تصوف
نوشتهعلمیٔ اساسی: تصوف
تصوف در لغت به معنای پوشیدن صوف - به معنای پشمینه - و کنایه از تقوا و اعراض از دنیاست. صوفیان غالباً علی بن ابیطالب را مرشد و پیشوای خویش می دانند و اورا انسان اولیاء میدانند. برهمین پایه بخش اعظمی از رهبران فرقههای صوفی، طریقتهایی که به علی بن ابیطالب نمیرسند را قانونی نمیشمارند و آنان را قابل تبعیت نمیدانند. رابطه صوفیان بزرگی زیرا بایزید بسطامی، شقیق بلخی، مشهور کرخی و حسن بصری با امامان شیعه سبب ساز قربت تصوف به فرقه تشیع شد. با وجود آنکه نمیاقتدار از تأثیر تشیع بر تصوف دیده پوشاند، ولی بزرگان شیعه همواره هرگونه رابطه تصوف با امامان و رابطه عالمان شیعه با روش تصوف را منکر پک پذیرایی ترحیم مشهد می باشند.[۱۵۹]
برای تاریخچه تصوف، سه مرحله تدوین شده است؛ مرحله ابتدایی که کوشش شده است در آن تصوف تحت عنوان یک فرقه رده خویش را در بین فرقههای اسلامی پیدا نماید. مرحله دوم که کارایی شد تا با تلفیق در بین تصوف و شریعت، سوءظنهای علیه تصوف به عنوان مثال مفارقت آن با اسلام را از در میان پیروزشود و در مرحله سوم که در آن به ساخت خانقاهها و سلسلهها و اثر ها عقیده ای و تمثیلی پرداخته شد و منجر شکوفایی درین بعد از ظهر شد. اولی گزارشها در امر تقوا در بین صحابه مطرح شده است. با کثرت فتوحات و غنائم ناشی از آن، جمعای از صحابه و تابعین نسبت به تجملگرایی اعتراضهایی مطرح کردند. دانشمندان غربی بیشتر استدلال ساختوساز تصوف در اسلام را یک فرمان فارغ اسلام می داند البته زرینکوب بر این اعتقاد و باور میباشد کهاین نظریه ناشی از مساعد ندانستن اسلام برای مسئلهچینی تصوف و زهد و تقوا است که درست به لحاظ نمیرسد. به نظریه زرینکوب، این نظریه که تصوف از مرتضان هندی، زهاد نصاری یا این که صدیقان مانوی به اسلام رسوخ کردهمیباشد، برپایه احتمال ها و وهم سازه شده است. به عقید اولیه مجموعه از صوفیان، علاقه بر عقل برتری داشت. عرفان نیز یک کدام از مراتب پایانی در سلوک صوفیانه میباشد که به همین جهت امروزه غالباً از عرفان در ترادف با تصوف خاطر می گردد.[۱۶۰]
تا قرنها مشایخ صوفیه، از رویه طریقت به طالبان سلوک صوفیانه یادگرفتنهایی را در پوسته وعظ و خطابه در مساجد منتقل میکردند. قرنها به درازا کشید تا تعداد سلسلهها و مذهبها صوفیه زیاد شوند و طبقات صوفیه همانند طبقات محدثان رده خویش را پیدا نماید. اول طبقه از صوفیان را ابوهاشم صوفی، فضیل بن عیاض، ابراهیم ادهم، ذوالنون مصری، انسان حافی، حارث محاسبی، بایزید بسطامی، ابوسلیمان دارانی، ابوحفص حداد، احمد بن خضرویه، حمدون قصّار و دارای اسم و رسم کرخی تشکیل دادهاند. از سلسله و طبقه ششم به آن گاه بود که سلسلههای صوفیه منشعب شدند و هر مورد خانقاه غیروابستهای داشتند. از سه اتفاق محاکمه و قتل حلاج، ظهور محییالدین ابن عربی و پیدایش مثنوی معنوی به وسیله مولوی تحت عنوان اتفاق ها مفید بر سیر تاریخی تصوف حافظه شده است. این فرقه دربین فرقههای اسلامی و خصوصاً تشیع، گزینه عیب گیری قرار گرفتند. به نقل از زرینکوب در دایرةالمعارف والا اسلامی، تصوف امروزه رو به انحطاط گذاردهمیباشد و جاذبه خودش را از دست دادهمیباشد.[۱۶۱]
گفته می شود که هندوها، سیکها را نیز یکی فرقههای خویش انگاشتند، در حالی که مسلمانها نیز آنها را یک فرقه اسلامی دانستند که از عرفان و تصوف الهام گرفتهمیباشد.[۱۶۲][۱۶۳]
بیان شدهمیباشد که مارتین لینگز متکلم صوفی اینچنین گفتهمیباشد که:
شاهزاده دارا شیکو (متوفی ۱۶۱۹)، پسر صوفی امپراتور مغول فرمان روا دنیا، توانست تأیید نماید که تصوف و آدوایتا ودانتیسم [هندوئیسم] اصولاً یکسان میباشند، با تفاوت سطحی در اصطلاح.[۱۶۴][۱۶۵]
تصوف
نوشتهعلمیٔ اساسی: تصوف
تصوف در لغت به معنای پوشیدن صوف - به معنای پشمینه - و کنایه از تقوا و اعراض از دنیاست. صوفیان غالباً علی بن ابیطالب را مرشد و پیشوای خویش می دانند و اورا انسان اولیاء میدانند. برهمین پایه بخش اعظمی از رهبران فرقههای صوفی، طریقتهایی که به علی بن ابیطالب نمیرسند را قانونی نمیشمارند و آنان را قابل تبعیت نمیدانند. رابطه صوفیان بزرگی زیرا بایزید بسطامی، شقیق بلخی، مشهور کرخی و حسن بصری با امامان شیعه سبب ساز قربت تصوف به فرقه تشیع شد. با وجود آنکه نمیاقتدار از تأثیر تشیع بر تصوف دیده پوشاند، ولی بزرگان شیعه همواره هرگونه رابطه تصوف با امامان و رابطه عالمان شیعه با روش تصوف را منکر پک پذیرایی ترحیم مشهد می باشند.[۱۵۹]
برای تاریخچه تصوف، سه مرحله تدوین شده است؛ مرحله ابتدایی که کوشش شده است در آن تصوف تحت عنوان یک فرقه رده خویش را در بین فرقههای اسلامی پیدا نماید. مرحله دوم که کارایی شد تا با تلفیق در بین تصوف و شریعت، سوءظنهای علیه تصوف به عنوان مثال مفارقت آن با اسلام را از در میان پیروزشود و در مرحله سوم که در آن به ساخت خانقاهها و سلسلهها و اثر ها عقیده ای و تمثیلی پرداخته شد و منجر شکوفایی درین بعد از ظهر شد. اولی گزارشها در امر تقوا در بین صحابه مطرح شده است. با کثرت فتوحات و غنائم ناشی از آن، جمعای از صحابه و تابعین نسبت به تجملگرایی اعتراضهایی مطرح کردند. دانشمندان غربی بیشتر استدلال ساختوساز تصوف در اسلام را یک فرمان فارغ اسلام می داند البته زرینکوب بر این اعتقاد و باور میباشد کهاین نظریه ناشی از مساعد ندانستن اسلام برای مسئلهچینی تصوف و زهد و تقوا است که درست به لحاظ نمیرسد. به نظریه زرینکوب، این نظریه که تصوف از مرتضان هندی، زهاد نصاری یا این که صدیقان مانوی به اسلام رسوخ کردهمیباشد، برپایه احتمال ها و وهم سازه شده است. به عقید اولیه مجموعه از صوفیان، علاقه بر عقل برتری داشت. عرفان نیز یک کدام از مراتب پایانی در سلوک صوفیانه میباشد که به همین جهت امروزه غالباً از عرفان در ترادف با تصوف خاطر می گردد.[۱۶۰]
تا قرنها مشایخ صوفیه، از رویه طریقت به طالبان سلوک صوفیانه یادگرفتنهایی را در پوسته وعظ و خطابه در مساجد منتقل میکردند. قرنها به درازا کشید تا تعداد سلسلهها و مذهبها صوفیه زیاد شوند و طبقات صوفیه همانند طبقات محدثان رده خویش را پیدا نماید. اول طبقه از صوفیان را ابوهاشم صوفی، فضیل بن عیاض، ابراهیم ادهم، ذوالنون مصری، انسان حافی، حارث محاسبی، بایزید بسطامی، ابوسلیمان دارانی، ابوحفص حداد، احمد بن خضرویه، حمدون قصّار و دارای اسم و رسم کرخی تشکیل دادهاند. از سلسله و طبقه ششم به آن گاه بود که سلسلههای صوفیه منشعب شدند و هر مورد خانقاه غیروابستهای داشتند. از سه اتفاق محاکمه و قتل حلاج، ظهور محییالدین ابن عربی و پیدایش مثنوی معنوی به وسیله مولوی تحت عنوان اتفاق ها مفید بر سیر تاریخی تصوف حافظه شده است. این فرقه دربین فرقههای اسلامی و خصوصاً تشیع، گزینه عیب گیری قرار گرفتند. به نقل از زرینکوب در دایرةالمعارف والا اسلامی، تصوف امروزه رو به انحطاط گذاردهمیباشد و جاذبه خودش را از دست دادهمیباشد.[۱۶۱]
گفته می شود که هندوها، سیکها را نیز یکی فرقههای خویش انگاشتند، در حالی که مسلمانها نیز آنها را یک فرقه اسلامی دانستند که از عرفان و تصوف الهام گرفتهمیباشد.[۱۶۲][۱۶۳]
بیان شدهمیباشد که مارتین لینگز متکلم صوفی اینچنین گفتهمیباشد که:
شاهزاده دارا شیکو (متوفی ۱۶۱۹)، پسر صوفی امپراتور مغول فرمان روا دنیا، توانست تأیید نماید که تصوف و آدوایتا ودانتیسم [هندوئیسم] اصولاً یکسان میباشند، با تفاوت سطحی در اصطلاح.[۱۶۴][۱۶۵]

چگونه بهترین پک پذیرایی برای مراسم ترحیم را انتخاب کنیم؟