مرحوم مولی احمد نراقی در «معراجالسعاده» برخی وضعیت را بیان مینماید که در صورتی بیانها با آن ها یاروهمدم باشند، خوب و پرارزشخیس می شوند؛ به عنوان مثالً:
1. بیان در شبهای قدر، سحرگاهان و شب و روز آدینه باشد.
2. بیان با عصمت و طهارت ظاهری یاروهمدم باشد.
3. بیان رو به قبله بها بیشتری دارااست.
4. بیان را بلند نگوید، مگر آن را که شرع مقدس فرمان به بلندگویی داده میباشد (خیرالذکر الخفی).
5. یه خرده درنگ نماید که چه میگوید و مضمون بیان را بفهمد.
6. طعام حلال خورده باشد و بیان بگوید.
7. با دهن خوشرایحه بیان بگوید.
بیان قلبی
آن میباشد که آدم بداند و اعتنا نماید، با گویش خویش چه میگوید و دل، لهجه را ملازمت نماید و آدم به آنچه بر گویش میراند، باورداشته باشد. برای مثالً در حالتی که تکبیر میگوید، حقیقتاً خداوند را از پک پذیرایی ترحیم مشهد تمامی چیز و تمامی کس گرانقدرخیس و با عظمتخیس بداند و این اعتقاد و باور در قلب وجودی وی رسوخ کرده باشد.
فرستاده معبود (ص) فرمود: «در حالتیکه ذاکر اینسیرتکامل باشد، فی مابین اهل غفلت مانند درخت سبز بین گیاهان کم آب میباشد و وی که میفهمد چه می گوید و به آن اعتقاد داراست، مانند زندهای بین مردگان میباشد.»
و فرمود:«خدایم می فرماید: اینجانب هم پا عبدام هستم، هنگامی که به خاطر اینجانب میباشد و دو لبش برای اینجانب جنبش مینماید و دلش اورا ملازمت میکند.»
و فرمود: «آفریدگار به عیسی پسر مریم وحی فرمود: ای عیسی! در ذات و درونت من را خاطر کن تا در ذاتم تورا حافظه کنم. دلت را برای اینجانب قابل انعطاف کن تا رضایت منرا به کف بله. رضایت اینجانب به آن میباشد که تملقکنان به سویم آیی. اینسیرتکامل زنده باش و از مردگی بپرهیز.»
در سود بیان قلبی آن میباشد که با پوست و گوشت و خون آدمی آمیخته گردیده باشد و دل آن را ملازمت و همراهی نماید. پس در صورتیکه بشر دراین هم اکنون بیان پروردگار بگوید، تمامی سلولهای بدنش ذاکر میباشد و همگی فقیه اورا ملازمت و همراهی و همنشینی مینمایند. چون داشتن معرفت نسبت به چیزی، قیمت آن را یکسری موازی مینماید.
بیان عملی
آن میباشد که در صحنههای معاش آدمی در منزلت شغل به ظهور آید و خویش را بنمایاند. به عنوان مثالً در صورتی به لهجه «الله اکبر» میگوید، در قلب رده تکبیر را بفهمد و یقین داشته باشد و در صحنه عملی معاش آفریدگار را تبارک شمارد و غیر از وی هیچکس را والا نداند.
پس جایگاه بیان عملی، لباس قشنگ و سندسی سزاوار برای ذکرهای زبانی و قلبی میباشد که به آنان پوشانده میگردد. نشان اساسی بیان عملی آن میباشد که آدم را از حرام پروردگار بدور و بتواند دست بشر را از نافرمانی حق کوتاه نماید در صحنههای مقدماتی گناه و سرازیری سقوط، معصیت بشر را یادآور گردد و زیرا ترمزی آدم را از سراشیبی سقوط از انسانیت نگه داراست.
پیامبر خداوند (ص) فرمود: «یا این که علی! سه چیز میباشد که شغل به آن بر عموم هنگفت و دشوار میباشد... و خاطر معبود در هر هم اکنون میباشد. اما حافظه آفریدگار فقط به بیان کردن «سبحانالله و الحمدلله و لا اله الا الله و اللهاکبر» وجود ندارد، بلکه به آن میباشد که در شرایطی که در قبال گناهی قرار گرفت، بیان معبود او را از ارتکاب به حرام گشوده دارااست و آن نافرمانی از پروردگار را سوراخ گوید [محدث قمی، 3/200].
اصبغ بن نباته، از اصحاب گرانقدر امیرالمؤمنین علی (ع) میباشد. او گوید: «روزی امام به اینجانب اعتنا فرمود و بیان کرد: ای اصبغ! میخواهی مقامی را به تو معرفی کنم که از بیان آفریدگار هنگام مصیبت هم فراتر باشد؟
پهنا کردم: آری یا این که امیرالمؤمنین!
فرمود: حافظه معبود آن هنگام که بشر مقابل حرام قرار میگیرد، پس آن بیان به قدری توان داشته باشد که دربین بشر و صحنه گناه پرده و بند خواهد شد و آدم را از پلیدی در جانبداری نگه داراست» [قبل].
از پیامبر آفریدگار (ص) شنیدم که میفرمود:
«اینجانب اطاع الله فقد بیان الله و ان قلت صلاته و صیامه و تلاوته للقرآن و اینجانب عصی الله فقد نسی الله و ان کثرت صلاته و صیامه و تلاوته للقرآن» [المیزان عربی،1/342] هر کس از پروردگار تقلید نماید، پروردگار را خاطر نموده است؛ حتی در شرایطی که نماز و روزه و قرآن خواندنش نادر باشد (صرفا به نماز واجب خویش اکتفا نماید). و کسی که پروردگار را معصیت نماید، اورا از حافظه برده میباشد؛ حتی در شرایطی که نماز و روزه و قرآن خواندنش بسیار باشد.
فواید بیان
1. آمرزش گناه
والذین اذا فعلوا فاحشه وی ظلموا أنفسهم ذکروا الله. (آل عمران/135).
آن ها که هر گاه فعالیت یا این که فعالیت بد کردند یا این که بر خویشتن ستم جایز نمودند، خداوند را خاطر مینمایند (و آمرزش می خواهند).
2. نورانی شدن دلها
انما المؤمنون الذین اذا بیان الله وجلت قلوبهم (انفال/2)
همانا مؤمنان آنهااند که هر گاه معبود حافظه گردد، دلهایشان جلا گیرد و نورانی گردد.
3. وقار دل و رفع اضطراب
الا بذکرالله تطمئن القلوب (رعد/28)
همانا با حافظه خداوند دلها آهسته گیرند.
4. برای تندرستسازی قلب و دفع شیطان
امام علی (ع) فرمود: «بیانالله مطرده للشیطان»: خاطر معبود موجب طرد شیطان میباشد [محمدی ریشهری، 5-284].
حالت تأثیر بیان
1. استمداد از پروردگار و دعا کردن.
شرط مهم و بنیانی تأثیر همگی ذکرها ظاهری و باطنی و قلبی آن میباشد که بشر رو به جانب حق بلندمرتبه نماید و از وی بخواهد که ذکر ها را به جان او خط مش دهد و جانش را پیاله تمیز و طاهری برای فرود وارد شدن معانی حقیقی وواقعی ذکر ها نماید، آنگاه میباشد که روح بشر مظهر ذکر ها میگردد.
پروردگار نیز وعده داده که در صورتیکه ذکرت برای اینجانب باشد آن را مایه هدایت و سعادتت قرار میدهم.
• والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا و ان الله لمع المحسنین (عنکبوت/69)
و اشخاصی که برای خریداری کردن خشنودی ما کوشیدند بیشک وتردید آنها را به راه و روش رویش و منزلت قرب موعظه می کنیم و یقیناً معبود با نیکوکاران میباشد.
مرحوم مولی احمد نراقی در «معراجالسعاده» برخی وضعیت را بیان مینماید که در صورتی بیانها با آن ها یاروهمدم باشند، خوب و پرارزشخیس می شوند؛ به عنوان مثالً:
1. بیان در شبهای قدر، سحرگاهان و شب و روز آدینه باشد.
2. بیان با عصمت و طهارت ظاهری یاروهمدم باشد.
3. بیان رو به قبله بها بیشتری دارااست.
4. بیان را بلند نگوید، مگر آن را که شرع مقدس فرمان به بلندگویی داده میباشد (خیرالذکر الخفی).
5. یه خرده درنگ نماید که چه میگوید و مضمون بیان را بفهمد.
6. طعام حلال خورده باشد و بیان بگوید.
7. با دهن خوشرایحه بیان بگوید.
بیان قلبی
آن میباشد که آدم بداند و اعتنا نماید، با گویش خویش چه میگوید و دل، لهجه را ملازمت نماید و آدم به آنچه بر گویش میراند، باورداشته باشد. برای مثالً در حالتی که تکبیر میگوید، حقیقتاً خداوند را از پک پذیرایی ترحیم مشهد تمامی چیز و تمامی کس گرانقدرخیس و با عظمتخیس بداند و این اعتقاد و باور در قلب وجودی وی رسوخ کرده باشد.
فرستاده معبود (ص) فرمود: «در حالتیکه ذاکر اینسیرتکامل باشد، فی مابین اهل غفلت مانند درخت سبز بین گیاهان کم آب میباشد و وی که میفهمد چه می گوید و به آن اعتقاد داراست، مانند زندهای بین مردگان میباشد.»
و فرمود:«خدایم می فرماید: اینجانب هم پا عبدام هستم، هنگامی که به خاطر اینجانب میباشد و دو لبش برای اینجانب جنبش مینماید و دلش اورا ملازمت میکند.»
و فرمود: «آفریدگار به عیسی پسر مریم وحی فرمود: ای عیسی! در ذات و درونت من را خاطر کن تا در ذاتم تورا حافظه کنم. دلت را برای اینجانب قابل انعطاف کن تا رضایت منرا به کف بله. رضایت اینجانب به آن میباشد که تملقکنان به سویم آیی. اینسیرتکامل زنده باش و از مردگی بپرهیز.»
در سود بیان قلبی آن میباشد که با پوست و گوشت و خون آدمی آمیخته گردیده باشد و دل آن را ملازمت و همراهی نماید. پس در صورتیکه بشر دراین هم اکنون بیان پروردگار بگوید، تمامی سلولهای بدنش ذاکر میباشد و همگی فقیه اورا ملازمت و همراهی و همنشینی مینمایند. چون داشتن معرفت نسبت به چیزی، قیمت آن را یکسری موازی مینماید.
بیان عملی
آن میباشد که در صحنههای معاش آدمی در منزلت شغل به ظهور آید و خویش را بنمایاند. به عنوان مثالً در صورتی به لهجه «الله اکبر» میگوید، در قلب رده تکبیر را بفهمد و یقین داشته باشد و در صحنه عملی معاش آفریدگار را تبارک شمارد و غیر از وی هیچکس را والا نداند.
پس جایگاه بیان عملی، لباس قشنگ و سندسی سزاوار برای ذکرهای زبانی و قلبی میباشد که به آنان پوشانده میگردد. نشان اساسی بیان عملی آن میباشد که آدم را از حرام پروردگار بدور و بتواند دست بشر را از نافرمانی حق کوتاه نماید در صحنههای مقدماتی گناه و سرازیری سقوط، معصیت بشر را یادآور گردد و زیرا ترمزی آدم را از سراشیبی سقوط از انسانیت نگه داراست.
پیامبر خداوند (ص) فرمود: «یا این که علی! سه چیز میباشد که شغل به آن بر عموم هنگفت و دشوار میباشد... و خاطر معبود در هر هم اکنون میباشد. اما حافظه آفریدگار فقط به بیان کردن «سبحانالله و الحمدلله و لا اله الا الله و اللهاکبر» وجود ندارد، بلکه به آن میباشد که در شرایطی که در قبال گناهی قرار گرفت، بیان معبود او را از ارتکاب به حرام گشوده دارااست و آن نافرمانی از پروردگار را سوراخ گوید [محدث قمی، 3/200].
اصبغ بن نباته، از اصحاب گرانقدر امیرالمؤمنین علی (ع) میباشد. او گوید: «روزی امام به اینجانب اعتنا فرمود و بیان کرد: ای اصبغ! میخواهی مقامی را به تو معرفی کنم که از بیان آفریدگار هنگام مصیبت هم فراتر باشد؟
پهنا کردم: آری یا این که امیرالمؤمنین!
فرمود: حافظه معبود آن هنگام که بشر مقابل حرام قرار میگیرد، پس آن بیان به قدری توان داشته باشد که دربین بشر و صحنه گناه پرده و بند خواهد شد و آدم را از پلیدی در جانبداری نگه داراست» [قبل].
از پیامبر آفریدگار (ص) شنیدم که میفرمود:
«اینجانب اطاع الله فقد بیان الله و ان قلت صلاته و صیامه و تلاوته للقرآن و اینجانب عصی الله فقد نسی الله و ان کثرت صلاته و صیامه و تلاوته للقرآن» [المیزان عربی،1/342] هر کس از پروردگار تقلید نماید، پروردگار را خاطر نموده است؛ حتی در شرایطی که نماز و روزه و قرآن خواندنش نادر باشد (صرفا به نماز واجب خویش اکتفا نماید). و کسی که پروردگار را معصیت نماید، اورا از حافظه برده میباشد؛ حتی در شرایطی که نماز و روزه و قرآن خواندنش بسیار باشد.
فواید بیان
1. آمرزش گناه
والذین اذا فعلوا فاحشه وی ظلموا أنفسهم ذکروا الله. (آل عمران/135).
آن ها که هر گاه فعالیت یا این که فعالیت بد کردند یا این که بر خویشتن ستم جایز نمودند، خداوند را خاطر مینمایند (و آمرزش می خواهند).
2. نورانی شدن دلها
انما المؤمنون الذین اذا بیان الله وجلت قلوبهم (انفال/2)
همانا مؤمنان آنهااند که هر گاه معبود حافظه گردد، دلهایشان جلا گیرد و نورانی گردد.
3. وقار دل و رفع اضطراب
الا بذکرالله تطمئن القلوب (رعد/28)
همانا با حافظه خداوند دلها آهسته گیرند.
4. برای تندرستسازی قلب و دفع شیطان
امام علی (ع) فرمود: «بیانالله مطرده للشیطان»: خاطر معبود موجب طرد شیطان میباشد [محمدی ریشهری، 5-284].
حالت تأثیر بیان
1. استمداد از پروردگار و دعا کردن.
شرط مهم و بنیانی تأثیر همگی ذکرها ظاهری و باطنی و قلبی آن میباشد که بشر رو به جانب حق بلندمرتبه نماید و از وی بخواهد که ذکر ها را به جان او خط مش دهد و جانش را پیاله تمیز و طاهری برای فرود وارد شدن معانی حقیقی وواقعی ذکر ها نماید، آنگاه میباشد که روح بشر مظهر ذکر ها میگردد.
پروردگار نیز وعده داده که در صورتیکه ذکرت برای اینجانب باشد آن را مایه هدایت و سعادتت قرار میدهم.
• والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا و ان الله لمع المحسنین (عنکبوت/69)
و اشخاصی که برای خریداری کردن خشنودی ما کوشیدند بیشک وتردید آنها را به راه و روش رویش و منزلت قرب موعظه می کنیم و یقیناً معبود با نیکوکاران میباشد.

چگونه بهترین پک پذیرایی برای مراسم ترحیم را انتخاب کنیم؟