loading...

???? ???? ???????

بازدید : 23
يکشنبه 25 خرداد 1404 زمان : 11:12


رجوع به جمهوری اسلامی ایران
نصر بعد از برگشت به جمهوری اسلامی ایران، کرسی استادیاری فلسفه و تاریخ دانش در کالج ادبیات و علم ها انسانی دانشکده طهران را ذمه ‌دار شد.[۱۳] او بعداز برگشت به کشور‌ایران در سال ۱۹۵۸م، مجدد به مقطع ۲۰ سال، در جلسات اساتید فلسفه و عرفان اسلامی کمپانی کرد که سه روز در هفته در مکتب سپهسالار طهران و نیز منازل فردی در طهران، قم و قزوین برگزار میشد. مثلا این اساتید عبارت بودند از: سید محمدکاظم عصار، سیدمحمدحسین طباطبائی و سید ابوالحسن رفیعی قزوینی.[۱۴] او نزد عصار، تفصیل منظومه سبزواری و متن عرفانی اشعة اللمعات جامی را پک پذیرایی ترحیم مشهد خواند[۱۵]

و نزد طباطبائی، اسفار ملاصدرا، دیوان حافظ و مباحثی در فلسفه تطبیقی، گفت و گو‌هایی درباره کتاب سِرّ اکبر ترجمه فارسی اوپانیشادها و تصحیح نائینی و تارا یک سری (Tara Chand)، و تفاسیر اناجیل از منظر اسلام را یادگرفت.[۱۶] همینطور او در مباحثات علمی طباطبائی و هانری کربن، یک کدام از مترجمین مطالب آنان بوده میباشد.[۱۷] نصر ۵ سال را در درس‌های اسفار قزوینی کمپانی کرد و از او تحت عنوان شایسته ترین و پررنگ‌ترین مدرس اسفار خاطر می‌نماید.[۱۸] همینطور وی بعضا متن ها عرفانی مانند الانسان الکامل تاثیر عبدالکریم جیلی و حکایت الهی خاص و عام تاثیر خویش مهدی الهی قمشه‌ای را نزد الهی قمشه‌ای خواند و اشارات ابن سینا و گستردن اشارات خواجه نصیر را نزد جواد مصلح یادگرفت.[۱۹]

مسؤولیت‌های اجرایی
از سال ۱۹۶۸ (۱۳۴۷ش.) تا ۱۹۷۲ (۱۳۵۱ش.) مدیر دانش گاه و مدتی نیز نائب رئیس یادگرفتن کالج طهران.[۲۰]
۱۹۷۲م (۱۳۵۱ش.): سر کردگی دانشکده دانشکده صنعتی شریف .[۲۱]
۱۹۷۳م (۱۳۵۲ش.): تأسیس انجمن شاهنشاهی فلسفه جمهوری اسلامی ایران، با سر گروهی عالیه ملکه کشور‌ایران.[۲۲]
عضویت در بخش اعظمی از شوراها و انجمن‌های دولتی و دانشگاهی.[۲۳]
سازماندهی کنگره در بین المللی در آموختن و تربیت اسلامی، در سال ۱۹۷۷م در مکه، با همیاری برخی از اندیشمندان مسلمان کشورهای دیگر.[۲۴]
مدیریت هیئت مدیره شورای حوزه‌‌ای بسط.[۲۵]
عضو فعال «انجمن فی مابین المللی فلسفه» در پاریس.[۲۶]
۱۹۷۸م (۱۳۵۷ش): سرپرست دفتر کار ویژه فرح پهلوی.[۲۷]
عضو شورای خوب تمدن[۲۸]
عضو شورای خوب فراگیری[۲۹]
رییس راءس مطالعات اسلام و ارتباط ها مسلمان ها-مسیحیان، متعلق به دانشکده سالی اُکس در برمینگهام (۱۹۹۰)[۳۰]
سفر دایم از کشور ایران
نصر در ششم ژانویه۱۹۷۹م (۱۶ دی ۱۳۵۷ش)، به همدم همسر و دخترش، به لندن رفت تا از آنجا تحت عنوان مدیر محل کار ملکه جمهوری اسلامی ایران، به نمایندگی از جمهوری اسلامی ایران، برای بهره برداری نمایشگاه هنر اهل ایران در توکیو به ژاپن رود. ولی با به تأخیر افتادن نمایشگاه و وقوع انقلاب اسلامی در جمهوری اسلامی ایران، او از آنجا به ایالات متحده رفت و در آغاز، در دانش گاه یوتا تحت عنوان مدرس مهمان پر رنگ سرگرم به عمل شد.[۳۱] در پی او به دانشکده تمپل رفت و به برهه زمانی پنج سال (از ۱۹۷۹تا ۱۹۸۴م) در آنجا به شغل پرداخت.[۳۲]

عاقبت، در سال ۱۹۸۴م معلم مطالعات اسلامی کالج جورج واشنگتن شد که درین کالج واحدهای متعددی را در مطالعات اسلامی، فقهی و تطبیقی برای دانشجو ها مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد درس دادن نموده است. در علاوه بر امسال‌ها، در دانش گاه‌ها و مؤسسات بخش اعظمی در درون ایالات متحده و دیگر نقاط عالم سخنرانی نموده است.[۳۳]

نصر در محافل دانشگاهی ایالات متحده تحت عنوان فیلسوفی سنت‌گرا و مفسر و مدافع پررنگ «حکمت جاویدان» شناخته می شود. قسمت عمده اثرها و مطالعات عقلانی وی در ایالات متحده بدین حوزه و نیز به موضوعات ادیان تطبیقی، فلسفه و گفتگوی ادیان مربوط می‌گردد.[۳۴]

نصر مجرم میباشد که بعد از انقلاب اسلامی کشور‌ایران رابطه خویش را با خویشاوندان پهلوی محافظت نموده است؛ تحت عنوان مثال، بعداز سقوط سلطنت، به امر محمدرضا پهلوی، مأمور ترجمۀ انگلیسی کتاب «جواب به تاریخ» بوده میباشد. همینطور آورده شده میباشد واپسین پادشاه پهلوی، او‌را برای عضویت در «شورای نزاع با جمهوری اسلامی» برگزید. نصر همینطور تبهکار میباشد از اولِ دهۀ شصت تا به امروز از اعضاء بلندپایۀ «بنیاد اشرف پهلوی» در واشنگتن دی.سی و از تئوریسین‌های «کلوب روتاری رنچو پارک» در لس‌آنجلس میباشد. [۳۵]

تفکر

در جستجوی دستور قدسی(درباره زیست فکری نصر)
دستور قدسی
به عقیدۀ نصر فرمان قدسی تغذیه کنندۀ سنت، دانش، عقل، سر، سلوک، ذوق و سلیقه و قلب میباشد. نصر مفاهیمی مانند فرمان قدسی، مابعدالطبیعه، آئین، سنت، و حکمت خالده را در یک منظومه تحت عنوان جوهر هستی و مربوط به حق مطلق قلمداد می‌نماید.[۳۶] به لحاظ وی فرمان قدسی مبدا هر آن چیزی میباشد که در هستی مشاهده میگردد. جوهر فرمان قدسی، ذات حق میباشد که خویش، مطلق بوده و در آحاد سنت‌ها، رفتارها و طبیعت سرازیر میباشد. مدرنیته با غیردینی ساختن طبیعت و آدم، علامت‌های پروردگار را خیر فقط از فی مابین برمی‌دارااست، بلکه برای آنان جانشین تعبیه می‌نماید. [۳۷]

سنت
واژۀ سنت برگرفته از واژۀ لاتینی Traditio میباشد که در کلیسای کاتولیک آن را به معنای آموزه‌هایی می دانند که از دورۀ حواریون در طی تعدادی سده بر هم جمع شده و به ما رسیده[۳۸] این کلمه از حیث ریشه‌شناسی به جابجایی مربوط میشود و در حوزۀ معنایی‌اش مشتمل بر نظریۀ معرفت، کار، فوت‌و‌فن، مقررات، انواع و بعضی موادتشکیل دهنده دیگر میباشد که شفاهی یا این که مکتوب‌اند. البته سنت از لحاظ رنه گنون (که گزینه تایید نصر نیز است) به معنای حقایق یا این که اصولی میباشد که دارنده منشا الهی بوده و بر انسان و تمام قلمرو هستی، وحی و الهام گردیده‌است. آنچه از روش شخصیت‌هایی که به طور پیامبران، آواتارها و لوگوس نمود یافته‌اند و از روش دیگر مرکز ها جابجایی دهنده به یاروهمدم همۀ حاصل و تاثیرات این اصول در حیطههای گوناگونی مشمول دستمزد، ساختار اجتماعی، هنر، علم ها و نیز مشمول معرفت و علم خوب توام با ابزارهای استحصال آن میباشد.[۳۹]

نصر اعتقاد دارد سنت هم واقعیت میباشد و هم حضور. از منبعی می آید که هر چیزی از آن نشات گرفته و به آن بازمی‌خواهد شد. به این ترتیب همگی چیزها را دربرگرفته میباشد. دربردارندۀ معنای حقیقتی میباشد که هم منشا الهی دارااست و هم در سراسر یک زمان از تاریخ انسانی و از روش جابجایی یا این که احیای پیام وحیانی تداوم یافته میباشد. سنت در اینگونه معنایی لینک و رابطه محکمی با حکمت جاویدان دارااست.[۴۰] بنابراین سنت مبتنی بر تعریف و تمجید نصر و بقیه سنت گرایان، در قبال تجددگرایی (مدرنیته) قرار میگیرد.[۴۱] به علاوه این مفهوم از سنت به صورت طلاق ناپذیری با وحی و آیین، دستور قدسی، عقیدۀ راست کیشی، با توان و تداوم و ترتیب جابجایی واقعیت، با حیات آفاقی و انفسی و نیز با معاش شیخ، دانش و هنر مرتبط میباشد.[۴۲]

نسبت سنت و آئین


رجوع به جمهوری اسلامی ایران
نصر بعد از برگشت به جمهوری اسلامی ایران، کرسی استادیاری فلسفه و تاریخ دانش در کالج ادبیات و علم ها انسانی دانشکده طهران را ذمه ‌دار شد.[۱۳] او بعداز برگشت به کشور‌ایران در سال ۱۹۵۸م، مجدد به مقطع ۲۰ سال، در جلسات اساتید فلسفه و عرفان اسلامی کمپانی کرد که سه روز در هفته در مکتب سپهسالار طهران و نیز منازل فردی در طهران، قم و قزوین برگزار میشد. مثلا این اساتید عبارت بودند از: سید محمدکاظم عصار، سیدمحمدحسین طباطبائی و سید ابوالحسن رفیعی قزوینی.[۱۴] او نزد عصار، تفصیل منظومه سبزواری و متن عرفانی اشعة اللمعات جامی را پک پذیرایی ترحیم مشهد خواند[۱۵]

و نزد طباطبائی، اسفار ملاصدرا، دیوان حافظ و مباحثی در فلسفه تطبیقی، گفت و گو‌هایی درباره کتاب سِرّ اکبر ترجمه فارسی اوپانیشادها و تصحیح نائینی و تارا یک سری (Tara Chand)، و تفاسیر اناجیل از منظر اسلام را یادگرفت.[۱۶] همینطور او در مباحثات علمی طباطبائی و هانری کربن، یک کدام از مترجمین مطالب آنان بوده میباشد.[۱۷] نصر ۵ سال را در درس‌های اسفار قزوینی کمپانی کرد و از او تحت عنوان شایسته ترین و پررنگ‌ترین مدرس اسفار خاطر می‌نماید.[۱۸] همینطور وی بعضا متن ها عرفانی مانند الانسان الکامل تاثیر عبدالکریم جیلی و حکایت الهی خاص و عام تاثیر خویش مهدی الهی قمشه‌ای را نزد الهی قمشه‌ای خواند و اشارات ابن سینا و گستردن اشارات خواجه نصیر را نزد جواد مصلح یادگرفت.[۱۹]

مسؤولیت‌های اجرایی
از سال ۱۹۶۸ (۱۳۴۷ش.) تا ۱۹۷۲ (۱۳۵۱ش.) مدیر دانش گاه و مدتی نیز نائب رئیس یادگرفتن کالج طهران.[۲۰]
۱۹۷۲م (۱۳۵۱ش.): سر کردگی دانشکده دانشکده صنعتی شریف .[۲۱]
۱۹۷۳م (۱۳۵۲ش.): تأسیس انجمن شاهنشاهی فلسفه جمهوری اسلامی ایران، با سر گروهی عالیه ملکه کشور‌ایران.[۲۲]
عضویت در بخش اعظمی از شوراها و انجمن‌های دولتی و دانشگاهی.[۲۳]
سازماندهی کنگره در بین المللی در آموختن و تربیت اسلامی، در سال ۱۹۷۷م در مکه، با همیاری برخی از اندیشمندان مسلمان کشورهای دیگر.[۲۴]
مدیریت هیئت مدیره شورای حوزه‌‌ای بسط.[۲۵]
عضو فعال «انجمن فی مابین المللی فلسفه» در پاریس.[۲۶]
۱۹۷۸م (۱۳۵۷ش): سرپرست دفتر کار ویژه فرح پهلوی.[۲۷]
عضو شورای خوب تمدن[۲۸]
عضو شورای خوب فراگیری[۲۹]
رییس راءس مطالعات اسلام و ارتباط ها مسلمان ها-مسیحیان، متعلق به دانشکده سالی اُکس در برمینگهام (۱۹۹۰)[۳۰]
سفر دایم از کشور ایران
نصر در ششم ژانویه۱۹۷۹م (۱۶ دی ۱۳۵۷ش)، به همدم همسر و دخترش، به لندن رفت تا از آنجا تحت عنوان مدیر محل کار ملکه جمهوری اسلامی ایران، به نمایندگی از جمهوری اسلامی ایران، برای بهره برداری نمایشگاه هنر اهل ایران در توکیو به ژاپن رود. ولی با به تأخیر افتادن نمایشگاه و وقوع انقلاب اسلامی در جمهوری اسلامی ایران، او از آنجا به ایالات متحده رفت و در آغاز، در دانش گاه یوتا تحت عنوان مدرس مهمان پر رنگ سرگرم به عمل شد.[۳۱] در پی او به دانشکده تمپل رفت و به برهه زمانی پنج سال (از ۱۹۷۹تا ۱۹۸۴م) در آنجا به شغل پرداخت.[۳۲]

عاقبت، در سال ۱۹۸۴م معلم مطالعات اسلامی کالج جورج واشنگتن شد که درین کالج واحدهای متعددی را در مطالعات اسلامی، فقهی و تطبیقی برای دانشجو ها مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد درس دادن نموده است. در علاوه بر امسال‌ها، در دانش گاه‌ها و مؤسسات بخش اعظمی در درون ایالات متحده و دیگر نقاط عالم سخنرانی نموده است.[۳۳]

نصر در محافل دانشگاهی ایالات متحده تحت عنوان فیلسوفی سنت‌گرا و مفسر و مدافع پررنگ «حکمت جاویدان» شناخته می شود. قسمت عمده اثرها و مطالعات عقلانی وی در ایالات متحده بدین حوزه و نیز به موضوعات ادیان تطبیقی، فلسفه و گفتگوی ادیان مربوط می‌گردد.[۳۴]

نصر مجرم میباشد که بعد از انقلاب اسلامی کشور‌ایران رابطه خویش را با خویشاوندان پهلوی محافظت نموده است؛ تحت عنوان مثال، بعداز سقوط سلطنت، به امر محمدرضا پهلوی، مأمور ترجمۀ انگلیسی کتاب «جواب به تاریخ» بوده میباشد. همینطور آورده شده میباشد واپسین پادشاه پهلوی، او‌را برای عضویت در «شورای نزاع با جمهوری اسلامی» برگزید. نصر همینطور تبهکار میباشد از اولِ دهۀ شصت تا به امروز از اعضاء بلندپایۀ «بنیاد اشرف پهلوی» در واشنگتن دی.سی و از تئوریسین‌های «کلوب روتاری رنچو پارک» در لس‌آنجلس میباشد. [۳۵]

تفکر

در جستجوی دستور قدسی(درباره زیست فکری نصر)
دستور قدسی
به عقیدۀ نصر فرمان قدسی تغذیه کنندۀ سنت، دانش، عقل، سر، سلوک، ذوق و سلیقه و قلب میباشد. نصر مفاهیمی مانند فرمان قدسی، مابعدالطبیعه، آئین، سنت، و حکمت خالده را در یک منظومه تحت عنوان جوهر هستی و مربوط به حق مطلق قلمداد می‌نماید.[۳۶] به لحاظ وی فرمان قدسی مبدا هر آن چیزی میباشد که در هستی مشاهده میگردد. جوهر فرمان قدسی، ذات حق میباشد که خویش، مطلق بوده و در آحاد سنت‌ها، رفتارها و طبیعت سرازیر میباشد. مدرنیته با غیردینی ساختن طبیعت و آدم، علامت‌های پروردگار را خیر فقط از فی مابین برمی‌دارااست، بلکه برای آنان جانشین تعبیه می‌نماید. [۳۷]

سنت
واژۀ سنت برگرفته از واژۀ لاتینی Traditio میباشد که در کلیسای کاتولیک آن را به معنای آموزه‌هایی می دانند که از دورۀ حواریون در طی تعدادی سده بر هم جمع شده و به ما رسیده[۳۸] این کلمه از حیث ریشه‌شناسی به جابجایی مربوط میشود و در حوزۀ معنایی‌اش مشتمل بر نظریۀ معرفت، کار، فوت‌و‌فن، مقررات، انواع و بعضی موادتشکیل دهنده دیگر میباشد که شفاهی یا این که مکتوب‌اند. البته سنت از لحاظ رنه گنون (که گزینه تایید نصر نیز است) به معنای حقایق یا این که اصولی میباشد که دارنده منشا الهی بوده و بر انسان و تمام قلمرو هستی، وحی و الهام گردیده‌است. آنچه از روش شخصیت‌هایی که به طور پیامبران، آواتارها و لوگوس نمود یافته‌اند و از روش دیگر مرکز ها جابجایی دهنده به یاروهمدم همۀ حاصل و تاثیرات این اصول در حیطههای گوناگونی مشمول دستمزد، ساختار اجتماعی، هنر، علم ها و نیز مشمول معرفت و علم خوب توام با ابزارهای استحصال آن میباشد.[۳۹]

نصر اعتقاد دارد سنت هم واقعیت میباشد و هم حضور. از منبعی می آید که هر چیزی از آن نشات گرفته و به آن بازمی‌خواهد شد. به این ترتیب همگی چیزها را دربرگرفته میباشد. دربردارندۀ معنای حقیقتی میباشد که هم منشا الهی دارااست و هم در سراسر یک زمان از تاریخ انسانی و از روش جابجایی یا این که احیای پیام وحیانی تداوم یافته میباشد. سنت در اینگونه معنایی لینک و رابطه محکمی با حکمت جاویدان دارااست.[۴۰] بنابراین سنت مبتنی بر تعریف و تمجید نصر و بقیه سنت گرایان، در قبال تجددگرایی (مدرنیته) قرار میگیرد.[۴۱] به علاوه این مفهوم از سنت به صورت طلاق ناپذیری با وحی و آیین، دستور قدسی، عقیدۀ راست کیشی، با توان و تداوم و ترتیب جابجایی واقعیت، با حیات آفاقی و انفسی و نیز با معاش شیخ، دانش و هنر مرتبط میباشد.[۴۲]

نسبت سنت و آئین

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 511
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 36
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 292
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 605
  • بازدید ماه : 736
  • بازدید سال : 3621
  • بازدید کلی : 33890
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی