هجرت آیت الله اعرافی، مدیریت حوزه علمیه قم، به واتیکان و دیدار با پک پذیرایی ترحیم مشهد پاپ فرانسیس که از آن تحت عنوان اولین ارتباط قانونی در میان حوزه علمیه قم و مسیحیت کاتولیک خاطر می شود، می تواند گامی تأثیرگذار در ساختوساز صلح جهانی باشد. این دیدار موضوعی بود برای گفتگویی کوتاه با پزشک معالج محمد مسجدجامعی که پنجشنبه ۵/۳/۱۴۰۱ در موسسه مرام جاری ساختن گرفت.
عنایت مسافرت آیتالله اعرافی بعنوان رئیس ناحیههای علیمه کشور ایران و دیدار با جناب پاپ رو بفرمایید؟
دیدار بزرگان و شخصیتهای فقهی اینک امری پذیرفته گردیده و معمولی میباشد. برخی حتی این دیدارها را بعنوانی عاملی برای ساخت صلح و حتی اثرگذار در ساخت صلح جهانی میدانند. بهرحال دیدار شخصیتهای فقاهتی ما و بقیه رهبران فقاهتی میتواند اساسی و تأثیرگذار باشد. در کشورایران تصور رابطه با آئینِ دیگر، بیشتر در زمینه ی مسیحیت میباشد البته ادیانی که درین روزگار نقش اجتماعی و سیاسی مهمی دارا هستند، نیز اصلی می باشند و برای مثال آیینهای هندو و بودایی و ادیانی کوچکتر که هرمورد به دلائلی مداقه دارا هستند. بهرحال رابطههای در میان فقهی موءثر و مؤثر میباشد و وقتی که به صحت و خیر و خوبی شکل بگیرد، به عایدی ما خواهد بود.
شاید بعضا معتقد باشند در حالت اقتصادی مرزوبوم حق تقدم با مسائل داخلی میباشد و این دیدارها ضرورتی نداشته باشد. لحاظ شما چیست؟
این دو ارتباطی ندارند. هرکدام وظیفه خویش را جاری ساختن میدهند. خطاها اقتصادی جانور در میهن ارتباطی به اینگونه دیدارهایی ندارد و حل این خطاها بر ذمه دولت میباشد. اما این بهاین مضمون وجود ندارد که از اجرا مسئولیتهای خودمان درباره ایرادات و یاری به مسئولان به اصطلاح کتف خالی کنیم. همگی می بایست وظایف خودشان را به صدق اجرا دهند.
نمیقدرت ذکر کرد که رابطه فی مابین رهبران شرعی بهخصوص در میهن ما، موجب حل شدن این نوع اشتباهات خواهد شد، زیرا بخش اعظمی از این ایرادات در اصلً منشاُ داخلی داراهستند. اما بخشی از خطاها فرنگی را میاقتدار از روش اینسیرتکامل دیدارها به عنوانی مدل کرد و صورتای حقیقیخیس از جمهوری اسلامی ایران را به اصحاب ادیان دیگر آرم اعطا کرد و حتی میاقتدار بخشی از اشتباهات داخلی را که ریشه برونمرزی دارا هستند، تا حدود قابل توجهی تخفیف اعطا کرد.
در قبلیی به دور یا این که مجاورت با برخی رفتارهای تند بزرگان حوزه نسبت به شخصیتهای اساسی واتیکان و همینطور تبلیغ مسیحیت مواجه بودهایم. آیا این دیدارها در تناقض با اینگونه سوابقای چک میشوند؟
در این مکان یکسری نکته وجود داراست که به ترتیب سرویس شما پهنا می کنم.
نکته اولیه: اینکه آئین مسیحیت شاخهها و به اصطلاح کلیساهای مختلفی داراست که اصلیترینش کلیسای کاتولیک به رهبری پاپ میباشد. پس پاپ رهبر کاتولیکها میباشد و خیر رهبر مجموع مسیحیت. بخشی از مسیحیان وابسته به کلیسای ارتودوکس می باشند که بخشی در اروپا میباشد مانند بلغارستان، رومانی، صربستان و یا این که روسیه و اوکراین و بیلاروس و مولداوی؛ و بخشی دیگر از این موسسه در ناحیه خاورمیانه می باشند مانند سوریه، عراق و مصر و حتی اتیوپی. بخشی دیگر انگلیکانها میباشند که مرکزشان در انگلستان میباشد. اینان هر مورد تشکیلات و رهبران و عقاید مذهبی خاص خویش را داراهستند. قسمت دیگر هم مربوط میگردد به پروتستانها کهاینها هم گشوده به دو گروه تقسیم می شوند، یعنی پروتستانهای اروپایی و آمریکایی. به همگی آنها مسیحیت گفته میشود. کلیساهای کاتولیک، ارتودوکس و انگلیکانها اینک همانند قبل تمایلات تبلیغی ندارند؛ البته پروتستانهای با ریشه امریکایی و یا این که اونجلیکالها بسیار فعال میباشند. براساس داده های عددی آنان در سال ۲۰۱۲ رویش کلیسایشان در کشور ایران از همه میهنهای جهان بیشتر بوده و این داده های عددی در کتاب “مسیحیت انجیلی” آمده میباشد. پس این که هر جا سخن از مسیحیت می گردد، گمان میرود که همگی یکجور می باشند و تمامی ذیل رهبری پاپ می باشند، اینسیرتکامل وجود ندارد و حتی فرقههای دیگر مسیحیت با پاپ که تنها رهبر فرقه کاتولیکها میباشد، اختلال داراهستند. پس هر وقتی که در جایی کلام از مسیحیت شد بایستی نخستین مشخص و معلوم خواهد شد خواسته کدام یک از این شرکتای میباشد که توضیح داده شد.
نکته دوم: این میباشد که سوابقی اعتراضی را که علمای اسلام نسبت به پاپ داشتند به هنگامی گشوده میگردد که پاپ گذشته یعنی آقای راتسنیگر در سخنرانیاش در کالج رگینسبورگ آلمان، درمورد اسلام کلام کرد. خیر صرفا جامعه روحانیت ما بلکه کلیه مسلمانها بدین مورد برخورد نشانه داده و اعتراض کردند. در آن مجال در ماموریت مراکش بودم و شاهد این اعتراضات بودم و اینکه آن ها سفیرشان در سرزمین واتیکان را فراخواندند. حتی شخصی زیرا عبادت کننده الجابری که از روشنفکران بنام بود سلسله مقالاتی در ردّ سخنان پاپ نوشت و در مجلهها منتشر شد و مدتی بعداز وی سپاس کردم. وی از دوستانم بود و اظهارکرد این وظیفهام بود که از واقعیت جانبداری کنم.
پس این اعتراض صحیح بود اما به پاپ قبل مربوط بود و وی هم ابعاد به نوعی پوزش طلبی کرد. صرف حیث از غلط بودن کلام وی، یک رهبری شرعی نباید در زمینه ی آیین دیگر به این شکل کلام میکرد. این سخرانی بواقع به وسیله اکثری از اعضای پررنگ کلیسای کاتولیک آیتم عیب گیری قرار گر فت. حتی وزیر کارها خارجه اسبق واتیکان، آقای ژان لویی توران -که بعد از آنها تحت عنوان کاردینال و مسئول مجمع اظهار کردوگوی فقهی شد – در صحبتی سری که با هم داشتیم صریحاً اعلامکرد «سخنهای پاپ برای ما خیلی گران به پایان رسید.»
اکثری از کشورها با هر نوع عمل تبلیغی مخالف میباشند، به این دلیلکه این جریان ثبات و انسجام اجتماعی آنهارا میشکند. حتی کشوری زیرا هند که تحت عنوان مطرح ترین رژیم دمکراتیک دارای شهرت گردیده، بطور بدون نقص مخالف کارهای تبشیری میباشد. تا آنجا که برخیً مبلغان پروتستان را به قتل می رسانند. این مخالفت میان هندوهای افراطی به مراتب بیشتر میباشد. این جریان در بخش اعظمی از کشورهای دیگر هم وجود دارااست. اساسی این میباشد که ادله مخالفت فقطً فقاهتی وجود ندارد.
با اعتنا به اینکه جنابعالی به بازه زمانی شش سال سفیر کشور ایران در واتیکان بودهاید چه تجربیاتی درباره دیدارهای شخصیتهای فقاهتی تشیع با جناب پاپ دارید؟
در حین مأموریتم ژان پل دوم، پاپ بود و اعضای «رومن کوریا» و به تعبیری اعضای کابینه واتیکان اشخاص دیگری بودند. در سطح های متعدد ملاقاتهای مختلفی ایفا شد. به جز مقامات قانونی، آیت الله محمد تقی مصباح دوبار به حافظه موقت آمدند و در اقامتگاه ما اقامت داشتند و یکبار ملاقات نسبتاً مفصلی با پاپ داشتند. سازه به گفته تشریفات واتیکان این کاملترین ملاقاتی بود که با یک فقیه مسلمان ایفا شد. شاید انگیزه این بود که سفارت درباره شخصیت و اثرها وی و اینکه در رأس یکیاز مرکزها اصلی آموزشی و پژوهشی اسلامی و حوزوی می باشند، گزارش جامعی نبی بود. اما ژان پل شخص بسیار باهوشی بود و ظاهراً مایل بود داده ها بیشتری در زمینهی کشور ایران و یادگرفتنهای فقهی آن داشته باشد. لذا ملاقات محرمانه بود و حتی آقای بهرام مسعود که تحت عنوان همدم و معنی کننده با وی رفته بود، نپذیرفتند و معنی کننده از جانب خودشان بود و آن طور که مرحوم آقای مصباح میاذعان کرد در موردهای مختلفی حرف گردیده بود.
حضرات نشانهها امامی کاشانی و مقتدایی هم آمدند که محترمهای علمی و برخی از اعضای رومن کوریا دیدار داشتند. از کاردینال راتسینگر که سر کردگی «کمیسیون دکترین کاتولیکی» را به ذمه داشت و بعد ها به رده پاپی رسید وقت خواستم و آقای امامی با او و اکثری دیگر ملاقات کرد. از کاردینال لاکی و کاردینال سیلوسترینی گرفته تا اساتید دانش کده گریگوری و لانترانسه و اساتید دیگری که مخصوصاً در شهر فلورانس بودند.
اما به جز این آقایان و در سطح ها متفاوت علمی و دانشگاهی، ملاقاتهای متعدّدی وجود داشت که قصه مفصلی داراست. طرفین از این دیدارها و اظهارات بسیار راضی بودند. آقای امامی کاشانی که سرگرم بازرسی و تألیف در مسئله مهدویت بود، دو هفته در حافظه موقت اقامت کرد و با اساتید و کشیشها و اسقفهای فراوانی ملاقات کرد. چنانکه آقای مصباح هم در به دور نخستین حضورشان محترمهای علمی و دانشگاهی چه در حافظه موقت و چه در شهرهای دیگر گفتگوهای زیادی داشت. حقیقت این میباشد که تمامی این دیدارها برنده و محترمانه بود.
هجرت آیت الله اعرافی، مدیریت حوزه علمیه قم، به واتیکان و دیدار با پک پذیرایی ترحیم مشهد پاپ فرانسیس که از آن تحت عنوان اولین ارتباط قانونی در میان حوزه علمیه قم و مسیحیت کاتولیک خاطر می شود، می تواند گامی تأثیرگذار در ساختوساز صلح جهانی باشد. این دیدار موضوعی بود برای گفتگویی کوتاه با پزشک معالج محمد مسجدجامعی که پنجشنبه ۵/۳/۱۴۰۱ در موسسه مرام جاری ساختن گرفت.
عنایت مسافرت آیتالله اعرافی بعنوان رئیس ناحیههای علیمه کشور ایران و دیدار با جناب پاپ رو بفرمایید؟
دیدار بزرگان و شخصیتهای فقهی اینک امری پذیرفته گردیده و معمولی میباشد. برخی حتی این دیدارها را بعنوانی عاملی برای ساخت صلح و حتی اثرگذار در ساخت صلح جهانی میدانند. بهرحال دیدار شخصیتهای فقاهتی ما و بقیه رهبران فقاهتی میتواند اساسی و تأثیرگذار باشد. در کشورایران تصور رابطه با آئینِ دیگر، بیشتر در زمینه ی مسیحیت میباشد البته ادیانی که درین روزگار نقش اجتماعی و سیاسی مهمی دارا هستند، نیز اصلی می باشند و برای مثال آیینهای هندو و بودایی و ادیانی کوچکتر که هرمورد به دلائلی مداقه دارا هستند. بهرحال رابطههای در میان فقهی موءثر و مؤثر میباشد و وقتی که به صحت و خیر و خوبی شکل بگیرد، به عایدی ما خواهد بود.
شاید بعضا معتقد باشند در حالت اقتصادی مرزوبوم حق تقدم با مسائل داخلی میباشد و این دیدارها ضرورتی نداشته باشد. لحاظ شما چیست؟
این دو ارتباطی ندارند. هرکدام وظیفه خویش را جاری ساختن میدهند. خطاها اقتصادی جانور در میهن ارتباطی به اینگونه دیدارهایی ندارد و حل این خطاها بر ذمه دولت میباشد. اما این بهاین مضمون وجود ندارد که از اجرا مسئولیتهای خودمان درباره ایرادات و یاری به مسئولان به اصطلاح کتف خالی کنیم. همگی می بایست وظایف خودشان را به صدق اجرا دهند.
نمیقدرت ذکر کرد که رابطه فی مابین رهبران شرعی بهخصوص در میهن ما، موجب حل شدن این نوع اشتباهات خواهد شد، زیرا بخش اعظمی از این ایرادات در اصلً منشاُ داخلی داراهستند. اما بخشی از خطاها فرنگی را میاقتدار از روش اینسیرتکامل دیدارها به عنوانی مدل کرد و صورتای حقیقیخیس از جمهوری اسلامی ایران را به اصحاب ادیان دیگر آرم اعطا کرد و حتی میاقتدار بخشی از اشتباهات داخلی را که ریشه برونمرزی دارا هستند، تا حدود قابل توجهی تخفیف اعطا کرد.
در قبلیی به دور یا این که مجاورت با برخی رفتارهای تند بزرگان حوزه نسبت به شخصیتهای اساسی واتیکان و همینطور تبلیغ مسیحیت مواجه بودهایم. آیا این دیدارها در تناقض با اینگونه سوابقای چک میشوند؟
در این مکان یکسری نکته وجود داراست که به ترتیب سرویس شما پهنا می کنم.
نکته اولیه: اینکه آئین مسیحیت شاخهها و به اصطلاح کلیساهای مختلفی داراست که اصلیترینش کلیسای کاتولیک به رهبری پاپ میباشد. پس پاپ رهبر کاتولیکها میباشد و خیر رهبر مجموع مسیحیت. بخشی از مسیحیان وابسته به کلیسای ارتودوکس می باشند که بخشی در اروپا میباشد مانند بلغارستان، رومانی، صربستان و یا این که روسیه و اوکراین و بیلاروس و مولداوی؛ و بخشی دیگر از این موسسه در ناحیه خاورمیانه می باشند مانند سوریه، عراق و مصر و حتی اتیوپی. بخشی دیگر انگلیکانها میباشند که مرکزشان در انگلستان میباشد. اینان هر مورد تشکیلات و رهبران و عقاید مذهبی خاص خویش را داراهستند. قسمت دیگر هم مربوط میگردد به پروتستانها کهاینها هم گشوده به دو گروه تقسیم می شوند، یعنی پروتستانهای اروپایی و آمریکایی. به همگی آنها مسیحیت گفته میشود. کلیساهای کاتولیک، ارتودوکس و انگلیکانها اینک همانند قبل تمایلات تبلیغی ندارند؛ البته پروتستانهای با ریشه امریکایی و یا این که اونجلیکالها بسیار فعال میباشند. براساس داده های عددی آنان در سال ۲۰۱۲ رویش کلیسایشان در کشور ایران از همه میهنهای جهان بیشتر بوده و این داده های عددی در کتاب “مسیحیت انجیلی” آمده میباشد. پس این که هر جا سخن از مسیحیت می گردد، گمان میرود که همگی یکجور می باشند و تمامی ذیل رهبری پاپ می باشند، اینسیرتکامل وجود ندارد و حتی فرقههای دیگر مسیحیت با پاپ که تنها رهبر فرقه کاتولیکها میباشد، اختلال داراهستند. پس هر وقتی که در جایی کلام از مسیحیت شد بایستی نخستین مشخص و معلوم خواهد شد خواسته کدام یک از این شرکتای میباشد که توضیح داده شد.
نکته دوم: این میباشد که سوابقی اعتراضی را که علمای اسلام نسبت به پاپ داشتند به هنگامی گشوده میگردد که پاپ گذشته یعنی آقای راتسنیگر در سخنرانیاش در کالج رگینسبورگ آلمان، درمورد اسلام کلام کرد. خیر صرفا جامعه روحانیت ما بلکه کلیه مسلمانها بدین مورد برخورد نشانه داده و اعتراض کردند. در آن مجال در ماموریت مراکش بودم و شاهد این اعتراضات بودم و اینکه آن ها سفیرشان در سرزمین واتیکان را فراخواندند. حتی شخصی زیرا عبادت کننده الجابری که از روشنفکران بنام بود سلسله مقالاتی در ردّ سخنان پاپ نوشت و در مجلهها منتشر شد و مدتی بعداز وی سپاس کردم. وی از دوستانم بود و اظهارکرد این وظیفهام بود که از واقعیت جانبداری کنم.
پس این اعتراض صحیح بود اما به پاپ قبل مربوط بود و وی هم ابعاد به نوعی پوزش طلبی کرد. صرف حیث از غلط بودن کلام وی، یک رهبری شرعی نباید در زمینه ی آیین دیگر به این شکل کلام میکرد. این سخرانی بواقع به وسیله اکثری از اعضای پررنگ کلیسای کاتولیک آیتم عیب گیری قرار گر فت. حتی وزیر کارها خارجه اسبق واتیکان، آقای ژان لویی توران -که بعد از آنها تحت عنوان کاردینال و مسئول مجمع اظهار کردوگوی فقهی شد – در صحبتی سری که با هم داشتیم صریحاً اعلامکرد «سخنهای پاپ برای ما خیلی گران به پایان رسید.»
اکثری از کشورها با هر نوع عمل تبلیغی مخالف میباشند، به این دلیلکه این جریان ثبات و انسجام اجتماعی آنهارا میشکند. حتی کشوری زیرا هند که تحت عنوان مطرح ترین رژیم دمکراتیک دارای شهرت گردیده، بطور بدون نقص مخالف کارهای تبشیری میباشد. تا آنجا که برخیً مبلغان پروتستان را به قتل می رسانند. این مخالفت میان هندوهای افراطی به مراتب بیشتر میباشد. این جریان در بخش اعظمی از کشورهای دیگر هم وجود دارااست. اساسی این میباشد که ادله مخالفت فقطً فقاهتی وجود ندارد.
با اعتنا به اینکه جنابعالی به بازه زمانی شش سال سفیر کشور ایران در واتیکان بودهاید چه تجربیاتی درباره دیدارهای شخصیتهای فقاهتی تشیع با جناب پاپ دارید؟
در حین مأموریتم ژان پل دوم، پاپ بود و اعضای «رومن کوریا» و به تعبیری اعضای کابینه واتیکان اشخاص دیگری بودند. در سطح های متعدد ملاقاتهای مختلفی ایفا شد. به جز مقامات قانونی، آیت الله محمد تقی مصباح دوبار به حافظه موقت آمدند و در اقامتگاه ما اقامت داشتند و یکبار ملاقات نسبتاً مفصلی با پاپ داشتند. سازه به گفته تشریفات واتیکان این کاملترین ملاقاتی بود که با یک فقیه مسلمان ایفا شد. شاید انگیزه این بود که سفارت درباره شخصیت و اثرها وی و اینکه در رأس یکیاز مرکزها اصلی آموزشی و پژوهشی اسلامی و حوزوی می باشند، گزارش جامعی نبی بود. اما ژان پل شخص بسیار باهوشی بود و ظاهراً مایل بود داده ها بیشتری در زمینهی کشور ایران و یادگرفتنهای فقهی آن داشته باشد. لذا ملاقات محرمانه بود و حتی آقای بهرام مسعود که تحت عنوان همدم و معنی کننده با وی رفته بود، نپذیرفتند و معنی کننده از جانب خودشان بود و آن طور که مرحوم آقای مصباح میاذعان کرد در موردهای مختلفی حرف گردیده بود.
حضرات نشانهها امامی کاشانی و مقتدایی هم آمدند که محترمهای علمی و برخی از اعضای رومن کوریا دیدار داشتند. از کاردینال راتسینگر که سر کردگی «کمیسیون دکترین کاتولیکی» را به ذمه داشت و بعد ها به رده پاپی رسید وقت خواستم و آقای امامی با او و اکثری دیگر ملاقات کرد. از کاردینال لاکی و کاردینال سیلوسترینی گرفته تا اساتید دانش کده گریگوری و لانترانسه و اساتید دیگری که مخصوصاً در شهر فلورانس بودند.
اما به جز این آقایان و در سطح ها متفاوت علمی و دانشگاهی، ملاقاتهای متعدّدی وجود داشت که قصه مفصلی داراست. طرفین از این دیدارها و اظهارات بسیار راضی بودند. آقای امامی کاشانی که سرگرم بازرسی و تألیف در مسئله مهدویت بود، دو هفته در حافظه موقت اقامت کرد و با اساتید و کشیشها و اسقفهای فراوانی ملاقات کرد. چنانکه آقای مصباح هم در به دور نخستین حضورشان محترمهای علمی و دانشگاهی چه در حافظه موقت و چه در شهرهای دیگر گفتگوهای زیادی داشت. حقیقت این میباشد که تمامی این دیدارها برنده و محترمانه بود.

چگونه بهترین پک پذیرایی برای مراسم ترحیم را انتخاب کنیم؟