال داده که مدفن وی برای مثال قبوری بوده که در حمله افغان‌ها به اصفهان از میان رفته میباشد. بعضا گفته‌اند که وی در یکی روستاهای فِرِیدَن، از توابع اصفهان، دفن گردیده‌است.[۹]

اثرها
حسینی مختاری بیشتراز شصت تاثیر در فقه، حرف، حدیث و ادبیات فارسی و عربی داراست[۱۰] که اکثری از آنان گستردن اثر ها پیشینیان یا این که لبه‌ای بر آنهاست.

اثر ها فقاهتی
اثرها شرعی اصلی او عبارت‌اند از:

سه تاثیر درباره ارث به گویش فارسی، با اسم‌های لَطائف المیراث لِطائفِ الوُرّاث، قِسامُ المواریث و اَقسامُ التَّواریث، و تَقویمُ المیراثِ فی تَقسیمِ التُّراث، که به سه شکل مفصّل، میانگین و مختصر تألیف گردیده‌اند.[۱۱]
تفصیل بِدایةُالهِدایة، که گستردن قسمت عباداتِ هدایةالامّة تألیف حرّ عاملی میباشد.[۱۲]
مَقالیدُالقُصود و مَوالیدُالعُقود (صِیغ العقود)، در توضیح صیغه‌های متعدد عقود. ورژن‌ای خطی از آن در کتابخانه آیت اللّه گلپایگانی وجود دارااست.[۱۳]
اِنارةُ الطُروس فی تفصیل عبارةالدُّروس، در تفصیل بخشی از سوژه نذر الدُّروسُ الشَّرعیة فی فقه الامامیه، تاثیر شهید نخستین.[۱۴]
حسینی مختاری رساله‌های فقاهتی زیادی نیز نگاشته میباشد، برای مثال درباره «‌قاعده ید» و احکام مردگان[۱۵]
او بر بعضا منابع اصولی نیز لبه نوشته میباشد، به عنوان مثال بر مَدانا ُالدّین و مَلاذالُمجتهدین، تاثیر حسن بن زین الدین (مالک معالم) و اشاراتُ الاصولِ محمدابراهیم کلباسی اصفهانی[۱۶]
اثر ها کلامی و فلسفی
مهم ترین اثرها کلامی و فلسفی حسینی عبارت‌اند از:

دو توشه تلخیص الشّافی فی الامامة، تاثیر شریف مرتضی. تلخیص ابتدا، که در آن پاره‌ای از مناظره‌های حکم کننده عبدالجبار معتزلی و شریفِ مرتضی آمده میباشد، اِرتِشافُ الصّافی مِن سُدروغ ِالشّافی اسم داراست و تلخیص دوم، که معدود وسعت‌خیس میباشد، صَفوةُالصّافی مِن رَغوةِ الشّافی نامیده گردیده است.[۱۷]
التُحفةُالزِّینیة، که اُرجوزه یا این که گروه شعری میباشد در پوسته مثنوی درباره مسائل کلامی[۱۸]
حَثیثُ الفُلْجَة فی شَرْحِ حَدیثِ الفُرْجة، در تفصیل حدیث پنجم از باب «‌حدوث العالم‌» کتاب التوحید کافی.
اَمانُ الایمانِ مِن اَخطارِ الاَذهان.
حَدائقُ العارفِ فی طَرائقِ المعارف[۱۹]
او دو تاثیر کلامی ـ حدیثی نیز داشته میباشد: کناره بر تفصیل سیدعلی خان مدنی بر الصحیفة السّجادیة، و گستردن نیمه‌تمام زیارت جامعه کبیره[۲۰]
حسینی مختاری در دانش منطق، لسان المیزان و گستردن آن و نیز تفصیل تهذیب المنطق تفتازانی را نگاشت و بر گستردن شمسیه و گستردن مطالع، هر دو از قطب الدین رازی، کناره نوشت. در ریاضی ها نیز شرحی بر خلاصةالحساب روحانی بهائی نوشت.[۲۱] همینطور نصیب طبیعیات کتاب الشفاء ابوعلی سینا را با اسم مِصْفاة السَّفاء لاِستصفاءِ الشِّفاء تفصیل کرد.[۲۲]

ادبیات
اثر ها حسینی مختاری در ادبیات مشتمل میباشد بر:

سه تفصیل (مختصر، میانگین و تبارک) بر الفوائدالصَّمدیة روضه خوان بهائی.
گفتارهای حکیمانه موزونی به مدل مقامات حریری و شذورالذهب زمخشری با اسم زَواهرُالجَواهر فی نَوادرالزَّواجِر، که چاپ گردیده است.[۲۳]
کناره بر المُطوَّل تفتازانی.
کتابی در دانش نحو به اسم نحو میر.[۲۴]
لبه‌ای بر کتاب الاشباه و النظایر جلال الدین سیوطی: در آن از برخی منابع نقل نموده است که سیوطی در اواخر قدمت به مذهب شیعه گرویده بود.[۲۵]
تَفریجُ القاصد لِتوضیحِ المقاصد نامید که تاریخ بهائیین (یعنی روحانی بهائی و بهاءالدین حسینی مختاری): تفصیل و تکمله‌ای بر کتاب توضیح المقاصد بهاءالدین عاملی (روحانی بهائی).[۲۶]
ترجمه لهوف
سید بهاء‌الدین مختاری را اولیه معنی کننده مقتل لهوف به فارسی دانسته‌اند. [۲۷] اسم این ترجمه اولیه توشه در کتاب «الشریعة الی استدراک الذریعة» نوشته سید محمد طباطبائی آمده میباشد.[۲۸] ترجمه سید بهاء‌الدین ترجمه صرف وجود ندارد و وی احادیث و اشعار دیگری برای مثال اشعار محتشم کاشانی را نیز بدین ترجمه افزوده میباشد.[۲۹]

بازدید : 20
يکشنبه 18 خرداد 1404 زمان : 11:36


سید موسی شُبیری زَنجانی (زاده ۱۳۰۶ش)، از مراجع تاسی شیعه و از استادان درس بیرون فقه و بیرون اصول در قم میباشد. وی یک کدام از هفت فقیهی که بعد از درگذشت محمدعلی اراکی، از سوی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، روا التقلید و دارای شرایط مرجعیت معرفی شد. شبیری زنجانی در قم و نجف به علم آموزی پرداخت و در درس سید حسین طباطبایی بروجردی، سید ابوالقاسم خویی و سید محمد متفحص داماد حاضر میشد. شبیری خبر واحد را حجت نمی‌داند. وی تحقیقی بر رجال نجاشی نوشته میباشد. شبیری همانند پدرش سید احمد شبیری زنجانی، امام جماعت در بقاع حضرت معصومه(س) پک پذیرایی ترحیم مشهد میباشد.

به دنیاآمدن
سید موسی شبیری زنجانی، ۸ رمضان ۱۳۴۶ق، ۱۰ اسفند سال ۱۳۰۶ش در قم زاده شد. بابا وی سید احمد شبیری زنجانی، از عالمان عصر خویش بوده و ۲۵ سال در مکتب سیّد زنجان، سرگرم به علم آموزی و درس دادن بوده میباشد. سید احمد، از ۲ جمادی‌الثانی ۱۳۴۶ق بومی قم و از نزدیکان عبدالکریم حائری یزدی دانسته گردیده‌است.[۱]

علم آموزی و درس دادن
شبیری زنجانی، دروس حوزوی را از سال ۱۳۵۹ یا این که ۱۳۶۰ق شروع کرد و دروس زمان سطح را در سه یا این که چهار سال به نقطه پایان پیروزی. بعداز آن در درس سید صدرالدین صدر حاضر شد و به گفته وب سایت دفترش، وی نادر‌سن‌ترین کمپانی‌کننده در‌این درس بود.[۲] شبیری زنجانی، دو توشه در سال‌های ۱۳۷۳ق و ۱۳۷۴ق به حوزه علمیه نجف رفت و در درس‌های بیرون فقه جلسات سید عبدالهادی شیرازی و سید محسن طباطبائی حکیم کمپانی کرد. وی همینطور در درس فقه و اصول سید ابوالقاسم خویی حاضر میشد.[۳] شبیری در درس بیرون فقه و بیرون اصول نزد سید حسین طباطبایی بروجردی کمپانی کرد و کتاب الغصب، کتاب الاجاره، و کتاب الصلوة را از او فراگرفت. سید موسی شبیری زنجانی همینطور ۲۱ سال در درس بیرون فقه سید محمد پژوهشگر داماد به یار و همدم امام موسی صدر و سیدمحمد بهشتی کمپانی کرد و یک عصر بی نقص درس بیرون اصول را نیز از او یادگرفت.[۴] وی، امام موسی صدر را تحت عنوان او‌لین هم‌مباحث و یکی دست اندرکاران عشق و علاقه‌مندی‌اش به دروس حوزی معرفی نموده است.[۵].

شروع درس دادن درس بیرون
سیدموسی شبیری زنجانی در دهه ۱۳۴۰ خورشیدی، از استادان مکتب حقانی در قم بود.[۶] وی درس دادن بیرون فقه در مسئله کتاب الحج را قبل از سال ۱۳۸۸ق ( تقریباً پس از ۴۰ سالگی) و در حین حیات معلم خویش سید محمد پژوهشگر داماد استارت کرد و این درس ۱۵ سال زمان بر شد. درس بیرون اصول نیز سال‌ها از درس‌های اساسی او بود، ولی ادامه نیافته و نکات ما یحتاج اصولی را، درضمن درس بیرون فقه ذکر می‌ کرد[۷]

شاگردان پر اسم و رسم
رضا استادی[۸]
محمدمهدی شب‌زنده‌دار[۹]
سید جعفر مرتضی عاملی[۱۰]
مرجعیت
شبیری زنجانی، یکی‌از هفت فقیهی میباشد که جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، بعداز درگذشت محمدعلی اراکی در سال ۱۳۷۳ش، آن‌ها‌را جایزالتقلید خواند.[۱۱]

نظرها خاص
شبیری زنجانی، خبر واحد را حجت نمی‌داند. وی به آرای سید محسن حکیم و سید ابوالقاسم خویی اعتنا ویژه داشته، اعتقادوباور به انسداد باب دانش و عدم یقین به اختیارات وسیع حکومتی برای فقها، از سایر نگرش‌های دینی شبیری زنجانی میباشد.[۱۲]

اثر ها

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 508
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 110
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 350
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 462
  • بازدید ماه : 467
  • بازدید سال : 2130
  • بازدید کلی : 32399
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی