شعر سرا بودن
یزید شخصی کلامپرداز و شعر سرا بود. دیوان اشعار وی نیز به چاپ رسیده و به لهجه فارسی نیز ترجمه گردیدهاست.[۲۶] یکی شعرهایی که بعداز اتفاق عاشورا، از وی بیان شده، این میباشد: جامی از شراب به اینجانب بنوشان که استخوانهایم را سیراب نماید. آن گاه برگرد و ابن زیاد را اینگونه جامی بنوشان، به عبارتی که رازدار و امین اینجانب میباشد و مبنا خلافت اینجانب به دست وی پایدار پک پذیرایی ترحیم مشهد شوید.[۲۷]
إِسقِني شُربَة تُرَوّي مُشاشي
ثُمَّ مِل فَاِسقِ مِثلَها اِبنَ زِيادِ
صاحِبَ السِرِّ وَالأَمانَةِ عِندي
وَلِتَسديدِ مَغنَمي وَجِهادي[۲۸]
مورخان نقل کردهاند در هنگامی که معاویه، یزید را با سپاه اسلام به سوی حافظه موقت ارسال کرد، لشکریان جلو رفته و مبتلا آبله و تب شدند؛ اما یزید با همسرش بین شیوه ماند، مشغول میگساری شد و اشعاری اینگونه سرود: از تب و آبلهای که به لشکر رسید باکی ندارم، هر گاه در دیر مُرّان[یادداشت ۱] در غرفهها بر تخت توکل داده باشم و در کنارم امکلثوم باشد.[۳۰]
وَما أُبالي إِذا لاقَت جُموعُهُمُ
بِالغَذقَذونَةِ مِن حُمّى وَ مِن مومِ
إِذا اِتَّكَأتُ عَلى الأَنماطِ مُرتَفِعاً
بَدير مُرّانَ عِندي أُمُّ كُلثومِ[۳۱]
بیعت تصاحب کردن معاویه برای یزید
زمانی معاویه در سال ۵۶ قمری تمایل به ولایتعهدی یزید گرفت، زیاد بن ابیه به وی خاطرنشان کرد: «یزید بشر سستی میباشد که به شکارکردن بیش تر از خلافت عشق و علاقه دارااست و برای خلافت مطلوب وجود ندارد».[۳۲] معاویه برای آرم دادن فیسای مجاهد از یزید، در سال ۵۲ قمری اورا با سپاهیان مسلمان، به سوی روم ارسال کرد.[۳۳] همینطور جایگاه امیری حاجیان را به یزید بخشید تا او را از شرابخواری بازدارد و از مخالفتها علیه وی بکاهد.[۳۴] بهعلاوه اینکه بیعت به چنگ آوردن برای یزید را تا بعد از شهیدشدن امام حسن(ع) به تأخیر انداخت.[۳۵]
در صلحطومار امام حسن(ع) آمده بود که معاویه نباید کسی را جانشین خویش نماید و تعیین خلیفه را به شورای مسلمانها واگذارد. به نقل از منابع تاریخی بعداز شهید شدن امام حسن(ع)، معاویه به صلحطومار دارای مسئولیت نماند و به فرمانداران و کارگزارانش دستورداد به ثنا از یزید بپردازند و هیأتهایی از شهرهای گران قدر برای بیعت با یزید به سوی وی روانه نمایند.[۳۶]
عموم مدینه بیش از سایر شهرهای اسلامی، با بیعت مخالف بودند.[۳۷] معاویه به شاعرانِ مخالف یزید، کادوهایی اعطا کرد و حیث آنهارا برگرداند.[۳۸] همینطور به مدینه مهاجرت کرد تا از عموم بیعت بگیرد؛[۳۹] البته نتوانست امام حسین، عبدالله بن زبیر و عبدالله بن قدمت و عبدالرحمن ابن ابی دیده نشده را وادار به بیعت با یزید نماید.[۴۰] نقل میباشد عبدالله بن قدمت درباره بیعت با یزید اظهارکرد: «بیعت کنیم با هر کس با مبارکها و سگها بازی مینماید و شراب مینوشد و آشکارا فسق مینماید؟! عذروبهانه ما نزد پروردگار چیست؟!».[۴۱]
امام حسین(ع) نیز در مجلسی که معاویه و ابن عباس و برخی از درباریان و قبیله اموی حضور داشتند، معاویه را سرزنش کرد و با اشاره به خوی یزید، معاویه را از عملکرد برای جانشینی وی برحذر داشت و به ابطال ادلههای معاویه برای جلب بیعت با یزید پرداخت.[۴۲] همینطور در مجلس دیگری که عوام مردم در آن حضور داشتند، یزید را شرابخوار و اهل هوا و هوس معرفی کرد.[۴۳]
شعر سرا بودن
یزید شخصی کلامپرداز و شعر سرا بود. دیوان اشعار وی نیز به چاپ رسیده و به لهجه فارسی نیز ترجمه گردیدهاست.[۲۶] یکی شعرهایی که بعداز اتفاق عاشورا، از وی بیان شده، این میباشد: جامی از شراب به اینجانب بنوشان که استخوانهایم را سیراب نماید. آن گاه برگرد و ابن زیاد را اینگونه جامی بنوشان، به عبارتی که رازدار و امین اینجانب میباشد و مبنا خلافت اینجانب به دست وی پایدار پک پذیرایی ترحیم مشهد شوید.[۲۷]
إِسقِني شُربَة تُرَوّي مُشاشي
ثُمَّ مِل فَاِسقِ مِثلَها اِبنَ زِيادِ
صاحِبَ السِرِّ وَالأَمانَةِ عِندي
وَلِتَسديدِ مَغنَمي وَجِهادي[۲۸]
مورخان نقل کردهاند در هنگامی که معاویه، یزید را با سپاه اسلام به سوی حافظه موقت ارسال کرد، لشکریان جلو رفته و مبتلا آبله و تب شدند؛ اما یزید با همسرش بین شیوه ماند، مشغول میگساری شد و اشعاری اینگونه سرود: از تب و آبلهای که به لشکر رسید باکی ندارم، هر گاه در دیر مُرّان[یادداشت ۱] در غرفهها بر تخت توکل داده باشم و در کنارم امکلثوم باشد.[۳۰]
وَما أُبالي إِذا لاقَت جُموعُهُمُ
بِالغَذقَذونَةِ مِن حُمّى وَ مِن مومِ
إِذا اِتَّكَأتُ عَلى الأَنماطِ مُرتَفِعاً
بَدير مُرّانَ عِندي أُمُّ كُلثومِ[۳۱]
بیعت تصاحب کردن معاویه برای یزید
زمانی معاویه در سال ۵۶ قمری تمایل به ولایتعهدی یزید گرفت، زیاد بن ابیه به وی خاطرنشان کرد: «یزید بشر سستی میباشد که به شکارکردن بیش تر از خلافت عشق و علاقه دارااست و برای خلافت مطلوب وجود ندارد».[۳۲] معاویه برای آرم دادن فیسای مجاهد از یزید، در سال ۵۲ قمری اورا با سپاهیان مسلمان، به سوی روم ارسال کرد.[۳۳] همینطور جایگاه امیری حاجیان را به یزید بخشید تا او را از شرابخواری بازدارد و از مخالفتها علیه وی بکاهد.[۳۴] بهعلاوه اینکه بیعت به چنگ آوردن برای یزید را تا بعد از شهیدشدن امام حسن(ع) به تأخیر انداخت.[۳۵]
در صلحطومار امام حسن(ع) آمده بود که معاویه نباید کسی را جانشین خویش نماید و تعیین خلیفه را به شورای مسلمانها واگذارد. به نقل از منابع تاریخی بعداز شهید شدن امام حسن(ع)، معاویه به صلحطومار دارای مسئولیت نماند و به فرمانداران و کارگزارانش دستورداد به ثنا از یزید بپردازند و هیأتهایی از شهرهای گران قدر برای بیعت با یزید به سوی وی روانه نمایند.[۳۶]
عموم مدینه بیش از سایر شهرهای اسلامی، با بیعت مخالف بودند.[۳۷] معاویه به شاعرانِ مخالف یزید، کادوهایی اعطا کرد و حیث آنهارا برگرداند.[۳۸] همینطور به مدینه مهاجرت کرد تا از عموم بیعت بگیرد؛[۳۹] البته نتوانست امام حسین، عبدالله بن زبیر و عبدالله بن قدمت و عبدالرحمن ابن ابی دیده نشده را وادار به بیعت با یزید نماید.[۴۰] نقل میباشد عبدالله بن قدمت درباره بیعت با یزید اظهارکرد: «بیعت کنیم با هر کس با مبارکها و سگها بازی مینماید و شراب مینوشد و آشکارا فسق مینماید؟! عذروبهانه ما نزد پروردگار چیست؟!».[۴۱]
امام حسین(ع) نیز در مجلسی که معاویه و ابن عباس و برخی از درباریان و قبیله اموی حضور داشتند، معاویه را سرزنش کرد و با اشاره به خوی یزید، معاویه را از عملکرد برای جانشینی وی برحذر داشت و به ابطال ادلههای معاویه برای جلب بیعت با یزید پرداخت.[۴۲] همینطور در مجلس دیگری که عوام مردم در آن حضور داشتند، یزید را شرابخوار و اهل هوا و هوس معرفی کرد.[۴۳]

پک پذیرایی ترحیم مشهد برای مراسم ختم در مسجد؛ چه ترکیبی مناسبتر است؟