محدودیت دولت عراق درباره ایرانیان
غیروابسته شدن ایالت عراق از دولت عثمانی در سال ۱۲۹۹ش (۱۹۲۰م)، و آنگاه تشکیل میهن پادشاهی عراق در سال ۱۳۱۱ش (۱۹۳۲م)، به طاقت فرسا شدن حضور ایرانیان در عراق انجامید.[۷] سیاستهای عربگرایانه و ناسیونالیسم عربی حاکمان عراق، برهان مهم این تغییر و تحول بود. حکومتهای عراق در ادامه رویا رویی با نفوذ ایرانیان در عراق بودند و با ثبت شرایطی، حضور و تاثیرگذاری اتباع اهل ایران در عراق را محصور و دشوار پک پذیرایی ترحیم مشهد کردند.[۸]
ضابطه تابعیت عراقی: بر پایه ی ضابطه تابعیت عراقی که در سال ۱۳۰۲ش (۱۹۲۴م) ثبت شد، همگی اهل ایرانهای بومی عراق، عراقی محسوب میشدند، مگر آنکه خویش تا تاریخ معینی از عراقی بودن انصراف دهند.[۹]
ممانعت استخدام: بر پایه ی ضابطه بازداشتن استخدام اشخاص فرنگی که در سال ۱۳۰۵ش (۱۹۲۷م) ثبت شد، اتباع دیگر کشورها مثلا کشور ایران، با ممانعت استخدام مواجه میشدند. مبتنی بر ضابطه دیگری که در سال ۱۳۰۷ش (۱۹۲۹م) ثبت شد، ضابطه مدنی عراق، اشتغال اشخاص در دادگاهها را مشروط به پی بردن لهجه عربی کرد.[۱۰]
نهی کردن اشتغال: مبتنی بر رسمی که در سال ۱۳۱۳ش (۱۹۳۵م) ثبت شد، اتباع کشورهای فرنگی از اشتغال به بعضی از مشاغل تجاری و بازرگانی بازداشتن شدند.[۱۱] اکثری از این مشاغل در مشت ایرانیان بود و مطابق بعضا استینافهای تاریخی، شمار بازرگانان اهل ایران در قرن هفدهم میلادی در شهرهای عراق، بیش تر از علما و طلاب منطقههای علمیه بوده میباشد.[۱۲]
اخراج ایرانیان
اولین به دور اخراج سازماندهی گردیده ایرانیان از عراق، بعد از بالا دریافت کردن زد خوردهای مرزی دو مرزو بوم اتفاق افتاد. ۹ اردیبهشت ماه ۱۳۴۸ش (۲۹ آوریل ۱۹۶۹م)، دولت عراق در شکایتی به شورای امنیت، کشورایران را به انجام اجبار و ارعاب در اروندرود جنایتکار کرد و بعداز آن مبادرت به اخراج ایرانیان برای مثال کردهای فیلی و مصادره اموال آنان نمود.[۱۳]
این اتفاق در طی آیت الله حکیم، مرجع وقت شیعه ها عراق اتفاق افتاد. بعد از درگذشت او، اخراج ایرانیان مستقر عراق در حجمی بسیار بزرگخیس در فصل زمستان ۱۳۵۰ ادامه یافت. ایرانیان اخراجگردیده، که معاودین خوانده میشدند، در نقاط مرزی و بعضی شهرهای جمهوری اسلامی ایران اسکان داده شدند، و گزارشهای متفاوت، اوضاع آن ها را بسیار خراب دانستهاند.[۱۴]
برگزاری مجلس اعتراض در جمهوری اسلامی ایران
نصیب عمده اخراجیها، طلاب و روحانیان بومی نجف بودند و بخش اعظمی از آن ها صرفا شش روز مهلت داشتند تا مقدمات خروج از عراق را آماده نمایند. بعد از آن نیروهای دولتی عراق میتوانستند آنها را بازداشت کرده و در هرجاای از مرز رهایشان نمایند.[۱۵] در جمهوری اسلامی ایران برخوردهایی در اعتراض بدین قصه شکل گرفت. در دی سال ۱۳۵۰ش به مناسبت اخراج تیمجمعی ايرانيان مقيم عراق كه به گذر زمان ايام آنان را مُعاوِدين يعنی: برگشتگان به وطن میخواندند، مجلسی در مسجد سید عزیزالله با حضور ۱۰ هزار نفر برگزار شد. از سفيران كشورهای اسلامی هم دعوت شد در مجلس سابق الذکر شركت كنند. اين مجلس كه به دعوت سید احمد خوانساری و بهمراد ابراز مخالفت جامعه روحانيت نسبت به کردار رژيم بعث در مسجد سيد عزيزالله تشكيل گردیده بود، با سخنرانی محمدتقی فلسفی ادامه يافت. سناتور جمشيد اعلم در مجلس سنا خواست از مجلس منعقده در مسجد سید عزیزالله و سخنرانی فلسفی علیه امام خمینی بهره برداری كند، كه محمدتقی فلسفی در عكسالعمل به اين مبادرت رژيم در مسجد جامع بازار در مراسم ختم میرزا عبدالله چهلستونی (درگذشت: ۱۳۵۰ش) بهشدت به رژيم حمله و از آن نقد كرد و بعد از آن هم از سوی رژيم ممنوعالمنبر شد.[۱۶]
نزدیک به سال ۱۳۶۰ش (۱۹۸۰م) نیز پروسه اخراج عراقیان اهل ایرانالاصل ادامه یافت که بعضی گفتهاند بیشتر آنها از ثروتمندان و تجار بودند و حکومت عراق بعد از اخراج آنان مبادرت به مصادره اموال آنان کرد و از اینراه بیشتراز سه میلیارد دلار به دست آورد. بخشی از این پول برای جانبداری هزینههای پیکار با کشور ایران مصرف شد.[۱۷]
معاودین سرشناس
بخش اعظمی از فقهای شیعه، روحانیون و صورتهای سرشناس، در بین معاودین بودهاند که از این فی مابین میاقتدار به موردها پایین اشاره نمود:
سید محمد حسینی شاهرودی
میرزا جواد تبریزی
محمدرضا جعفری اشکوری
محمدهادی معرفت
سید مرتضی عسکری
محمدمهدی آصفی
محمدعلی تسخیری
سید محمود هاشمی شاهرودی
سید مرتضی نجومی
سید جواد آلعلی شاهرودی
علی اکبر صالحی[۱۸]
غلامرضا رضوانی

چگونه بهترین پک پذیرایی برای مراسم ترحیم را انتخاب کنیم؟