زد خورد، عهد و پیمانطومار و عهدوپیمانشکنی
بعد از گفتگوهایی بین دو طرف، سرنوشت جنگی شدید درگرفت و در نقطه پایان با شروطی مصالحه کردند که تا وصال امیرالمؤمنین از پیکار پرهیز نمایند. به این نحوه عثمان به دارالاماره رجوع و برگشت و به یارانش بیان کرد سلاحهایتان را زمین بگذارید و آسیبهایتان را پک پذیرایی ترحیم مشهد مداوا فرمائید.[۱۵]
ولی طلحه و زبیر به آشتیطومار با مسئولیت نماندند و با رایزنی با رؤسای برخی از قبایل بصره آن ها را بهطرف خود کشانیدند و با پایدار شدن کارشان در یکشب به مسجدی که عثمان بن حنیف در آنجا امام جماعت بود وارد شدند و از امام جماعت شدن او بازداشتن کردند و زیرا یاران عثمان بهمدد از او برخاستند یاران زبیر در جدال بر آنان برنده شدند. به دنبال عثمان را کتک زدند و موهای راز، ابرو، پلکها و همگی موهای صورتش را کندند و وی و ۷۰ نفر از یارانش را نزد عایشه بردند. عائشه به ابان فرزند عثمان بن عفان اعلامکرد: بهسویش [یعنی بهسوی عثمان بن حنیف] برو و گردنش را بزن؛ چراکه انصار پدرت را کشتند و بر قتلش کمک نمودند. عثمان بن حنیف خاطرنشان کرد: ای عائشه و ای طلحه و زبیر! برادرم آسوده، جانشین علی بن ابی طالب در مدینه میباشد و قسم می خورم که در صورتی بکشیدم بر خاندانتان خنجر می کشد و کسی از شمارا باقی نمیگذارد. به این طرز، آنان از هراس اینکه آسوده در مدینه با خاندانشان اینگونه نماید دست از عثمان برداشتند.[۱۶] اما چنانکه قطب راوندی نوشته میباشد، همسر عثمان آنهارا با انذار نام برده ترساند و خیر خویش عثمان.[۱۷]
کشتن یاران عثمان بن حنیف
بعد از این، عائشه به زبیر پیام بخشید که سیابجه (۷۰ نفر از یاران عثمان بن حنیف) را بکش. با حرف عائشه، زبیر به ملازمت پسرش عبدالله آنهارا سربریدند. باقیماندگانی از سیابجه که دربان مال همه مردم بودند گفتند: بیتالمال را به شما نمیدهیم تا اینکه امیرالمؤمنین(ع) بیاید. ولی زبیر شبانه بدانها حمله کرد و ۵۰ نفر از آنها را اسیر گرفت و کشت. چنانکه ابومخنف نقل نموده است، کشتههای سیابجه در آن روز ۴۰۰ نفر بوده میباشد.[۱۸]
پیوستن عثمان به اردوگاه امام(ع)
عثمان بن حنیف زمانی از دست آن ها رها شد، از بصره خارج رفت و زمانیکه به امیرالمؤمنین رسید و اورا روئت کرد، گریست و خاطرنشان کرد: پیرمرد از تو غیروابسته شدم و اَمرَد [یعنی فرد نوجوانی که گیسو شکل ندارد] برگشتم. بعد از این، امام علی(ع) ۳ توشه فرمود:[۱۹] إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ (ترجمه:«ما از آنِ پروردگار هستیم، و بهسوی وی گشوده می گردیم.»)[بقره–۱۵۶]
پانویس
زد خورد، عهد و پیمانطومار و عهدوپیمانشکنی
بعد از گفتگوهایی بین دو طرف، سرنوشت جنگی شدید درگرفت و در نقطه پایان با شروطی مصالحه کردند که تا وصال امیرالمؤمنین از پیکار پرهیز نمایند. به این نحوه عثمان به دارالاماره رجوع و برگشت و به یارانش بیان کرد سلاحهایتان را زمین بگذارید و آسیبهایتان را پک پذیرایی ترحیم مشهد مداوا فرمائید.[۱۵]
ولی طلحه و زبیر به آشتیطومار با مسئولیت نماندند و با رایزنی با رؤسای برخی از قبایل بصره آن ها را بهطرف خود کشانیدند و با پایدار شدن کارشان در یکشب به مسجدی که عثمان بن حنیف در آنجا امام جماعت بود وارد شدند و از امام جماعت شدن او بازداشتن کردند و زیرا یاران عثمان بهمدد از او برخاستند یاران زبیر در جدال بر آنان برنده شدند. به دنبال عثمان را کتک زدند و موهای راز، ابرو، پلکها و همگی موهای صورتش را کندند و وی و ۷۰ نفر از یارانش را نزد عایشه بردند. عائشه به ابان فرزند عثمان بن عفان اعلامکرد: بهسویش [یعنی بهسوی عثمان بن حنیف] برو و گردنش را بزن؛ چراکه انصار پدرت را کشتند و بر قتلش کمک نمودند. عثمان بن حنیف خاطرنشان کرد: ای عائشه و ای طلحه و زبیر! برادرم آسوده، جانشین علی بن ابی طالب در مدینه میباشد و قسم می خورم که در صورتی بکشیدم بر خاندانتان خنجر می کشد و کسی از شمارا باقی نمیگذارد. به این طرز، آنان از هراس اینکه آسوده در مدینه با خاندانشان اینگونه نماید دست از عثمان برداشتند.[۱۶] اما چنانکه قطب راوندی نوشته میباشد، همسر عثمان آنهارا با انذار نام برده ترساند و خیر خویش عثمان.[۱۷]
کشتن یاران عثمان بن حنیف
بعد از این، عائشه به زبیر پیام بخشید که سیابجه (۷۰ نفر از یاران عثمان بن حنیف) را بکش. با حرف عائشه، زبیر به ملازمت پسرش عبدالله آنهارا سربریدند. باقیماندگانی از سیابجه که دربان مال همه مردم بودند گفتند: بیتالمال را به شما نمیدهیم تا اینکه امیرالمؤمنین(ع) بیاید. ولی زبیر شبانه بدانها حمله کرد و ۵۰ نفر از آنها را اسیر گرفت و کشت. چنانکه ابومخنف نقل نموده است، کشتههای سیابجه در آن روز ۴۰۰ نفر بوده میباشد.[۱۸]
پیوستن عثمان به اردوگاه امام(ع)
عثمان بن حنیف زمانی از دست آن ها رها شد، از بصره خارج رفت و زمانیکه به امیرالمؤمنین رسید و اورا روئت کرد، گریست و خاطرنشان کرد: پیرمرد از تو غیروابسته شدم و اَمرَد [یعنی فرد نوجوانی که گیسو شکل ندارد] برگشتم. بعد از این، امام علی(ع) ۳ توشه فرمود:[۱۹] إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ (ترجمه:«ما از آنِ پروردگار هستیم، و بهسوی وی گشوده می گردیم.»)[بقره–۱۵۶]
پانویس

چگونه بهترین پک پذیرایی برای مراسم ترحیم را انتخاب کنیم؟