اقامه نماز
اولی وظیفه امام مسجد اقامه نماز تحت عنوان مطرح ترین رکن عبادی آیین اسلام میباشد. اقامه نماز از وظایف اساسی انبیا و خصوصا خاتم انبیا (صلی الله علیه و آله وسلم) میباشد خدای متعال ابلاغ آیه ها قرآن و اقامه نماز را دو وظیفه خاتم پیامبران قرار داده
اتل ما أوحی إلیک اینجانب الکتاب وأقم الصلاة إن الصلاة تنهى عن الفحشاء والمنکر.. [ العنکبوت 45 ]
آن چه را به تو وحی گردیده قرائت کن، و نماز را برپا دار، که نماز (بشر را) از پلیدی بازمیدارااست،..
در سوره انعام به نبی امر میدهد که بگوید سروان به ابلاغ نشانهها قران و بر پا کردن نماز هستم :
..قل إن هدى الله هو الهدى وأمرنا لنسلم لرب العالمین [ انعام 71 ] وأن أقیموا الصلاة واتقوه وهو الذی إلیه تحشرون [ انعام 72 ]
بگو: «صرفا هدایت پروردگار، هدایت میباشد; و امر داده گردیده ایم که تسلیم آفریدگار عالمیان باشیم. (71)
و (نیز به ما دستور داده گردیده ) نماز را برپا دارید و از وی بپرهیزید و صرفا اوست که به سویش محشور خواهید شد.» (72)
و در تعریف مومنان و یاران فرستاده خاتم (صلی الله علیه و آله وسلم) اولین چیزی را که مطرح می نماید این میباشد که آنها بعداز این که بر زمین مسلط شدند نماز به پا میدارند :
الذین إن مکناهم فی الارض أقاموا الصلاة وآتوا الزکاة وأمروا بالمعروف ونهوا عن المنکر.. [ حج 41 ]
.. اشخاصی که هر گاه در زمین به آن ها توان بخشیدیم، نماز را برپا می دارا هستند د و زکات میپردازند و فرمان به مشهور و نهیم از منکر می نمایند...
یکی وصایای لقمان حکیم به فرزندش هم اقامه نماز میباشد پک پذیرایی ترحیم مشهد :
یا این که بنی أقم الصلاة وأمر بالمعروف وانه عن المنکر.. [ لقمان 17 ]
پسرم نماز را برپا دار، و دستور به مشهور و نهی از منکر کن،..
دسته این آیهها و آیه ها شبیه دیگر حاکی از این میباشد که اقامه نماز مطرح ترین و محوری ترین اپلیکیشن مسجد میباشد. می بایست دقت داشته که اقامه نماز با تلاوت نماز فرق داراست. غرض از این که بزرگترین وظیفه امام جماعت اقامه نماز در مسجد میباشد، چیزی بالاتر از تلاوت نماز در مسجد و برگزاری نماز جماعت میباشد. در قرآن تأکید اکثری بر روی اقامه نماز میباشد. از نشانهها قرآن اینگونه بر میاید که اقامه نماز مهم ترین و وسیع ترین وظیفه انبیا بوده میباشد. شاید بعضی گمان نمایند که غرض از اقامه نماز قرائت نماز و یا این که بر پایی نماز جماعت میباشد، این گمانی میباشد بیگانه با حقیقت. حضرت ابراهیم وقتی که اسماعیل را به مکه گذاشت یک کدام از اهدافش را از این فعالیت بر پایی نماز تیتر نموده است :
ربنا إنی أسکنت اینجانب ذریتی بواد غیر ذی زرع عند بیتک المحرم ربنا لیقیموا الصلاة.. [ ابراهیم 37 ]
پروردگارا اینجانب بعضا از فرزندانم را در مملکت بی آب و علفی، در کنار منزلای که بقاع توست، بومی ساختم تا نماز را برپا داراهستند..
هدف ابراهیم از اقامه نماز، این عدم وجود که اسماعیل در مکه نماز بگذارد، در شرایطی که هدف نماز گزاردن می بود، در کنعنان هم این شغل را می توانست، نیازی خلا که به راز زمین بی آب و علف مکه برود. همینطور درحالتی که هدف تنها تلاوت نماز می بود، با عبارت «لیصلی» خوب ذکر میشد. مقصود حضرت ابراهیم و مقصود خدا از امر به ابراهیم این بود که بودن اسماعیل در مکه سبب به توسعه و گسترش و تداوم عبادت و حافظه پروردگار در دنیا و میان بشریت گردد و مکه محل بیان و حافظه خدا باشد. پس هدف از اقامه نماز، صرفا تلاوت نماز وجود ندارد. بلکه غرض، اقامه، به معنای توسعه و استمرار و پایداری نماز تحت عنوان عبادت معبود در جامعه میباشد. بر این محور غرض اساسی برای امام مسجد این میباشد که نماز را تحت عنوان رابطه با معبود در جامعه زنده نگهداشته و توسعه دهد و از این نحوه رابطه آدم را با خدا بر قرار نماید. نماز مهمترین راه و روش و مطرح ترین طریق رابطه فی مابین عبد و بنده و خدا میباشد، انبیاء، اولیاء و امامان مساجد وظیفه دارا هستند که رابطه را زنده، پایدار و استوار نگهدارند و توسعه دهند و این در شرایطیکه متفحص میگردد که، نماز تحت عنوان یک وظیفه از طرف اکثریت جامعه، شغل گردد، دراین حالت میباشد که نماز اقامه گردیدهاست. هر چه امام جماعت در پیشرفت نماز در میان اشخاص جامعه غالب خیس باشد، مدیر وی غالب خیس میباشد. بنابر این مدیر مسجد، فرا خیس از نماز گزاردن در مسجد، اشاعه نماز در جامعه میباشد وترویج نماز در جامعه به معنای، احیای بیان معبود و استحکام رابطه با پروردگار در جامعه و لینک و پیوند مستحکم تری اشخاص با آفریدگار میباشد. این به عبارتی وظیفه ای میباشد که انبیاء برای آن مبعوث گردیده و وظیفه ای میباشد که بر طبق داستان «ان العلماء ورثة الانبیاء» [39] علمای آئین بر دوش داراهستند. مسجد تحت عنوان مقر و سنگر آیین و علماء فقاهتی بزرگترین رده اعمال این وظیفه میباشد. جامعه ای فارغ از مسجد، جامعه سوای مقر فقاهتی و مسجد فارغ از فقید فقاهتی، مقر بی سردارد و سنگر بی سنگر دار میباشد و مسجد سوای نماز جماعت و رابطه مداوم با پروردگار، سنگری سوای پشتیبان میباشد.
2.جلب شرکت کردن
دومین وظیفه امام جلب شرکت کردن و حضور عموم در مسجد میباشد. اقامه نماز در راستای رابطه مسجد به آفریدگار میباشد و جلب شرکت کردن در راستای رابطه مسجد با عموم میباشد. مسجد حلق اتصال بشر با آفریدگار میباشد و جایی میباشد که جامعه با معبود رابطه بر قرار می نماید، نماز وسیله این رابطه میباشد، سازه بر اقامه نماز تحت عنوان استمرار عبادت و حافظه خدای در جامعه سوای جلب شرکت کردن عموم در مسجد میسر وجود ندارد. این مقاله از التفات بسیار بالای شامل است که امام مسجد بتواند شرکت کردن اکثریت عموم را در مسجد آماده نماید. طوری که دل های عموم به مسجد متمایل گردد و حضور در مساجد و مداومت در جماعت را با وظیفه خویش بداند. جلب شرکت کردن کامل کننده اقامه نماز در جامعه میباشد، سوای جلب شرکت کردن، اقامه نماز در جامعه آن طور که بایستی پژوهشگر نمیشود، بنابر این جلب شرکت کردن از عنایت بخش اعظمی در رئیس مساجد بر خور دار میباشد. شواهدی از سنت نبوی و سیره معصومین بر التفات این مورد دلالت داراست. یکیاز سنت های و پیشنهاد های نبی اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) ملاحظه درحال حاضر نماز گزاران بود که نماز نباید منجر رنج عموم خواهد شد و در فیض سبب ساز هجران عموم از مسجد و نماز جماعت شود. در روایتی آمده میباشد :
عن أبی مسعود رضی الله عنه أن رجلا قال : والله یا این که نبی الله إنی لأتأخر عن صلاة الغداة اینجانب أجل فلان مما یطیل سازه، قال أبو مسعود : فما رأیت نبی الله صلى الله علیه وسلم فی موعظة أشد غضبا منه یومئذ، ثم قال : «إن منکم منفرین فأیکم صلى بالناس فلیتجوز فإن فیهم الضعیف والکبیر وذا الحاجة» ([40]).
از ابی مسعود رضی الله گفته شده که مردی بیان کرد : اینجانب به خیال و خاطر این که فلان نماز را ارتفاع میدهد، نماز صبح را به تعقل می اندازم. ابو مسعود راوی این قصه میگوید : پیامبر الله (صلی الله علیه و آله وسلم) در هیچ ارشادوراهنمایی ای از آن روز خشمگین خیس ندیدم. فرمود : «برخی از شما کینه ورزی افگن میباشید. هرمورد تان با عموم نماز گزاردید، نماز را با سرعت بخوانید که فی مابین نماز گزاران ناتوان و پیر و اشخاصی که شغل های دارا هستند، می باشند.
حضرت امیر هم در عهد و پیمان طومار اش به صاحب اشتر به وی پیشنهاد می نماید که :
وإذا أقمت فی صلاتک للناس فلا تکونن منفّرا ولا مضیّعا، فإن فی الناس اینجانب به العلة وله الحاجة. وقد سألت نبی الله صلى الله علیه وآله حین وجهنی إلى الیمن کیف أصلی بهم فقال : " صل بهم کصلاة أضعفهم وکن بالمؤمنین رحیما ([41])
نماز را چنان جاری ساختن ده که خیر سبب ساز خستگی و کینه دوزی می گردد و خیر چیزی از آن ضایع گردد که فی مابین اشخاص بیمار و عده ای که دغدغه و کاری داراهستند و جود د ارد اینجانب وقتی که به یمن می رفتم از پیامبر آفریدگار (صلی الله علیه و آله وسلم) پرسیدم که چهگونه با عموم نماز بخوانم ؟ فرمود : با عموم هم زیرا نماز نا اقتدار ترین آنها نماز بگذار و نسبت به مؤمنان کریم باش.
روایاتی وجود دارااست که فرستاده الله (صلی الله علیه و آله وسلم)و حضرت امیر علیه السلام اشخاصی را که در نماز جماعت کمپانی نمی کردند ارعاب می کردند مالک جواهر در پژوهش این احادیث میگوید این احادیث بر کراهت عدم حضور در مسجد دلالت دارااست خیر بر حرمت آن به جهت این که هیچ کس فتو ا به وجوب حضور در نماز جماعت نداده میباشد. [42]
هم چنان که صاحب و مالک جواهر تصریح می نماید با وجود این احادیث کسی فتوا به وجوب حضور در نماز جماعت نداده میباشد از عدم فتوا به وجوب فهمیده میگردد که پیامبر الله (صلی الله علیه و آله وسلم)و حضرت علی علیه السلام این انذار را عملی نکرده میباشد ؛ زیرا درصورتی که یک آیتم این ترساندن عملی میشد اساس برای فتوا به وجوب نماز در مسجد میشد. سازه بر این می قدرت اعلام کرد که احادیث نشانه بر ترساندن در حالتیکه از دید گواهی دارای اعتبار باشد، تنها نوعی ترساندن را ذکر می نماید. این که نبی الله (صلی الله علیه و آله وسلم)و حضرت امیر (علیه السلام) اینگونه انذار می نماید، حاکی از التفات حضور در نماز جماعت میباشد که از هر وسیله ای می بایست برای حضور اشخاص جامعه در مسجد می بایست بهره مند شد. عامل مداقه حضور در مسجد این میباشد که از حیث شخصی موضوع هدایت شخصی را آماده می نماید و از دید اجتماعی سبب شوکت اجتماع و حضور آیین در صحنه اجتماع میشود. به ذکر دیگر جلب شرکت کردن، به معنای تولید مشتری و بازار مصرف میباشد که مال آیین به کسادی نگرایید و از وظایف اساسی رئیس این میباشد که بتواند برای خویش مشتری مهیا نماید. کالای آئین و مسجد، هدایت میباشد.. در شرایطیکه به لهجه بازاری کلام بگوییم، هر جنسی هنگامی قادر است مشتری داشته باشد، که در معرض روئت کرد عموم باشد، و اعتنا عموم را جلب نماید، جلب و جذب عموم به مسجد هم به معنای تبلیغ آئین و هم به معنای جلب مشتری و خریدار آئین میباشد. تردیدی وجود ندارد که هر چه حضور عموم در مسجد بیشتر باشد، قضیه برای هدایت آنها بیشتر خواهد و بستر برای اقامه نماز و ساختوساز رابطه در بین انسانی بیشتر با پروردگار، افزون خیس آماده گردد.
اقامه نماز
اولی وظیفه امام مسجد اقامه نماز تحت عنوان مطرح ترین رکن عبادی آیین اسلام میباشد. اقامه نماز از وظایف اساسی انبیا و خصوصا خاتم انبیا (صلی الله علیه و آله وسلم) میباشد خدای متعال ابلاغ آیه ها قرآن و اقامه نماز را دو وظیفه خاتم پیامبران قرار داده
اتل ما أوحی إلیک اینجانب الکتاب وأقم الصلاة إن الصلاة تنهى عن الفحشاء والمنکر.. [ العنکبوت 45 ]
آن چه را به تو وحی گردیده قرائت کن، و نماز را برپا دار، که نماز (بشر را) از پلیدی بازمیدارااست،..
در سوره انعام به نبی امر میدهد که بگوید سروان به ابلاغ نشانهها قران و بر پا کردن نماز هستم :
..قل إن هدى الله هو الهدى وأمرنا لنسلم لرب العالمین [ انعام 71 ] وأن أقیموا الصلاة واتقوه وهو الذی إلیه تحشرون [ انعام 72 ]
بگو: «صرفا هدایت پروردگار، هدایت میباشد; و امر داده گردیده ایم که تسلیم آفریدگار عالمیان باشیم. (71)
و (نیز به ما دستور داده گردیده ) نماز را برپا دارید و از وی بپرهیزید و صرفا اوست که به سویش محشور خواهید شد.» (72)
و در تعریف مومنان و یاران فرستاده خاتم (صلی الله علیه و آله وسلم) اولین چیزی را که مطرح می نماید این میباشد که آنها بعداز این که بر زمین مسلط شدند نماز به پا میدارند :
الذین إن مکناهم فی الارض أقاموا الصلاة وآتوا الزکاة وأمروا بالمعروف ونهوا عن المنکر.. [ حج 41 ]
.. اشخاصی که هر گاه در زمین به آن ها توان بخشیدیم، نماز را برپا می دارا هستند د و زکات میپردازند و فرمان به مشهور و نهیم از منکر می نمایند...
یکی وصایای لقمان حکیم به فرزندش هم اقامه نماز میباشد پک پذیرایی ترحیم مشهد :
یا این که بنی أقم الصلاة وأمر بالمعروف وانه عن المنکر.. [ لقمان 17 ]
پسرم نماز را برپا دار، و دستور به مشهور و نهی از منکر کن،..
دسته این آیهها و آیه ها شبیه دیگر حاکی از این میباشد که اقامه نماز مطرح ترین و محوری ترین اپلیکیشن مسجد میباشد. می بایست دقت داشته که اقامه نماز با تلاوت نماز فرق داراست. غرض از این که بزرگترین وظیفه امام جماعت اقامه نماز در مسجد میباشد، چیزی بالاتر از تلاوت نماز در مسجد و برگزاری نماز جماعت میباشد. در قرآن تأکید اکثری بر روی اقامه نماز میباشد. از نشانهها قرآن اینگونه بر میاید که اقامه نماز مهم ترین و وسیع ترین وظیفه انبیا بوده میباشد. شاید بعضی گمان نمایند که غرض از اقامه نماز قرائت نماز و یا این که بر پایی نماز جماعت میباشد، این گمانی میباشد بیگانه با حقیقت. حضرت ابراهیم وقتی که اسماعیل را به مکه گذاشت یک کدام از اهدافش را از این فعالیت بر پایی نماز تیتر نموده است :
ربنا إنی أسکنت اینجانب ذریتی بواد غیر ذی زرع عند بیتک المحرم ربنا لیقیموا الصلاة.. [ ابراهیم 37 ]
پروردگارا اینجانب بعضا از فرزندانم را در مملکت بی آب و علفی، در کنار منزلای که بقاع توست، بومی ساختم تا نماز را برپا داراهستند..
هدف ابراهیم از اقامه نماز، این عدم وجود که اسماعیل در مکه نماز بگذارد، در شرایطی که هدف نماز گزاردن می بود، در کنعنان هم این شغل را می توانست، نیازی خلا که به راز زمین بی آب و علف مکه برود. همینطور درحالتی که هدف تنها تلاوت نماز می بود، با عبارت «لیصلی» خوب ذکر میشد. مقصود حضرت ابراهیم و مقصود خدا از امر به ابراهیم این بود که بودن اسماعیل در مکه سبب به توسعه و گسترش و تداوم عبادت و حافظه پروردگار در دنیا و میان بشریت گردد و مکه محل بیان و حافظه خدا باشد. پس هدف از اقامه نماز، صرفا تلاوت نماز وجود ندارد. بلکه غرض، اقامه، به معنای توسعه و استمرار و پایداری نماز تحت عنوان عبادت معبود در جامعه میباشد. بر این محور غرض اساسی برای امام مسجد این میباشد که نماز را تحت عنوان رابطه با معبود در جامعه زنده نگهداشته و توسعه دهد و از این نحوه رابطه آدم را با خدا بر قرار نماید. نماز مهمترین راه و روش و مطرح ترین طریق رابطه فی مابین عبد و بنده و خدا میباشد، انبیاء، اولیاء و امامان مساجد وظیفه دارا هستند که رابطه را زنده، پایدار و استوار نگهدارند و توسعه دهند و این در شرایطیکه متفحص میگردد که، نماز تحت عنوان یک وظیفه از طرف اکثریت جامعه، شغل گردد، دراین حالت میباشد که نماز اقامه گردیدهاست. هر چه امام جماعت در پیشرفت نماز در میان اشخاص جامعه غالب خیس باشد، مدیر وی غالب خیس میباشد. بنابر این مدیر مسجد، فرا خیس از نماز گزاردن در مسجد، اشاعه نماز در جامعه میباشد وترویج نماز در جامعه به معنای، احیای بیان معبود و استحکام رابطه با پروردگار در جامعه و لینک و پیوند مستحکم تری اشخاص با آفریدگار میباشد. این به عبارتی وظیفه ای میباشد که انبیاء برای آن مبعوث گردیده و وظیفه ای میباشد که بر طبق داستان «ان العلماء ورثة الانبیاء» [39] علمای آئین بر دوش داراهستند. مسجد تحت عنوان مقر و سنگر آیین و علماء فقاهتی بزرگترین رده اعمال این وظیفه میباشد. جامعه ای فارغ از مسجد، جامعه سوای مقر فقاهتی و مسجد فارغ از فقید فقاهتی، مقر بی سردارد و سنگر بی سنگر دار میباشد و مسجد سوای نماز جماعت و رابطه مداوم با پروردگار، سنگری سوای پشتیبان میباشد.
2.جلب شرکت کردن
دومین وظیفه امام جلب شرکت کردن و حضور عموم در مسجد میباشد. اقامه نماز در راستای رابطه مسجد به آفریدگار میباشد و جلب شرکت کردن در راستای رابطه مسجد با عموم میباشد. مسجد حلق اتصال بشر با آفریدگار میباشد و جایی میباشد که جامعه با معبود رابطه بر قرار می نماید، نماز وسیله این رابطه میباشد، سازه بر اقامه نماز تحت عنوان استمرار عبادت و حافظه خدای در جامعه سوای جلب شرکت کردن عموم در مسجد میسر وجود ندارد. این مقاله از التفات بسیار بالای شامل است که امام مسجد بتواند شرکت کردن اکثریت عموم را در مسجد آماده نماید. طوری که دل های عموم به مسجد متمایل گردد و حضور در مساجد و مداومت در جماعت را با وظیفه خویش بداند. جلب شرکت کردن کامل کننده اقامه نماز در جامعه میباشد، سوای جلب شرکت کردن، اقامه نماز در جامعه آن طور که بایستی پژوهشگر نمیشود، بنابر این جلب شرکت کردن از عنایت بخش اعظمی در رئیس مساجد بر خور دار میباشد. شواهدی از سنت نبوی و سیره معصومین بر التفات این مورد دلالت داراست. یکیاز سنت های و پیشنهاد های نبی اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) ملاحظه درحال حاضر نماز گزاران بود که نماز نباید منجر رنج عموم خواهد شد و در فیض سبب ساز هجران عموم از مسجد و نماز جماعت شود. در روایتی آمده میباشد :
عن أبی مسعود رضی الله عنه أن رجلا قال : والله یا این که نبی الله إنی لأتأخر عن صلاة الغداة اینجانب أجل فلان مما یطیل سازه، قال أبو مسعود : فما رأیت نبی الله صلى الله علیه وسلم فی موعظة أشد غضبا منه یومئذ، ثم قال : «إن منکم منفرین فأیکم صلى بالناس فلیتجوز فإن فیهم الضعیف والکبیر وذا الحاجة» ([40]).
از ابی مسعود رضی الله گفته شده که مردی بیان کرد : اینجانب به خیال و خاطر این که فلان نماز را ارتفاع میدهد، نماز صبح را به تعقل می اندازم. ابو مسعود راوی این قصه میگوید : پیامبر الله (صلی الله علیه و آله وسلم) در هیچ ارشادوراهنمایی ای از آن روز خشمگین خیس ندیدم. فرمود : «برخی از شما کینه ورزی افگن میباشید. هرمورد تان با عموم نماز گزاردید، نماز را با سرعت بخوانید که فی مابین نماز گزاران ناتوان و پیر و اشخاصی که شغل های دارا هستند، می باشند.
حضرت امیر هم در عهد و پیمان طومار اش به صاحب اشتر به وی پیشنهاد می نماید که :
وإذا أقمت فی صلاتک للناس فلا تکونن منفّرا ولا مضیّعا، فإن فی الناس اینجانب به العلة وله الحاجة. وقد سألت نبی الله صلى الله علیه وآله حین وجهنی إلى الیمن کیف أصلی بهم فقال : " صل بهم کصلاة أضعفهم وکن بالمؤمنین رحیما ([41])
نماز را چنان جاری ساختن ده که خیر سبب ساز خستگی و کینه دوزی می گردد و خیر چیزی از آن ضایع گردد که فی مابین اشخاص بیمار و عده ای که دغدغه و کاری داراهستند و جود د ارد اینجانب وقتی که به یمن می رفتم از پیامبر آفریدگار (صلی الله علیه و آله وسلم) پرسیدم که چهگونه با عموم نماز بخوانم ؟ فرمود : با عموم هم زیرا نماز نا اقتدار ترین آنها نماز بگذار و نسبت به مؤمنان کریم باش.
روایاتی وجود دارااست که فرستاده الله (صلی الله علیه و آله وسلم)و حضرت امیر علیه السلام اشخاصی را که در نماز جماعت کمپانی نمی کردند ارعاب می کردند مالک جواهر در پژوهش این احادیث میگوید این احادیث بر کراهت عدم حضور در مسجد دلالت دارااست خیر بر حرمت آن به جهت این که هیچ کس فتو ا به وجوب حضور در نماز جماعت نداده میباشد. [42]
هم چنان که صاحب و مالک جواهر تصریح می نماید با وجود این احادیث کسی فتوا به وجوب حضور در نماز جماعت نداده میباشد از عدم فتوا به وجوب فهمیده میگردد که پیامبر الله (صلی الله علیه و آله وسلم)و حضرت علی علیه السلام این انذار را عملی نکرده میباشد ؛ زیرا درصورتی که یک آیتم این ترساندن عملی میشد اساس برای فتوا به وجوب نماز در مسجد میشد. سازه بر این می قدرت اعلام کرد که احادیث نشانه بر ترساندن در حالتیکه از دید گواهی دارای اعتبار باشد، تنها نوعی ترساندن را ذکر می نماید. این که نبی الله (صلی الله علیه و آله وسلم)و حضرت امیر (علیه السلام) اینگونه انذار می نماید، حاکی از التفات حضور در نماز جماعت میباشد که از هر وسیله ای می بایست برای حضور اشخاص جامعه در مسجد می بایست بهره مند شد. عامل مداقه حضور در مسجد این میباشد که از حیث شخصی موضوع هدایت شخصی را آماده می نماید و از دید اجتماعی سبب شوکت اجتماع و حضور آیین در صحنه اجتماع میشود. به ذکر دیگر جلب شرکت کردن، به معنای تولید مشتری و بازار مصرف میباشد که مال آیین به کسادی نگرایید و از وظایف اساسی رئیس این میباشد که بتواند برای خویش مشتری مهیا نماید. کالای آئین و مسجد، هدایت میباشد.. در شرایطیکه به لهجه بازاری کلام بگوییم، هر جنسی هنگامی قادر است مشتری داشته باشد، که در معرض روئت کرد عموم باشد، و اعتنا عموم را جلب نماید، جلب و جذب عموم به مسجد هم به معنای تبلیغ آئین و هم به معنای جلب مشتری و خریدار آئین میباشد. تردیدی وجود ندارد که هر چه حضور عموم در مسجد بیشتر باشد، قضیه برای هدایت آنها بیشتر خواهد و بستر برای اقامه نماز و ساختوساز رابطه در بین انسانی بیشتر با پروردگار، افزون خیس آماده گردد.

چگونه بهترین پک پذیرایی برای مراسم ترحیم را انتخاب کنیم؟